مدافع حرم فاطمیون، شهید عباس جعفری

می‌گفت مامان! تو می‌دانی من خیلی شکمو هستم، فقط آشپزی می‌کنم و در آشپزخانه هستم. تو خودت می‌دانی من هر جا بروم، به آشپزخانه می‌روم، هیچ جای دیگر نمی‌روم. در حالی که دروغ می‌گفت! اصلا در آشپزخانه نبود.

گروه جهاد و مقاومت مشرق- خانواده مدافع حرم فاطمیون، شهید عباس جعفری در یک روز گرم مردادماهی پذیرای ما بودند. خانه‌شان در یکی از کوچه‌های باریک و شیب‌دار بافت سنتی شهر پیشوا بود و حیاطی داشت کوچک و باصفا. در اتاق پذیرایی که چند تصویر از شهید عباس را به دیوارهایش نصب کرده بودند، به پشتی‌هایی با سبک افغان تکیه دادیم و گپ و گفتمان را سر انداختیم. پدر شهید که شروع به صحبت کرد، مادر و خواهر عباس‌آقا هم به جمع ما پیوستند و به تک‌تک سئوالاتمان پاسخ دادند تا بفهمیم عباس جعفری در چه خانواده‌ای رشد کرد و چگونه به شهادت رسید.

قسمت اول گفتگو را اینجا بخوانید؛

عدم همکاری خواهر مدافع حرم با برادرش! + عکس

آنچه می‌خوانید،‌ متن بی کم و کاست این گفتگو است که در چند قسمت تقدیمتان می‌شود. از آقای اردلان که ما را با خانواده شهید جعفری آشنا کرد و از برادرِ شهید که آن روز از تهران، هماهنگی‌های لازم را انجام داد، تشکر می‌کنیم...

**: اما بالاخره شما که رضایت ندادید برای رفتنش به سوریه؟

مادر شهید: نه من قبول نکردم...

چرا همه مدافعان‌حرم فاطمیون آشپز بودند؟! + عکس

**: چطور رفت؟ بی خبر؟

مادر شهید: نمی‌دانم چطور رفت. وقتی رفت سوریه از آنجا زنگ زد و گفت مامان من الان سوریه هستم؛ برو کارتم را داخل حرم امامزاده جعفر(ع) از سیدهاشم (مسئول ثبت‌نام فاطمیون) بگیر. من رفتم حرم پسر موسی بن جعفر(ع) با سیدهاشم خیلی دعوا کردم؛ گفتم تو چرا گذاشتی بچه من بدون اجازه من برود سوریه؟ گفت: مادر! من که نمی‌دانم؛ تو خودت انگشت زدی پایین رضایت‌نامه، باباش انگشت زده و رضایت داده‌اید؛ گفتم کو اثر انگشت و امضای من و پدرش؟ کجاست؟ من که مادرش هستم، پدرش هم که در خانه است؛ هیچ برگه‌ای را انگشت نزده‌ایم و امضا نکرده‌ایم، چرا بدون اجازه این کار را کردید؟... گفت مادر! من که تلفن تصویری ندارم تا ببینم کی پدرش است و کی مادرش؛ زنگ زد و یکی گفت من پدرش هستم و اجازه می‌دهم؛ یکی هم گفت من مادرش هستم و اجازه می‌دهم، من نمی‌دانم؛ والله نمی‌دانم؛ حالا که رفته و نمی‌شود کاری کرد؛ وقتی برگشت نگذار بچه‌ات برود سوریه.

**: معلوم شد اینهایی که زنگ زدند چه کسانی بودند؟

مادر شهید: نه؛ من نفهمیدم.

**: اثر انگشت‌های چه کسی پای برگه بود؟

مادر شهید: من نمی‌دانم؛ حالا آن سیدهاشم راست گفته یا دروغ گفته، برگه‌اش را که نشان نداد، گفت این با این اجازه رفته، دفعه بعد که برگشت دیگر اجازه ندهید. اما دفعه بعد که برگشت خیلی با عباسم ناراحتی کردم. شش ماه بعد آمد.

خواهر شهید: نه، سه ماه بعد، سه ماه به سه ماه می‌آمد.

**: البته می‌شد تمدید کرد. اعزام اولشان شش ماه طول کشید؟

مادر شهید: فکر کنم شش ماه یا سه ماه، دقیق یادم نیست.

خواهر شهید: سه ماه بود، بعد مثلا اگر خودشان می‌خواستند یک ماه دیگر تمدید می‌کردند. نهایتا یک ماه می‌توانستند تمدید کنند.

چرا همه مدافعان‌حرم فاطمیون آشپز بودند؟! + عکس
پدر، مادر و خواهر شهید عباس جعفری در خانه‌شان پذیرای ما بودند

**: بعد چهار ماه که عباس‌آقا برگشتند؛ صحیح و سالم بودند؟

مادر شهید: بله.

خواهر شهید: نه مامان، همان موقع برگه اعصابش را آورده بود.

مادر شهید: نه، این دفعه دوم بود.

پدر شهید: موجی شده بود.

مادر شهید: موجی شدنش در اعزام دوم بود. دفعه اول سالم آمد.

پدر شهید: به ما هیچ چیزی نگفت، دستش زخمی شده بود؛ بعد از آن، از طریق رفیق‌هایش، عکس‌هایش را دیدیم.

مادر شهید: عکس‌هایش را اصلا به ما نشان نمی‌داد.

**: اعزام دوم و سوم که می‌گویید مجروح شده بود را برایمان تعریف می‌کنید...

پدر شهید: بله.

چرا همه مدافعان‌حرم فاطمیون آشپز بودند؟! + عکس
با پدر و مادر و مادربزرگ در سفر به کربلا

**: به شما هیچی نگفت؟

پدر شهید: نه چیزی نگفت!

خواهر شهید: می‌گفت من تدارکات‌چی هستم، آشپزی می‌کنم، لباس‌های بچه‌ها را می‌شورم، جایم خوب است، خیالتان راحت باشد.

مادر شهید: می‌گفت مامان! تو می‌دانی من خیلی شکمو هستم، فقط آشپزی می‌کنم و در آشپزخانه هستم. تو خودت می‌دانی من هر جا بروم، به آشپزخانه می‌روم، هیچ جای دیگر نمی‌روم. در حالی که دروغ می‌گفت! اصلا در آشپزخانه نبود.

خواهر شهید: اصلا همچین جایی نبود. چون چند تا از آشنایان ما می‌گفتند پسران ما سوریه هستند، گفت پسر شما آنجا چه کار می‌کند؟ گفتش که آشپز است.

مادر شهید: بچه‌ی دایی‌ام و برادرِ زن‌دایی من چند سال سوریه بودند. از آنها پرسیدم؛ گفتند نه اصلا آشپزخانه نیست.

