به گزارش مشرق، حامد حقپناه فعال رسانه در تلگرام نوشت:
پس از میانجیگری اردوغان در روزهای پرتنش اخیر میان آمریکا و ایران، و با اطلاع از اینکه میشود از نفوذ ترکها در ناتو و اروپا و رابطه با آمریکا در پیشبرد اهداف بهره گرفت، به یکباره تغییر صورت گرفت و مسقط که فاقد پیوندهای تمدنی، فرهنگی و … ترکیه با ایران است، میزبان نهایی شد. این رویداد، نمادی از لایههای پنهان بدبینی در روابط ایران و ترکیه است. در حالی که ترکیه به عنوان یک قدرت سنی مذهب و عضو ناتو، توانایی پلزدن میان غرب و ایران را دارد، انتخاب عمان به عنوان میانجی، نشاندهنده ترجیح ایران برای اجتناب از وابستگی به همسایهای است که تاریخچهای از رقابتهای ژئوپلیتیکی با آن دارد.
این یادداشت، بدون هرگونه پیشداوری، افزون بر رقابتهایی که بین دو کشور در خصوص مرجعیت منطقهای وجود دارد، به بررسی سندها و نشانههای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی در دو دهه اخیر (۲۰۰۶-۲۰۲۶) میپردازد که به شکلگیری این عینک بدبینی کمک کردهاند. تمرکز بر شواهد عینی از گزارشهای تحلیلی و مقالات است، نه تفسیر ایدئولوژیک.
از دیدگاه تاریخی، بخشی از ریشههای بدبینی به رقابتهای امپراتوری عثمانی و صفوی بازمیگردد که با تفاوتهای فرقهای سنی – شیعه همراه بود. در دو دهه اخیر، این میراث در رویدادهای منطقهای بازتاب یافته است. برای نمونه، در سال ۲۰۱۱، با آغاز بحران سوریه، ترکیه از مخالفان بشار اسد حمایت کرد و نیروهای خود را برای عملیات نظامی علیه کردهای سوریه اعزام نمود، در حالی که ایران از نظام سیاسی علوی بشار اسد و حزبالله لبنان پشتیبانی میکرد. این تضاد منجر به درگیریهای حمایتی شد، مانند عملیات ترکیه در شمال سوریه در ۲۰۱۹، که ایران آن را محکوم کرد و آن را تهدیدی برای تمامیت ارضی سوریه دانست.
همچنین، در جنگ یمن از ۲۰۱۵، ترکیه از نیروهای سنی حمایت کرد، در حالی که ایران به انصارالله که نوعی شیعه هستند کمک میرساند، که به مناقشات کلامی میان اردوغان و ظریف منجر شد. در قفقاز جنوبی، جنگ قرهباغ ۲۰۲۰، ترکیه را در حمایت از آذربایجان قرار داد که ایران آن را تحریک پانترکیسم تلقی کرد و منجر به دستگیری معترضان با تابعیت آذربایجانی در ایران، از جمله شهروندان ترک، شد. این رویدادها، مرزهای تاریخی را زنده کردند، جایی که ایران نگران از دست دادن نفوذ در میان آذریهای خود بود و ترکیه را متهم به مداخله در امور داخلی کرد.
در عراق نیز، پس از شکست داعش در ۲۰۱۷، ایران از شبهنظامیان شیعه ترکمن حمایت کرد، در حالی که ترکیه از سنیهای ترکمن و اقلیم کردستان عراق پشتیبانی کرد و حملاتی به نیروهای ترکیه در عراق توسط گروههای مورد حمایت ایران مانند اصحاب الکهف در ۲۰۲۱ رخ داد. این واقعیتها و شواهد نشاندهنده تکرار الگوهای تاریخی رقابت بر سر مناطق نفوذ هستند که در دو دهه اخیر تشدید شدهاند.
از زاویه اجتماعی، مسائل مربوط به اقلیتها و مهاجرت نقش کلیدی در ایجاد بدبینی ایفا کردهاند. مسئله کردی، به عنوان یک نگرانی مشترک، گاهی همکاری ایجاد کرده اما اغلب به تنش دامن زده است. در ۲۰۱۲، ترکیه، سوریه و ایران را متهم به حمایت از پکک کرد، گروهی که هر دو کشور آن را تروریستی میدانند اما به ادعای ترکها ایران گاه از آن برای مقابله با ترکیه استفاده کرده است. در ۲۰۲۵، تنشها بر سر حمایت ادعایی ایران از کردهای سوریه (SDF) بالا گرفت، که وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان، آن را هشداری برای تحریک پانترکیسم در میان آذریهای ایران دانست. این اتهامات متقابل، ریشه در ترسهای اجتماعی از جداییطلبی دارد.
