مطالعه داستان ها و خاطرات جنگ علاوه بر آشنایی با تاریخ، حس شجاعت، ایثار و مقاومت رادر مردم مخصوصا جوانان تقویت می کند. از دل این گونه خاطرات و داستان ها الگو ها و قهرمان های واقعی رخ می نمایند.

به گزارش مشرق، مهین سماواتی مربی ادبی کانون پرورش  فکری کودکان و نوجوان است. او می گوید که  ۲۰سال در حوزه شعر و داستان کارکرده است.۶کتاب داستانی مستقل برای کودکان و نوجوانان و بزرگسالان نوشته است.۲ کتاب در حوزه دفاع مقدس، یک رمان کودک و نوجوان و یک کتاب خاطرات به نام دو ماشال در دست چاپ دارد . ۴۰عنوان رتبه و تقدیر از جشنواره های کشور دارد و داور چندین جشنواره داستانی نیز بوده است .وی یکی از نویسندگان داستان های ۱۱ گانه کتاب "یخ در بهشت" در حوزه دفاع مقدس است که از سوی انتشارات کتاب جمکران در سال ۹۷ منتشر شده است. با وی در باره داستانش و نیز مسائل و مشکلات مربوط به نوشتن در حوزه دفاع مقدس به گفت و گو نشستیم که می خوانید.

موضوع  داستان شما در کتاب یخ در بهشت چیست. این داستان واقعی و مستند است؟

داستان "عروس قصر جنگ" که در قالب یکی از داستان های کتاب " یخ در بهشت" به چاپ رسیده است مربوط به یکی از روستاهای مرزی شهرستان قصر شیرین است. دشمن به این قسمت از خاک کشورمان تجاوز می کند،مردهای روستا برای تهیه سلاح به طرف شهر قصر شیرین حرکت می کنند و تنها زنها و بچه ها در روستا باقی می مانند.در میان زنها، تازه عروسی است که مرگ را بر اسارت به دست بعثی ها ترجیح می دهدو مادر شوهر این تازه عروس هم  گرفتار بحران بزرگی است و باید سخت ترین تصمیم زندگی اش را بگیرد.

چطور شد به این سوژه برای نوشتن رسیدید؟

تاریخ جنگ را مطالعه می کردم .پیشروی ارتش عراق از مرز خسروی ،و سقوط پادگان های مرزی و هجوم وحشیانه و تجاوز به حریم روستاها و مردم مظلوم مرز نشین و غافلگیری انها، قتل و غارت، اهانت و به اسارت بردن زن ها و بچه ها ذهنم را حسابی درگیر کرد. شخصیت تازه عروسی به نام شیرین در خیالم گفت از من بنویس و من نوشتم .

در نهایی کردن داستان چه کسانی به شما کمک کردند. چه ایرادهایی در مراحل نوشتن داستان گرفته می شد که شما به اصلاح آن ایرادها اقدام کردید. شما آن ایرادها را قبول داشتید یا مجبور به اصلاح شدید؟

خانم عذرا موسوی مشوق من در این کار بوده اند.از ایشان به خاطر دقت نظر و پیگیری هایی که انجام دادند سپاسگزارم .

معمولا مسئولان و مراکزی که باید مجوز انتشار کتاب دفاع مقدسی را بدهند، خط قرمزهایی برای خود دارند که باب طبع نویسندگان نیست.شما با این خط قرمزها موافق هستیدیا معتقد هستید که می توان آنها را نادیده گرفت؟

خط قرمزها همیشه و همه جا هست. وجودش برای برخی نوشته ها که راه افراط و یک سویه نگری را درپیش می گیرند، لازم است. اما وجود آن برای ثبت مستندات به دور از غرض ورزی نویسنده ضربه زننده است . خاطرات بیشماری را شنیده و خوانده ام، بعضی خاطرات برای من بسیار جالب و تکان دهنده بود،از جمله برخی اتفاقاتی که در اردوگاههای اسیران ایرانی در عراق اتفاق افتاده است.دوست داشتم از آنها در داستان هایم استفاده کنم اما می دانم با خط قرمز مواحه می شوم .

چقدر موافق این نظریه هستید که می گویند نویسندگان ما در نوشتن در حوزه دفاع مقدس دچار خود سانسوری هستند. یعنی خط قرمزهای بیخودی در نوشتن برای خود قایل می شوند؟

با علم و شناخت از خط قرمزها خودمان ناخودآگاه دچار خود سانسوری می شویم، نیازی به ممیزی نداریم .

موافق نوشتن داستان تلخ از دفاع مقدس هستید یا معتقدید که نباید کام خواننده را تلخ کرد؟

جنگ فی نفسه تلخ است و طعم تلخ آن سالها در جان مردم می ماند اما در همین جنگ عده ای  فداکاری کردند، از همه چیز حتی جان خود گذشتند، بی توقع پا در رکاب گذاشتند و برای پس گرفتن وجب به وجب خاک سرزمین مان جهاد کردند و خون دادند، پیامد این جهاد و دفاع آنها احساس غرور و سر بلندی و افتخاری است که در تاریخ به یادگار گذاشتند. این بعد از جنگ و دفاع ، طعم تلخ جنگ را تحت الشعاع خود قرار می دهد.

مطالعه این کتاب برای نسل های جدید کشور بویژه دختران را چقدر ضروری می دانید. مهمترین پیام یا پیام های کتاب برای این نسل ها چیست؟

مطالعه داستان ها و خاطرات جنگ علاوه بر آشنایی با تاریخ، حس شجاعت، ایثار و مقاومت رادر مردم مخصوصا جوانان تقویت می کند. از دل این گونه خاطرات و داستان ها الگو ها و قهرمان های واقعی رخ می نمایند و پدیدار می شوند.

نوشتن این کتاب چه اثری در زندگی شما داشته است؟ چقدر تحت تاثیر محتوای آن قرار گرفتید؟

یکی از داستان های این کتاب متعلق به من است امادر مجموع همیشه تحت تاثیر کنش ها و واکنش های شخصیت های خاص جنگ هستم .

کتاب دیگری در حوزه ثبت خاطرات دوران دفاع مقدس در دست تهیه دارید یا می خواهید داشته باشید؟

کتاب "ما اینجا عاشق شدیم" روایت خاطرات تعدادی از شهدای همدان و کتاب«آقای معلم»که خاطرات شهید حاج محمد طالبیان است از من منتشر شده است. کتاب "دو ماشال" خاطرات شیرین و جذاب یک جانباز  هم  در دست چاپ است .

در باره نقش زنان در دفاع مقدس زیاد سخن گفته شده است که عمده آن مربوط به پشت جبهه در قالب پشتیبانی از جنگ ، بخشی نیز در قالب نیروهای امدادی و گروههای پزشکی در مراکز درمانی و بخشی کوچکتری هم در قالب نیروی رزمنده بویژه در اوایل جنگ  است.  شما به عنوان نویسنده  نقش زنان در دفاع مقدس را چگونه توصیف می کنید؟

معتقدم نقش موثربیشتر مردان در جنگ ،متاثر از نقش پرررنگ زنان بوده است .من در آن سال ها شاهد رفتارهایی از زنان  بویژه  مادرها بوده ام که شایدبرای نسل امروزی غیر قابل باور باشد.من مادری را دیدم که وقتی لباس خون آلود پسر شهیدش راتحویلش دادند با کمال  شهامت و رشادت ان را درون تشت آب با دست های خودش شست. وقتی دلیلش را پرسیدیم گفت می خواهم این لباس را تحویل بدهم تا رزمنده ای دیگر از آن استفاده کند چون نمی خواهم اسراف کنم .به نظر شما این طرز تفکردرجامعه مصرف گرای امروز ما و به صورت شاخص مسئولان ما ،قابل هضم است یا  اگر نزد انها بیشتر به افسانه می ماند.اما ما که دوران اول انقلاب و جنگ را دیده ایم شاهد این دست افسانه ها بوده ایم.به قول معروف تفاوت از زمین تا آسمان است. سخن در باب اینکه ما چه می خواستیم و چه شد،در این مقال نمی گنجد.

قطعا در باره دفاع مقدس صرفا نباید به ثبت خاطرات و ساخت مستند اکتفا کرد. رمان و فیلم  در این باره می توانند نقش بیشتری هم داشته باشند. چرا ما یک رمان مثل جنگ و صلح تولستوی نداریم؟

بیشتر نویسندگان به خصوص در حوزه دفاع مقدس کسانی هستند که در کنار شغل و مشغله هایی که دارند گاهی هم می نویسند. این واقعیت غیر قابل انکار است. تا زمانی که نویسنده هزار دغدغه از نان تا چاپ و فراغ بال دارد، توقع اثری مثل "جنگ و صلح"به خصوص برای زنان نویسنده کمی دور از ذهن است.اما امیدواریم یک خط شکن از میان صف زنان عبور کند و ما را به آن مقصد عالی برساند. ان شاء الله.