کد خبر 1099621
تاریخ انتشار: ۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۲:۱۰
مجرم نمایه - کراپ‌شده

دزد ۳۰ ساله‌ با اعترافاتش، بازپرس دادسرای مشهد را به حیرت وا داشت؛ او پس از سه سال فرار، خود را تسلیم قانون کرد.

به گزارش مشرق، دیگر نمی‌خواهم به روزهای تلخ گذشته ام باز گردم. از آن روزگار تلخ و سیاه خسته شده ام و باید تاوان گناهانم را پس بدهم چرا که ...

این‌ها بخشی از اظهارات دزد ۳۰ ساله‌ای است که با اعترافاتش، بازپرس دادسرای مشهد را به حیرت وا داشت. او که پس از سه سال فرار، خود را تسلیم قانون کرده بود، وقتی مقابل میز عدالت و در برابر قاضی محمدرضا جعفری (بازپرس شعبه ۴۰۷ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد) ایستاد، به صراحت اتهام سرقت احشام و دیگر لوازم ساختمانی را پذیرفت و در تشریح ماجرا گفت: از همان دوران نوجوانی به خلافکاری رو آوردم و مدام به دنبال رفیق بازی و مشروب خوری و مصرف مواد مخدر بودم.

در این میان، تعدادی از جوانان تازه به دوران رسیده روستا نیز با من همراه بودند و به چیزی جز خوش گذرانی و تفریح نمی‌اندیشیدند.


هر روز بیشتر به سوی خلاف کشیده می‌شدم تا این که روزی مادرم دختری از اهالی روستا را برای ازدواج به من پیشنهاد داد. این موضوع آن قدر جدی بود که حتی پدرم به طور غیرمستقیم آن دختر را برایم خواستگاری کرده بود، اما من هیچ علاقه‌ای به «سکینه» نداشتم.


او دختر خوبی بود و هیچ ایرادی نداشت، ولی من هیچ گاه به ازدواج با او نمی‌اندیشیدم. با وجود این، پدر و مادرم فکر می‌کردند اگر من با سکینه ازدواج کنم، از لاابالی گری دست می‌کشم و سر به راه خواهم شد. این گونه بود که برای فرار از این ازدواج، نقشه سرقت را طراحی کردم. برای اجرای این نقشه ابتدا به سراغ برادر آن دختر رفتم. او جوانی کم سن و سال بود. در حالی که من ۲۷ سال داشتم و هیجانی تصمیم نمی‌گرفتم.

خلاصه، خیلی زود به برادر سکینه نزدیک شدم و رفاقت صمیمانه‌ای را با او برقرار کردم. چند روز بعد نقشه سرقت احشام یکی از اهالی روستا را با «نعمت» در میان گذاشتم.

او کاملا مخالف بود، ولی من برای اجرای نقشه فرارم از ازدواج باید او را به هر طریق ممکن راضی می‌کردم، برای این منظور به سراغ یکی دیگر از دوستان هم بساطی ام رفتم و نقشه سرقت احشام را برایش شرح دادم.

وقتی «وحید» به همراهی با من راضی شد، از او خواستم نعمت را نیز قانع کند. او که نمی‌دانست در ذهن من چه می‌گذرد، نقشه ام را پذیرفت و دو نفری نعمت را دوره کردیم.

آن قدر از زوایای مختلف او را در تنگنا قرار دادیم تا بالاخره به همکاری با ما رضایت داد و من جزئیات نقشه سرقت را برای آن‌ها شرح دادم و در پایان نیز گفتم اگر کارمان را به درستی انجام بدهیم هیچ کس به ما مشکوک نمی‌شود، اما در واقع هدف من از نقشه سرقت این بود که خودم را به برادر سکینه یک دزد حرفه‌ای معرفی کنم و او به خواهرش اجازه ندهد تا با من ازدواج کند. این گونه من از شر این ازدواج ناخواسته رها می‌شدم.

خلاصه، چند روز بعد همه لوازم مورد نیاز دستبرد به احشام را آماده کردم و به همراه نعمت و وحید شبانه وارد ساختمان یکی از اهالی روستا شدیم و علاوه بر چند رأس گوسفند، وسایل ساختمانی دیگری را نیز به سرقت بردیم، اگرچه مالباخته شکایتی را در یکی از مراکز انتظامی مطرح کرد، اما هیچ کس به ما مظنون نشد و من هم با آن دختر ازدواج نکردم چرا که باید از روستا دور می‌شدم.

از آن روز به بعد و با تقسیم پول احشام سرقتی، من از همدستانم جدا شدم و به مکان دیگری رفتم و به خلافکاری‌های خودم ادامه دادم، ولی دو سال قبل ناگهان به آخر خط رسیدم و خودم را موجودی درمانده و بدبخت یافتم. هیچ چیزی نداشتم و با بدبختی و فلاکت روزگار می‌گذراندم تا این که شبی خداوند دستم را گرفت و راه توبه را نشانم داد. همان شب توبه کردم و دست از کارهای خلاف کشیدم.

