برخی ها با کار مطبوعاتی مخالفند و میگویند کار نشریه امروزه ٰوقت تلف کردن و بیهوده است، ما گفتیم که فضا خالی است و جای مطبوعات طنز را چیزی نمیتواند پر کند هر چند که سایت هایی هم موجود باشد، تاین جای خودش را دارد.

گروه فرهنگی مشرق - مازیار بیژنی را پیش تر با ستون «مقاله های بدون متن» در روزنامه کیهان و اخیرا با ویژه نامه «کشیده» در روزنامه جوان می شناسیم اما او هیچگاه به همین کارها محدود نشده و همیشه آثارش را یا در نشریات و سایت های خبری بی پروا تر و یا در کتابهای مستقل به چاپ رسانده و حرفهایش را زده است. او بعد از تغییر مدیریت روزنامه جوان، تصمیم گرفت که نشریه طنزی را منتشر کند تا راه نیمه تمام «کشیده» را ادامه دهد و حالا در آغاز این مسیر، در دفتر مشرق، با او همکلام شدیم و به بهانه انتشار این نشریه، به گذشته او نیز نقبی زدیم. او در فضای دوستانه، حرفهایی زد که شاید جای دیگری نتوانید آن ها را بشنوید یا بخوانید. گفتگوی ما با مازیار بیژنی اگر چه طولانی شد اما به اندازه خودش خواندنی و تامل برانگیز هم هست. قضاوت با شما... (این گفتگو در استانه انتشار اولین شماره از نشریه جدید مازیار بیژنی انجام شده است)

با خبر شدیم که می خواهید نشریه ای با محتوای طنز چاپ و توزیع کنید. فکر می کنید فروش نشریه تان تضمینی است؟
خیر!


چرا نمی توانید تضمین کنید؛ وقتی یکّه تاز هستید و در بازار مطبوعات طنز رقیب ندارید؟ 

ما فکر فروش نشریه را تا به حال نداشتیم. ما «کشیده» را به صورت ضمیمه چاپ می کردیم، ولی به آن معنا که نشریه ای مستقل باشد، نبوده است. باید دید که وقتی روی دکّه می رود چه مقدار فروش می رود.

اسم نشریه چیست؟ 
بزنگاه. هر چه زد و خورد بیشتر باشد با ما سازگارتر است.

مجوز نشریه تان را در ارشاد زمان آقای احمدی نژاد گرفتید؟ 
بله. 

چگونه به شما مجوز دادند؟  
اگر نمی دادند شما میتوانستید چرای آن را بپرسید. البته خیلی سنگ اندازی نشد. معمولا الان برای دادن مجوز نشریه 6 تا 8 سال معطل میکنند. یکسری اتفاقاتی افتاد که نمیتوانم بگویم. نامه را از وزیر گرفتیم و نامه ای به بزرگواری نوشتیم و شرح مفصلی دادیم و گفتیم که برنامه ما چگونه است. از مشکلات خود گفتیم و اینکه نهادهای فرهنگی به ما اهمیت نمیدهند. برنامه مان برای نشریه برای نشریه را هم تشریح کردیم. ایشان هم جواب دادند. نهایتا به وزیر نامه دادند و وزیر هم نامه ای برای صدور مجوز نوشتند. البته آنها هم به این راحتی مجوز نمی دادند.

  

طبق قانون، نشریه مجوزدار بعد از 6 ماه عدم انتشار، مجوزش باطل می شود... 
این را می دانم.
  
شما در این مدت چیزی منتشر نکردید؟ 
خیر، چون پولی نداشتیم. در ابتدا باید بودجه ای باشد تا ما نشریه را منتشر کنیم. به ساختمان و پرسنل و حقوق ماهیانه نیاز داشتیم.  

قطع کار شما به چه شکل است؟ 
کاری که الان در حال انجام دادن آن هستیم، قطع روزنامه ای و بدون جلد و صحافی است. هفته نامه خیلی سنگینتر است، ما به 8 صفحه راضی شدیم تا بتوانیم مرتب آن را به چاپ برسانیم، که ماهی 36 صفحه می شود. البته این هم رقم کمی نیست. 

چه روزهایی منتشر شود؟ 
فکر کنم شنبه ها.  

سایت هم دارید؟ 
بله. برخی ها با این کار مخالفند و میگویند که کار نشریه امروزه وقت تلف کردن و بیهوده است، ما گفتیم که فضا خالی است و جای مطبوعات طنز را چیزی نمیتواند پر کند هر چند که سایت هایی هم موجود باشد، این جای خودش را دارد. سایت هم موجود است، اما جایگزین نشریه نمیشود. سایت به شکل دیگری است و مخاطبان خاص خود را دارد.

آیا می خواهید فضای «کشیده» را ادامه دهید یا این که فضای جدیدی را ایجاد می کنید؟ 
خیر، فضای ما همان است و در همان مسیر ادامه خواهیم داد. 

یعنی فضای گرافیکی و ارائه کار هم تغییر نمی کند؟ 
شاید مقداری تغییرات به دلیل فرم و قالب رخ دهد، طبیعی است که قبلی مجله بود و این شکل مجله را ندارد ولی از لحاظ محتوایی تفاوت چندانی نخواهد داشت. البته دست ما کمی بازتر است، چون روزنامه جوان شرایط خاص خود را داشت. برخی از مسائل هم به خاطر روزنامه جوان منتشر نمی شد. از لحاظ گرافیکی به دلیل اینکه قالب و فرم تغییر می کند طبیعی است که تغییری را نیز در این زمینه شاهد باشیم. حدود 80 درصد محتوای ما همان است که در گذشته بود. 

منظور شما از این که دست ما بازتر است، این است که راحتتر کار خواهید کرد و مخالفان بیشتری خواهید داشت؟
ما در «کشیده» (ویژه نامه طنز روزنامه جوان)  هم از چهارچوب قوانین مطبوعاتی خارج نمیشدیم، اگر کسی هم میخواست که شکایت کند میتوانست این کار را انجام دهد ولی ما از چهارچوب قوانین مطبوعاتی خارج نمیشدیم. خود من که سردبیر کشیده بودم، بسیاری مطالب طنز یا کاریکاتور که میرسید، رد میکردم، بالاخره خط قرمز مطبوعاتی را میدانیم و مشخص است که چه مسائلی است. باقی آن سلیقه ای است، که ما انتقادی می کنیم و کسی ناراحت میشود که این بحث سلیقه ای و شخصی است. ولی بحث قانون مطبوعاتی را رعایت میکردیم. 
از الآن ساختار حقوقی برای رسیدگی به شکایات تشکیل داده اید، چون قاعدتا از همان شماره اول این اتفاقها شروع می شود.



