به گزارش سرویس جهان مشرق، انتخابات بیستوششمین کنست رژیم صهیونیستی در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ در حالی برگزار شد که نه بلوک نتانیاهو و نه بلوک مخالفان او نتوانستند اکثریت لازم ۶۱ کرسی را برای تشکیل دولت به دست آورند. نتایج نهایی نشان میدهد حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو با کسب ۲۶ کرسی (و در برخی شمارشها ۲۷ کرسی) همچنان بزرگترین حزب کنست است، اما بلوک راستگرا-مذهبی او تنها ۵۳ کرسی به دست آورده است؛ در حالی که بلوک مخالفان به رهبری گادی آیزنکوت ۴۸ کرسی و احزاب عربی در مجموع ۱۹ کرسی کسب کردهاند.
این نتیجه در حالی است که ائتلاف حاکم در کنست پیشین ۶۸ کرسی داشت و اکنون با کاهش ۱۵ کرسی، بهشدت تضعیف شده است. بنبست سیاسی کنونی، تنها یک بنبست انتخاباتی نیست؛ بلکه نقطه تلاقی بحرانهای حقوقی، سلامت شخصی، امنیتی و راهبردی است که همگی نشانههای فروپاشی تدریجی «عصر نتانیاهو» را برجسته میکنند.
بنبست تشکیل دولت: بنبستی که با وعدههای انتخاباتی قفل شده است
نتانیاهو برای تشکیل دولت دو مسیر اصلی پیش رو دارد، اما هر دو مسیر با موانعی جدی روبهروست. مسیر نخست، تشکیل دولت اتحاد ملی با حضور حزب «یشار» به رهبری آیزنکوت، «اسرائیل خانه ما» به رهبری آویگدور لیبرمن و «باحد» به رهبری نفتالی بنت است که در مجموع ۶۶ کرسی به دست میآورد.
اما این گزینه از همان ابتدا با یک تناقض بنیادین روبهروست: آیزنکوت و متحدانش مبارزات انتخاباتی خود را بر پایه «جلوگیری از بازگشت نتانیاهو به قدرت» بنا کردهاند و پذیرش ائتلاف با او، به معنای نقض صریح مهمترین وعده انتخاباتیشان به رأیدهندگان است. از سوی دیگر، نتانیاهو نیز برای تحقق این گزینه باید متحدان طبیعی خود یعنی احزاب راست افراطی و یهودیان ارتدوکس را کنار بگذارد؛ اقدامی که پایگاه سیاسی او را بهشدت خشمگین خواهد کرد.
مسیر دوم، تشکیل دولت اقلیت به رهبری آیزنکوت با حمایت خارجی احزاب عربی است. احزاب عربی (رام و فهرست مشترک) با ۱۹ کرسی به «پادشاهساز/ تاجبخش» صحنه سیاسی تبدیل شدهاند. آیزنکوت میتواند با متحدان طبیعی خود دولت تشکیل دهد و از بیرون با حمایت احزاب عربی، بدون عضویت آنها در کابینه، رأی اعتماد بگیرد. اما این گزینه نیز با وتوی احتمالی رئیسجمهور اسحاق هرتزوگ و فشار احزاب راستگرا مواجه است. در نهایت، اگر هیچیک از بلوکها در ۱۲ هفته آینده نتوانند اکثریت ۶۱ کرسی را تضمین کنند، اسرائیل به سمت انتخابات پارلمانی پنجم در کمتر از پنج سال حرکت خواهد کرد.
نکته کلیدی این است که نتانیاهو حتی با وجود اینکه حزبش بزرگترین حزب کنست شده، نتوانسته «پیروزی سیاسی» کسب کند. بلوک او از ۶۸ کرسی به ۵۳ کرسی سقوط کرده و این بدان معناست که او دیگر نمیتواند با تکیه بر متحدان سنتی خود، اکثریت پارلمانی را بسازد. این نخستین بار در بیش از یک دهه گذشته است که نتانیاهو در موقعیتی قرار میگیرد که «پیروزی انتخاباتی» او را به قدرت بازنمیگرداند.
پروندههای قضایی: شمشیری که پس از قدرت فرود میآید
چالش حقوقی نتانیاهو، جدیترین تهدید وجودی برای آینده سیاسی و شخصی اوست. او از سال ۲۰۲۰ در سه پرونده فساد با اتهامات رشوه، کلاهبرداری و خیانت در امانت محاکمه میشود. در صورت محکومیت به رشوه، او با حداکثر ۱۰ سال زندان و در صورت محکومیت به کلاهبرداری و خیانت در امانت با حداکثر ۳ سال زندان روبهرو خواهد بود.
دادگاه مرکزی تلآویو تا ماه مه ۲۰۲۶ هشتاد و سومین جلسه محاکمه او را برگزار کرده است و نتانیاهو بارها تلاش کرده با استناد به «برنامه امنیتی فوری» جلسات را به تعویق بیندازد.
