به گزارش مشرق، مدتها است که با رشد شبکه نمایش خانگی، میزان تولیدات آثار آنان از جمله سریالها افزایش قابل توجهی یافته و مخاطب با طیف بسیاری از این نوع تولیدات مواجه است. اکثر سریالها نیز در ژانری چون اجتماعی و با سکانسهایی که میبایست درجه سنی دریافت کنند، خشونت را به نوعی بازتولید میکنند و برخی دیگر از آثار نیز به نمایش حرکات و روابط خلاف عرف جامعه میپردازند. به گونهای که فضای تلخ و سیاه نمایش خانگی بر دیگر ژانرها غلبه کرده و مخاطب مدام با آثاری تکراری رو به رو است.
جبار آذین، منتقد سینما در گفتوگو با فارس، در پاسخ به این پرسش که چرا در میان تولیدات شبکه نمایش خانگی، آثار با فضای تلخ و سیاه اجتماعی سهم بیشتری دارند و در مقابل، تعداد سریالهای خانوادگی، طنز و امیدبخش کمتر است، اظهار کرد: شبکه نمایش خانگی بهعنوان یک رسانه اجتماعی هدفمند، در صورت برخورداری از مدیریت کارآمد و سیاستهای اصولی و همسو با فرهنگ جامعه، میتوانست نقشآفرینی مؤثری در حفظ فرهنگ جامعه و فرهنگسازی داشته باشد.
وی افزود: شبکه نمایش خانگی در سالهای گذشته میان اهالی سینما و تلویزیون محل جدال بود و در نهایت نیز به زیرمجموعه تلویزیون پیوست. این اتفاق با خود سیاستها و اهدافی را به همراه آورد که در ادامه، ضرورت ایجاد تشکلی به نام ساترا برای نظارت و ممیزی محتوای تولیدات این شبکه را مطرح کرد.
این منتقد سینما ادامه داد: البته پیش از این نیز در شبکه نمایش خانگی، به دلیل فقدان نگاه فرهنگی و کارشناسی، آثاری تولید میشد که به جای حفظ فرهنگ جامعه، تثبیت مناسبات خانوادگی و اجتماعی کشور و جهتدهی صحیح به آنها، متأسفانه تحت تأثیر فعالیت گروهی از هنرمندانی قرار داشت که آثار خود را از فیلمها و سریالهای ماهوارهای خارجی و بهویژه تولیدات ترکیهای کپیبرداری میکردند. این نوع تولیدات در شبکه نمایش خانگی رونق گرفت و در نتیجه، نوعی تهاجم فرهنگی را وارد این عرصه کرد.
آذین با بیان اینکه شبکه نمایش خانگی میتوانست با حضور مستمر و فعال فرهنگی در میان خانوادهها، جامعه را بیش از پیش با هنر، هنرمندی و فرهنگ عجین کند، تصریح کرد: متأسفانه این شبکه به جای نزدیک کردن فرهنگ و جامعه به یکدیگر، میان آنها فاصله ایجاد کرده است. به همین دلیل، ناگهان شاهد هستیم که در فضایی ولنگار، تولیداتی در این شبکه عرضه میشود که با اوضاع اجتماعی کشور و مناسبات خانوادگی و اجتماعی ما همسو نیست.
وی خاطرنشان کرد: بسیاری از تولیدات این شبکه سرشار از خشم، خشونت، تبلیغ انواع ناهنجاریها، خلافکاریها، مواد مخدر، جنگ و جدال است. البته در یک اثر پلیسی ممکن است لازم باشد خیر و شر به درستی به تصویر کشیده شوند و نتیجه نبرد میان آنها نیز به پیروزی خیر منجر شود، اما این مسئله باید به شکلی خردمندانه و هنرمندانه ارائه شود، نه به صورت سطحی و کلیشهای.
این منتقد سینما ادامه داد: آنچه در شبکه نمایش خانگی شاهد هستیم، متأسفانه با این رویکرد فاصله دارد. این شبکه به جای آنکه با تولیدات متنوع خود، که ظرفیت فرهنگسازی دارند، امید و شادی را به ارمغان بیاورد و فرهنگ ملی و اسلامی را در کشور ترویج کند، در بسیاری از موارد برخلاف این مسیر حرکت میکند.