با شرایطی که شما دارید و شرایط الان کشور که انتقادپذیری کم است، وکیل یا حقوقدان برای این کار در نظر گرفته اید؟
خیر. در این زمینه فعالیتی نکرده ایم. 

کسانی که با شما در مجله قبلی همکاری داشتند در «بزنگاه» هم خواهند بود؟ 
برخی از آنها هستند و برخی دیگر خیر، به علاوه اینکه خود من هم به دنبال کاریکاتوریست و طنزنویس هستم؛ هر نویسنده طنزی که وجود دارد، از آماتور یا حرفه ای. میدانید که در بین کل طنزنویسان هم طنزنویس حرفه ای کم داریم و بسیار محدود و انگشت شمار هستند، بالاخره مجبوریم که محدوده ای را مشخص کنیم، اگر هم قرار است طنز کار کنیم، طنز آماتوری- حرفه ای و فیسبوکی و وبلاگی کار می کنیم. هم اکنون هم طنز بیشتر در همین ارتباط است. در فضای کاریکاتور فعلی غیر از 4 یا 5 نفر کاریکاتوریست مطبوعاتی که فعال هستند، شخص دیگری را نداریم، ولی ممکن است چند نفری در این رابطه به ما کمک کنند. من افرادی که استعداد دارند اما زمینه مناسبی در اختیار آنها نیست را میشناسم. باید جایی برای ارائه کارهای آنها باشد، نشریه ای یا سایتی که خریدار این کاریکاتورها باشد و نشریه بهترین قالب برای کاریکاتور است. 

حال، نشریه شما بیشتر شبیه «کیهان کاریکاتور» است یا «گل آقا»؟ 
به کیهان کاریکاتور که اصلا شباهتی ندارد؛ کیهان کاریکاتور مجله تخصصی بود در مورد طنز و کاریکاتور. 

منظور من وقار و سنگینی کار آن هاست...
بحث تخصصی هم قطعا خواهیم داشت ولی نه آن مقدار که مجله تخصصی کاریکاتور باشد. در کشیده هم که کار می کردیم صفحاتی مخصوص کاریکاتوریستها داشتیم که در آن صفحه کار میکردند، بحث تخصصی و معرفی آنها بود، در این حد کارهایی را خواهیم داشت ولی بیشتر جنبه خبری داریم. یعنی تأکید ما بر روی کاریکاتور مطبوعاتی است، کیهان کاریکاتور که به این شکل نبود. 
 
تأکید اصلی و طنز اصلی گل آقا هم بر روی طنز نوشتاری بوده است، تا طنز تصویری، یعنی گل آقا یک نشریه طنز نوشتاری بود که در حاشیه آن طنز تصویری نیز کار شده بود. رویکرد آنها نیز بیشتر اجتماعی و کمی هم سیاسی بود. ما هم شاید در شرایط فعلی چنین رویکردی را داشته باشیم. مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و از این قبیل را در نظر داریم. 

در بین این مسائل کدامیک از مباحث برای شما دغدغه محسوب می شود؟ 
مطلبی که ما می خواهیم بر روی آن متمرکز شویم بیشتر مسائل فرهنگی و اجتماعی است تا بحث سیاسی، بحث سیاسی کمتر داریم ولی بیشتر بار مجله بر روی مسائل فرهنگی و اجتماعی است. در شرایط فعلی کمتر به مسائل سیاسی خواهیم پرداخت. 

شما بر عکس نشریه گل آقا هستید؛ یعنی بیشتر مطالب شما کاریکاتور است و در حاشیه هم طنز نوشتاری است؟ 
بله، تقریبا به این شکل خواهیم بود. باید نزدیک به حالت مدرن و فیسبوکی باشیم، تأکید ما نیز بر طنزهای کوتاه است.  

نشریه ای در همین قالب داشتیم به نام «توانا» که فقط کاریکاتور بود... 
بله، این نشریه کاریکاتور کار میکرد، ولی ما متنی هم همراه با کاریکاتور خواهیم داشت. به طور مثال از باب طنزنویسی، مشکل اینجاست که طنزنویس حرفه ای کمتر پیدا میشود. چون کاریکاتور حرفه ای و متوسط هم داریم، که سطح متوسط آن نیز به نوعی کاریکاتور است. اما در طنز نوشتاری به این گونه نیست و ما طنز متوسط نداریم. کاملا مشخص است که شما یک طنزنویس حرفه ای هستید یا خیر. به این دلیل که سواد بالایی میخواهد و حد متوسط در آن معنایی ندارد. سواد هر فرد را میتوان از چند جمله ای که مینویسد تشخیص داد و طنزنویسی علم بالایی را میطلبد، چون فضای غالب قدیمی بود و هم اکنون مدرن، هر شخصی قلم را بر میدارد و مطالب را کمی تغییر میدهد و طنزی ایجاد میکند. به این سادگی ها هم نیست. عده ای احساس میکنند کمی که قلم آنها لوده است، طنزنویس هستند.
 
خود شما کار طنز مکتوب یا سرمقاله انجام داده اید؟ 
یادداشت هایی را مینوشتم و نمیدانم که چه طور می شد. سرمقاله و یادداشتهای پراکنده و نه به صورت منظم...

در رسانه هایی که مشغول به کار بودید کدامیک برای شما شیرینتر بوده است؟ 
هرکدام ویژگیهای خاص خود را داشت ولی در مدتی که مجله کشیده را چاپ میکردیم، تجربیات با ارزشی را به دست آوردم. به هر حال برای من هم جالب بود. من سابقه چاپ مجله و سردبیری را نداشتم. اشخاصی هم که با ما در زمینه صفحه بندی و گرافیک و کاریکاتور همکاری داشتند، تقریبا اولین بار بود که کار میکردند. تجربه اول همه ما بود و از صفر شروع کردیم که مجله به چه شکل باشد، فرم و قالب و محتوا و اسم را از صفر ساختیم، این برای من تجربه خاصی بود، شاید از تجربه کارکردن در روزنامه جالبتر بود. 