دیگر حتی لب به مشروب هم نزدم تا برای یک بار هم شده، راه درست زندگی کردن را تجربه کنم. بالاخره باید گذشته ام را نیز جبران می‌کردم.

این بود که به یکی از مراکز انتظامی رفتم و با تشریح ماجرای سرقت احشام در سه سال گذشته خودم را تسلیم قانون کردم، ولی ماموران انتظامی حرف هایم را باور نمی‌کردند و من به ناچار جزئیات بیشتری از سرقت احشام را توضیح دادم.

در همین حال یکی از افسران از پاسگاه محل استعلام کرد و این گونه پرونده ام را از بایگانی بیرون کشیدند و ... حالا هم می‌دانم مالباخته حاضر به گذشت نیست، اما من می‌خواهم پاک زندگی کنم و اگر مالباخته کمکم کند تا بتوانم کار کنم و اقساطی خسارتش را بپردازم، دیگر هیچ گاه به دنبال خلاف نمی‌روم.

خانواده ام نیز در تنگنای اقتصادی قرار دارند و نمی‌توانند به من کمک کنند، اما من صادقانه همه اتهام‌ها را می‌پذیرم و از محضر بازپرس محترم تقاضا دارم تا دستور دستگیری همدستانم را صادر نکند چرا که من آن‌ها را وادار به این کار کردم و ...

