به گزارش مشرق، پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه که سالها یکی از مهمترین ابزارهای واشنگتن برای اعمال قدرت و مدیریت تحولات امنیتی منطقه به شمار میرفتند، اکنون با چالش تازهای روبهرو شدهاند. حملات موشکی و پهپادی ایران نشان داده است که این تأسیسات، برخلاف تصور پیشین آمریکا، از آسیبپذیری بالایی برخوردارند و حفظ امنیت آنها نیز هزینههای سنگینی بر واشنگتن تحمیل میکند.
گزارش تحقیقی تازه آسوشیتدپرس (۳۱ اکتبر/۹ آبان) از وارد آمدن خسارات میلیاردی به ۲۶ پایگاه و مرکز نظامی آمریکا در منطقه بر اثر بیش از ۱۱۵ حمله موشکی و پهپادی ایران حکایت دارد. این گزارش که بر اساس بررسی تصاویر ماهوارهای و گفتوگو با مقامهای منطقهای تهیه شده، نشان میدهد حملات ایران از سامانههای راداری و پدافندی فراتر رفته و هواپیماها، آشیانهها، انبارها، تأسیسات ارتباطی و محلهای استقرار نیروهای آمریکایی را نیز هدف قرار داده است. دو مقام منطقهای نیز به آسوشیتدپرس گفتهاند که آمریکا بخش قابل توجهی از تجهیزات و داراییهای نظامی خود را از خلیج فارس خارج کرده است.
همزمان، خروج نظامیان آمریکایی از عراق و تخلیه پایگاههایی مانند عینالاسد و مراکز استقرار نیروهای این کشور در اربیل، بار دیگر آینده حضور نظامی واشنگتن در منطقه را به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل کرده است. اگرچه خروج از عراق در چارچوب توافق قبلی بغداد و واشنگتن انجام شد، همزمانی آن با جنگ و افزایش آسیبپذیری پایگاههای آمریکا، اهمیت راهبردی این تحول را دوچندان کرده است.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا خسارات سنگین نظامی، افزایش هزینههای استقرار و دشواری حفاظت از پایگاهها، دونالد ترامپ را به بازنگری در راهبرد چند دههای واشنگتن وادار خواهد کرد؟ آیا آمریکا ناگزیر میشود حضور نظامی خود را در خاورمیانه کاهش دهد و بخشی از جایگاه سنتی خود را در این منطقه واگذار کند؟
از رادارها تا آشیانهها؛ ضربه به زیرساخت نظامی آمریکا
گزارش تحقیقی آسوشیتدپرس ابعاد تازهای از خسارات حملات ایران به زیرساختهای نظامی آمریکا در خاورمیانه را آشکار کرد. بر اساس این گزارش که با بررسی تصاویر ماهوارهای و گفتوگو با چهار مقام منطقهای تهیه شده است، بیش از ۱۱۵ حمله موشکی و پهپادی ایران و گروههای مورد حمایت ایران تا پایان اوت ۲۰۲۶ (شهریور ۱۴۰۵)، به ۲۶ پایگاه و مرکز نظامی آمریکا در منطقه خسارت وارد کرده یا بخشهایی از آنها را تخریب کرده است. گستردگی این خسارات، ادعای واشنگتن درباره برتری امنیتی و توان حفاظت از تأسیسات نظامی خود را با تردیدهای جدی روبهرو کرده است.
الگوی حملات نیز نشان میدهد که ایران صرفاً به هدف قرار دادن ساختمانها و تأسیسات جانبی اکتفا نکرده، بلکه ابتدا سراغ زیرساختهایی رفته است که برای شناسایی و مقابله با حملات موشکی و پهپادی اهمیت حیاتی دارند. سامانههای راداری هشدار زودهنگام و تجهیزات پدافند هوایی آمریکا در کویت، بحرین، عربستان و اردن از نخستین اهداف بودند.
پس از وارد آمدن خسارت به این سامانهها، دامنه حملات به آشیانههای هواپیما، انبارها، مراکز ارتباطی، تأسیسات سوخترسانی و محلهای استقرار نیروهای آمریکایی گسترش یافت. این روند نشان میدهد که پایگاههای آمریکا، برخلاف تصویری که واشنگتن از استحکام و امنیت آنها ارائه میکرد، در برابر حملات مستمر و هدفمند آسیبپذیر هستند.