خواهر شهید: فامیل‌مان اول رفته بود به مادرش گفته بود، مامانش رفته بود به پسرش گفته بود «شما چرا نمی‌روید آشپزخانه کار کنید؛ عباس همچین جایی است؛» گفته بود مامان! وسط جنگ آشپزخانه چه‌کار می‌کند؟ ما اصلا آشپزخانه نداریم!

مادر شهید: پسردایی‌م که بود، از بس روی تانک شلیک می‌کرد، زن دایی‌م می‌گفت روح‌الله که می‌آید اینقدر آنجا با تانک شلیک می‌کند از صدایش، از گوش‌هایش خون می‌آید. وقتی جاروبرقی را روشن می‌کنیم، اعصابش می‌ریزد به هم؛ عباس اینطور نیست؟ گفتم نه، عباس در آشپزخانه کار می‌کند؛ می‌گوید من نمی‌روم. بعد پسرش گفته بود که نه مامان، عباس به مادرش دروغ گفته! اصلا آشپزخانه نیست که برود آشپزخانه.

دفعه دوم که آمد با ۵ ، ۶ نفر از دوستانش آمد؛ از اصفهان بودند؛ از قم و تهران بودند؛ آنها همه زخمی شده بودند. عباسِ من آن موقع موجی شده بود. (خواهر شهید: دو هفته زنگ نزده بود.) اصلا هم نگفت که من موجی شدم؛ گفت من بچه‌ها را می‌برم برای دوا و درمان.

چرا همه مدافعان‌حرم فاطمیون آشپز بودند؟! + عکس

**: در چه فاصله‌ای برگشتند؟

مادر شهید: تقریبا دو ماه بعدش برگشت.

خواهر شهید: نه، از همان اول که رفت یکی دو هفته زنگ نزد؛ بعدش در هفته دو سه بار زنگ می‌زد، بعد مثلا ده روز شده بود که زنگ نزده بود؛ حدود ده روز بی‌خبر بودیم که مادرم نگران شد و از همه،‌ حال عباس را می‌پرسید. ما آن زمان کلاس قرآن می‌رفتیم؛ یک خانمی آنجا بود که پسرش در سوریه بود، گفتم که این مشخصات برادرم است؛ می‌توانند از پسرشان که سوریه است پیگیری کنند ببینند حالش چطور است؟ دو هفته از عباس خبری نیامده بود. ایشان می‌گفت: نگران نباش! برادرت حالش خوب است؛ چند وقت دیگر برمی‌گردد. بعد دیدم داداشم تماس گرفت، گفت: ما آخر هفته برمی‌گردیم. هر بار سه ماه به سه ماه می‌آمد، این بار کمتر شده بود.

**: به خاطر مجروحیتشان؟

مادر شهید: هر موقع که می‌آمد، زنگ می‌زد و می‌گفت مامان! سوغاتی چی بیاورم برایتان؟ گفتم چیزی نمی‌خواهم. چون پدرش در گلخانه کار می‌کرد گفتم فقط روغن زیتون بیاور دست و پای بابایت را چرب کنیم، دیگر چیزی نمی‌خواهیم. با دوستانش که آمد، رفت بیمارستان بقیه الله. اصلا هم نگفت من موجی شده‌ام.

**: بعد از اینکه آمدند خانه، رفتند بیمارستان؟

مادر شهید: بله، با دوستانش آمد خانه، ناهار خوردند و رفتند.

**: که بروند بیمارستان و خودشان را معرفی کنند؟

مادر شهید: بله؛ رفیق‌هایش هم دست‌هایشان مجروح شده بود.

**: عباس آقا آسیب بدنی هم دیده بود؟

خواهر شهید: دستش فقط باندپیچی شده بود. لباسش را که درآورد دستش را با باند کِشی بسته بود. من بهش گفتم که چی شده؟ آمده بود در آشپزخانه؛ گفت که دوستانم آمدند، غذای خوشمزه درست کن و سنگ تمام بگذار. گفتم چی شده؟ اول خندید و بعد گفت: این بنده خداها دستشان قطع شده، ترسیده‌اند، من اینها را برداشتم آوردم که غش نکنند! (مزاح می‌کرد) بعد همینطور بلند بلند می‌خندید. گفتم بگو چی شده؟ دست خودش هم بسته بود. گفت هیچی، ایستگاه صلواتی شربت شهادت می‌دادند، بقیه رفتند خوردند و شهید شدند، ته مانده بقیه مانده بود، لیس زدم ولی کارم به جایی نرسید. می‌خندید و از این حرف‌ها می‌زد.

چرا همه مدافعان‌حرم فاطمیون آشپز بودند؟! + عکس
سلفی با برادر

**: موج انفجار ایشان را گرفته بود و باید تحت مداوا می‌بود؟

پدر شهید: بله، یک شهیدی بوده که خیلی داد می‌زد؛ بنده خدا زخمی شده بود، ترکش به زیربغلش گرفته بود؛ گفت شب بود من زیر بغل این را گرفته بودم که این زیاد داد نزند، فهمیدم که یک صدایی آمد روی هوا، دیگر نفهمیدم کجا خورد و نخورد، دیدم زیربغلم چیزی نیست، سبک است، نگاه کردم سرش زیربغلم مانده و ترکش بقیه را برده بود...

**: راکتی که آمده قطع کرده بود...

پدر شهید: بله.

**: منظورتان این است که از این اتفاق ضربه روحی خورده بود؟

پدر شهید: ضربه روحی خورده بود، منتها انفجار آن گلوله هم شدید بوده.

**: پس اثرات موج آن گلوله مانده بود...

پدر شهید: بعد از آن شد که کلا خیلی قاطی می‌کرد؛ یک مقدار که محکم‌تر صحبت می‌کردی، حالش دگرگون می‌شد.

مادر شهید: دوست نداشت بچه‌ها زیاد سر و صدا کنند و بلند صحبت کنند، می‌گفت آرام باشید؛ سرم درد می‌کند.

**: واکنش نشان دادنش به خاطر همان اتفاق بود؟

پدر شهید: بله، رفیق‌هایش هم می‌گفتند ما این را محکم نگه می‌داشتیم تا به خودش ضربه نزند.

مادر شهید: چهار نفر این را نگه می‌داشتند، ولی زخمی‌ها را یک نفر می‌برد. موجی که شده بود سه چهار نفری او را گرفته بودند تا به خوش آسیب نزند.

**: توانشان یک باره چند برابر می‌شود...

پدر شهید: بله، می‌دوید سمت دشمن. می‌گفتند با زور نگهش داشتم و آوردیمش.

**: ایشان را با نامه بردید بیمارستان؟

پدر شهید: خودش رفت؛ ما نبردیم.

**: چقدر بستری شدند؟

مادر شهید: بستری نشد؛ سرپایی ویزیتش کردند. یکی دو ماه هم اینجا ماند.

**: دارو هم داده بودند؟

پدر شهید: داروها را که می خورد،‌ تقریبا ۶ ، ۷ ساعت خواب بود؛ هر کار می‌کردم بیدار نمی‌شد.

**: چقدر استراحتشان در این دوره طول کشید؟

مادر شهید: یکی دو ماه اینجا بود، بعدش دوباره رفت سوریه. او اصلا به من نمی‌گفت که من می‌روم. فقط دفعه آخر که رفته بود خانه خواهرم، گفته‌ بود: خاله من می‌خواهم بروم سوریه، تا من در خانه تو هستم به مامانم زنگ نزن؛ بعد از آن که رفتم،‌ زنگ بزن و بگو من عازم سوریه‌ام.

چرا همه مدافعان‌حرم فاطمیون آشپز بودند؟! + عکس

**: منزل خواهرتان تهران است؟

مادر شهید: نه؛ پیشوا است.

**: می‌رفتند برای خداحافظی؟

مادر شهید: بله، فقط به شوهرخواهرم می‌گفت شماره شما را داده‌ام برای موقعیت ضروری که با شما تماس بگیرند. باید گوشی‌تان را بردارید. من اصلا نمی‌دانستم شماره‌ای که می‌گیرند بعد از اینکه شهید شوند باید به خانواده‌شان خبر دهند؛ به خاطر همین شماره‌ها را می‌گرفتند. به شوهرخواهرم می‌گفت من این دفعه رفتم، شماره شما را دادم. وقتی می‌رفت، خواهرم زنگ می‌زد و می‌گفت آبجی! عباس رفت؛ هر کار کردم نگذاشت به تو زنگ بزنم؛ همین الان از در رفت بیرون، گفت من می‌روم سوریه.

هر چه زنگ زدم گوشی‌اش را برنداشت و دیگر خاموش بود. من هم زنگ زدم به پدرش که سر گلخانه بود. خیلی گریه کردم. گفتم من به تو می‌گویم هر سری عباس می‌آید این را نصیحت کن نرود، هیچی به او نمی‌گویی، باز هم رفت. آن روز هم گریه خیلی کردم. پدرش هم زنگ زد، داخل فرودگاه که گوشی‌اش را روشن کرد، جواب داد. پدرش گفت مادرت اینطور می‌کند؛ من تو را حلال نمی‌کنم؛ تو چرا بدون اجازه مادرت می‌روی؟! خیلی اصرار کرده بود و این دفعه از فرودگاه برگشت و نرفت.

آمد، کوله‌پشتی‌اش را انداخت در خانه و گفت مامان بیا، همه رفیق‌هایم رفتند، نمی‌گذاری من بروم؟ تو از مرگ می‌ترسی؟ مرگ همه‌اش دست خداست، تو از مرگ می‌ترسی؟ من شاید رفتم با موتور تصادف کردم یا رفتم بنایی از سر داربست افتادم و مُردم؛ تو فردا جلوی فاطمه زهرا(س) جوابگوی من هستی که من را اجازه نمی‌دهی بروم؟! مدام می‌گویی مرگ، مرگ؛ حالا ببین چند تا از آشناها با موتور تصادف کردند و رفتند. یکی از این بچه‌ها هم سوریه می‌رفت، داداشش نگذاشته بود برود، ما فلانی را دیدیم، برادرش گفت من اجازه نمی‌دهم برود سوریه. ولی با پسرخاله‌اش رفت همانجا با موتور تصادف کرد و درجا تمام کرد!

**: من این اتفاق را یک جای دیگر هم شنیده بودم که یک مادر آمد پیش مسئول ثبت‌نام و داد و بیداد کرده بود که پسر من را نگذار برود و برگه ثبت‌نام را گرفته بود و پاره کرده بود. هفته بعد دوباره آمد و گریه و زاری کرد که ای کاش پای من می‌شکست و نمی‌آمدم اینجا و پسر من می‌رفت سوریه! پسر من تصادف کرد و به رحمت خدا رفت. موقعی که کاسه لبریز بشود دیگر هیچ چیزی جلودار نیست...

مادر شهید: من خیلی گریه کردم. گفت مامان! چرا تو اینطوری می‌کنی؟ گفتم وقتی تو می‌روی سوریه، من تمام بدنم می‌لرزد. گفت مامان هیچ وقت اینطوری نکن؛ این دو سال که من می‌روم سوریه و می‌آیم، در گروهی که ۳۰ ، ۴۰ نفر بودیم، همه‌شان رفتند شهید شدند و فقط من ماندم. یکی را گرفتم زیر بغلم و اینطوری شهید شد؛‌ یک رفیق دیگرم را کشیدم، اگر او نبود، نصف بدن من هم نبود، قطع نخاع می‌شدم، آنجا هم شهید نشدم. باران بود، در گودی افتاده بودیم؛ از یک طرف تیر داعش می‌آمد، از یک طرف باران. من آنجا زنده ماندم. این حرف را نزن که تو می‌روی سوریه و شهید می‌شوی؛ مرگ هر موقع بیاید خدا خودش بخواهد همانجا می‌رود، تو اجازه نمی‌دهی که من بروم. من خودم دوست دارم که بروم.

پدر شهید: من هیچ وقت نمی‌گفتم نرو.

مادر شهید: پدرش هیچ وقت نمی‌گفت نرو.

پدر شهید: فقط ۶ ، ۷ ماه گذشته بود، می‌گفت ما گروه شناسایی هستیم.

مادر شهید: عکس‌های مین‌ها و موانع را نشان می‌داد.

چرا همه مدافعان‌حرم فاطمیون آشپز بودند؟! + عکس

پدر شهید: می‌گفتم بابا جان! جنگ برو اما شناسایی نرو؛ گفت چرا؟ گفتم این تک‌تیری‌ها دوربین دارند، با این تفنگ‌های دوربین دار ۵ ریالی را هم از روی زمین که بیندازی، برمی‌دارند. خطرش خیلی بالاست. بعد هر کار کردیم گفت بابا من سه ماهم تمام شود، لباس فرماندهی‌ام را می‌گیرم. یعنی از این، دو نفر مانده بودند، بقیه شهید شده بودند. یکی عباس آقا و یکی محمود حیدری که او تازه شهید شده.

مادر شهید: تازه دامادی بود که تازه شهید شده. پنجم ششم محرم پارسال شهید شدند.

**: تهران بودند؟

مادر شهید: کرج بودند.

پدر شهید: که بعد از شهادت، بچه‌اش به دنیا آمده.

مادر شهید: او خیلی با عباس من رفیق بود. خیلی صمیمی بودند.

پدر شهید: آن دفعه که ما رفتیم سوریه، از آنجا که آمدیم، گفت می‌روید پاسپورت بگیرید برای کربلا، برای ما هم بگیرید.

**: یعنی بعد از سومین بار که برگشتند، صحبت کربلا شد؟

پدر شهید: سال آخر بود.

