کد خبر 406777
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ - ۰۸:۴۶

مخالفت حسین الحوثی، با سیاست‌های وهابی و آمریکایی دولت یمن و اعتراض به همراهی علی عبداله صالح با طرح خاورمیانه‌ای جورج بوش و موافقت با ایجاد پایگاه‌های آمریکایی، باعث گسترش اختلافات الحوثی و دولت گردید.

به گزارش مشرق، در این یادداشت بر آنیم تا به حکومت امامان زیدی در یمن، نقش حوثی‌ها و نهایتا پدران فکری این جریان اشاره‌ای داشته باشیم.

الف: حکومت امامان زیدی 

زیدیه از اواخر قرن سوم هجری در یمن قدرت گرفت. یحیی بن حسین (امام هادی؛ از امامین زیدی) از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) در صعده یمن توانست حکومت زیدی تشکیل و مذهب هادویه زیدیه را پی‌ریزی نماید. امام هادى اصول پنج گانه مذهب زیدى را؛ توحید، عدل، وعد و وعید، امامت و امر به معروف و نهى از منکر دانست و براى احراز مقام امامت شروطى قائل شد مانند؛ دعوت علنى به خود، خروج با شمشیر، عمل به کتاب و سنت، اعلم مردم زمان خود بودن، از فرزندان حسن(ع) و حسین(ع) بودن، آمر به معروف و ناهى از منکر بودن، شجاعت، سخاوت، تقوى، تواضع و عدالت پس از آن یمن و به ویژه صعده به عنوان پایگاه مستحکم ایمان و آموزش زیدی باقی ‌ماند.در اواخر قرن هشتم، امام ابن مرتضى از نوادگان امام هادى به سازماندهى مجدد تفکر زیدى به خصوص در مسئله امامت پرداخت. او ضمن تأکید بر افضلیت امام على(ع)، عمل صحابه و خلافت شیخین را از روى اجتهاد دانسته که موجب فسق آنان نمى‌شود و شاهد این مدعا را کمک امام على(ع) به خلفا ذکر کرد. در واقع او به طور مشخص کوشید تا به نحوى رضایت اهل سنت را جلب کند و میان حقانیت امام على(ع) وآنچه در تاریخ اتفاق افتاده است، جمع کند (رک: دائره المعارف طهور: حکومت‌های زیدیه).این تلقی تاکنون در چارچوب اندیشه سنتی زیدیه یمن باقی مانده است.
حکومت نوادگان امام هادی تحت عنوان امامان زیدی بر یمن همراه با افت و خیزهایی ادامه یافت. به‌خصوص از قرن یازدهم به بعد که حکومت زیدی توسط امپراطوری عثمانی مورد تهدید قرار گرفت. اما حکومت امامان زیدیه که شکلی موروثی و سلطنتی به خود گرفته بود، به تدریج توان مقابله را در برابر موج جدید جمهوری‌خواهی و تجددطلبی از دست داد و در سال 1382 ق/1962 م، در دوران امامت امام البدر، در کودتایی نظامی که از برخی پشتوانه‎های خارجی نیز بهره می‎برد، حکومت امامان زیدیه سقوط کرد (موسوی نژاد، همان).

ب: جریان انصارالله

از آن پس تاکنون زیدیه از قدرت سیاسی و به تبع آن از امامت مورد تأکید در مذهب زیدیه، فاصله گرفتند. اما به‌ هر حال حدود 42 درصد جمعیت 22 میلیون نفری یمن را شیعیان زیدی، اسماعیلی و امامی تشکیل می‌دهند (دانشنامه ویکی پدیا: شیعیان یمن).
در این میان استان صعده و شهر حوث به عنوان یکی از مراکز زیدیه در یمن به شمار می‌رود. جریان الحوثی‌ها، گروه شیعه زیدی مستقر در حوث به یکی از علمای زیدی جارودی به نام «بدرالدین طباطبایی الحوثی» منسوب است و در سال‌های دهه 1980 م تشکیل شده ‌است.البته در دهه‌های اخیر که نظام سیاسی مبتنی بر بعثیسم و سکولاریسم در صنعاء حاکم شد، زیدیه اصیل به حاشیه رانده شد و زیدیه اقلیت و متمایل به اهل سنت مجال بروز و ظهور بیشتری پیدا کرد. به ویژه وابستگی نظام یمن به عربستان سعودی و وهابیت، فشارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فکری را بر زیدیه افزایش داد. به‌گونه‌ای که شکل‌گیری گروه الحوثی و فعالیت‌های دینی و سیاسی آن، در واقع پاسخی به بحران‌سازی‌های دولت یمن و عربستان سعودی در قبال جامعه شیعی این کشور بوده است.