آذین با اشاره به ناهمخوانی برخی تولیدات شبکه نمایش خانگی با فرهنگ عمومی جامعه گفت: در بسیاری از آثار این شبکه، مسائلی مطرح میشود که اساساً با فرهنگ ما همسویی ندارد. در واقع، نوعی تبلیغ و ترویج فرهنگ بیگانه در این تولیدات دیده میشود. زندگیها، مناسبات، روابط میان افراد، حتی دکور، اکسسوار، رفتار شخصیتها و دیالوگهای آنها نیز در مواردی با فرهنگ ایرانی و اسلامی ما تناسبی ندارد.
وی افزود: این موارد نشاندهنده حرکت و مسیر نادرستی است که در شبکه نمایش خانگی طی میشود. البته گاهی آثاری در قالب سریال در این شبکه تولید و عرضه میشوند که کموبیش میتوانند در جهت ارتقای دانش اجتماعی مخاطبان مؤثر باشند، اما تعداد این آثار بسیار محدود و اندک است.
این منتقد سینما با انتقاد از نبود مدیریت کارآمد و سیاستگذاری فرهنگی در شبکه نمایش خانگی اظهار کرد: محدود بودن چنین آثاری نشان میدهد که مدیریت کارآمد و صحیحی بر این شبکه حاکم نیست و سیاستهایی که باید برگرفته از فرهنگ جامعه باشند، در تولیدات آن حضور ندارند یا دستکم به چشم نمیآیند.
آذین ادامه داد: سالها تلاش شده است تا مناسبات دختران و پسران در جامعه ما به شکلی عالمانه، عاقلانه و خردمندانه و در چارچوب فرهنگ و باورهای ملی و دینی شکل بگیرد، اما در مقابل، با شخصیتها و داستانهایی که در برخی سریالهای شبکه نمایش خانگی ارائه میشوند، شاهد ترویج روابط نادرست و ناسالم هستیم.
وی با اشاره به برخی شخصیتپردازیها در سریالهای نمایش خانگی تصریح کرد: برای مثال، در بعضی از این سریالها شاهد هستیم که یک شخصیت زن با انواع رفتارهای نادرست، خلافکاریها و روابط ناسالم، قهرمان داستان را شکل میدهد و ممکن است چنین الگویی به جامعه ایرانی و اسلامی ما ارائه شود. این اتفاق یا آگاهانه صورت میگیرد یا ناشی از نابخردی سازندگان این آثار است.
این منتقد سینما تأکید کرد: اگر قرار است شبکه نمایش خانگی بخواهد و بتواند به جامعه ما بهعنوان یک خدمتگزار فرهنگی و هنری خدمت کند، باید به سلیقه خاص مردم احترام بگذارد و از هنرمندانی برای تولید آثار خود دعوت به کار کند که به جامعه وفادار باشند و آثاری ارائه دهند که موجب ارتقای هنر کشور شود، نه اینکه به فرهنگ عمومی آسیب بزنند و زمینه فرهنگسوزی در جامعه را فراهم کنند.
آذین با تأکید بر ضرورت تحول در رویکردهای فرهنگی شبکه نمایش خانگی خاطرنشان کرد: من معتقدم شبکه نمایش خانگی به نوعی انقلاب فکری و فرهنگی نیاز دارد تا بتواند تولیداتی همسو و هممحتوا با فرهنگ ملی و دینی کشور ارائه کند و جایگاهی برای خود به دست بیاورد که مورد قبول خانوادهها باشد.
وی در ادامه، در پاسخ به این پرسش که آیا نمایش مداوم فضای سیاه و تلخ در برخی سریالها بیش از آنکه بازتاب واقعیتهای جامعه باشد، به فرمولی تکراری برای جذب مخاطب و افزایش بازدید آثار تبدیل شده است، گفت: یک طرف این مسئله به موضوع تهاجم فرهنگی مربوط میشود و طرف دیگر آن به ورود و فعالیت کاسبکاران در این عرصه بازمیگردد.

این منتقد سینما افزود: تعدادی از بهاصطلاح هنرنمایان و حتی بیهنران، با استفاده از فضا، امکانات و حمایتهای مالی سرشاری که از سوی برخی پلتفرمها در اختیار آنها قرار میگیرد، آثاری تولید میکنند که کاملاً سیاهنما هستند.
آذین با بیان اینکه وجود مشکلات اقتصادی، معیشتی و فرهنگی در جامعه قابل انکار نیست، اظهار کرد: ما نمیگوییم که کشور از مشکلات و ضعفهای فراوان در زمینه معیشت، مسائل مالی و حتی مسائل فرهنگی برخوردار نیست؛ این مشکلات وجود دارند، اما وجود آنها به این معنا نیست که تمام تلاش خود را معطوف به نمایش بدیها، بدبختیها، فلاکتها، فسادها و انحرافات کنیم.
چرا شبکه نمایش خانگی به جای توجه به مردم، اعتقادات جامعه و نیازهای خانوادهها، مسیر دیگری را دنبال میکند، تصریح کرد: چرا این شبکه به خواستههای خانوادهها توجه نمیکند؟ چرا تلاش نمیکند از کانون خانواده و مراکز تعیینکننده اجتماعی ما حمایت کند و به شادیبخش محافل خانوادگی و اجتماعی تبدیل شود؟ چرا باید ناامیدی، سیاهی و تلخی از طریق تولیدات این شبکه رواج پیدا کند؟وی ادامه داد: این مسئله نشان میدهد که سازندگان این نوع آثار با زوم کردن بر برخی خواستههای مخاطبان، بهویژه نسل نوجوان و جوان، از یک سو ممکن است به انحراف آنها دامن بزنند و از سوی دیگر به دنبال کسب درآمد و کاسبی در این عرصه باشند. در واقع، این افراد با فریب مخاطب تلاش میکنند هم به شهرت و نامونشان برسند و هم به اهداف غیرفرهنگی خود دست پیدا کنند.
این منتقد سینما با اشاره به ظرفیتهای هنری کشور برای تولید آثار متناسب با نیازهای جامعه گفت: اگر قرار است واقعاً در شبکه نمایش خانگی کاری انجام شود، ما هنرمندان متعهد و مردمی کم نداریم. آثار و ایدههایی که میتوانند بر مبنای خواستهها و نیازهای جامعه شکل بگیرند نیز کم نیستند.
آذین با طرح این پرسش که چرا شبکه نمایش خانگی به جای توجه به مردم، اعتقادات جامعه و نیازهای خانوادهها، مسیر دیگری را دنبال میکند، تصریح کرد: چرا این شبکه به خواستههای خانوادهها توجه نمیکند؟ چرا تلاش نمیکند از کانون خانواده و مراکز تعیینکننده اجتماعی ما حمایت کند و به شادیبخش محافل خانوادگی و اجتماعی تبدیل شود؟ چرا باید ناامیدی، سیاهی و تلخی از طریق تولیدات این شبکه رواج پیدا کند؟
وی افزود: باید دید آیا قصد و سیاستی در پس پرده این تولیدات وجود دارد که به نوعی به فرهنگسوزی اجتماعی منجر میشود یا اینکه برخی افراد تحت عنوان هنرمند، آثاری تولید میکنند که در نهایت در خدمت اهداف بیگانگان قرار میگیرد.
این منتقد سینما با تأکید بر اینکه شبکه نمایش خانگی از ظرفیت و امکانات لازم برای تبدیل شدن به یک رسانه تأثیرگذار برخوردار است، خاطرنشان کرد: این شبکه توانایی و قدرت آن را دارد که اگر به درستی مدیریت شود و هدفمند حرکت کند، بتوانیم به آن افتخار کنیم که در کنار رسانه ملی و دیگر رسانههای اجتماعی، رسانهای داریم که به جامعه خدمت میکند. اگر چنین رویکردی در شبکه نمایش خانگی شکل بگیرد، میتوان از آن بهعنوان یک رسانه خوب و تأثیرگذار یاد کرد.