**: ایشان در این چهار سال مدام می‌آمدند و می‌رفتند، مثلا سه ماه می‌رفتند و یک ماه بر می‌گشتند؟

خواهر شهید: یک هفته مرخصی می‌گرفت؛ از این سه‌شنبه تا آن سه‌شنبه که پرواز داشتند.

پدر شهید: بقیه بیشتر می‌ماندند؛ می‌گفتم چطور بقیه می‌مانند؟ تو چرا نمی‌مانی؟ می‌گفت من کار دارم. ما نمی‌دانستیم کارش چیست.

ـ**: کسی که می‌رود آنجا، جای دیگری دلش بند نمی‌شود.

مادر شهید: من نتوانستم دیگر جلویش را بگیرم که سوریه نرود. من خیلی گریه می‌کردم ولی باباش هیچ تلاشی نمی‌کرد که سوریه نرود. اصلا به من نگفت زخمی شده

خواهر شهید: اصلا این عکس‌ها را ندیده‌بودم. دقیقا بار آخری که می‌خواستند بروند سوریه و شهید شدند، سری قبلش با پدر و مادرم رفته بودند، عکس‌های سوریه و عکس‌های کربلا را به من داد. مادرم گفت این عکس‌ها را برای من هم کپی کن. عکس‌های دوربینش را داد و گفت من حال ندارم همه را دانه دانه انتخاب کنم، بیا همه‌اش را بریز توی گوشی‌ات. همه را کلی ریخته بودند. ما اصلا آن شب عباس را هم ندیدیم، چون کارهایش خیلی طول کشید. بعد، فردایش که رفت، تازه از توی عکس‌ها تازه دیدیم که این دستش زخمی شده بوده.

**: زخمی شدن مال همان یک اعزام به آخر است؟ عکسش جدید است یا مال دوران اول موج گرفتی است؟

خواهر شهید: یک بار موج گرفته شدند، یک بار دیگر هم دستشان مجروح شد.

پدر شهید: زنگ می‌زد با مامانش صحبت می‌کرد، گفتم زنگ زدی دیدیش؟ گفت بله؛ گفتم بهش نگفتی راه برو؟ گفت نه.

مادر شهید: گفتم فقط عباس حالش خوب بود؛ نشسته بود جلوی پنجره‌ها حرف می‌زد.

پدر شهید: آخرش من مجبور کردم؛ گفتم بگو راه برو، این دفعه زنگ زد بگو راه برو.

**: مگر تماس تصویری بود؟

مادر شهید: بله؛ تصویری بود.

خواهر شهید: چون جزو نیروهای اطلاعات و عملیات بود، امکان این را داشت که از گوشی هوشمند استفاده کند.

چرا همه مدافعان‌حرم فاطمیون آشپز بودند؟! + عکس
عباس جعفری در واحد اطلاعات و عملیات مشغول بود

**: چون خیلی‌هایشان نمی‌توانستند گوشی ببرند.

مادر شهید: این دخترم فهمیده بود زخمی شده و در بیمارستان است چیزی نگفت. همه نقشه‌هایش در گوشی‌اش بود، که چطور نقشه بریزد. وقتی گوشی‌اش را آوردند، همه نقشه‌ها و جاهایی که رفته بودند را دیدم.

**: این که می‌گویید یعنی گوشی‌شان بعد از شهادتشان به دستتان رسیده؟

پدر شهید: گوشی‌اش سه چهار ماه بعد از شهادت آمد...

*میثم رشیدی مهرآبادی

ادامه دارد...