ماجرای واقعی براساس یک پرونده قضایی

منبع: روزنامه خراسان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 32
  • در انتظار بررسی: 8
  • غیر قابل انتشار: 5
  • علی IR ۰۲:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    22 37
    یکی جلوی این روزنامه خراسان رو بگیره جز سیاه نمایی از شهر مشهد و استان خراسان انگار کار دیگه ای نداره
    • mika NL ۰۹:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
      20 7
      سیاه نمایی؟ ازخواب بیدار شو لطفا. واقعا امام رئوف ما اونجا غریبه. متاسفانه خراسان یکی از جرم خیزترین مناطق کشور شده. قاچاق مواد، دزدی، طلاق، فحشا....
    • شایان IR ۰۹:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
      19 6
      سیاه نمایی چیه . مشهد بالاترین رتبه سرقت و قتل رو در پرونده خود ثبت کرده . بهتره یه سرچ ساده کنی تا امار دقیق قپه قضائیه رو ببینی که مشهد از لحاظ جرم و جنایت در چه رتبه ای قرار داره .
    • IR ۱۰:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
      21 4
      هرجائیکه خدا بیشتر یاد میشه شیطان آنجا فعال تره !!!!
    • IR ۱۰:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
      5 2
      واقعیت های شهر مشهد همینه تنها روزنامه اصولگرای حق طلب و منصف در کل کشور
    • علی IR ۱۳:۴۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
      10 5
      کسایی که نظر میدن از روی آمار نظر نمیدن و بیشتر از روی حس و حال خودشونه لطفا یه نگاه به آمار جرائم توی شهر های ایران بندازید میبینید تهران، ایلام، یزد، اصفهان و ... در بعضی جرائم وضعیت بدتری دارن. سیاه نمایی یعنی اینکه انقدر یه موضوع رو به صورت خاص پوشش بدیم که دیگه حس نشه اونجا چیز مثبتی هم داره.
  • IR ۰۷:۲۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    26 22
    در این میان، تعدادی از جوانان تازه به دوران رسیده روستا نیز با من همراه بودند و به چیزی جز خوش گذرانی و تفریح نمی‌اندیشیدند./// این است نتیجه ترویج فرهنگ آمریکایی "از تک تک لحظات زندگی لذت ببر". آن احمق هایی که مروج هرچیز آمریکایی هستند آیا میدانند که شریک جرم گمراهان خواهند بود؟
  • IR ۰۷:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    9 0
    منقلب شد
  • IR ۰۸:۱۰ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    42 0
    کم هست ازین افراد . ذاتش درسته . انشاالله راه بازگشتش و اصلاحش هموار بشه .
  • سید احسان حسینی IR ۰۸:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    18 1
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ خوش به حالش به خاطر توبه اش
  • خلیج فارس IR ۰۸:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    22 1
    مرد باش و مرد زندگی کن امیدوارم که همیشه در راه درست زندگیت رو پیش ببری و دست مهربان خدواند یاور یار زندگیت باشد
  • IR ۰۸:۲۵ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    5 1
    امیدوارم تمام جوانانمان به راه راست هدایت شوند، وامیدوارم تمام جوانانمان از مواد مخدر بدور زندگی کنند، چون هم مشروبات الکلی و هم مواد مخدر کاملاً ویرانگر است . یک چیزی رو همیشه به یاد داشته باشید ،ای جوانان : وجودمان به اینها احتیاجی ندارد، فقط یک سری عادات بدی هستند که بایستی کنار گذاشته باشند.
  • IR ۰۸:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    4 5
    حاجی حیف این بنده خداست بگیرینش ببرین تو این سازمان های جاسوسی تربیتش کنین به درد می خوره
  • IR ۰۸:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    15 1
    توبه تو انشالله که نصوح باشد در هر حال مبارک است
    • IR ۰۹:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
      9 4
      توبه نستوه
  • IR ۰۸:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    1 4
    این همه دزززدی کردی تعریفت کنیم
    • IR ۱۶:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
      4 0
      تو ساکت شو طعنه زن! طرف رفته با پای خودش میگه من امدم تاوان بدم . تو کی باشی ؟ از آیندت خبر داری؟ یه جوری حرف بزن همه بگن عقل داری نه اینکه سبک مغزی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  • معلم IR ۰۸:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    2 6
    شبیه قصه هایی است که شب برای خواب کردن بچه ها سر هم میشود ولی بعضی از عناصر قصه را کم دارد ، بنابراین باور پذیری آن کم میشود اصولاً قصه ها حتی اگر سراسر افسانه هم باشد مانند کلیله و دامنه اما به خاطر فرم صحیح باز هم باور پذیرند در حالیکه خواننده میداند امکان این اتفاقات وجود ندارد قصه های این روزنامه که زیاد هم هست باید توسط یک نویسنده حرفه ای تر پردازش شود
  • IR ۰۹:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    8 5
    با همه اینها شرف دارد به دولت های بازرگان و خاتمی وبنی صدر و به خصوص دولت روحانی که هم اقتصاد ایران را حراج کردند و هم خود باوری جوانانمان را . و تازه طلبکار هم هستند .
  • مسعود IR ۰۹:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    0 4
    احتمالا مواد زده و تو حال خودش نبوده، تعجب نکن اقای بازپرس
  • علی IR ۰۹:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    7 1
    اقا به شرط التماس دعای ایشان من حاضرم بر اساس توانم در جبران خسارتها بهش کمک کنم .مشرق یه جوری ما رو بهش وصل کن.
  • ناشناس IR ۱۰:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    3 3
    آخه چرا فقط مشهد و قاسم آباد هرچی خبره برا مشهده خخخخ
    • IR ۱۰:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
      15 5
      برای اینکه تهران گل و بلبله کرج گل و بلبل شیرازو اصفهان و ایلام همه جا گل و بلبله؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! روزنامه ها فقط فقط حوادث مشهد رو بولد می کنن امام رضا به کمرتون بزنه
  • عباس کاربخش راوری IR ۱۰:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    6 1
    باید به کسی که به جرم خود اعتراف میکند وپشیمان است فرصت داد تا به جامعه برگردد همه از جمله قاضی باید به او کمک کن شاید خدا خواست اصلاح ش ودیگر به کارهای گذشته دست نز د
  • IR ۱۰:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    5 1
    ان الله یحب التوابین
  • IR ۱۰:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    5 2
    نصف بیشتر اخبار حوادث و جرائم از مشهده عصیان شده؟ چیکار میکنن اونجا
  • IR ۱۱:۰۳ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    3 1
    خدا رو شکر دست از اینکار برداشت امیدوارم بتونه اشتباهاتشو جبران کنه و زندگی شو به درستی ادامه بده بازم شکر
  • IR ۱۱:۰۷ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    1 3
    10:20 صحبت شما برعکس است!؟هرچقدر که خدا را بیش تریاد کنیم وبه یاد خداباشیم شیطان ازآن جا دورمی شودحتی "جن"باگفتن*بسم الله الرحمن الرحیم* فوری فرار می کنه..
  • IR ۱۱:۵۲ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    3 0
    کدوم شهر مهم نیست همه توشون جرم هست مشهد هم شهر بزرگی است و جرم بیشتری توش اتفاق میفته چرا تعصب بیخود بعد اینکه باید به انور ماجرا هم فکر کرد که شاید برای فرار از چیزی جرم قبلی خودش رو لو داده یعنی شاید مساله توبه نباشه همه جوانب رو باید در نظر گرفت
  • IR ۱۵:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    3 0
    انشاالله مسولین ما هم روزی توبه کنند
  • IR ۱۶:۱۲ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
    2 0
    من مشهدیم و شهر ما شده کانون خلاف . یکی به داد ما برسه فرقی هم نداره از سجاد شهر تا گلشهر، تخلف فراوانه.
  • سپهری IR ۰۳:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    0 0
    علت بالا بودن جرائم که خیلیا عنوان میکنن به اطلاع برسونم خیلی از این اشرار که اسم مشهد و بد میکنن بدونین اصالتا اصلا مشهدی نیستن ..مشهدی اصیل تو مشهد بشدت کمه و اتفاقا اصالت قوی دارند و آدمهای با ریشه ای هستن ارجاع به حریان زنان نوغان قابل اشاره و متاسفانه سالهای گذشته مشهد پر شده از آدمهایی که از سراسر ایران و افغانستان جمع شدند و طبیعیه شهر شلوغ با ازدیاد تابعیت ها توش هزار جور اتفاق هم میفته..پس لطف کنین هر چی تو مشهد میشه رو ریشه اش و ببینید تا بفهمید طرف اصلا مشهدی نیست و اصالتش مال جای دیگست اغلب مواقع

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس