آزمایش هستهای آمریکا در فضا
-------------------------------
به گزارش مشرق به نقل از فارس، "پروژه برآورد هزینه تسلیحات هستهای آمریکا" نام پروژهای بود که به بررسی هزینههای تسلیحات هستهای آمریکا و عواقب آن از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۹۶ میپرداخت. این پروژه مطالعاتی که تا کنون جامعترین طرح بررسی هزینههای سلاحهای هستهای آمریکا بوده است (البته موسسه تحقیقاتی "بروکینگز" در حال انجام تحقیق جدیدی برای برآورد جدیدترین هزینههای تسلیحات هستهای آمریکا و نگهداری آنها است) در آگوست ۱۹۹۸ به اتمام رسید و نتایج آن در کتابی به نام "ممیزی هستهای: هزینهها و پیامدهای تسلیحات هستهای آمریکا از سال ۱۹۴۰" ختم شد. در این گزارش بخشهایی از این کتاب را میآوریم؛ قسمت اول این گزارش به هزینه تسلیحات هستهای آمریکا در خلال این سالها و معنای اعداد و ارقام مرتبط با آن در قیاس با مفاهیم قابل درک میپردازد.
* چهار سال تلاش برای برآورد هزینه تسلیحات هستهای آمریکا
برنامه ممیزی هستهای با پرسشی که در ظاهر ساده به نظر میرسید، آغاز شد: آمریکا برای توسعه و نگهداری تسلیحات هستهایاش چقدر هزینه میکند؟ اینکه 4 سال طول کشید تا به این پرسش پاسخ داده شود، از اهمیت محوری در مطالبی که در این کتاب عنوان میشود، دارد؛ کتاب ممیزی هستهای، نخستین تلاش و تنها تلاشی است که تا کنون برای محاسبه کمّی کل هزینههایی که آمریکا برای پیگیری برنامه هستهایش صرف کرده است، انجام شده است. هدف اصلی این کتاب ثبت و تحلیل این هزینهها برای فهم بهتر ماهیت و تأثیر برنامه تسلیحات هستهای آمریکا است. در راستای نیل به چنین هدفی ما به بررسی این مسائل میپردازیم که تصمیمات کلیدی در این مورد چرا و چگونه اتخاذ شد، چه عواملی بر این تصمیمات مؤثر بود و آیا تصمیمات دیگری [به غیر از راه حلهای هستهای] در نظر گرفته شد یا خیر.
* شاخص "هزینه" راهبردی برای برآورد پیامدهای برنامه اتمی آمریکا
در این بررسی ما شاخص "هزینه" را به عنوان منشوری در نظر میگیریم تا از طریق آن جنبههای گوناگون کل برنامه هستهای آمریکا را از یکدیگر جدا کرده و به تحلیل آنها بپردازیم. هدف "ممیزی هستهای" نه این است که کل برنامههای تسلیحات هستهای درطی جنگ سرد را مورد تایید و تحسین قرار دهد و نه اینکه با انتقاد از کل هزینههای صرف شده روی این برنامهها، تمام آنها را خطرناک و بیهوده بداند. در عوض ما به دنبال این هستیم که توضیح دهیم چه فرایندی باعث شد زرادخانهای که درسال ۱۹۴۵ تنها دو سلاح ابتدایی داشت به زرادخانهای با بیش از ۳۲۰۰۰ سلاح تبدیل شد، این فرایند چه هزینههایی در پی داشت و سیاستگذاران آن زمان چه تعبیری از هزینهها و پیامدهای این برنامه داشتند؟
* بیش از 5.5 تریلیون دلار هزینه برای برنامه هستهای آمریکا
ـ هزینههای آمریکا
آمریکا از سال 1996-1940 حداقل مبلغ 5.5 تریلیون دلار صرف برنامه تسلیحات هستهای کرد. فقدان دادههای کافی برای برخی برنامهها و دشواری جداسازی هزینههای برنامههای مختلفی که هم نقش هستهای داشتند و هم نقش نظامی معمول، بدین معنی است که به احتمال زیاد رقم واقعی هزینه تسلیحات هستهای آمریکا از این بالاتر است. در این رقم ۵.۵ تریلیون دلاری، ۳۲۰ میلیارد دلار هزینهای که طبق برآورد باید در سالهای آینده برای ذخیرهسازی و دفع ضایعات سمی و رادیواکتیو انباشته شده در طول این ۵ دهه صرف شود و همچنین هزینه۲۰ میلیارد دلار لازم برای از رده خارج کردن سیستمهای تسلیحات هستهای و دفع مواد هستهای اضافی، لحاظ نشده است؛ وقتی این مقادیر را نیز لحاظ میکنیم، هزینه کلی برنامه تسلیحات هستهای آمریکا از 5.8 تریلیون دلار بالاتر میرود.
* هزینه هستهای آمریکا سومین موضوع پرخرج برای آمریکا
مبلغی که تا سال 1996 خرج شد – 5.5 تریلیون دلار – 29 درصد کل هزینههای نظامی از سال 1940 تا 1996 (18.7 تریلیون دلار) بود. این رقم از تمام برآوردهای رسمی و غیررسمی قبلی انجام شده در مورد هزینههای تسلیحات هستهای، به طرز معناداری بالاتر است و هزینه آن از تمام مقولههای دیگری که دولت برای آنها هزینه میکند، به استثنای هزینههای دفاع غیرهستهای (13.2 تریلیون دلار) و امنیت اجتماعی (7.9 تریلیون دلار) بالاتر است. مبلغ مورد نظرتقریبا 11 درصد کل هزینههای دولت تا سال 1996 (51.6 تریلیون دلار) را شامل میشود. طی این دوره، آمریکا به طور میانگین، نزدیک به 98 میلیارد دلار در هر سال صرف تولید و نگهداری تسلیحات هستهایاش کرد ه است.
شاید برای ما درک کردن مفهوم این اعداد و ارقام دشوار باشد برای اینکه چشمانداز بهتری نسبت به این موضوع بیابیم به موارد ذیل توجه کنید:
* هزینه هستهای آمریکا و ۲۱ هزار دلار برای هر آمریکایی
ـ اگر 5.8 تریلیون دلار را به طور مساوی بین تمام کسانی که در آمریکا زندگی میکنند تقسیم کنیم به هرنفر کمی بیش از 21 هزار دلار میرسد.
* اسکناسهای هزینه هستهای آمریکا تا کره ماه بالا میرود
ـ اگر 5.8 تریلیون دلار را به صورت اسکناسهای یک دلاری روی هم بچینیم تا مسافتی حدود 739 هزار و 117 کیلومتر بالا میرود؛ یعنی این اسکناسها تا ماه بالا میروند و در برگشت تقریبا به زمین میرسند؛
* تقریبا ۱۸۵ هزار سال برای شمردن هزینه هستهای آمریکا
ـ اگر بخواهیم 5.8 تریلیون دلار را با سرعتی معادل یک دلار در هر ثانیه بشماریم، تقریباً 12 روز طول میکشد تا به 1 میلیون دلار برسیم، 32 سال طول میکشد تا به 1 میلیارد دلار برسیم، 31 هزار و 709 سال طول میکشد تا به 1 تریلیون دلار برسیم و بنابراین، 184 هزار و 579 سال طول میکشد تا 5.8 تریلیون دلار را بشمریم.
* بیشتر هزینه هستهای آمریکا صرف سیستمهای حمل شد
از این 5.8 تریلیون دلار فقط هفت درصدش (409 میلیارد دلار) خرج طراحی، آزمایش، و ساخت بمبها و کلاهکهای هستهای واقعی شد. ۵۶ درصد از کل مخارج (۳.۲ تریلیون دلار) صرف آماده کردن این سلاحها با استفاده از هواپیما، موشک، زیردریایی و سایر انواع سیستم های حمل آن شد. 831 میلیارد دلار دیگر (14 درصد) خرج فرماندهی، کنترل، ارتباطات و سیستمهای اطلاعاتی مختص تسلیحات هستهای شد. آمریکا 937 میلیارد دلار (16 درصد) هم خرج ابزار متفاوت دفاع در مقابل حملات هستهای کرد که از آن جمله میتوان به پدافند هوایی، پدافند موشکی، ادوات جنگی ضدزیردریایی، و دفاع غیرنظامی اشاره کرد.
* ۱ تریلیون دلار صرف محرمانه نگاه داشتن اطلاعات هستهای شد
تلاشهای گستردهای صورت گرفته و میگیرد تا تقریباً همه چیز در مورد تولید سلاحهای هستهای و استفاده از آنها محرمانه باقی بماند ـ هم از دشمنان آمریکا و هم از مردم. هیچکس درست نمیداند که این محرمانه نگاه داشتن اطلاعات در لحظات حساس چه هزینههایی از لحاظ پولی برای آمریکا در بر داشت، چون دولت هیچگاه حساب چنین هزینههایی را نگه نداشته است. اما برآورد مقامات وزارت انرژی همواره این بوده که برنامههای محرمانه 20 درصد گرانتر از برنامههای غیرمحرمانه تمام میشوند. با توجه به این قانون کلی میتوان تخمین زد که بیش از 1 تریلیون دلار از این 5.8 تریلیون دلار از سال 1940 خرج محرمانه نگاه داشتن اطلاعات شده است. اما برای اجتناب از محاسبه مضاعف، برآورد ما از هزینههای رازداری هستهای تنها شامل هزینههای شناخته شده و نسبتاً اندکی میشود که در ارتباط با پاکسازی "کمیسیون انرژی هستهای" و کارمندان وزارت انرژی بود.
* ساخت بیش از ۷۰ هزار بمب و کلاهک توسط آمریکا
ـ در مقابل چه به دست آوردیم؟
در خلال سالهای 1945 تا 1990، آمریکا بیش از 70 هزار بمب و کلاهک هستهای در ۶۵ شکل متفاوت از مینهای زمینی و پرتابههای کالیبر بزرگ گرفته تا کلاهکهای چند مگاتنی که توسط بمبافکنهای بی ـ ۵۲ شلیک میشوند یا در بالای موشکهای تیتان نصب میشوند، ساخت. 36 درصد این کلاهکها برای استفادههای تاکتیکی و جنگی و حدودا 12 هزار کلاهک (17 درصد) در جهت اهداف دفاعی (ضدهواپیما، ضدموشک و ضدزیردریایی)بودند. آمریکا برای سوخترسانی به این سلاحها 745.3 تن متریک (تن هزار کیلویی) اورانیوم بسیار غنی شده و 103.5 تن متریک پلوتونیوم تولید کرد. این اورانیوم را در سه تأسیسات جداگانه در "تنسی"، "اوهایو"، و "کنتاکی" تولید میکردند. پلوتونیوم در رآکتورهایی در مخازن ذخیرهسازی "هنفورد" در ایالت واشنگتن و در "تأسیسات رودخانه ساوانا" در کارولینای جنوبی تولید میشد.
* تقریبا ۲۲ میلیارد دلار صرف پروژه منهاتان شد
هزینههای پروژه منهاتان (برنامه تسلیحات هستهای آمریکا که در جنگ جهانی دوم آغاز شد) در سال 1945، کلاً 21.6 میلیارد دلار شد. 63 درصد این هزینه کل برای تولید اورانیوم بسیار غنی شده در "اوک ریج"، در "تنسی" مصرف شد. 21 درصد دیگر نیز در هنفورد و برای تولید پلوتونیوم صرف شد.
* قدرت انفجاری آمریکا، تقریبا ۱ میلیون بمب هیروشیما
وقتی که megatonnage یا قدرت انفجاری تسلیحات آمریکا در سال 1960 به اوج خود رسید، این قدرت معادل 1 میلیون و 366 هزار بمب به اندازه هیروشیما بود (بمب "پسر کوچک" که روی هیروشیما ریخته شد، قدرت انفجاری معادل 15 کیلوتن یا معادل 15 هزار تُن "تیانتی" داشت ). قدرت انفجر انبار ذخایر امروزی اگرچه نسبت به آن زمان بسیار کمتر شده است اما هنوز حاوی مواد منفجرهای است که معادل بیش از 91 هزار و 500 بمب هیروشیما است.