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 78
  • در انتظار بررسی: 2
  • غیر قابل انتشار: 28
  • احمد IR ۰۷:۳۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    54 9
    خدا به پدر و مادر و خانواده شهید صبر و اجر عظیم بدهد . انان رفتند تا ما بمانیم . امنیت ما مدیون خون های مطهر این عزیزان هست . شادی روح شهدا صلوات .اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم
  • َسعید رضوان IR ۰۸:۱۸ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    35 5
    سلام برشهیدان. بنده در خط اول جنگ تن به تن در سوریه با داعش بودم که گردانهای افغان در همان خط در کنار ما فعالیت داشتن. نترس و جنگجو. وشهدای بسیاری را در این راه نثار اسلام نمودن. یاعلی
  • حسین ترابی نژاد IR ۰۹:۲۵ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    24 5
    حاج قاسم خدارحمتشون کنه همه ازبچه های فاطمیون افغان تعریف میکرد روح این سفرکردشاد خدابه خانوادش صبر بده انشاالله
  • عذرا نریمیسا IR ۰۹:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    19 3
    روحشان شاد ان شاالله... خداوند به خانواده ایشان صبر بدهد.
  • محسن IR ۰۹:۴۵ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    20 4
    اللهم الرزقنا شهادت فی سبیلک
  • کسری IR ۰۹:۵۳ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    14 2
    روحش شاد و در آرامش ابدی هیچ مرگی با عزت تر از شهادت نیست.
  • IR ۱۰:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    9 1
    اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک
  • IR ۱۰:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    8 5
    اون وقت هرچی بدو بیراه است به افغان میگین
    • IR ۱۰:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      16 3
      ما و افغان ها یک ملت هستیم. انگلیس پدرسگ در سال 1857 آنها را از ما جدا کرد.
    • RO ۱۴:۰۸ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      2 18
      شما آره یه ملت هستین مارو به خودتون نچسبونین افغانی زبانها
    • محمد IR ۱۶:۱۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      4 0
      من نمیدونم والا دلیل نژاد پرستی اونم افراطی بعضیا دلیلش چیه چرا حالیشون نیست ک انسانیت و آدم بودن به نژاد شون نیست کی میخوان اینو بفهمن خدا عالمه
    • امید IR ۱۶:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      5 0
      ایران و افغانستان دو کشور، یک ملت. زنده باد افغانستان و ایران . از طرف یک ایرانی
    • بهلول IR ۱۶:۳۱ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      2 2
      چطوری آلبانی نشین چایی عصرت رو که خوردی دیگه چیزی نحور
  • IR ۱۰:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    8 3
    خدا مارا هم لایق شهادت و ظهور کنه
  • IR ۱۰:۵۲ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    7 4
    چرا هیچکدام از مسئولین و فرزندانشان مدافع حرم نشدن تا حالا آیا مرگ حق است برای همسایه
    • سپاه پاسداران انقلاب اسلامی IR ۱۱:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      7 3
      رضا حاجی زاده پسر امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه...که شهید شد.آنهم در خان طومان.
  • علی US ۱۰:۵۷ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    12 23
    سلام.اگر بشار اسد مشروعیت قانونی دارد چرا نمیتواند ۱۰هزار نیرو از مردم سوریه را به ارتش خود ملحق کند و چرا ایران باید هزینه کند و تاوان بدهد .متاسفانه با دادن تابعیت به این اتباع بیگانه اکر مشکلی با افغانستان برای ما بوجود اید همین جمعیت میلیونی افغانی ها خیلی برای کشور مشکل ساز میشوند.این گروه هر چه سریعتر باید منحل شود و تابعیتی داده نشود.چرا همیشه ما باید تاوان ندانم کاری هر کشوری را بدهیم
    • DE ۱۱:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      7 2
      سلام برای فاطمیون حق مهمتر از ناسیونالیسم است، خیالتان راحت باشد که به ایران پشت نمی‌کنند، مگر اینکه بر عکس آن اتفاق بیافتد. در سوریه از چند ده کشور برای شکست اسد آمده‌اند. داعش اینترنشنال با اعتقاد به وهابی‌گری و شیعه‌ستیزی شدیدا بر ضد ایران و ایرانی و تشیع است حتی اگر این سرزمین نظام سکولار داشته باشد. تاریخ را مطالعه کنید. پس برای ایران گزینه‌ای جز احقاق حقش نمی‌ماند.
    • سامان. IR ۱۲:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      2 10
      عالی و بسیار درست. گفتید ‌‌آفرین حرف حق همینه بشار ‌ب ا خانواده خود اگر تو یدری محبوبیت داشت و اکثریت دوستش داشتن و ظالم و دیکتاتور نبود کار به اینجا نمیرسید
    • سلمان پاک IR ۱۲:۲۲ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      6 1
      چیزی که ایرانی و افغانستانی را با هم جمع می کند و متحد می سازد، حب علی بن ابی طالب و ائمه است. چیزی که هیچ وقتی رنگ نمی بازد. هر کسی علم دشمنی با آل علی را بلند کند، ورمی افتد.
    • صبغت الله IR ۱۲:۴۸ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      6 2
      توکه آمریکایی وازایران رفتی چرا حرس میخوری بدبخت، اینا بلاخره یک مذهب ویک هدفند،اصلا بتو چی؟
    • IR ۱۵:۴۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      4 2
      مشکل از بشار اسد نبود . کما اینکه داعشی ها و وهابی های حرام زاده و حرام لقمه ، با پول عربستان سقوطی و آمریکا و نقشه صهیونیستهای بی پدر و مادر غاصب ، نقشه ای توپ کشیده بودند که نسبت به بشار اسد بدبین شده بودند . وهابی ها 20 سال تبلیغ کردند و مسجد ساختند و پول به مردم می دادند . شیعه و سنی راه انداختند و مردم سنی را ناراضی کردند . در این بین هر روز یک نفر را می کشتند و به گردن بشار اسد می انداختند . و آنقدر این کار را کردند تا همه باورشان شده بود که بشار اسد باعث خرابی سوریه است . در واقع پس از ورود گروه حربی و جنگی داعش و النصره و ... همین مردم پس از چند سال از خواب غفلت بلند شدند و تازه فهمیدند که چه کلاه گشادی سرشان از سمت عربستان رفته است .
  • یاور IR ۱۱:۲۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    5 2
    خداوند روحشان را با سید و سالار شهیدان محشور بدارد.(شادی روح شهدا صلوات)
  • IR ۱۱:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    4 0
    بققول شهید بهشتی داعش خارجی تمام شد رفت داعشهای داخلی که حقوق نجومی میگیرند و اختلاص و رانت خوار هستند را بچسبید
  • IR ۱۱:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 0
    روحش شادویادش گرامی انشاالله دست ماروهم در اون دنیا بگیرن
  • IR ۱۲:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    3 0
