قالیباف در این مناظره عامدانه خود را آماج حمله ها کرد و تلاش کرد تا مسیر پیکانها را به سوی خود بگرداند.

سرویس سیاست مشرق - مناظره سوم آخرین و البته با اهمیت ترین مناظره بود که میتوانست نقش مهمی در انتخاب جمعی از رای دهندگان که هنوز کاندیدایشان را انتخاب نکرده بودند داشته باشد.


(قسمت اول روایتی از مناظرات انتخاباتی)

تقریبا همه استراتژی روحانی را میدانستند. این که او معمولا همه توانش را برای آخرین زمان از  آخرین وقتش میگذارد و در مدت کوتاهی تلاش میکند تیر آخر را ( به زعم خودش) بزند. تیر آخری که گاهی ممکن است به هدف بخورد و گاه کمانه کند و خودش را بخراشد.

اینکه این تیر آخر چقدر مستند و دقیق است.اینکه چقدر اهمیت دارد. آیا اصلا صحت دارد یا نه و چقدر و...همه اینها اصلا اولویت او نیستند. او تنها به تاثیرگذاری و قدرت نفوذ و فراگیر شدن آن ادعا یا کلمه یا نقل قول فکر میکند.

روحانی یک اصل مهم را میدانست؛ اصلی که مربوط به کار خبر است و همه خبرنگارها آن را با گوشت و پوست چشیده اند. اینکه از بین خبر و پاسخ خبر یا تایید و تکذیب ، قدرت نفوذ خبر هزار برابر بیشتر از پاسخ و تایید و تکذیب آن است. یعنی اگر او ادعایی را مطرح کرد ، حتی اگر آن خبر کاملا تکذیب شود اصلا مهم نیست چون خبر کار خودش را کرده و با ضریب نفوذ هزار برابر بیشتر از تکذبیه پخش شده است.

این اصلی است که قالیباف، رییسی و میرسلیم و حتی هاشمی طبا به دلایل اخلاقی حاضر نشدند آن را انجام دهند و از خیر اثرگذاری فراوانش هم گذشتند.

روحانی چهار سال پیش، مزه این کار را چشیده بود و با آوردن یک نقل قول از قالیباف توانسته بود پیروزیش را قطعی کند. اینکه قالیباف بعد از آن، حرفهای روحانی را تایید کرد یا تکذیب یا استدلالش را گفت و یا... هیچکدام مهم نیست.

روحانی  یکبار مزه این گل زدن را چشیده بود و اینبار به هیچ قیمتی حاضر نبود از خیر میوه شیرین قدرت(به زعم او ) بگذرد. روحانی دوره قبل بدون برنامه ریزی زمانی و در واپسین فرصتهایش  دست به دامن کلمه «گاز انبری » شده بود و با فضاسازیهای رسانه ای پس از مناظره موفق شده بود با برجسته سازی این کلمه شرایط رای نیاوردن رقیب را فراهم سازد.

در مناظره دوم وقتی روحانی  به شدت عصبانی شد جهانگیری به هواخواهی او دوباره سراغ گاز انبر رفت و همان بحث قدیمی که ۴ سال پیش روحانی طرح کرده بود را دوباره طرح کرد؛  اما  این کلمه حالا دیگر کارکردش را از دست داده بود و روحانی باید به کلمه دیگری فکر میکرد. از فردای آن روز یکی دو کانال و گروه شروع کردند به طرح کردن مجدد این مورد و چون پاسخی نگرفتند دیگر به حرکت در این مسیر ادامه ندادند.

مناظره سوم

در آخرین مناظره ، آرایش دفاعی و تهاجمی به کل عوض شده بود.  روحانی که تا پیش از مناظره سوم خود را بازنده میدید  با توپ پر وارد میدان مناظره شد  و با یک تفاوت عمده نسبت به دو مناظره قبلی:  او  اینبار آمده بود تا با تمام قوا به رییسی حمله کند. باید آنقدری او را تحریک میکرد که عصبانی شود و شروع به گفتن چیزهایی کند که همانها شروع انتقادات و دامن زدن به شایعات و حتی کلمه سازی بی سند شود.

جهانگیری در این مناظره مامور مستقیم مهار قالیباف شده بود و با کمک روحانی باید میرسلیم را هم از کار می انداخت.

هاشمی طبا اگرچه بیشتر، درگیری ذهنی اش ازبر کردن« ماگلهای خندانیم...فرزندان ایرانیم و ... بود» اما باز هم میتوانست در مواردی به کمک دولتی ها بیاید.

در مناظره آخر روحانی شمشیر را از رو بسته بود. تمام تلاش آنها به میدان آوردن تمام عیار رییسی بود. آنها دریافته بودند که آرای رییسی روز به روز در حال بیشتر شدن است و او خطر ی است که باید دفعش کنند اما شاید به واسطه نبرد جانانه قالیباف ، تا آخر مناظره هم موفق به این کار نشدند.

قالیباف در این مناظره عامدانه خود را آماج حمله ها کرد و تلاش کرد تا مسیر پیکانها را به سوی خود بگرداند.

اگرچه در این مناظره  هدف غایی روحانی و جهانگیری ، عصبانی کردن رییسی بود اما قالیباف با درک این موضوع، بازی را به کل عوض کرد.  او در این مناظره کاری کرد که روحانی و جهانگیری و حتی هاشمی طبا نه تنها نتوانند حجت الاسلام رییسی را عصبانی کنند که خود چنان عصبی شدند که بازی را یادشان رفت و به مجادله با قالیباف مشغول کنند.

شاید در این میان قالیباف از همه رقبا خوشحالتر بود. او اگرچه مورد حمله سه جانبه سخت و تند و تیزی قرار گرفته بود و اگرچه همه را واداشت تا تمام دانسته های درست و نادرستشان از او را روی دایره بریزند اما باعث شد تا نوک پیکانها از روی حجت الاسلام رییسی برداشته شده و او بتواند با متانت و آرامش برنامه هایش را برای مردم بگوید.

این روزها سبد رای حجت الاسلام رییسی در حال سنگین شدن است و همین رویه به او و علاقمندانش اعتماد به نفس بیشتری داده تا حرکتهایشان هوشمندانه باشد. از سوی دیگر و روحانی که حس میکند دارد رییس جمهور یک دوره‌ای میشود،  دستپاچه، عصبی و خشمگین است. عصبیتی که حتی میتوان نشانه هایش را در حرکت های شتابزده علاقمندان و اعضای ستادش به خوبی دید. حرکتهای شتابزده ای که باید توسط شخص او  کنترل شوند تا خدای ناکرده از حیطه نظارت خارج نشده و شادی انتخابات و تغییر به نفع مردم را به کام مردم تلخ نکند.