کویت بیشترین آسیب را متحمل شده است. پایگاه هوایی علیالسالم دستکم ۳۰ بار هدف قرار گرفت و حداقل ۱۵ آشیانه هواپیما، چندین انبار و ۱۰ ساختمان دیگر در این پایگاه آسیب دیدند یا تخریب شدند. در کمپ بئورینگ نیز بیش از ۳۰ سازه آسیب دیدند یا از بین رفتند.
در عربستان، یک هواپیمای هشدار زودهنگام E-۳ سنتری در پایگاه شاهزاده سلطان آسیب دید و چند هواپیمای دیگر، از جمله دو هواپیمای سوخترسان، نیز خسارت برداشتند.
گزارش بهروزشده سرویس پژوهشی کنگره آمریکا در اکتبر ۲۰۲۶ (مهر ۱۴۰۵) نیز از آسیب دیدن ۱۵ هواپیمای آمریکایی در پایگاههای منطقه خبر داد. در امارات و بحرین هم آشیانهها، رادارها و تجهیزات ارتباطی هدف قرار گرفتند. افزون بر این خسارات، حمله پهپادی اول مارس ۲۰۲۶ (۱۰ اسفند ۱۴۰۴) به بندر شویخ کویت به کشته شدن ۶ نظامی آمریکایی انجامید.
اهمیت این تحولات فقط به خسارت مالی محدود نمیشود؛ ایران با هدف قرار دادن لایههای مختلف زیرساخت نظامی آمریکا، نشان داده است که حضور گسترده نظامی واشنگتن در منطقه لزوماً به معنای برخورداری از امنیت و مصونیت نیست.
به تعبیر رافائل کوهن، تحلیلگر مؤسسه رَند، اتکای ارتش آمریکا به زیرساختهای ثابت دیگر نمیتواند مانند گذشته ادامه پیدا کند. این ارزیابی از یک واقعیت مهم حکایت دارد و آن اینکه پایگاههایی که قرار بود ابزار تثبیت قدرت آمریکا باشند، اکنون خود به نقاط آسیبپذیر و پرهزینه این حضور تبدیل شدهاند.
عقبنشینی زیر فشار؛ بازآرایی نظامی آمریکا در منطقه
از نگاه ناظران، آسیبدیدن گسترده پایگاههای آمریکا و افزایش تهدیدهای موشکی و پهپادی ایران، معادلات استقرار نظامی واشنگتن در خاورمیانه را تغییر داده است. گزارش آسوشیتدپرس نیز نشان میدهد که ارتش آمریکا پس از وارد آمدن خسارات سنگین به تأسیسات خود، بخش قابل توجهی از تجهیزات و داراییهای نظامیاش را از خلیج فارس خارج کرده است.
این جابهجایی شامل هواپیماها، سامانههای پدافندی، تجهیزات ارتباطی و امکانات ضروری برای فعالیت پایگاهها میشود. به این ترتیب، واشنگتن برای حفاظت از نیروهای خود ناچار شده است از الگوی استقرار متراکم و قابل پیشبینی در برخی مراکز نظامی فاصله بگیرد.
این روند در محاسبات پنتاگون نیز بازتاب یافته است. واشنگتنپست گزارش داده که مقامهای وزارت دفاع آمریکا کاهش نیروها در کشورهای حاشیه خلیج فارس و بازنگری در بازسازی پایگاههای آسیبدیده را بررسی میکنند. انتقال بخشی از نیروها به مناطق دورتر از برد حملات ایران از جمله اردن یا سواحل دریای سرخ عربستان، یکی از گزینههای مطرحشده است.
گزارشها همچنین از بررسی امکان حفظ همکاریهای اطلاعاتی و تسلیحاتی با کشورهای منطقه، بدون ادامه استقرار گسترده نیروهای آمریکایی، حکایت دارند. البته هنوز تصمیم نهایی درباره تغییر دائمی آرایش نظامی آمریکا اعلام نشده است.
خروج نیروهای آمریکایی از عراق نیز در همین چارچوب قابل توجه است. آمریکا سرانجام نیروها و تجهیزات خود را از پایگاه اربیل خارج کرد و مأموریت نظامی ائتلاف در عراق را به پایان رساند. پیش از آن نیز پایگاه عینالاسد به نیروهای عراقی واگذار شده بود.
این روند اگرچه بر اساس توافق قبلی بغداد و واشنگتن برنامهریزی شده بود، بااینحال، حملات مکرر و سنگین به مواضع آمریکا در عراق و خروج نیروهایی که در معرض این حملات قرار داشتند، بر اهمیت امنیتی این تحول افزوده است. مأموریت مقابله با داعش نیز به اردن منتقل شده و واشنگتن همچنان امکان پشتیبانی و مداخله نظامی از خارج عراق را برای خود حفظ کرده است.
مجموع این تحولات نشان میدهد که آمریکا برای حفظ حضور منطقهای خود، ناچار به تغییر شیوه استقرار شده است. با این حال، انتقال نیروها به نقاط دورتر، هزینه لجستیکی و عملیاتی تازهای ایجاد میکند و آزادی عمل نظامی واشنگتن را نیز با محدودیتهایی روبهرو میسازد.
آمریکا خاورمیانه را ترک میکند؟
با وجود خسارات سنگین و افزایش هزینههای نظامی، خروج کامل آمریکا از خاورمیانه با موانع راهبردی جدی روبهرو است. واشنگتن طی چند دهه، شبکهای از پایگاهها و مراکز فرماندهی را در منطقه ایجاد کرده که فقط برای استقرار نیروها به کار نمیروند، بلکه امکان کنترل مسیرهای حیاتی انرژی، مدیریت عملیات نظامی و حفظ نفوذ سیاسی آمریکا بر دولتهای منطقه را فراهم میکنند.
تنگه هرمز که اینک آمریکا در آن گرفتار شده و آبراههای پیرامونی نیز به دلیل نقش تعیینکننده در انتقال انرژی و تجارت جهانی، همچنان در محاسبات امنیتی آمریکا جایگاه ویژهای دارند. از همین رو، ترک منطقه به معنای چشمپوشی از بخشی از اهرمهای قدرتی است که واشنگتن طی سالها برای حفظ آنها هزینه کرده است.
اهمیت پایگاههای منطقهای را میتوان در مأموریت مراکز اصلی آمریکا مشاهده کرد. پایگاه العدید قطر، مرکز پیشرو فرماندهی مرکزی آمریکا و محل هدایت عملیات هوایی این کشور در منطقه است. بحرین نیز میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا است که مسئولیت مهمی در عملیات دریایی و حفاظت از منافع واشنگتن در آبهای منطقه بر عهده دارد. کویت هم زیرساختهای لجستیکی و پشتیبانی نیروهای آمریکایی را تأمین میکند. انتقال یا تعطیلی این مراکز، صرفاً جابهجایی چند هزار نظامی نیست بلکه توان فرماندهی، پشتیبانی و واکنش سریع آمریکا را تحت تأثیر قرار میدهد.
در مقابل، ادامه استقرار گسترده نیز دیگر مانند گذشته برای واشنگتن کمهزینه و کمخطر نیست. حملات ایران نشان دادهاند که تمرکز نیروها و تجهیزات در پایگاههای ثابت، میتواند به نقطهضعف راهبردی آمریکا تبدیل شود.
افزون بر این، کشورهای میزبان نیز با پیامدهای میزبانی از نیروهای آمریکایی روبهرو شدهاند؛ زیرا این پایگاهها آنها را در معرض حملاتی قرار میدهند. چنین وضعیتی میتواند دولتهای منطقه را به بازنگری در سطح همکاری نظامی با واشنگتن و گسترش مناسبات امنیتی با دیگر قدرتها سوق دهد.
بنابراین، محتملترین مسیر پیش روی آمریکا نه لزوماً خروج کامل، بلکه تلاش برای حفظ نفوذ با حضور نظامی پراکندهتر و کمهزینهتر خواهد بود. بااینحال، تغییر آرایش نیروها نمیتواند مسئله اصلی را برطرف کند؛ واشنگتن دیگر نمیتواند امنیت پایگاههای خود را مفروض بگیرد و هزینه مداخله نظامی را صرفاً بر دوش کشورهای منطقه بگذارد. جنگ اخیر، محدودیتهای الگوی سنتی قدرتنمایی آمریکا را آشکار کرده و ادامه همان الگو را با پرسشهای جدی روبهرو ساخته است.