در نشریه های قبلی که فقط کاریکاتور چاپ میکردید، چطور؟ 
کیهان دوره خاصی را داشتیم، که دوران تلخ و شیرینی را در آنجا گذراندیم. کیهان برای خود دوره ای بود که گذشت، شاید بتوان گفت که تجربه شروع کار مطبوعاتی بود که در اواسط راه، من را به فرمی ثابت رساند. به خاطر اینکه ستون ثابت داشتم.  

ولی شما در هیچ جایی ماندگار نشدید! 
شما باید این سؤال را از مسئولان نشریه هم بپرسید، چون فقط من دلیل آن نبودم. 

یعنی از جاهایی اخراج شدید؟ 
اخراج به آن معنا نبوده است، ولی عملا چنین منظوری را میرساندند، زمانی میرسد که احساس میکنید که حضور شما بیفایده است. هم شرایط تغییر کرده و هم مطالبی را که شما ارائه میدهید مورد استفاده قرار نمیگیرد و احساس میکنید که در حال وقت تلف کردن هستید. شاید یکی از دلایلی که از کیهان بیرون آمدم این بود که احساس کردم کیهان برای من جوابگو نیست. 

تا چه سالی در کیهان مشغول بودید؟ 
من سال 88 از کیهان خارج شدم. مهر و آبان 88 بود.

بحث نکوداشتی که برای شما برگزار شد چه بود؟ 
حرف خاصی برای گفتن ندارم. فقط تشکر میکنم.  

چرا از شما تقدیر شد؟ 
دوستان اصرار داشتند که نکوداشتی از هنرمندان انقلاب برگزار کنند، میخواستند از جایی شروع کنند که این را از من شروع کردند. به دلیل اینکه من در آنجا رفت و آمد داشتم، پیشنهاد باقی دوستان هم بود ولی از من شروع شد. این برنامه قرار است که به عنوان عصر انقلاب ادامه داشته باشد.  


برنامه چطور بود؟ برداشت شما از صحبتهایی که شد چه بود؟ 
از ما تعریف کردند و ما هم راضی بودیم.

کتاب جدیدی در دست دارید؟
قرار است کتابی چاپ کنم که مجموع آثار 10 سالم است، در واقع برگزیده آثار است چون چاپ اجازه تعداد زیاد همه آنها را نمیدهند، باز با این حال چیزی حدود 240 طرح شده است.  

قطع کار به چه شکل است؟ 
احتمالا خشتی باشد. در همین قالب چاپ میکنم. بیشتر از این تعداد هم میتوان چاپ کرد ولی حالت آلبوم را به خود میگیرد و از حالت کتاب خارج میشود. پیشنهادی هم بود که 1000 طرح کاریکاتور چاپ کنیم و در هر صفحه 4 یا 5 طرح بیاوریم. ولی به این شکل بیشتر حالت آلبومی پیدا میکند که بهتر است به جای چاپ کار، آن را به شکل سی دی ارائه داد، تا همه ببینند. شاید خیلی از کارها دیده نشود.  

انتشار این کتاب کجاست؟ 
با سازمان اوج است، ولی اگر تغییر کند به من اطلاع خواهند داد. در حال حاضر به عهده این سازمان است. 

صفحه آرایی و کارهای گرافیکی انجام شده است؟ 
بله، این کارها را انجام داده ایم. حتی طرح جلد هم آماده است. فقط باید برای مجوز اقدام کنم.  

یکی از مسائل جالبی که در مراسم شما اتفاق افتاد بحث آقای کلانتری بود، که هم سن و سال کمی داشت و هم شما از او تقدیر کردید. در مورد ایشان برای ما بگویید. 
من آقای کلانتری را از حدود 3 سال پیش میشناسم. قبل از آن هم دورادور میشناختم. وبلاگ داشت و کارهای وبلاگی او را در وبلاگ خودش یا سایتهای مختلف میدیدم. فرد بااستعدادی است. من از 5 سال قبل کارهای او را میدیدم، شاید جهت نداشت، ولی از نظر هنری خوب بود که برای یک نوجوان 14 ساله که کاریکاتور میکشد، به نظر من جالب بود و از سن خود جلوتر بود. کاریکاتور با نقاشی متفاوت است. کاریکاتور فکر میخواهد و اگر شما فکری نداشته باشید، طرحی خلق نمیشود. پیگیر بودم، زمانی هم که کیهان بودم دنبال این مسئله بودم که او را به کیهان ببرم و در سرویسهای مختلف کار کند، چون میدانستم که رشد میکند و استعداد دارد. خود او هم سریع رشد کرد و در 4 سال اخیر طرحهای خود را به جشنواره های خارجی فرستاد. چندین عنوان خارجی هم دارد، و به عنوان جوانترین کاریکاتوریست ایران انتخاب شد. حدودا در 15 سالگی 10 عنوان خارجی کسب کرد. در فارس شروع به کار کرد و بعد در جاهای مختلف مثل روزنامه جوان طرح داد و در آنجا من بیشتر با او آشنا شدم. بعدها فهمیدم که توان کاری او بیشتر از این هاست، بحث کاریکاتور در جای خود، فعالیتهای دیگری مثل مصاحبه های مطبوعاتی نیز انجام دادیم. بعد قرار شد که با آقای سید نظام مجله ای را چاپ کنیم. پیشنهاد «کشیده» را به ما دادند. کل کارها را از جمله تحریریه و کارهای اجرایی و ... را به عهده ایشان گذاشتیم و ایشان تمام کارها را انجام میداد و در واقع مجله کشیده را تحویل بنده می داد. مجله کشیده تماما محصول آقای کلانتری بود.  

شما هم نظارت داشتید؟ 
بله، نظارت محتوایی داشتم، کارهای مدیریتی، اجرایی، دبیری تحریریه و مدیریت اجرایی به اضافه برخی کارهای هنری، صفحه بندی و گرافیک، قالب مجله و انتخاب ستونها و خیلی از کارهای دیگر بر عهده ایشان بود.
  
