کد خبر 30172
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۴:۱۴

قيام مختار ثقفي به خونخواهي شهداي کربلا 12 ربيع الاول آغاز و بواسطه آن مختار بسياري از جنايتکاران کربلا را به هلاکت رساند. <BR>

به گزارش مشرق به نقل از مهر ، مختار بن ابى عبيده ثقفى و خاندان مبارز وى ، به ويژه عمويش سعد بن مسعود، همگى از علاقمندان امام علي (ع) و فرزندانش امام حسن و امام حسين عليهماالسلام و ازطرفداران و محبان اهل بيت بودند.

در آغاز قيام امام حسين(ع)، مختار از هواداران اصلى آن حضرت در کوفه بود و به شدت با حکومت يزيد مخالفت مى‏ورزيد و هنگامى که مسلم بن عقيل، نماينده امام حسين وارد کوفه شد، در خانه مختار، منزل گزيد و از همين جا، قيام ضد اموى را رهبرى مى‏کرد ولى در روز قيام مسلم بن عقيل که پيش از موعد مقرر به وقوع پيوست مختار در کوفه نبود و زمانى به کوفه برگشت که مسلم بن عقيل، شهيد و عبيدالله بن زياد بر شهر تسلط کامل يافته بود و مختار به محض ورود به شهر دستگير و زندانى شد و با بزرگانى از شيعه، هم چون ميثم تمار، عبدالله بن حارث و بسيارى از دوستداران اهل‏بيت در زندان، هم بند شد و روحيه رزمى تازه‏اى يافت.

عبدالله بن عمر، که همسر صفيه خواهر مختار بود، از دستگيرى وى مطلع شد جهت رهايى وى نامه‏اى به يزيد نوشت و از او تقاضاى خلاصى مختار از بند عبيدالله را نمود. يزيد درخواست وى را پذيرفت و به عبيد الله نامه‏اى نوشت و دستور داد که مختار را آزاد کند.

عبيد الله بن زياد که قصد اعدام مختار را داشت، به ناچار وى را آزاد کرد ولى دستور داد از شهر کوفه بيرون رود. مختار، هنگامى از زندان رهايى يافت که واقعه کربلا و قيام اباعبدالله الحسين(ع) و شهادت آن حضرت و يارانش در کربلا به پايان رسيده بود و او افسوس فراوان مى‏خورد که چرا توفيق حضور در رکاب آن حضرت را نداشت. مختار از آن پس به سوى حجاز رفت و در مکه با قيام "عبدالله بن زبير" آشنا شد.

وى پس از ديدارهايى با عبدالله بن زبير وى را هم فکر و هم عقيده خويش نيافت و بدين جهت از وى جدا شد و به طائف رفت و پس از يک سال بار ديگر به مکه رفت و با وساطت برخى دوباره با عبدالله بن زبير ديدار و با او به صورت مشروط بيعت کرد و شرط او اين بود که وى، پس از عبدالله بن زبير بالاترين پست حکومتى را داشته باشد تا از اين طريق به هدف‏ها و خواسته هايش برسد. مختار در جريان هجوم "حصين بن نمير" به مکه و مقاومت سرسختانه عبدالله بن زبير، در کنار وي بود و شجاعانه با لشکريان شام به نبرد مى‏پرداخت.

سرانجام يزيد بن معاويه در سال 64 قمرى به هلاکت رسيد و رشته حکومتى امويان از هم پاشيد و عبدالله بن زبير خود را خليفه مسلمانان ناميد و بسيارى از مناطق اسلامى از جمله حجاز، عراق، ايران و يمن را در تصرف خويش درآورد. پس از پيروزى عبدالله بن زبير، مختار دريافت که وى به فکر و رأى خود عمل مى‏کند و تنها به پيروزى خويش مى‏انديشد. بدين جهت از وى جدا شد و راه عراق را در پيش گرفت و بار ديگر در کوفه ساکن شد.

به همان مقدار که وى به خاندان پيامبر(ص) علاقه نشان مى‏داد و براى خونخواهى شهيدان آنان قيام مى‏کرد، به همان اندازه عبدالله بن زبير پس از پيروزى با آنان دشمنى مى‏نمود و زمينه آزار آنان را فراهم مى‏کرد. مختار پس از ورود به کوفه شيعيان و بزرگان اين شهر را به خود دعوت کرد و از آنان خواست براي انتقام خون شهداى کربلا وى را يارى دهند.

جنايتکاران واقعه کربلا که در کوفه ساکن بوده و با استاندار عبدالله بن زبير رفت و آمد داشتند، از فعاليتهاى مختار به هراس افتاده و استاندار را براى دستگيرى وى تحت فشار قرار دادند.

به اين ترتيب مختار بار ديگر دستگير شد. مختار پيش از دستگيرى، با سران توابين، از جمله "سليمان بن صرد خزاعى" در مبارزه با قاتلان واقعه کربلا، همفکرى و همکارى داشت ولى با شيوه آنان موافق نبود.

وى در زمان "قيام توابين" در زندان عبدالله بن زبير به سر مى‏برد. پس از واقعه شهادت توابين و بازگشت باز ماندگان به کوفه، مختار از زندان با آنان تماس گرفت و زمينه قيام خويش را فراهم ساخت. عبدالله بن عمر، بار ديگر براى وى وساطت کرد و از عبدالله بن زبير تقاضا خواست که وى را آزاد کند. مختار از زندان آزاد شد و به سازماندهى مجدد شيعيان و خونخواهان امام حسين(ع) پرداخت.

در همين زمان عبدالله بن زبير طى حکمى "عبدالله بن يزيد انصارى" و خزانه دارش " ابراهيم بن محمد طلحه" را از حکومت کوفه برکنار و " عبدالله بن مطيع " که از ياران بسيار نزديک وى بود را به اين مقام منصوب کرد.

گستره دعوت مختار به بصره نيز رسيد و تعداد زيادى از شيعيان اين شهر به کوفه وارد شده و به مختار پيوستند. برخى از بزرگان شيعه و سران قبايل نسبت به حقانيت دعوت مختار ترديد نموده و بدين لحاظ نماينده‏اى به مدينه فرستاده و از محمد بن حنفيه درباره صحت دعوت مختار استفسار نمودند. محمد بن حنفيه در پاسخ آنان گفت: مختار، وزير و پشتيبان من است و فرستاده و دوستدار ماست.

پس از اين پيام، بسيارى از سران شيعه، از جمله " ابراهيم بن مالک اشتر نخعى" به او پيوسته و از جهت نيرو و امکانات تقويتش نمودند .پس از آنکه زمينه قيام فراهم آمد، مختار و ابراهيم بن مالک و ديگر سران نهضت، تصميم گرفتند شب پنجشنبه، 14 ربيع الاول سال 66 قيام را آغاز کرده و حکومت کوفه را به دست گيرند.

ولى با برخورد رئيس پليس کوفه با ابراهيم بن مالک اشتر و کشته شدن رئيس پليس در روز سه شنبه 12 ربيع الاول، عملاً قيام مختار دو روز زودتر از موعد مقرر آغاز شد.

انقلابيون کوفه، با شعار " يالثارات الحسين" حرکت خويش را گسترش داده و با نيروهاى عبدالله بن مطيع، نماينده عبدالله بن زبير به نبرد برخاستند و با شکست دشمن، حکومت کوفه را به دست گرفته و نماينده عبدالله بن زبير را اخراج کردند.

ياران مختار که اغلب از مواليان و ايرانيان مقيم عراق و شيعيان و دوستداران اهل بيت بودند، در اندک مدتى بر بخش هايى از عراق تسلط پيدا کردند.

مختار پس از پيروزى، به تعقيب جنايتکاران واقعه کربلا پرداخت و بسيارى از آنان را دستگير و به سزاى کردارشان رساند و برخى از آنان را در ميدان جنگ به قتل رساند و برخى ديگر را در هنگام شکست، اسير و هلاک کرد.

ولى مختار با سه جبهه مهم روبرو بود: 1- عبدالله بن زبير، که برادرش مصعب بن زبير را به جنگ مختار فرستاده بود. 2- امويان شام که عبيدالله بن زياد را براى سرکوبى مختار به سوى عراق گسيل کرده بود. 3- ضد انقلاب داخلى و گردنکشان مخالف اهل بيت که در کوفه و اطراف آن ساکن بوده و با قيام مختار به شدت مخالفت مى‏ورزيدند.

سرانجام دشمنان مختار از درون و بيرون، حکومت وى را تحت فشار قرار داده و سپاهيان وى را در چند جبهه درگير کردند. مصعب بن زبير که به کوفه هجوم آورده بود، با همکارى ضدانقلاب کوفه، سپاهيان مختار را پس از نبردى سنگين وادار به شکست کرد و در اين ميان، مختار شجاعانه به قتل رسيد. وى در 67 سالگى و در رمضان سال 67 قمري به شهادت رسيد.

پس از کشته شدن وى، حدود هفت هزار نفر از ياران وى که در دارالاماره محاصره بودند همگى دستگير و با قساوت کشته شدند. بدين ترتيب، مختار بن ابى عبيده ثقفى با قيام خود انتقام خون شهيدان کربلا را از جنايتکاران و قاتلان کربلا گرفت و افرادى چون عبيدالله بن زياد، عمر بن سعد، شمر بن ذى الجوشن، محمد بن اشعث، حصين بن نمير، شر حبيل بن ذى الکلاع و بسيارى از آنان را به سزاى کردارشان رساند.

........................................................

المنتظم فى التاريخ الامم و الملوک، ج 6، ص 28؛ تاريخ الطبرى، ج 5، ص 551
 

امانت داري و اخلاق مداري

استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع "خبرگزاري مهر" مجاز است.