کد خبر 706319
تاریخ انتشار: ۱۵ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۳

متوجه شدم ایشان زخمی شد و پایین سیل بند افتاد. همان لحظه برادرش کنارش بود. دقیقا یادم نیست شاید 10دقیقه یا بیشتر این برادر کنار جسم زخمی برادرش نشسته بود و او را نوازش می کرد و آرام با او نجوا می کرد.

گروه جهاد و مقاومت مشرق - عبدالله رحیم پور از رزمندگان دفاع مقدس می گوید: نام ناصرعلی صوفی را دیدم و حیفم آمد نحوه شهادت ایشان را که از نزدیک شاهد بودیم ذکر نکنم. آنچه بعد از 30 سال از آن صحنه زیبا و ناب یادم مانده. در اوج درگیری کنار سیل بند در 19 دی کربلای 5 من متوجه شدم، ایشان زخمی شد و پایین سیل بند افتاد. همان لحظه برادرش کنارش بود. دقیقا یادم نیست شاید 10دقیقه یا بیشتر این برادر کنار جسم زخمی برادرش نشسته بود و او را نوازش می کرد و آرام با او نجوا می کرد.

نمی دانم در این لحظات به  هم چه می گفتند ولی در آن حال درگیری مدام توجه من را جلب کرده بود. برمی گشتم پایین را نگاه می کردم و صحنه وداع دو برادر بسیار زیبا بود. تا اینکه بار آخر که متوجه شدم ناصرعلی شهید شده و برادر چفیه بر صورت او انداخت و بلند شد. آرپی چی که کنار شهید افتاده بود برداشت و آمد بالای سیل بند برای ادامه راه برادر شهیدش.

برچسب‌ها