همچنین، مهاجرت ایرانیان به ترکیه، به ویژه پس از اتفاقات اخیر در ایران، به یک نقطه حساس تبدیل شد. ترکیه در گذشته با ایران توافقی امضا کرد که بر اساس آن، معترضان و پناهندگان ایرانی مخالف نظام سیاسی را دستگیر و احتمالاً بازگرداند که این امر به علت کامل اجرا نشدن به عنوان نشانهای از بیاعتمادی اجتماعی تفسیر شد. از سوی دیگر، ترکیه مقصد اصلی گردشگران ایرانی از ۲۰۱۸ بوده، اما رسانههای ترکیه مانند ینی آکیت و ینی شفق، نقش ایران در نبرد حلب را برجسته کرده و احساسات ضدایرانی را تقویت کردهاند.
در سطح اجتماعی، تلاشهای ایران برای تأثیرگذاری بر علویان و شیعیان ترکیه، مانند ادعای تبلیغی عقیدتی در ۲۰۲۱ برای جذب جوانان ترک به بازدید از اماکن مقدس ایران، به عنوان مداخله دیده شده و به بدبینی دامن زده است. این نشانه ها، نشاندهنده چگونگی تأثیر مسائل اجتماعی بر روابط هستند.
از منظر فرهنگی، تفاوتهای سکولاریسم ترکیه و مردمسالاری دینی ایران، زمینهای برای بدبینی فراهم کرده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، روابط سرد شد، زیرا ترکیه ایران را تهدیدی برای سکولاریسم خود میدید..
در دو دهه اخیر، این تفاوت در رویدادهایی مانند انتقاد ایران از ممنوعیت حجاب در دانشگاههای ترکیه درسال ۱۹۹۰ ادامه یافت، اما درسال ۲۰۰۰، با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه، روابط بهبود یافت، هرچند رقابت فرهنگی باقی ماند. برای مثال، رقابت بر سر میراث فرهنگی مانند مولانا جلالالدین و جشن نوروز، در مطالعات ۲۰۲۳ برجسته شده است. ایران ترکیه را متهم به ترویج نو عثمانی از اواسط سال ۲۰۰۰ کرده، که آن را تلاش برای احیای نفوذ فرهنگی در مناطق سابق عثمانی میداند. در ۲۰۲۰، شعر اردوغان درباره رود ارس که مرز دو کشور را تقسیم میکند، به عنوان ادعای پانترکیستی تفسیر شد و منجر به تحریم کالاهای ترک در ایران گردید. همچنین، ادعاهای ایران درباره شیعهسازی در ترکیه، مانند ارتباط حزب سعادت ترکیه با ایران در ۲۰۲۳، به عنوان تلاش فرهنگی برای نفوذ دیده شده است.
در حوزه ورزشی، درگیریهای هواداران فوتبال مانند حاشیههای باشگاه تراکتور ایران در ۲۰۱۶، توسط رسانههای ترکیه بزرگنمایی شد و به تنش فرهنگی افزود. این شواهد فرهنگی، نشاندهنده چگونگی حفظ بدبینی از طریق تفاوتهای هویتی است.
در نهایت، این نشانهها از دو دهه اخیر، بدون ورود به قضاوت، نشان میدهند که بدبینی میان ایران و ترکیه از لایههای تاریخی رقابت امپراتوریها، اجتماعی اقلیتها و مهاجرت، و فرهنگی تفاوتهای ایدئولوژیک نشأت میگیرد. این الگوها، حتی در لحظات همکاری مانند مبارزه مشترک با پ.ک.ک، زیر سایه ترسهای متقابل باقی ماندهاند. درک این ریشهها میتواند به فهم بهتر پویاییهای فعلی کمک کند، جایی که روابط اقتصادی مانند تجارت گاز (ایران دومین تأمین کننده گاز ترکیه) با تنشهای ژئوپلیتیکی همزیستی دارند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۰۴:۴۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۰
۰۸:۲۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۰