* آمریکا با ۱۰۳۰ آزمایش هستهای، صدر جدول را از آن خود دارد
از سال 1945 تا سپتامبر 1992، آمریکا 1030 آزمایش هستهای ( 215آزمایش در جو و 815 آزمایش زیرزمینی) انجام داد. این تعداد آزمایش از کل تعداد آزمایشهای قدرتهای هستهای دیگر روی هم بیشتر است. سال اوج آزمایشهای هستهای سال 1962 بود که در آن 96 کلاهک (39 تای آن در جو) را پیش از معاهده منع جزئی آزمایش هستهای منفجر کردند.
* تسلیحات هستهای آمریکا برای ۱۱۶ سیستم حامل متفاوت
در طول دوران جنگ سرد نیز آمریکا برای 116 سیستم متفاوت، تسلیحات هستهای تولید کرد. این سیستمهای حمل شامل 6 هزار و 125 موشک بالستیک راهبردی (در 11 نوع)، 4 هزار و 700 بمبافکن راهبردی (در 11 نوع)، 59 زیردریایی موشکی بالستیک راهبردی (در 3 نوع)، دهها هزار سیستم موشکی کوتاهبردتر که بسیاری از آنها دومنظوره بودند، میشد.
* دشواری محاسبات هستهای در "تسلیحات عمومی"
از آنجایی که دولت برای سیستمهای تسلیحاتیای که قابلیتهای دومنظوره دارند، هزینههای هستهای و غیرهستهای را از یکدیگر جدا نکرده است، محاسبه هزینه این سیستمهای دو منظوره ما را با مشکلی جدی مواجه میکند. حدود 25 هزار کلاهک و بمب – 36.5 درصد از کل تسلیحات هستهای آمریکا – طوری طراحی شده بود که توسط سیستمهای نظامی "معمولی"مانند جنگندههای تاکتیکی نیروی هوایی و دریایی، موشکهای زمینی ارتش و موشکهای زمین به هوای نیروی دریایی، سیستمهای ادوات جنگی ضد زیردریایی نیروی دریایی و قطعات توپخانهای ارتش و نیروی دریایی حمل میشدند؛ هزینههای ساخت و راهاندازی این سیستمها در اسناد حسابداری وزارت دفاع آمریکا زیر عنوان " تسلیحات عمومی" آورده شده است.
* تنها ۱۵ درصد از هزینه های تسلیحات عمومی، هستهای در نظر گرفته شدند
بخشی از این هزینهها آشکارا هزینههای آماده شدن برای جنگی هستهای است، اما چه نسبتی از آن به این هدف اختصاص یافته است؟ اگربا رعایت جوانب احتیاط فرض کنیم که تنها 15 درصد از هزینه تجهیز، راهاندازی و تقویت تسلیحات عمومی در خلال جنگ سرد به عملیات هستهای اختصاص داده شده باشد، به رقمی معادل۱.۲ تریلیون دلار میرسیم.
* شاید هزینه واقعی بخش هستهای تسلیحات عمومی، ۵۰ درصد بود
البته با در نظر گرفتن میزان نقشی که سلاحهای هستهای در آموزش و دکترین تسلیحات عمومی آمریکا در بخش اعظمی از جنگ سرد (به ویژه در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰) داشتند، ۱۵ درصد ممکن است به شدت رقم پایینی برای نقش تسلیحات عمومی در عملیات هستهای باشد (یکی از تحلیلگران که در مورد تلاشهای دولت آیزنهاور برای کم اهمیت جلوه دادن تسلیحات عادی بین سالهای ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۰ نوشته بود به این نکته اشاره کرده بود که " منطقی به نظر میرسد که تصور کنیم بیش از نیمی از بودجههای اختصاص یافته به تسلیحات عمومی [در خلال این دوران] مربوط به برنامههای هستهای باشد.) با این حال، ما تصمیم گرفتیم که برای این دستهبندی از هزینهها برآوردی محتاطانه ارائه دهیم.