    سلام و درود خدا باد بر این شهدای مظلوم بی پناه که افتخار شیعه و اسلام و ایران هستند کاش مسوولان بیشتر و بهتر به فکر خانواده های این مظلومان بودند که هر چه ایران و شیعه دارد مدیون این شهدای شجاع هست
  • عزیزی IR ۱۲:۲۲ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    3 0
    چه چهره جالب و زیبایی دارد این شهید عباس جعفری عزیز
  • مقداد IR ۱۲:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 0
    خدا رحمت کند همه شهیدان عزیز مدافع حرم را که خیلی غریبند
  • محسن IR ۱۲:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    3 0
    درود بر مشرق که هر روز ما را به دل ماجراهای عجیب می برد و با سرگذشت این عزیزان آشنا می کند. اگر مشرق نبود،‌ما چطوری می توانستیم مهمان این خانواده عزیز و خاطرات ارزشمندشان باشیم. دم شما گرم
    • رضا IR ۱۶:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      4 1
      درست ميگى مجسن ، اما گاهى هم پدرسوخته بازى ميكنه مشرق ، اون خلوص بچه حزب اللهى هاى اوائل انقلاب رو ندارند ، هدف براشون وسيله رو توجيه ميكنه ، خدا نكنه يه كلمه مثلا در باره مهدى محمدى يا محمد ايمانى و يا خيلى از اون آدم هاى درجه سه و چهار بدرد نخورشون حرف حق بزنى يا انتقاد كنى عمراً منتشر كنند ، عجيب قبيله گرا و باندبازند ! ذره اى مروت و مردونگى تو وجودشون نيست من خودم عاشق و مريد حاج قاسمم بقيه اين جماعت رو بدم مياد ازشون، بدجورى حال بهم زنند ، در دشمنى با اشخاص عمراً اگه تقوا و عدالت رو رعايت كنند ، مثلاً روحانى روسياه كه منهم قبولش ندارم اينها به خودشون اجازه ميدن تا هر كار ناشايست و گناه كبيره اى بهش نسبت بدن يا اصلاح طلب ها رو كه حاضر نيستند نقاط قوت اونها را ببينند فقط ناسزا و فحش و فضيحت بارشون ميكنند ، خدا نكنه با كسى چپ بيفتند ديگه طرف ضد انقلاب و بى دين و مهره دشمنه ، فوراً خدا و دين و قيامت رو فراموش ميكنند
  • فرزان فر IR ۱۲:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    4 0
    واقعا شهداي فاطميون مظلوميت و نجابت عجيبي دارند خوشا به سعادتشان
  • سالار IR ۱۲:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 0
    درود خدا بر شهیدان سلام بر شهیدان
  • رضا IR ۱۲:۴۵ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 0
    چقدر خوشبحالش واقعا خدا اونو شفیع ما قرار بده
  • مهدی IR ۱۲:۵۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    3 0
    نه کسی بدرقه اشان کرد نه کسی به استقبالشان رفت از اینها گذشته چه حرفهایی که بهشان نگفتند
  • یاران IR ۱۳:۰۱ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    3 2
    فرق شما با طالبان و داعش چیه ، با طالبان و داعش و غیره باید بیعت کنی و براشون بجنگی ، ایران هم جان بچه هاشون را میگیره (گروگان گیری ) که امکانات در ایران بهشون بده اکثرا هم میدونن برگشتی در کار نیست ، 5 الی 7 میلیون افغانی در ایران داریم نمیگم همشون بد هستن ولی اگه طالبان یا داعش اعلام جنگ با ایران کنه فاجعه ای در ایران رخ خواهد داد . مسئولین ما هم که همه دو تابیعتی و همه خواب هستن .
    • امید IR ۱۶:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      3 0
      چه خبر؟ خوبی ، خوشی!!؟؟
  • ناشناس IR ۱۳:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 1
    غلط کرده اون بی شعوری که گفته همه افراد گردان فاطمیون آشپز بودند گردان فاطمیون (افغانستانی‌ها)شجاعترین جنگاورانی بودند که سوریه وداعش به چشم خودشون دیدند
    • مینایی IR ۱۳:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      2 0
      تو آدم حسابی اول کل مطلب رو بخون و بعدش قضاوت کن!!!
    • کوروش IR ۱۶:۳۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      7 2
      اگه اینا شجاع بودن که جلوی طالبان می ایستادن ولی ببخشید اینا خودشون هم یه نوع طالب هستن. بدبختا بخاطر پول چه کارها که نمیکنن
    • امیرترکمن IR ۱۷:۲۲ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      3 0
      آقا جون چرامطلبو نمیگیری؟ میگفتن آشپزن که ازنگرانی خانوادشون کم بشه
    • IR ۲۲:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      2 0
      الان نزدیک به چهل ساله که دارن در برابر طالبان مقاومت نشون میدن .دلیل شکست الانشونم اینه که صلاح هاشون همگی مال آمریکاست ،آمریکا هم که داره از این کشور خارج میشه به همه دستور دادن صلاح هاشونو باید بیان و تحویل بدن همه صلاح ها رو پس گرفتن بدون صلاح هم که نمیشه جنگید شما هم اگه قسمت اول و مطلب الان و درست خونده باشین میفهمین که به خاطر پول نرفتن . نمیدونم کدوم عقل کلیه که میگه اینا به خاطر پول رفتن این شهید بزرگوار چهار سال تمام تو سوریه جنگیدن و مجروح شدن اونم در برابر داعشی که کمترین کارش سر بریدنه ، تو جایی که یکی مث تو جرعت نداره یه شبم اونجا بمونه اونوقت توووووو میای از شجاعت حرف میزنی .یکم فک کن بعدا حرف بزن .بفهم داری در مورد کی از شجاعت حرف میزنی
    • IR ۲۲:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      0 0
      ایشون جز نیرو های اطلاعاتی بودن. فک نکنم جرعت همون آشپز بودنم تو همچین موقعیتی رو داشته باشی اون وقت داری حرف از شجاعت میزنی بدبخت .
  • زهراهادب IR ۱۳:۵۳ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    3 0
    خوش به سعادت تک تک شهدا خدایا به ما لیاقت بده
  • ۱۵:۱۳ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    3 0
    چه زیبا گفت امام خمینی رحمه الله تعالی علیه که شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان عندربهم یرزقونند
  • ناشناس IR ۱۵:۴۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    3 0
    تمام کسانی که محبت اهل بیت دارند از ایرانی عراقی ترکی افغانستانی آمریکایی آفریقایی اروپایی با هم یکی هستند و هر که با این خاندان دشمن است با همه محبان این خاندان هم دشمن است
  • م. IR ۱۵:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 0
    درود برشهدا.هزاران درود برشهدای فاطمیون.
    • IR ۱۰:۵۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
      0 0
      سلام بر شهیدان راه حق سلام بر شهیدان که با داعش و آمریکا و آل سعود جنگیدند و شهید شدند فرقی نمیکنه چه سپاهی باشه چه ارتشی چه بسیجی چه فاطمیون چه حزب الله همه برادر و هدف عالی دارند خوشا به حالشان
  • امیر IR ۱۶:۲۴ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 0
    به حرمت اعجاز چشم تو جان میدهیم "یا زینب" خداوند با ارباب بی کفنمان سید و سالار شهیدان محشورشان کند شادی ارواح پاک شهیدان صلوات اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  • امید IR ۱۶:۲۴ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 0
    نوکر همه ی مدافعان حرم مخصوصا شهدای فاطمیون و خانواده هاشونم. مظلوم ترین شهدای تاریخ مثل ارباب.
  • IR ۱۶:۴۳ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 2
    چرا گیر دادید به افِغانی ها اینها دارن ایران را اشغال خاموش میکنند تعدادشون در ایران خیلی زیاده چرا مسولان این کشور چاره ای نمی اندیشند باور کنید اگه پاتون را از مرز بزارید اون طرف همین ها تیکه تیکه تون میکنند همین ها آب را روی ایران بستند اون وقت در ایران دانشگاه میرند و از همه حقوق برابر بر خوردارن همه مشاغل را گرفتن به دست و جوانهای ایرانی که این کشور سرزمین آبا واجدادی اونهاست را بیکار کردیم باور کنید ملتی مظلومتر و بدبخت تر از ایران وجود نداره هی نگیم ملت مظلوم افغان ملت مظلوم عراق و.....
    • IR ۱۷:۴۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      2 0
      احسنت همه از روی احساسات حرف میزنن
    • IR ۱۹:۳۸ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      0 0
      تو خوبی دادااش ؟ شهدای دفاع مقدس ا چه گونه توجیه می کنید؟
    • IR ۱۹:۴۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
      0 0
      شمایی که میگین الان همینا اون ور مرز تیکه تیکه تون میکنه و اینا از همه حقوق برخوردارن و دانشگاه میرن .اگه نمیدونی بدون همینا دوران دفاع مقدس بالای سه هزار تا شهید دادن فقط سه هزار تا شهید بدون جانباز ها و اونایی ک سالم برگشتن ,بزرگ ترین تیپ ,تیپ ابوذر بود ک مال افغانی ها بود اون زمان. حالا که شما داری درست و میخونی و دانشگاه میری و میگی همون حق وحقوقی که شما داری و اونام دارن صرفا جهت اطلاعت میگم هیچ فرقی بین ی دانشجوی که از کشورهای خارج مثل عراق و پاکستان میاد با یه دانشجوی افغانی ک تو ایران زندگی میکنه گذاشته نمیشه .پول رایج کشور ریاله ولی همینا دانشگاه دولتیم که بخوان بخونن شهریه شون به دلار حساب میشه. از لحاظ شغلم ک بخوام بگم اکثر شون بنا و کارگر و کشاورزن که هیچ کدوم حاضر نیستیم همچین کارهایی و انجام بدیم . بقیه کشورا بعد سه چهار سال موندن تابعیت میدن والا هیچ مشکلیم از این لحاظ براشون پیش نیومده . با این وجود درست که فکر کنیم این شما و امثال شما هستین که از روی احساسات و با توجه به ملیت همچین افکاری دارین و این حرفا رو میزنین
    • حسن IR ۰۳:۱۱ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
      0 0
      دوست عزیز وقتی اطلاعات درست نداری حرف الکی نزن . آب رو مگه ملت افغانستان به روی ایران بست ؟دولت افغانستان به رهبری اشرف غنی خاعن که به ملت خودش خیانت کرد آلو بست . بعدش حرف از حقوقه یک سان میزنی میشه بگی چه حقوقی داریم ما تو ایران ؟ درس میخونم با هزینه خودمون ولی دانشگاه راه نمیدن به سیم کارت ایرانسل می‌خریم سند به ناممون نمیزنن حق استفاده از بیمه نداریم ماشین بهمون میفروشن ولی گواهی نامه نمیدن . البته حق هم داری چون در مورده چیزی مطالعه نمیکنی . زمان هشت سال جنگ تحمیلی ایران و عراق چقدر از این بچه‌ای افغانی تو جبهه برای ایران جنگیدن و خون دادن حرف از کدوم اشغالگری میزنی وقتی خودت وجودت اینو نداری که تو گاوداری و مرغداری و شهرداری ویا کار ساختمانی کار کنی همین ما مردم افغانی با کمترین حقوق سخت‌ترین کارها و انجام میدیم پس قبل از این که دهنتو بازی یه کم فکر کن . .....التماس تفکر
  • مهدی IR ۱۶:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    1 0
    یالیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما
  • محمد کاظم IR ۱۷:۱۲ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 0
    اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک
  • م ا FR ۱۷:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    1 0
    اینها مایه افتخار برای افغانستان و اسلام وخط مقاومت هستند آبروی افغانها هستند گرچه برگی به جبهه کشیدیم خوشا به سعادت اینان که شهادت را فهمیدند با تمام وجود عاشق شدن. وپر کشیدن خدایا شهادت را به ما هم بفهمیم وبعد....؟.کنع
  • شیرمحمدی IR ۱۸:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    2 0
    لشگر فاطمیون پشتوانه ای ست پولادین،در مقابل متعرضین به مذهب شیعه،،
  • IR ۲۲:۴۲ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    0 0
    ترامپ هم آشپز بود.. کتلت درست میکرد.
    • قاسم سلیمانی IR ۱۰:۰۱ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۸
      0 0
      بالاخره خودش هم مزه کتلت رو بدجور چشید،سوخت.
  • ناشناس IR ۲۲:۵۷ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    0 0
    خوشا به سعادتشان
  • گمنام IR ۲۳:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    1 0
    خدا شاهده من هر بار یاد مدافعین حرم میفتم بحالشو ن غبطه میخورم... این سالها آرزو کردم کاش افغانستانی بودم که برای دفاع از حرم اجازه راحت می‌دادند اما چون ایرانی هستیم هرکاری کردیم نذاشتند افسوس و خوش بسعادتشون...
  • فاطمه IR ۲۳:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
    1 0
    چه چهره‌ی دلنشینی داره ...خدا به خانوادش صبر بده و ان شاءالله که شهید شفاعتمون کنه
  • IR ۰۰:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    0 0
    الهم صل علی فاطمه وابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
  • Eli IR ۰۰:۵۴ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    0 0
    خیلی تو ایران براشون کم میزارن همسرم گروه فاطمیون بود چندتا جای بدنش ترکش داره سه سال یه خبری ازش نگرفتن یه حقوق میدادن بهش اونم سه سالی هست قطع کردن باید به اینا چی گفت واقعا که
    • IR ۱۸:۱۹ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۸
      0 0
      به ایران چه ربطی داره ؟ والا من پانزده سالم بود رفتم جبهه جنگ با عراق تنها چیزی که به من دادند کسری مدت زمان جنگ بود که از سرباز ی کم کردند وسلام .... اینا شانسنامه میگیرند حقوق میگریند کار حساس هم میدن
  • مجیدعراقی IR ۰۶:۵۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    0 0
    خداوند بزرگ هیچکسی رابافرزندازمایشنکنه من داغ اولاددیدم خدایاشکرت ولی خیلی زودنبودتو۳۵سالگی عمرم داغ اعصای دست۱۵ساله روسینه ام گذاشتی درست وقتی که تازه میخواستم ثمره۱۵سال زحمتموبچشم که خداباگرفتنش زندگیموازدست دادم بلای بدی آمده سرم داغ اولادکشیدم میگم خدایا داغ اولادانقدرسخته که خداباصلاح خودش قسمت داعشی هم نکنه خیلی سخته روزهای راتجربه کردم بعدبچم که توخوابمم نمی‌دیدم حتی برای دشمنمم ازمخیله ذهنمم ردنمیشدکه به صدای بچم اینگونه دلتنگ ونبودش انقدراذیتم کنه ای کاشهارودلم گذاشت ای خداهیچ کسی رااینگونه امتحان هم نکنه خیلی سخته من کشیدم چه کنم چه کنم انداخته به وجودم دقیقازمانی که دنیاروناعدالتی فراگرفته دردلی درمان دنیاراتعطیل کرده و بازهم هیچ مسئولی به خودش نیومدنشانه های آخرزمان همینه کرنابتعث شدمدارس تعطیل شدالانبدون شک بچه های۱۲ساله هیچکدام امامان ومظلومین شهیداسلام ووجوداقاامام زمانوهمه فراموش کردن که به اینجایی که هستیم رسیدیممدرسه تعطیل شدوفاصله هازیادبین خانواده اولین تکنولوژی همه راازهم دورکردوتجاوزها وتعرزهابه حدی رسید که آدمی هرروز باگوشهاشون چیزهایی میشنوندکه هنگ میکنن کداممون برای سلامتی امام زمان صدقه دادیم وظهوراقاراازخداخواستارشدیم بخداخیلی هانمیدونن که امام زمان هم هست آخرت زمانی هم هست خدایی هم هست ناشکریهابه یه جایی رسیده که پدربهفرزندرحم نمیکنه فقطظهوراقاامام زمان
  • IR ۰۷:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    0 0
    خوش به سعادتشون خوش به سعادت یه همچنین خانواده ی محترمی که پسر به این خوبی تربیت کردند کاش مدیون شهدا نباشیم وبرای ما دعا کنند ان شاءالله
  • سیدفرزام شرفاء IR ۱۰:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    0 0
    بلادن ووبوش شریک بودن وچندتاهم هواپیماهای مسافرتی وو..بعدازاین کنجینه ی طلای باختری روروسا درافغانستان کشف کردن...چشم طمع خیلی ها،مخصوصاآمریکاوووو..وگروه طالبان روبارهبری بلادن معرفی کردن..وحادثه ی ۱۱سپتامبرروبرنامریزی کردن...وبلادن هم گردن گرفت وبوش هم نیروفرستاد..همزمان ۳شخص روهمون زمان بورسیه کردن به امریکا...که یکی شدرئیس جمهور،دومی رئیس طالبان،سومی هم سفیرامریکابه افغانستان...قدرت نظامیه افغانستان هیچ وقت شکست نمیخورد،ایناهم بازیه واین وسط مردم کشته وآوره میشن...پاکستان میخوادمرزاش بزرگتربشه...اشرف غنی سدکریم خان روزدوایران روتحریک کرد وبعدخودش رفت..امارات وعربستان وامریکاهم که یکی فقط نفت داره وآمریکا هم فقط طلا که بیشترشواستخراج کرده،امارات هم مثل عربستان حاکمان مثلا عاقلی پیداکردن که کشورخشک وپست وحقیرشون روپیشرفت دادن...بااااا...سرمایه گذاری وشراکت ودزدی ازکشورهای منطقه ی ما...اگرایران وافغانستان،ترکیه،روسیه،کره،وکشورهای منطتقه اتحادنکنن ..مطمئنم هدف اصلیشون به غیرازدزدی،حتی بااستفاده ازجنگ نرم وعقیده و آزادیه .....( دانشمندان وووبردنشون به کشورخودشون وپیشرفت مملکت خودشون ) وجلوگیری ازپیشرفت ازبین بردن تاریخ وتمدن این منطقست...چون خودشون هیچ تاریخی ندارن،ازیه طرف هم اسرائیل رومثل طالبان وداعش پایگذاری کردن برای ترور دانشمندان وشخصیت هایی که پیروعقیده ومذهب وکشورخودشون بودن،...آمریکا؛ازهمه چی استفاده میکنه،،ازنژادپرستی اعراب به ایرانیها..ازایرانیهادرمفابل افانستانیها..وخیلی بیشترازاین حرفااااا..خلاصه افغانستان ومردمم به کمک ایران وبرادران ایرانی نیازداره..همه ی ماتاریخ مشترک داریم..لعنت به آمریکااروپا که بازیگران قابلی هستن...فعلا✋یاعلی...
  • احمد شاه ارشک IR ۱۱:۲۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    0 0
    شهدا ما را بدهکار خود کرده آمد. با حرم امامان دردوعالم خود را محبوب کرده اند
  • IR ۱۵:۱۲ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    0 0
    چه آقا پسری بودن این عباس آقای گل با وجود این که مسئولیت خطیری داشتن اما دلشون نمیخواسته تو دل خانوادشونو خالی کنن روحشون شاد و یادشون گرامی
  • IR ۱۶:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    0 0
    روحشون شاد. مرزهای جغرافیایی رو ماتعیین کردیم . همه مسلمانان برادرن به غیر از داعش و وهابیها که اصلا مسلمان نیستن.
  • سیدعلیرضا IR ۱۶:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    2 0
    بند‌ساکن‌زابل‌هستم‌کل‌ظاهر‌این‌افقانها‌را‌نخورید‌اینها‌چقد‌از‌فرزندان‌ایرانی‌را‌به‌شهادت‌رساندند‌‌افقان‌‌افقان‌است‌‌چرا‌این‌مفت‌خورا‌را‌سرمایهای‌ایران‌را.به‌این‌مفت‌خورا‌مدید‌مگر‌ما‌۸سال‌دفای‌مقدس‌را‌با‌افقانها‌پیروز‌شدیم‌چرا‌به‌جای‌این‌افقانها‌از‌نیروهای‌خودمان‌استفاده‌نمیکنیم‌
  • لک دلفانی IR ۱۶:۴۵ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    0 0
    خوشا به سعادت شهدا، خدایا به آبروی شهدای عزیز قسمت میدهم عاقبت مارا ختم به شهادت در راه خودت عنایت بفرما الهی آمین
  • محمد IR ۲۰:۰۸ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    0 0
    دنیا همه بدانند خون های شهدای مدافع حرم درکل کشورهای مظلوم جریان دارد یاعلی التماس دعا
  • ناشناس IR ۲۱:۴۴ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۷
    3 1
    شما بی جا کردید که زمان جنگ ایران وعراق برای ما جنگید جوانهای ایرانی که دست رو سرشون نمیرسید از هیبت و غیرتشون جنگیدند که تو هر اتوبان کوچه و محلی که بری عکسشون هست ودر هر خونه ای را بزنی یه شهید برا وطن وآب وخاکش دا ده وجلوی صدام ایستادند و مثل شما پا به فرار نزاشتند یک عده تون هم در قبال خدماتی که دریافت کردید رفتید مثلا اگه صد هزار ایرانی میرفت جبهه یک افغانی هم در ازای دریافت پول وخدمات میرفت و این دلیل نمیشه* همین الان هم جوانهای مردم به خدمت سربازی برند تا شما ها وزن وبچه هاتون امنیت وآسایش داشته باشید و کار کنید اینجا ایران و کشور ایرانی هاست ودر طول تاریخ ما یک وجب از این خاک را به بیگانه نداده ایم چه امریکایی چه انگلیسی و ...وچه افغانی اگر هم این همه سال اینجا موندید بزرگ منشی مرددم و نظام اسلامی هست وفکر نکنید تا ابد میتونید اینجا بمانید باید برید وکشور خودتون را بسازید و وبال گردن دیگران نشوید و خواهشا غصه مرغداریها وبنایی ها و غیره را نخورید اینقدر انسان بیکار هست خواهشا مسولان عزیز تا بیشتر از این دیر نشده برای تعداد زیاد افغانی ها که باعث بیکاری ایرانی ها و هزاران مشکل و معضل اجتماعی شده وروز به روز توقعاتشان بیشتر میشود چاره ای بیندیشند
    • US ۰۲:۲۱ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۸
      0 0
      با حرمت به شرف و بزرگ منشی ایرانی های عزیز ! اونی که خودت داری بلغور میکنی رو بفهم داری چی میگی درسته جونهای ایرانی برای دفاع از خاکشون جان فدایی های کرد و در هرکوچه اسم یک شهید بود اینجا خاکشون بود ولی ما برای پرچم صاحب الزمان که اینجا بلند شده در زمان جنگ تحمیلی یک تیپ و بزرگترین تیپ هم بود تحت نظر ابوذر فدا کردیم شهید دادیم جانباز دادیم برای اینکه علم همچنان به ایستد و همچنان در سوریه برای مذهب جنگیدیم تا شیعه آرام بماند این جماعتی که برای افکار مذهبی که دارند جنگیدن نه برای پول و مال خودت حاضری برای ۴ ملیون جانت رو به خطر بی اندازی طبیعی هست که اینکار را نه میکنی ونمیتوانی بکنی ! دوست ما که از مرغداری و گاو داری سخن آورد گفت ما از حقوق یکسان برخوردار نیستیم اما فدایی این علم شده ایم و بازهم میشویم بابت این مدتی که تحمل کرده اید هم ما مدیون شما و لطف شما هستیم روزی آباد گردد و طن مان برمیگردیم و از نیکان شما به نیکی یاد خواهیم کرد قطعا نمکدان رو نخواهیم شکست . اینقدر میکروب اظهان ملت نشو
  • سامان IR ۰۰:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۸
    0 0
    اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس