کد خبر 823224
تاریخ انتشار: ۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۴:۱۱

اگر تیلرسون سیاست اصلی خود را در سوریه در اصرار برای ماندن در سوریه قرار داده و اولویت این راهبرد را مقابله با ایران در محور مقاومت می‌داند، باید دید ضرورت راهبردی آن چیست؟

به گزارش مشرق، «هادی محمدی» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

اگر تیلرسون سیاست اصلی خود را در سوریه در اصرار برای ماندن در سوریه قرار داده و اولویت این راهبرد را مقابله با ایران در محور مقاومت می‌داند، باید دید ضرورت راهبردی آن چیست؟

اسناد و گزارش‌های اواخر دهه ۹۰ میلادی در روزهای پایانی ریاست کلینتون نشان می‌دهد که پس از صدها ساعت تلاش‌های دو حزبی و رایزنی‌های درونی و منطقه‌ای، مجموعه‌ای از تدابیر در دستور کار بوش پسر قرار گرفت که از آن حمله به عراق و افغانستان و کشتن یاسر عرفات و پایه‌گذاری مرحله‌ای جدید در فلسطین با گماشتن مهره‌های دست‌آموز در صدارت تشکیلات فلسطینی بود که حسنین هیکل آن را در مقاله‌ای تحت عنوان «پاییز خطرناک‌» ارائه کرد. جوهره این مقاله به خوبی تأکید داشت که لابی‌های صهیونیستی و صهیونیسم جهانی، ستون فقرات این سیاست‌ها را تأکید کرده‌اند و امریکای دوره بوش آن را به اجرا گذاشت. حضور امریکا در عراق در سال ۲۰۱۰ به شرایطی رسید که مقامات امریکایی ناچار به فرار از عراق شده و تمامی اهداف خود را رها کردند.

تنها صهیونیست‌ها از این سیاست انتقاد کردند و مجدداً برای بازگرداندن امریکا در یک حضور نظامی گسترده برنامه‌ریزی کردند. این بار، راهبرد جنگ نیابتی را از طریق تروریسم تکفیری ساماندهی کردند و امریکا، نقش مدیر پشت صحنه را به عهده گرفت. این راهبرد نیز در عراق با شکست کامل در سوریه‌، در نفس‌های آخر به سر می‌برد. 

امروز که ترامپ، بیش از هر دوره‌ای، با راهبرد اسرائیلی عمل می‌کند، نمی‌تواند سرافکندگی و شکست در سوریه که به مفهوم اخراج امریکا از غرب آسیا است را بپذیرد و باز هم رژیم صهیونیستی که برای نابودی نظام سوریه، همه توان خود را خرج کرده، مأیوس و نگران است، چراکه نظام سوریه با قدرتی جدید، پابرجاست. محور مقاومت نیز با توانی چند برابر گذشته، در مرزهای اسرائیل حضور دارند. امروز تیلرسون و ترامپ در حالی به باقی ماندن در سوریه اصرار دارند که جای پای محکمی نیز همانند شرایط اولیه عراق اشغال شده ندارند و به سادگی باید هزینه‌های رسوایی حمایت از تروریسم و هزینه‌های شکست پروژه قرن را که قرار بود خاورمیانه را با سایکس پیکوی جدید همراه کند و هزینه‌های مالی و انسانی و نظامی را یکجا تحمل کند را بپردازند.  

بذل و بخشش پنتاگون که تعداد زیادی موشک‌های ضدزره به جبهه النصره (شاخه‌ای از القاعده در سوریه) داده، و لجستیک فعال برای جبهه النصره و یا ارتش آزاد، در بهترین شرایط به جایی نرسید، اکنون که نفس‌های آخر این ته مانده‌های تروریست فرارسیده، حکم نوشداروی بی‌تأثیر برای این است که امریکا در پشت سر این تروریست‌ها، پنهان شود و در سوریه باقی بماند.