کد خبر 4147
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۵:۱۶

"هر کس در اين مملکت به تناسب زحمتي که مي کشد و جايگاهي که دارد دستمزد مي گيرد و اين پول ها اصلا عددي نيست." اين پول ها اصلا عددي نيست، مي پرسي کدام پول ها؟ مي گويد همين 800 ميليوني که بابت زحماتش داده اند و باقي اش را نداده اند.

1- پيرمرد چند ماهي بود که حقوق نگرفته بود، نزديک مهرماه بود، دخترک پايش را توي يک کفش کرده بود که بايد با روپوش به مدرسه برود، پسر را هم که هر چه مي گفت مرخصي نمي آمد، شش ماهي بود که از پادگان به خانه نيامده بود، عوضش چند ده هزارتومني که حقوق سربازي اش بود را حواله کرده بود براي خانه و حالا پيرمرد مي دانست که پولي براي خرج آمدن و برگشتن براي پسر نمانده و همه بهانه هايش فقط بهانه است که به رخ بابا کشيده نشود دست هاي خالي پسر، کارخانه را هم از زماني که خريده بودند تعطيل کرده بودند و او مانده بود با چند سر عائله که معنا و مفهوم تعديل و خصوصي سازي را هنوز نمي فهميدند و اينکه اين خصوصي سازي که مي گويند چقدر به نفع اقتصاد است و قرار است او خيلي از خانواده هاي مثل او را در آينده با شکوفا شدن اقتصاد نجات دهد.
اصلا نفهميد که کارش چرا به اينجا رسيد، اهل نماز و روزه بود، اما شايد فکر مي کرد... نمي دانم شايد وقتي از طناب آويزان بود و همين طور تاب مي خورد تا آمدند و کشيده بودندش پايين به همه اينها فکر مي کرد.
2- "هر کس در اين مملکت به تناسب زحمتي که مي کشد و جايگاهي که دارد دستمزد مي گيرد و اين پول ها اصلا عددي نيست." اين پول ها اصلا عددي نيست، مي پرسي کدام پول ها؟ مي گويد همين 800 ميليوني که بابت زحماتش داده اند، تازه باهمين پول ها کلي هم کار خير کرده است.
اما حالا حقش را خورده اند، اصلا شايد کلي جلوي سر و همسر سنگ رو يخ شده که چرا گذاشته همين طوري عين آب خوردن يک ميليارد تومن باقي قرارداد بلکم يک ميليارد و دويست هزار تومن باقي اش را بالا بکشند و او هم صدايش در نيايد. اصلا نه فکر کنيد که اين پول ها چيزي هست ها، نه اصلا عدالت است و بس که اگر اجرا شود هرکس به حقش مي رسد، براي همين کلي مشاور هم آورده با خودش که نکند عدالت يک زماني خدشه اي چيزي بردارد.
عزت خان ضرغامي هم، هم براي اينکه کسي خدايي نکرده شک کند عدالت يک کمي در رسانه ملي ناديده گرفته مي شود و آدم هاي مهم جايي براي تظلم خواهي ندارند، همه چيز را در اختيار گذاشته، کاري هم به حرف مردم يا رسانه هايي مثل همين که خبر را نوشته اخرش گلايه کرده که چرا دعاي کميل را براي اين برنامه مهم حذف کرديد، ندارد. مگر دعاي کميل از علي(ع) نيست، مگر همين علي(ع) نبود که عدالت و گرفتن حق مردم برايش از هر چيزي واجب تر بود...
3- مرگ در روستاي قلعه رئيس(از توابع کهکيلويه) ارزش خبري ندارد، اين را پزشکش گفته بود، که اي کاش پزشک نبود که به درد رياست يکي از رسانه هاي ما مي خورد، مدير شبکه اي جايي، که خوب اولويت هاي خبري را مي فهمد، درست است که پزشک است ، اما مي فهمد که اگر دختري نوجوان در يکي از روستاهاي پشت کوه هاي کهکيلويه، جايي که اسمش را هم نشنيده اي يک وقت به خاطر سرماخوردگي جان داد، چون پدرش پول خريد دارو و لقمه ناني برايش را ندارد که کمي بيشتر در اين دنياي آدم هاي مهم بماند، اين که نمي شود خبر، تازه اگر عکسي هم از او پيدا مي کردي احتمالا بدون آرايش نمي شد تبديل به پوسترش کرد که بشود مظهر آزادي براي آن طرف آبي ها که بعد بنشينيم در موردش حرف بزنيم که تقصير کي بود، پس همان بهتر که اصلا کاري به کارش نداشته باشيم، حالا مگر به خاطر چقدر پول مرده، همه اش را که حساب کني شايد چند هزار توماني مي شد برايش امکان زندگي، که سرماخوردگي نميرد. نمي شود که براي چند هزار تومان يک برنامه زنده خبري ترتيب داد. نه بايد آن آقاي پزشک ،سردبيري ،رئيس شبکه اي يا اقلا مجري برنامه نودي، صدي، صدو بيستي چيزي مي شد، حيف است که استعداد هاي اين طوري هدر برود!
4- آقاي ضرغامي چقدر حقوق مي گيري؟ نه دادگاه نيست، همين که پيش خداي خودت و خودت بگويي کافي است، کلاهت را براي خودت قاضي کن، فکر مي کني اين قدر حقوق کافي است؟ اگر که کافي است که بايد به تو آفرين گفت که اقلا قناعت مي کني، که خيلي از حضرات قناعت هم... بگذريم اما مي داني يک کارگر ساده که صبح علي الطلوع تا آن موقعي که کارگرهاي مادر مرده بهش مي گويند بوق سگ، که سگ ها هم آن موقع کم مي آوردند و هي زوزه مي کشند تا کپه شان را بگذارند چقدر در مي آورند؟
يک رفتگر يه لا قبا که استخدام يکي از اين شرکت هاي پيمانکاري است، وقتي روزي 12 يا 18 ساعت کار مي کند چقدر در مي آورد؟ يا فکر مي کني پدر دستواره ها هر روز چقدر درآمد داشت، ان شاالله که مي داني چه کاره بود؟
 خدا رحمتش کند، آدم مهمي نبود اما اگر نبودند، بچه هايش و بچه هاي خيلي مثل او که ترکش هاي پوست و گوشت شان را جر داد و تکه تکه شان کرد، الان سعيد الصحاف جاي شما داشت براي همه دنيا خط و نشان مي کشيد و آن آقايان مهم احتمالا .... بگذريم.
اما کار خوبي کردي که دعاي کميل را هم حذف کردي، دست کمش اين بود کميل علي(ع) بدون ناله هايش براي کودکان گرسنه حجاز تا يمامه لغلغه اي بيش نيست. اجرت محفوظ!
***
"من اگر مي خواستم، مي توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته هاي ابريشم، براي خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هيهات که هواي نفس بر من چيره گردد و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام  لذيذ برگزينم. در حالي که در «حجاز» يا «يمامه» کسي باشد که به قرص ناني نرسد و يا هرگز شکمي سير نخورد. يا من سير بخوابم و پيرامونم شکم هايي که از گرسنگي به پشت چسبيده و جگرهاي سوخته وجود داشته باشد يا چنان باشم که شاعري گفت: اين درد تو را بس که شب را با شکم سير بخوابي و در اطراف تو شکم هايي گرسنه و به پشت چسبيده باشد.
همين!