مازیار بیژنی روز خود را چگونه آغاز میکند و چگونه کارهای خود را انجام می دهد؟ 
کارهای من در شرایط فعلی، پیگیری کارهای روزانه است. سایتی داریم که باید پیگیر کارهای آن باشیم. مجله را باید پیگیری کنیم، به دفتر مجله در خیابان آزادی میروم. خیلی از کارها را که از بعد هنری باید انجام دهم، با دیگر سایتها، چند سایت دیگر هم در حال راه اندازی داریم. غیر از کارهای پراکنده که برای سایتها لازم است تا انجام دهم، کار اصلی پیگیری مسائل مجله است. یک سایتی هم در حال راه اندازی داریم که بزودی اعلام میکنیم.
 
به غیر از روزکارتون و ... ؟ 
روز کارتون که سایت خودمان است. سایتی هم برای این مجله جدید راه اندازی خواهد شد. سایتی هم برای بحث صهیونیزم داریم که به زبان انگلیسی و بین المللی است و زمان زیادی هم من دنبال این قضیه بودم که موفق نشده بودم. که ما سایت هولوکارتون را که در مورد هولوکاست بود دوباره راه اندازی کردیم و سایت جدیدی را از ابتدا با محتوای جدید طراحی کردیم. 

با همان آدرس؟ 
بله، این سایت در مورد صهیونیزم و مبانی صهیونیزم است. مباحثی است در مورد به اصطلاح اسطوره های بنیانگذار صهیونیزم که یکی از آنها هولوکاست است، که شاید 15 مورد باشد که اینها اسطورههای بنیانگذار اسرائیل است، تشکیل کشوری به نام اسرائیل. ما تمامی موضوعات را کار کردیم و کارهای تشکیلاتی نیز انجام شده است. کارهای نمادسازی و تصویری و کاریکاتوری و این موارد هم هست. چیزی حدود 8 موضوع داریم که اینها موضوعات اصلی صهیونیزم است و خود هولوکاست و بحث فاشیسم و نازیسم و یهودآزاری و فاشیسم و از این قبیل مباحث در آن وجود دارد. بحثهای تورات و بحثهایی که مربوط به تاریخ بنی اسرائیل است، به علاوه بحثهایی که جدیدتر است مانند بحث های ادعای ارضی یا چیزی به نام اسناد گمشده بنی اسرائیل. 

این مواردی که میگویید خیلی پیچیده است، تمام این موضوعات در قالب کاریکاتور است؟ 
بله، این موضوعات را طراحی کرده ایم. ما یکسری کارهای تحقیقاتی داشتیم و چند ماه قبل روی آنها کار کردیم. روی بحث نمادسازی صهیونیزم با تأکید بر روی بحث نژادپرستی کار کردیم. تأکید ما روی مباحث دینی نیست و موضوع نژادپرستانه است. بحث اصلی ما که روی سایت قرار دادیم، بحث نژادپرستی است، که هم اندیشه های یهود نژادپرستانه است و هم رفتار دولت اسرائیل. تأکیداتی از این قبیل داشته ایم. سپس مفصل بر روی منابع تحقیقاتی این موضوعات کار کردیم. در مورد مبانی فکری اینها که یکی از آنها هولوکاست بوده و 10 موضوع دیگر هم بوده است نیز کار کرده ایم. بحث «امت برگزیده» خود یک بحث مفصل نژادپرستانه است، که در دنیا کسی تأکید بر آن ندارد. «امت برگزیده» بدترین نوع نژادپرستی است، که خیلی واضح است. تلمود پر است از آموزه های نژاد‌پرستانه که اگر این بحث را واضح کنیم خیلی از آیاتی که درباره یهود و غیر یهود است طنز میشود، به طور مثال اگر یک غیریهودی به گوش یک یهودی بزند حکم آن مرگ است. برای اینکه یک یهودی انسان الهی است و یک غیریهودی انسان نیست و از این دست مسائل بسیار است که مایع طنز دارد که شما در سطح دنیا اعلام کنید که ما برتریم و در حد ملائکیم و شما چهارپایید. یا بحث امت برگزیده که معتقدند که یهودی ها تماما انسانهای الهی و برتر از بشر هستند. یا به طور مثال در تلمود آمده که هر چیزی که خاخام بر ما حکم کند، حکمی است که خدا هم ملزم به اجرای آن است. یعنی خاخام را از خدا هم بالاتر دانسته اند! و از این مسائل هم زیاد پیدا میشود. 

برای گروه تروریستی داعش و تکفیری ها چه فکری کرده اید؟ 
یک بخشی هم برای این موضوع داریم. چون ما بحث صهیونیزم را تفکیک کردیم. بحث صهیونیزم فقط صهیونیزم یهودی نیست، صهیونیزم مسیحی در دنیا داریم، بخشی از آنها رسما در کلیسای آمریکا هستند که رسما صهیونیزم مسیحی هستند، حال با مختصری تفاوت در عقاید، به هر حال آنها هم پیرو منافع اسرائیل هستند. مثلا در جنگ عراق شدیدا حمایت میکردند. رسانه و هالیوود هم که در دست دارند، کاخ سفید و سیاست آمریکا و شرکتهای چند ملیّتی را تماما در دست دارند. صهیونیزم مسیحی تشکل بسیار بزرگی است که اختیارات و قدرت زیادی دارد. این بحث را هم داریم که شاید خیلی ها از وجود آن بی اطلاع باشند. سال هاست که صهیونیزم مسیحی در آمریکا فعالند و جریان سیاسی هم دارند. اختلافاتی هم با یهودی ها دارند، ولی در مجموع پشتیبان اسرائیل هستند، به طور مثال همین کمکهای نظامی که از کاخ سفید به اسرائیل می شود، که مرتب بودجه ای برای آن تعریف میشود.
 
در رابطه با داعش چطور؟ 
ما مباحث را تفکیک کردیم. برای بحث داعش و تکفیری ها، اساسا میخواهیم صفحه جداگانه ای را طراحی کنیم، میخواهیم عربی باشد و نه انگلیسی، البته در سایت. مقداری هم به خاطر مسائل تبلیغاتی بهتر است که بخشی را راه اندازی کنیم، که در بخشهای بعدی خواهیم داشت. 
 