با نگاهی به چگونگی زندگی شیعیان یمن، روشن می‌شود شیعیان در محرومیت کامل فرهنگی و اقتصادی و نیز با دشواری‌ها و چالش‌های زیادی مانند: نداشتن حق تأسیس مدارس دینی برای شیعیان، آزار و شکنجه و زندانی‌شدن شیعیان و علمای شیعی، جلوگیری از برگزاری مراسمات دینی، توهین به ارزش‌ها، عدم دسترسی به رسانه‌ها-رادیو عربی جمهوری اسلامی ایران تنها رسانه در دسترس شیعیان یمن است- روبه‌رو بوده‌اند (دانشنامه ویکی پدیا: شیعیان یمن). همچنین سیاست‌های دولت یمن در چند دهه اخیر فقر و توسعه‌نیافتگی شدیدی را به استان‌های زیدی‌نشین یمن و به ویژه صعده تحمیل نموده است.

بر همین اساس جنبش حوثی، نخستین بار در سال 1990 به عنوان جنبش یا سازمانی فکری سیاسی ابراز وجود کرد. تا پیش از این، فعالیت اولیه این جنبش، محدود به ارائه آموزش‌های دینی به جوانان و تربیت و کادرسازی می‌شد.

از سال‌های میانی دهه 2000 نیز با گسترش سیاست‌های غرب‌گرایانه دولت علی عبداله صالح و همچنین برقراری روابط مطلوب‌تر با عربستان سعودی، فشارها بر شیعیان زیدی افزایش یافت به گونه‌ای که دولت اعلام کرد به هر نحو حتی با توسل به گزینه نظامی، گروه الحوثی را در صعده سرکوب خواهد کرد.لذا در فاصله میان سال‌های 2004 تا 2009 میلادی، دولت یمن شش جنگ را به گروه الحوثی تحمیل نمود که هر بار پس از تخریب‌های گسترده نهایتاً با وساطت کشورهای خارجی یا میانجی‌گری بزرگان قبایل یمن این جنگ‌ها خاتمه می‌یافت. اما مهمترین و سنگین‌ترین این جنگ‌ها به عملیات زمین سوخته یا جنگ ششم صعده مشهور شد که در اوت 2009 با حضور ارتش یمن و عربستان و حتی آمریکا صورت گرفت که طی آن هزاران نفر از مردم کشته شدند و صدها تن از علما و فعالان سیاسی و فرهنگی ترور شده و یا به زندان افتادند.

با این حال جنگ ششم نشانگر تقویت قدرت نظامی و عملیاتی شیعیان در رویارویی با نیروهای دولتی بود. و درست متکی بر همین قدرت نظامی و البته مشروعیت سیاسی، پس از گسترش بیداری اسلامی در کشورهای عربی منطقه، جریان الحوثی توانست رهبری انقلاب را به‌دست گیرد و در نتیجه این درگیری‌ها، حوثی‌ها توانستند در مارس 2011 بر استان صعده مسلط شوند پس از یک سلسله پیشروی‌ها سپتامبر 2014 توانستند کنترل پایتخت یمن را در صنعا به دست بگیرند توافق برای شکل‌گیری دولتی جدید را رقم زنند و وعده دادند تا تحقق تمام مطالباتشان و تشکیل نهایی دولت واقعی وفاق ملی با حضور تمام اقشار سیاسی کشور پایداری خواهند کرد.

ج؛ پدران فکری جنبش الحوثی 

با توجه به نکات مورد اشاره می‌توان دریافت که؛ شیعیان زیدی، از جمله گروه‌های دینی تأثیرگذار در یمن به شمار می‌روند که در این میان جریان الحوثی که عمدتا از فرقه جارودیه و نزدیک شیعه دوازده امامی هستند، به عنوان اصلی‌ترین جریان زیدی به شمار می روند که اینک از بازیگران اصلی فضای یمن می‌باشند. در حوزه‌های علمیه ایشان، از روایات و منابع شیعه امامی بسیار استفاده می‌شود. در کنار نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، کتاب اربعین حدیث امام خمینی(ره) نیز تدریس می‌شود.

اما رهبر دینی بزرگ الحوثی، علامه بدرالدین الحوثی است که به عنوان یک عالم دینی تاثیر زیادی بر اندیشه معاصر زیدی داشته است. وی در کتابی با عنوان «زیدیه در یمن» با برخی عقاید سنتی در بین زیدیه، به مخالفت برخاست. مهمترین دیدگاه فکری ایشان به تلقی ایشان از حکومت باز می‌گردد که به نوعی اصلاحی در اندیشه سنتی امامان زیدی یمن به شمار می‌رود که در بیش از هزار سال حالتی موروثی و سلطنتی یافته بود. در واقع نقد اصلی ایشان به این تفکر زیدی است که امامت را منحصر در سادات فاطمی می‌دانست و این تلقی را نظر امام هادی می‌دانست که برای تثبیت حکومت امامان زیدی بر اینکه امام حتما از نسل فاطمی باشد، تاکید می‌کرد. بدرالدین الحوثی در این‌باره می‌گوید: «ما دو نوع حکومت داریم که یک نوع آن، امامت است و این ویژه اهل بیت است. نوع دیگر احتساب (حسبه) نامیده می‌شود که هر مؤمن عادل از این باب می‌تواند حاکم شود، در صورتی‌که حساب دین خدا را کرده و از اسلام حمایت کند، به نیکى امر و از بدى نهى کند، اگر چه از سلاله امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نباشد» وی در ادامه تاکید می‌کند که وقتی امام معصوم حضور ندارد، می‌توان حکومت کرد که به نوعی تایید ظهور و نشانه دیگری از نزدیکی به شیعه جعفری است (مشرق نیوز، 29/11/1393).

اما حسین بدرالدین حوثی، فرزند علامه بدرالدین، رهبر اصلی سیاسی و فکری این گروه در یمن بوده است. حسین الحوثی با تأثیرپذیری از افکار پدرش بر موارد مشترک با شیعه دوازده امامی تأکید کرده بود و به شکل گسترده‌ای رویکردهای سیاسی و اجتماعی را در دستور کار خود قرار داد. سید حسین به عنوان یکی از نخبگان یمنی در عین حضور در مجلس شورای یمن با تلاش‌های سیاسی و تعامل با حکومت مرکزی، تلاش‌های اجتماعی و رویکردهای آموزشی را در نواحی شیعه‌نشین یمن برای بهبود اوضاع شیعیان یمن سامان داد. ایشان همچنین توانست شیعیان زیدی، اسماعیلی و جعفری را با هم متحد کند و با استفاده از مشترکات مذهبی مانند جشن‌های روز غدیر و عاشورا این اتحاد را مستحکم سازد. وی در دوران زندگی خویش فعالیت‌های اجتماعی بسیاری داشت که برخی از آن‌ها عبارتند از: تأسیس جمعیت خیریه، تأسیس مدارس دینی، تأسیس مراکز بهداشتی در منطقه مران و ... در زمینه فعالیت سیاسی نیز حسین حوثی ابتدا به حزب الحق پیوست تا مانعی از نفوذ و فعالیت حزب سلفی ـ اخوانی اصلاح در منطقه صعده باشد.سید حسین الحوثی کمی پس از اعلام وحدت دو یمن در سال 1990سازمان جوانان مؤمن (الشباب المؤمن) را به همراه محمد یحیی سالم عِزّان در صعده تاسیس نمود. این سازمان به سرعت در تمام نقاط شیعه‌نشین یمن گسترش یافت.

مخالفت حسین الحوثی، با سیاست‌های وهابی و آمریکایی دولت یمن و اعتراض به همراهی علی عبداله صالح با طرح خاورمیانه‌ای جورج بوش و موافقت با ایجاد پایگاه‌های آمریکایی، باعث گسترش اختلافات الحوثی و دولت گردید. سید حسین در 17 ژانویه 2002 خواستار تحریم کالاهای آمریکایی و اسرائیلی شد و شعار الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، نفرین بر یهود و پیروز باد اسلام را شعار رسمی شیعیان منطقه اعلام کرد و در مورد قضایای پیش‌آمده از مسلمانان خواستار تمسک به آموزه‌های قرآن و اهل‌بیت شد (کریمی، 1381). سید حسین تقریبا در تمامی سخنرانی‌هایش از امام خمینی(ره) نام برده و به سخنان ایشان اشاره کرده است.

وی در سخنرانی مشهور به خطر ورود آمریکا به یمن چنین می گوید: «امام خمینی (ره)، همانا آمریکا را شیطان بزرگ نامید، چون در ورای هر فتنه‌ای قرار دارد و حاکمان اصلی آمریکا و کسانی که بر آمریکا مسلط شده‌اند یهودی هستند». وی در همین سخنرانی می گوید: «چون امام خمینی(ره) امامی عادل و متقی است لذا دعوتش رد کردنی نیست، ... بر یمنی‌ها واجب است که به سلطه آمریکا بر کشورشان با هر بهانه‌ای که بوده، راضی نشوند و آنان را اخراج کنند» (کریمی، 1381).

با توجه به این مرحله دوم فعالیت شباب المومن با رویارویی مسلحانه، از سال 2004 آغاز شد که نهایتا با شهادت سید حسین الحوثی جنگ دوم صعده به پایان رسید. اما علی‌رغم تصور دولت، شهادت حسین الحوثی منجر به گسترش افکار حوثی و تداوم مبارزات اینبار با رهبری برادر ایشان یعنی عبدالملک بدرالدین شد.


منابع:
دائره المعارف طهور، حکومتهای زیدیه نزدیک به امامیه و اهل سنت، قابل رویت در:
http://tahoor.com/fa/Article/View/114163
کریمی، محمود (1381)،یمن، صعده و الحوثی ها، ماهنامه موعود سال ششم، شماره 35.
مشرق نیوز، تبارشناسی الحوثی ها، 29 بهمن 1393، قابل رویت در:
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/390854
موسوی نژاد، سید علی (1384)، زیدیه از ظهور تا تأسیس حکومت، مجله طلوع، شماره 13 و 14.
 
* عبداله مرادی؛ دانشجوی دکتری دانشگاه علامه طباطبایی (ره)

منبع: برهان