اعتراف اغتشاشگری که به نتانیاهو پیام داد؛ فکر کردم دوست ماست!

اعترافات اغتشاشگر بازداشت‌شده پرده از عمق فریب برداشت؛ جایی که در اوج التهاب، پیام به نتانیاهو ارسال کرد.

به گزارش مشرق، در روزهایی که خیابان‌ها هنوز ردپای اعتراضات معیشتی را با خود داشتند، ناگهان صحنه عوض شد؛ اعتراض، آرام‌آرام جای خود را به تخریب داد و مطالبه، در هیاهوی آتش و سنگ گم شد. این تغییر مسیر نه تصادفی بود و نه خودجوش. پشت پرده، شبکه‌ای از «نه‌های تروریستی معاند» ایستاده بود که مأموریتش نه شنیدن صدای مردم، بلکه سوزاندن همان صدایی بود که می‌توانست مشروع و اصلاح‌گر باشد.

اغتشاشگران، که بسیاری از آنان در ابتدا با ادعای اعتراض وارد میدان شده بودند، ناگهان خود را در میانه سناریویی دیدند که دیگر کنترلی بر آن نداشتند. مسیرها از قبل طراحی شده بود؛ هدف‌ها مشخص، زمان‌بندی دقیق و نقش‌ها تقسیم‌شده. پیام‌ها از آن‌سوی مرزها می‌آمد؛ در قالب پیام‌های رمزدار، ویدئوهای تحریک‌آمیز، وعده‌های توخالی و تصویرسازی‌های جعلی از «قهرمان شدن با تخریب».

نه‌های تروریستی معاند، با مهارت جنگ شناختی، ذهن‌ها را نشانه رفتند. ابتدا خشم را برجسته کردند، بعد ناامیدی را تزریق کردند و در گام آخر، خشونت را به‌عنوان تنها راه «دیده شدن» جا زدند. تخریب اموال عمومی، آتش زدن بانک‌ها، حمله به مراکز خدماتی و حتی تعرض به اماکن مذهبی، نه یک انفجار لحظه‌ای احساسات، بلکه اجرای دقیق یک نسخه از پیش نوشته‌شده بود.

این واقعیت، زمانی عریان‌تر شد که اغتشاشگران مسلح در اعترافات رسمی خود لب به سخن گشودند. اعترافاتی که نشان داد بسیاری از آن‌ها نه طراح بودند و نه تصمیم‌گیر؛ بلکه مهره‌هایی بودند در صفحه شطرنج دشمن. آن‌ها صراحتاً اعلام کردند که تحت تأثیر تحریک، هدایت و القائات مستقیم شبکه‌های تروریستی معاند قرار گرفته‌اند؛ شبکه‌هایی که با تغییر جهت اعتراضات، آن‌ها را به سمت ارتکاب جرم، تخریب و درگیری مسلحانه سوق داده بودند.

در این اعترافات، یک نقطه مشترک به‌وضوح دیده می‌شد: «انحراف مسیر». مسیری که می‌توانست مطالبه‌گری باشد، به خشونت کشیده شد؛ مسیری که می‌توانست اصلاح باشد، به ناامنی ختم شد. اغتشاشگران اذعان کردند که در لحظه تصمیم‌گیری، تحت فشار فضای روانی سنگینی قرار داشتند که توسط رسانه‌های معاند و اتاق‌های عملیات خارج‌نشین ساخته شده بود؛ فضایی که در آن، تخریب «حق» جلوه داده می‌شد و قانون «دشمن».

سناریوی دشمن دقیق بود؛ مردم را هزینه اغتشاش کند، شهر را قربانی آشوب بسازد و سپس با تصویرسازی رسانه‌ای، نقش‌ها را جابه‌جا کند؛ آشوبگر را «معترض» و حافظ امنیت را «متهم». اما این سناریو، در مرحله اجرا ترک برداشت؛ جایی که اعترافات رسمی، پرده از واقعیتی برداشت که رسانه‌های معاند سال‌ها تلاش کرده بودند پنهان بماند.

واقعیت این بود که تخریب اموال عمومی نه صدای مردم، بلکه صدای دشمن بود؛ صدایی که از گلوی عده‌ای فریب‌خورده بیرون آمد. نه‌های تروریستی معاند، با سوءاستفاده از مطالبات واقعی، پروژه‌ای را پیش بردند که خروجی‌اش نه بهبود معیشت، بلکه ناامن‌سازی جامعه بود و اکنون، با روشن شدن ابعاد این اعترافات، ‌اغتشاشات مسلحانه، نتیجه طبیعی اعتراضات نبود؛ بلکه محصول یک مهندسی آشوب بود. مهندسی‌ای که اگرچه خسارت به‌جا گذاشت، اما در نهایت، با افشای پشت‌پرده‌ها و اعتراف عاملان، به بن‌بست رسید و این شاید مهم‌ترین خط تمایز باشد؛ جایی که مردم از اغتشاش جدا شدند، حقیقت از دروغ فاصله گرفت و سناریوی دشمن، پیش از رسیدن به پایان دلخواهش، فرو ریخت.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 3
  • Ismail IR ۱۹:۱۱ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۹
    5 0
    این تروریست ها باید اعدام شوند

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس