به گزارش مشرق، مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوشت:
سرهنگ شکرالله صفاپور وکیل مدافع حضرت آیتالله سید علی خامنهای در جلسه دادگاه نظامی مشهد در سال ۱۳۵۰شمسی بود که با دفاعیات خود موفق شد اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» را از موکل خود رفع نماید.
سرگذشت
از زندگی شخصی سرهنگ صفاپور اطلاعات چندانی در دست نیست، اما در مقدمه حجت فلاح بر مقاله مروری بر خاطرات سرهنگ صفاپور آمده است: شکرالله صفاپور در اصفهان به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتی را نیز در همان شهر به پایان رساند. او قبل از کودتای ۱۲۹۹ با درجه وکیلباشی به استخدام ژاندارمری درآمد. ابتدا در مشهد و سپس در بجنورد به کار مشغول شد. مدتی در شیروان و دیگر شهرهای شمال خراسان بود تا اینکه به درجه سروانی ارتقا یافت و مأمور ژاندارمری باجگیران شد. او همچنین مدتی در تربت جام بود و در اواخر این دوره به عنوان وکیل مدافع در دادگاه نظامی مشغول به کار شد. [۱]
از جمله ویژگیهای سرهنگ صفاپور طبع شاعرانه او بود که اشعاری در موضوع حماسه عاشورا و رثای اهل بیت (ع) دارد. همچنین در تاریخ لشگر خراسان اشاره شده که به هنگام تشییع جنازه کلنل پسیان «سرهنگ صفاپور اشعاری را که به این مناسبت سروده بود، قرائت کرد.» [۲]
علاوه بر این خاطراتی درباره سالهای خدمت در ارتش، و مقالاتی با عنوان «یک تاریخچه دیگر از کلنل محمدتقی خان» در روزنامه خراسان در ۲ آذر ۱۳۳۱ از او باقی مانده است. وی در سال ۱۳۶۷ در مشهد درگذشت.
نسخه خاطرات صفاپور در آرشیو مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی موجود است. این خاطرات با برخی از رویدادهای قبل از کودتای ۱۲۹۹ که در منطقه خراسان اتفاق افتاده آغاز میشود و با شرح ورود نیروهای شوروی در شهریور ۱۳۲۰ به خراسان و آوردن جسد رضاشاه به ایران خاتمه مییابد. [۳]
سندی از ارادت به امام رضا (ع)
اسناد تاریخی پراکندهای درباره شکرالله صفاپور وجود دارد، اما همین منابع معدود نشان میدهد وی فردی با علائق مذهبی و حس میهندوستی بوده است. بطور نمونه سندی از استفتاء سرهنگ صفاپور از مجتهدان مشهد در سال ۱۳۴۶ش در جلد چهارم کتاب تاریخ لشگر خراسان به چشم میخورد که حکایت از ارادتش به ائمه اطهار به خصوص امام رضا (ع) دارد.
«بسم الله الرحمن الرحیم
حضور حضرات حجج اسلام و علماء اعلام و مجتهدین و رهبران بزرگوار دامت برکاتهم
این بنده کمترین سرهنگ حاج شکرالله صفاپور افسر بازنشسته ارتش بعرض میرساند که فدوی اذن دخول به حرم مطهر امام رضا علیه السلام را ضمن مدح ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین به زبان فارسی به نظم درآورده و خلاصهای از آن منظومه را در دو قاب زیبا اهدا به آستان قدس رضوی نموده و آنها در طرفین درب ورودی از مسجد جامع گوهرشاد به دارالحفاظ نصب فرمودهاند و نیز مبلغ دو هزار تومان تقدیم آستانه شده که در اطراف قابها و سردر مربوطه، کاشی معرق چیده شود و مورد تصویب واقع شده است.
اینک عکس یکی از قابها در پیوست به نظر انور میرسد. مستدعی است با قلم کیمیا اثر ذیلا مرقوم فرمایید که این ابداع و خدمت بسیار ناچیز فدوی از لحاظ امور دینی و مذهبی در آستان ملک پاسبان حضرت ثامن الائمه علیهالسلام پسندیده است یا خیر؟»
دستخط حضرت آیتالله میلانی
«بسمهتعالی شأنه
از درگاه متعال با توسل به حضرت ثامن الائمه و حضرت ولی عصر علیماالسلام خواستارم این خدمت مورد نظر واقع شود. محمدهادی الحسینی المیلانی».
دستخط حضرت آیتالله احمد خراسانی
«بسمه تعالی
امید است این خدمت منظور نظر ثامن الائمه علیه السلام بوده باشد. احمد خراسانی» [۴]
آیتالله خامنهای و سرهنگ صفاپور
اما شکرالله صفاپور که پس از بازنشستگی به عنوان وکیل مدافع در دادگاه نظامی فعالیت میکرد، نامش در پروندههای مبارزاتی آیتالله سید علی خامنهای ثبت شده است.
آیتالله خامنهای در پاییز ۱۳۴۹ش چهارمین دوره زندان خود را سپری کرد و پس از سه ماه و بیست روز حبس، ۲۱ دی ماه آزاد شد. این حکم نه از سوی متهم و نه از طرف دادستان پذیرفته نشد. هر دو اعتراض دادند و درخواست تجدیدنظ کردند. آقای خامنهای به همه آنچه که در این صدو ده روز بر او گذشته بود اعتراض داشت و دادستان طبق معمول به حکم، که باید شدیدتر از این میبود. [۵]
به هر ترتیب پرونده حدود چند ماه بعد در پاییز۱۳۵۰ش به اتهام «اقدام علیه امنیت داخلی مملکت» و «اهانت به رئیس مملکت» در دادگاه نظامی مشهد که دادگاه تجدیدنظر بود؛ بررسی شد. سرهنگ شکرالله صفاپور که به عنوان وکیل مدافع ایشان تعیین شده بود، با دفاعیات خود موفق شد ایشان را از اتهام اول تبرئه نماید، ولی در خصوص اتهام دوم به حبس کوتاه مدت محکوم شد. در اسناد مربوط به پرونده آیتالله خامنهای نام و امضای سرهنگ صفاپور به چشم میخورد. آیتالله خامنهای در پایین برگه دادگاه نوشته بود: «تقاضای فرجام دارم. سید علی خامنهای. ۱۳۵۰/۹/۱۰» [۶]
پینوشتها:
[۱]تاریخ معاصر ایران: مجموعه مقالات، موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی، جلد هشتم، ص ۱۳۸.
[۲]تاریخ لشکر خراسان، رامین رامیننژاد، آهنگ قلم، جلد اول، ص۳۸۵.
[۳]پیشین، موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی.
[۴]تاریخ لشگر خراسان، جلد ۴، ص ۷۰. (دو دست خط دیگر هم در سند از علمای مشهد موجود است که خیلی خوانا نیست)
[۵]شرح اسم، هدایتالله بهبودی، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص۴۲۶.
[۶]تاریخ لشکر خراسان، جلد دوم، رامین رامیننژاد، آهنگ قلم، ص ۱۲۶.