این مدتی که خانه نشین بودید در چه کارهایی به همسرتان کمک می کردید؟ 
البته خانه نشین نبودم. وقتی «کشیده» هم تعطیل شد کارهایی را دنبال میکردیم و دنبال کارهای سایت بودم.
 
یعنی هیچ تغییری در وضع خانه اتفاق نیفتاد؟ 
خیر، زمانی که کشیده هم تعطیل شد، بیشتر از 5 ماه بیکاری نداشتیم، ما در حال راه اندازی مقدمات نشریه جدید بودیم. جای خالی نماند.  

زمانی در فرصت های بیکاری به شمال کشور می رفتید! 
کار نشریه به نحوی است که شبانه روزی است، در کیهان که فرصت این کار را نداشتم، الآن فرصت بیشتری دارم. تمام اعیاد و روز جمعه و تعطیلات شما باید در محل کار حاضر باشید چون روز بعد نشریه چاپ می شود. روزنامه به این شکل است. کشیده هم به این شکل بود. به یاد دارم که در شب قدر در حال کار روی نشریه بودیم. کشیده را که چاپ می کردیم، گاهی در همان نمازخانه نشریه میخوابیدیم. چون صفحات را شب می بستیم. مجبور بودیم به این شکل عمل کنیم.

در مراسم گرامیداشتتان، کلیپ جالبی در مورد شما پخش شده است؛ راجع به آن توضیح می دهید؟
به من مراجعه کردند و چند صحنه به عنوان راش از من گرفتند، و چند عکس نیز از من خواسته بودند و من حتی قبل از پخش کلیپ را ندیده بودم و نمیدانستم چه بوده و چگونه ساخته شده و با شما آن را دیدم.  

در آن کلیپ، عکسی از نوجوانی دارید که خیلی شبیه به الآن شماست. مخصوصا آن عینک کائوچویی بزرگ. 
من در آن زمان از عینک استفاده میکردم. دستور دکتر بود. از دوران ابتدایی استفاده میکردم تا همین دوره ای که در کیهان بودم حتی همراه من بود. بعد عینک ما گم شد و این طور شد که بی عینک ماندم.  

من فکر کردم که عمل کردید. 
خیر، عمل نکردم.
 
چون از جایی عکسهای شما بی عینک است. که عینک جالبی هم بود. 
آن زمان مدل عینکها به همین شکل بود. از اوایل سال 75 دیگر استفاده نکردم.
.  
یکی از ویژگی های شما این است که بی عینک هم زیاد تغییر نکرده اید. ورزش میکنید یا زیاد می خندید؟ 
می خندم، ولی چندان ورزش نمیکنم. در حد پیاده روی شاید ولی به شکل جدی خیر.  

قدیم ها، همیشه کیف سامسونتی هم همراه شما بود. 
بله. چند سالی هم با من بود ولی بعدها کیف پارچه ای را ترجیح دادم. معمولا قلمهای مختلف هم همراه من است. 
در بحث ورزش هم فقط تیراندازی را به صورت حرفه ای انجام میدهم.  

می شود بیشتر توضیح دهید. 
با سلاح بادی حرفه ای امروزی تیراندازی میکنم. 

پس شکار هم می کنید...
خیر، اصلا به این کار علاقه ای ندارم. برای تفریح کار مناسبی نیست. مثلا برای تفریح کلاغ شکار میکنند که اصلا شایسته نیست.  

پس چشم شما هم بسیار قوی است که رشته تیراندازی را ادامه دادید. 
رکورد خود را هم نمیتوانم بگویم. تعریف از خود میشود.  
سلاح من سلاح بادی هوای فشرده است، که قدرت آن بیشتر از سلاح های فنری است، بردش هم حدود 200 متر است، البته به شرطی که دوربین خوبی روی سلاح نصب شده باشد، بین 100 تا 150 متر هدف زنی میکنم. 
 
این علاقه به تیراندازی از کودکی در شما بود یا اخیرا علاقمند شدید؟ 
از زمان کودکی به اسلحه علاقه داشتم. به خاطر دارم زمانی که انقلاب پیروز شد، به سلاح پاسدارانی که اسلحه داشتند و ژ3 بود، نگاه می کردیم و لذت میبردیم. تا قبل از آن که نمیتوانستیم نزدیک افراد گارد شویم!

در کودکی تیرکمان هم داشتید؟ 
بله، تیر و کمانکشی که جزو لوازم زندگی بود، بدون آن ممکن نبود. با تیوب درست میکردیم.  

شیشه های همسایه را هم می شکستید؟ 
خیر، اهل مردم آزاری نبودیم.  

تیراندازی ورزشی است که به تمرکز بالایی نیاز دارد. از نظر مالی هم کمی گران است. 
بله، ولی اگر بخواهید آماتور کار کنید، اینطور نیست. اگر بخواهید به صورت حرفه ای که به اصطلاح ایرگانر شناخته میشود، کمی هزینه بر است. مسابقاتی هم در این رشته برگزار میشود که تفنگها را بر پایه سوار میکنند و بر اهداف 50 یا 100 متری شلیک می کنند.
 
از نوع ورزش شما میتوان فهمید که شما ثروتمند هستید؟
شما میخواهید مرا ثروتمند نشان دهید؟!  

در کجا ساکن هستید؟ 
در شهرک اندیشه (ملارد).  

در ایران نسبت به چند سال قبل کاریکاتور جدیتر گرفته شده است، ولی به نظر می آید مقوله جدی ای نیست، من به عنوان مخاطب از اهمیتی که رسانه ها به کاریکاتور میدهند راضی نیستم، در ابتدا بفرمایید که این مطلب را قبول دارید و اگر جواب مثبت است این مطلب برای شما به عنوان یک کاریکاتوریست حرفه ای آزاردهنده نیست؟  
متأسفانه جدی نیست. ما نه کاریکاتور جدی داریم و نه کاریکاتوریست و مدیر مسئول نشریات جدی. چون کاریکاتوریست مطبوعاتی هم به آن معنا که کاریکاتور مطبوعاتی بکشند در ایران نداریم. در حال حاضر در کشور ما چند نفری هم که بودند از کشور خارج شده اند. الان در فضای مطبوعاتی کشور تقریبا میشود گفت که قابل اغماض است، کاریکاتوریست مطبوعاتی که بتوان گفت که در مطبوعات کار میکند و از این راه امرار معاش میکند، تقریبا نداریم. شاید یک یا دو نفری باشند. ولی عملا نه کاریکاتور مطبوعاتی داریم و نه کاریکاتوریست مطبوعاتی برای ما مانده است. در نشریات هم طرحی دیده نمیشود که بتوان به آن عنوان کاریکاتور مطبوعاتی را داد. کاریکاتور مطبوعاتی تعریف خاصی دارد. برخی نشریات کاریکاتور چهره را به جای کاریکاتور مطبوعاتی چاپ میکنند. کاریکاتور مطبوعاتی دارای جنبه های سیاسی، اجتماعی و... است هر کدام از آنها را حذف کنید دیگر نمیتوان به آن کاریکاتور مطبوعاتی گفت. در مطبوعات ما تقریبا کاریکاتور مطبوعاتی جمع شده است. که این اصلا خوب نیست.  
 
واقعا در قبل چیزی وجود داشته که جمع شده است؟ 
بله، در دولت دوم خرداد راه افتاد، حالا خوب یا بد بحثی جداست ولی چیزی که روشن بود این بود که شما 15 نشریه داشتید و هر روز حداقل یک کاریکاتور هم چاپ میشد، روزی 15 کاریکاتور داشتیم، ایراداتی داشت از جمله این که بیش از حد سیاسی شده و مشکل ساز میشد، ولی بالاخره به اسم کاریکاتور مطبوعاتی یک فضایی ایجاد شده بود، طرف مقابل هم (مانند کیهان) وقتی این مسئله را می دیدند، برای این که از این رویه عقب نمانند، می آمدند ستون کاریکاتوری چاپ میکردند که جای خالی نماند، در همین حد هم از کار افتاد. 
 
این موضوع شما را آزار نمی دهد؟ برخورد رسانه ها با کاریکاتوریست و کاریکاتور چطور است؟ 
چرا. اصلا مناسب نیست. هم اکنون در دنیایی که تا این حد خبرهای داخلی و خارجی و سوژه های مناسب موجود است، کاریکاتور نداریم. حتی به اندازه نشریات عربی کشورهای حاشیه خلیج فارس یا کشورهایی مثل عربستان، بحرین و قطر هم کاریکاتور نداریم. نشریات مطبوعاتی آنها را که میبینم به مراتب از ما جلوتر هستند. معمولا در نشریات و سایت های عربی مشاهده میکنم. یعنی ما در کاریکاتور مطبوعاتی از کشورهای مثل امارات و قطر هم سطح پایینتری داریم، که این واقعا جای تاسف دارد. آنها کاریکاتور مطبوعاتی دارند و ما نداریم.  
من کاریکاتورهای آنها را میبینم، حتی داخلی، چون علیه ایران هم طرح های زیادی چاپ میکنند، طرحهای داخلی و انتقادی نیز میکشند، که ما چنین کاری نمی کنیم.  

شما با خیلی از رسانه ها کار کردید، ولی تا جایی که من میدانم خود شما انصراف دادید، علت این بوده است که شما را راضی نکرده اند یا شما اشتیاق برای ادامه کار نداشتید؟ چرا به صورت مستمر ادامه ندادید؟ به طور مثال شما در کیهان، کاریکاتورهایی طراحی میکردید، که واقعا سطح بالایی داشت و خیلی ها کیهان را خریداری میکردند تا کاریکاتورهای شما را ببینند. احساس میکنم که آن دوران، دوران طلایی بود ولی شما آن را رها کردید، یا با برخی از رسانه ها کارهای رسانه ای کردید و آن را رها کردید، چرا این اتفاقات رخ میداد و این پیوست و گسستگی رخ می داد؟ 
چندین علت بود که چنین نتیجه ای را در پی داشت. در کیهان اتفاقاتی افتاد و زمانی بی سردبیر ماند، که نامشخص بود. من 10 سال در کیهان بودم بدون هیچ قرارداد و بیمه ای، 10 سال زمان کمی نیست با این شرایط، شاید بیش از حد هم ماندم، ولی من با آنها کنار می آمدم.

بهترین قسمتی که کار کردید یا بهترین تجربه ای که داشتید کجا بوده است؟ 
شاید بهتر از کیهان نداشتیم. از لحاظ کار حرفه ای کیهان نسبت به مثلا روزنامه جوان حرفه ای بود. روزنامه های دیگر شاید تا این اندازه حرفه ای نباشند، کارهایی می کنند، ولی تنها روزنامه استانداردی که من با آن کار کردم کیهان بود. البته با توجه به ایراداتی هم که داشته است. 
در ابتدا که من به کیهان رفته بودم خیلی حرفه ای تر بود چون افراد قدیمی در آن مشغول به کار بودند، فنی و صفحه بندی و ... خوب بودند که همه رفتند، در چنین فضایی کارکردن سطح بالایی را می‌طلبد.
 
آنها کمکی هم به بهبود کار شما می کردند؟ 
کما بیش بله، سرویس صفحه بندی و بین الملل از اوایل انقلاب شخصی در آن کار می کرد. الان هم شاید باشد. برخی از قبل از انقلاب بودند و هم اکنون هم مشغول به کار هستند. ما به شوخی هم به آنها می گفتیم که شما در هر دوره ای در کیهان حضور داشته اید.

جنجالی ترین کاریکاتوری که داشتید کدام بوده است؟ 
به یکی ختم نمیشود و تعدادشان زیادی بوده است. چند مورد داشتیم که خیلی صدا کرده است. یکی کاریکاتوری با موضوع قانون منع ورود نیروی انتظامی به دانشگاه داشتیم که بعد از چاپ آن، دفتر تحکیم، انجمن اسلامی و جریانات چپ هم اعتراض دانشجویی کرده بودند و حتی در دانشگاه علامه تجمعی نیز داشتند. خبر و عکس تجمع را دیده بودم که کاریکاتور را هم دست گرفته بودند. برخی موارد این چنینی بوده است. 
موارد خنده دار هم داشتیم. زمانی که مجلس ششم به نماینده ها ماشین میداد، پژو پرشیا میداد، این خودرو که در کاریکاتورها بود مدتی بعد اسم آن عوض شد، ایران خودرو اسم آن را به پژو پارس تغییر داد. بعد فکسی از ایران خودرو آمده بود که روزنامه وزین کیهان، با توجه به این که ما اسم این خودرو را از پرشیا به پارس تغییر دادیم، هنوز در کاریکاتورها از پرشیا اسم برده میشود و تقاضا کرده بود که این تغییر نام را اعمال کنیم!

آیا تا به حال کاریکاتوری را کشیده اید که بعد از کشیدنش پشیمان شده باشید؟ 
از لحاظ تکنیکی مواردی بوده که میتوانست بهتر کشیده شود، ولی از نظر محتوایی چنین نبوده است. من می خواهم آرشیو کیهان را بگردم و سوژه هایی که کار کردیم را یکبار دیگر نگاه کنم، موردی نبوده که از اساس اشتباه باشد. موضوعاتی که کار کردم، برخی از آنها برای آینده بود، به نوعی پیشگویی کردیم. از آن کاریکاتورهایی که در زمان دوم خردادی ها بود، ممکن بود فضایی باشد که بعدا موردی نداشته است. بخشی از کاریکاتور سیاسی به زمان بر میگردد.  

پس یعنی از بین نرفته و ممکن است دوباره زنده شود؟ 
تا اطلاع ثانوی از بین رفته است. 

آیا شما تا به حال تهدید جانی شده اید؟ 
تهدید مالی هم نشدیم، چه رسد به تهدید جانی، فحش و ناسزا زیاد شنیده ام. البته تهدید هم میکردند، مخصوصا در وبلاگها مینوشتند، اگر بشود آنها را تهدید حساب کرد، چون واقعا خنده دار بودند. 

چه چیزی نوشته بودند؟ 
به طور مثال موج بزرگی از فحش و ناسزا را شروع کردند که 300 تا 400 عدد در هر روز میشد. یکی از آنها این بود که طوری تو را میکشیم که رفتگانت به حالت گریه کنند. یا شخصی نوشته بود که تو و شخص دیگری را به آتش میکشیم و از روی شما میپریم. یا از این مدل تهدیدات که اگر بشود آنها را تهدید حساب کرد. شخصی گفته بود که ما ناظمی در مدرسه داشتیم، در مدرسه ما را کتک می زد، بالاخره در دوره دانشجویی او را گرفتیم و کتک زدیم، میخواست بگوید که ما کینه شتری داریم و فراموش نمیکنیم. 

پس شما کتک نخوردید. 
خیر، ما قبل از انتخابات آمدیم.  

اگر کاریکاتوریست نشده بودید به چه کاری مشغول می شدید؟ 
نمیدانم، چون من هیچ موقع در کودکی نیز به این موضوع فکر نکرده بودم. برخی در کودکی به این فکر کرده اند که در بزرگسالی به چه کاری مشغول شوند، ولی من این طور نبودم. در دانشگاه هم فکر شغل نبودم.  

پس می خواستید جزو مسئولین کشور باشید؟ 
شاید. 
 
با کدام یک از کاریکاتوریست های کشور رابطه دارید و کار کدام را می پسندید؟ 
دو نفر هستند که کارهای آنها را دوست دارم ولی ضد انقلاب هستند. کسی که از نظر تکنیک خوب است، نیستانی است.  

پس به نظر شما کاریکاتوریست جدی مانند آقای شجاعی و طباطبایی، نداریم؟ 
این افراد کاریکاتوریست مطبوعاتی نیستند. هر 10 سال یکبار نمایشگاهی میگذارند. کار اجرایی انجام میدهند. مثلا خانه کاریکاتور را اداره میکنند و کار مطبوعاتی انجام نمیدهند. این حرفی که من میزنم این است که کاریکاتوریست با مطبوعات سرو کار داشته باشد.  

آیا در فکر تربیت کردن کاریکاتوریست مانند خودتان هستید؟  
بله، فکرهایی داریم. وقتی که نشریه ای را راه اندازی میکنیم، این نشریه محفلی است که باید از آن استفاده کرد، ولی کاریکاتور تماما به بخش فنی مربوط نمیشود. بخشی از آن فکر است، ما که نمیتوانیم آموزش فکری بدهیم، شما میتوانید به افراد آموزش تکنیکی دهید ولی با فکر او چه میکنید. آیا میشود در این مورد هم آموزش داد؟ چون بخش بیشتری از طنز به سواد و مطالعه برمیگردد، طنزنویسی هم این طور است. به هر حال طنز یک سواد و مطالعه ای را طلب میکند که این کار فرد را مشخص میکند.  
در کاریکاتور هم احاطه ای به اخبار و اطلاعات میخواهد. غیر از آن ذوق طنزی که هر فرد باید داشته باشد. عده ای هم هستند که ذوق طنز را دارند ولی نمیتوانند طراحی کنند، که به ما سوژه میدهند، من خود این افراد را میشناسم، ذوق دارند ولی چون نمیتوانند بکشند، سوژه میدهند.  
کاریکاتوریست به معنای شخصی که کار مطبوعاتی کند مشکل است، اشخاصی هم در روزکارتون با ما همکاری میکردند و کاریکاتور مطبوعاتی میکشیدند، به آنها سوژه نیز میدادیم. ولی اگر کسی میخواهد کاریکاتور مطبوعاتی را ادامه دهد باید به آن بها دهد. اگر تنبلی کند بعد از مدتی کار را رها میکند، چه بسا افرادی که با ما همکاری داشتند همین کار را انجام دادند، خسته شدند و به دنبال کار دیگری رفتند. باید شخصی باشد که با علاقه و با توجه به مشکلات این کار و با سواد و مطالعه در این زمینه وارد این کار شود.
 
آیا اهل کتاب خواندن هستید؟ 
بله، اگر موقعیت پیش بیاید کتاب میخوانم.

تا به حال شده که یک فرد مهم با شما تماس بگیرد و از کاریکاتوری که شما کشیدید انتقاد کند یا آن را بپسندد و تشکر کند؟  
اگر شما در اینجا زندگی میکنید باید جواب این سؤال را بدانید.

تصور خیلی از مخاطبین این است که در سطح شما این کار را از مسئولین ببینیم.  
خیر، مخاطبین تصور اشتباهی دارند. در همان نشریه که شما کار میکنید هر سال یکبار از طرف مسئول همان نشریه از شما تشکر نمیشود.  

ما چنین اتفاقاتی را داشتیم، که با شخصی تماس گرفتند و از زحمات مثلا 20 ساله او در حوزه انقلاب اسلامی تشکر کرده اند. آیا برای شما چنین اتفاقی رخ نداده است؟  
من چنین چیزی را در خاطر ندارم. 

به نظر شما هادی حیدری در زمینه مجله موفق بوده است؟ 
مجله خط خطی آن طور که آنها می خواستند نشده است. میخواستند که یک نشریه خنده دار باشد که عملا اینطور نشد. کاری که اینها میخواستند انجام دهند در فضای دکه ای و مطبوعاتی جوابگو نیست. مخاطب خاص خود را دارد. فضای کاری آنها خاص است. در حال حاضر هم نسبت به شماره های اول افت زیادی داشته اند.  

فعالیت رسانه ای شما چگونه است؟ به نظر شما کمی بی نظم نبوده است؟  
کاری که ما کردیم برای ما نبوده و اگر نشریه ای را چاپ کردیم آن نشریه برای روزنامه جوان بوده است. بی نظمی آن هم برای این روزنامه بوده است. ما مجله را به آنها تحویل میدادیم و دو هفته بعد چاپ میشد. این بی نظمی از جانب ما نبوده است. ما ضمیمه بودیم و برخی اوقات همراه روزنامه بودیم و گاهی اوقات نیز نبودیم. به این شکل دیگر مخاطبی نمی ماند، به طور مثال یکبار روزنامه را به قم فرستادند و بعد از آن این کار تکرار نشد. تماس های مکرری داشتیم که چرا روزنامه به قم ارسال نمیشود. توضیح آن با من نیست. سیستم مشخصی نداشت. البته ما هم میتوانستیم از این موضوع بگذریم و صرفا مطلبی را چاپ کنیم. هر کسی خواست بخواند و هر کسی هم نخواست نخواند. ما پول خود را میگیریم.  

چاپخانه مجله هر مقدار هم که قوی باشد، به رابطه شما با مسئولین نمیرسد. برنامه ای ندارید تا آن ستونها را در روزنامه ها راه اندازی کنید.
 کدام روزنامه ها؟ 

علت توقف این فعالیتها چیست؟ 
علت آن مدیریت فرهنگی است. اصولا چیزی به نام مدیریت فرهنگی نداریم. مشخص نیست. باید یک پشتیبانی به عنوان مدیریت فرهنگی باشد. ما کشوری مثل آمریکا نیستیم که زیر ساخت فرهنگی 100 ساله داشته باشیم، یا اینکه مردم کتابخوان و روزنامه خوان باشند، شما باید برای یک نشریه 6 ماه یا یکسال فقط هزینه کنید تا به جایی برسد و نتیجه دهد. نمیتوان این هزینه را شخصی انجام داد. چون هزینه ها به قدری زیاد است که نمیتوانیم نشریه راه اندازی کنیم و بعد از آن نیز مشخص نیست که به فروش برسد یا خیر.  
مانند کسی که زندگی خود را میفروشد و انیمیشنی میسازد و تلویزیون آن را نمیخرد. این کارها فایده ای ندارد. به هر حال باید پشتیبانی مستمری باشد. این نیست که شما با 5 شماره اول مطرح شوید. باید جریان مستمر و مداومی باشد. مجله گل آقا هم به همین شکل بوده است. به طور مستمر چاپ میشده است.
 
شما نمیتوانید که 5 شماره چاپ کنید و جلوی کار شما را بگیرند و اگر هم این کار را نکنند مدیر نشریه تصمیم بگیرد که نشریه را جمع کند. شما با کلی دردسر و جمع آوری افراد مختلف 5 شماره چاپ میکنید و بعد از آن مسئول نشریه میگوید که دیگر پول نداریم. اگر از ابتدا این کار را انجام ندهیم که بهتر است. مگر عمر مطبوعاتی و کاری ما چند سال است، همین 15 سال آینده است که می توان کار کرد. شما کتابی را به نهادی میبرید و 6 ماه بعد به آن جواب میدهند.  
من کتابی را به انتشارات سوره دادم، چهار ماه گذشت و جوابی ندادند. علت را پرسیدم که گفتند آقای فلانی فرصت نکرده که به کتاب نگاهی بیاندازد، بعد از 5 ماه! به این شکل که به جایی نخواهیم رسید.  
یکی از نمایندگان مجلس که کنفرانس های اسلامی را اداره میکند، یکی از دوستان ما با او تماسی داشت، گفت که میخواهیم برای صهیونیزم سایتی راه اندازی کنیم، به بودجه احتیاج داریم. خود این فرد آمد و ما شروع به تعریف از این سایت کردیم، مدتی بعد در بین حرف های من به خواب رفت!

اگر حرف نگفته ای دارید، می شنویم...  
همه خواب هستند. می خواستیم انیمیشنی برای بحث صهیونیزم و هولوکاست درست کنیم، در تلاش بودیم که بودجه آن را تهیه کنیم. ما خیلی تلاش کردیم بودجه را بگیریم، چون آن زمان بحث جنگ نرم هم مطرح شده بود. 
فکر میکنید در کاریکاتور ابزار جدی ای هست که ما به آن تکیه کنیم؟ فکر میکنید که مسئولین متوجه این نیستند که کاریکاتور ابزار جدی ای است؟ برای پیشبرد اهداف خود کاریکاتور را جدی نمیگیرند؟ به طور مثال ایالات متحده از موسیقی برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکند. 
بله، قطعا میتوان این کار را کرد. حمله به اسلام، را از سلمان رشدی شروع کردند، بعد از آن حکم، کمی فضا آرام شد تا این که از طریق دانمارک، از راه کاریکاتور وارد شدند. رسما موج کاریکاتوری به وجود آوردند و از طرف سران اروپایی هم حمایت شدند و برای کاریکاتورهای بی ارزش تا این حد تقدیر و تشکر از آنها به عمل آمد.  
آنها در زمینه کاریکاتور خیلی فعالند. مخصوصا کاریکاتورهای ضد ایرانی.  
یک نمونه در مورد هولوکاست ما انجام دادیم و معلوم شد که تا چه حد مؤثر است.