عامل تعیینکننده در این پرونده، رابطه مستقیم میان «بقای سیاسی» و «آزادی شخصی» نتانیاهو است. تا زمانی که او نخستوزیر است، میتواند با استفاده از اختیارات خود روند محاکمه را کند یا متوقف کند. اما به محض کنار رفتن از قدرت، هیچ مانعی برای اجرای حکم احتمالی وجود نخواهد داشت. رسانههای اسرائیلی بهصراحت گزارش دادهاند که «توقف حملات به ایران به معنای از سرگیری محاکمه فساد نتانیاهو در روز یکشنبه است.» این گزارشها نشان میدهد که حتی در داخل اسرائیل، بسیاری از ناظران، ادامه جنگ و بحرانآفرینی امنیتی را بهعنوان «سپر حقوقی» نتانیاهو تفسیر میکنند.
علاوه بر دادگاه داخلی، او از سال ۲۰۲۴ از سوی دادگاه کیفری بینالمللی (ICC) به اتهام جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت در غزه تحت تعقیب است؛ عاملی که سفرهای بینالمللی او را به شدت محدود کرده و مشروعیت جهانیاش را فرسوده است.
سلامت: بیماری پنهانشده و بحران اعتماد
نتانیاهو در آوریل ۲۰۲۶ فاش کرد که در اواخر ۲۰۲۵ به سرطان پروستات مبتلا شده و در اوایل ۲۰۲۶ تحت درمان با رادیوتراپی قرار گرفته است. او ادعا کرد که درمان «کاملاً موفق» بوده و «تومور ناپدید شده است.» با این حال، جزئیات این ماجرا بحران اعتماد جدی ایجاد کرده است: او انتشار گزارش پزشکی سالانه خود را دو ماه به تعویق انداخت و مدعی شد این کار را برای «جلوگیری از استفاده تبلیغاتی ایران» انجام داده است. همچنین روایت او از زمانبندی درمان با گزارشهای قبلی کادر پزشکیاش در تناقض است.
این پنهانکاری، در حالی که او همزمان کشوری را در چند جبهه جنگی اداره میکند، پرسشهای جدی درباره «شفافیت» و «صلاحیت جسمانی» او ایجاد کرده است. نتانیاهو ۷۶ ساله در سالهای اخیر چندین عمل جراحی از جمله کارگذاری ضربانساز (۲۰۲۳) و جراحی فتق (۲۰۲۴) را پشت سر گذاشته است. در فضای سیاسی اسرائیل، ترکیب «بیماری پنهانشده» با «بحران جانشینی» در حزب لیکود، بهشدت به فرسایش اقتدار او دامن زده است. حزب لیکود هیچ جانشین مشخصی برای نتانیاهو ندارد و این ابهام، هم سرمایهگذاران و هم متحدان سیاسی او را نگران کرده است.
جبهههای گشوده: وعدههای ناتمام و هزینههای سنگین
نتانیاهو کارزار انتخاباتی ۲۰۲۶ را در حالی آغاز کرد که ارتش اسرائیل در چند جبهه همزمان درگیر بود. در غزه، آتشبس اکتبر ۲۰۲۵ با میانجیگری ترامپ برقرار شد، اما نتانیاهو بهصراحت اعلام کرد که ارتش را موظف کرده کنترل خود بر غزه را از ۶۰ درصد به ۷۰ درصد افزایش دهد؛ اقدامی که نقض صریح مفاد آتشبس است. از زمان اجرایی شدن آتشبس، دستکم ۷۳۸ فلسطینی شهید شدهاند و درگیریهای پراکنده ادامه دارد. هدف اعلامی نتانیاهو یعنی «نابودی کامل حماس» و بازگرداندن همه گروگانها محقق نشده است و حماس همچنان توان بازسازی ساختار نظامی خود را حفظ کرده است.
در جبهه لبنان، رژیم در مارس ۲۰۲۶ تهاجم زمینی گستردهای را آغاز کرد که با فراخوان گسترده نیروهای ذخیره همراه بود، اما هیچیک از اهداف اعلامی از جمله عقبراندن حزبالله از مرزهای شمالی بهطور کامل محقق نشد. در جبهه ایران نیز، نتانیاهو دو جنگ تمامعیار را در ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶ آغاز کرد، اما نه تنها برنامه هستهای ایران متوقف نشد، بلکه به گفته خودش، «ایران به بازسازی توان موشکی خود پرداخته و پرتابگرهای خود را جابهجا کرده است.» هیچیک از وعدههای نتانیاهو درباره «پیروزی کامل» و «تغییر رژیم در ایران» محقق نشده و افکار عمومی اسرائیل بهطور فزایندهای این هزینههای سنگین را زیر سؤال میبرد.
ایران: وسوسه «حماقت سوم» برای بقای سیاسی
در ماههای منتهی به انتخابات، نتانیاهو بارها تهدید به حمله نظامی جدید به ایران کرد. در اوت ۲۰۲۶ او اعلام کرد که اسرائیل میتواند «بهطور یکجانبه» اقدام نظامی علیه ایران را از سر بگیرد و مدعی شد که «تنها راهحل برای از بین بردن تهدید، سرنگونی رژیم ایران است.» منابع خبری گزارش دادهاند که او در اکتبر ۲۰۲۶ به ارتش دستور داده بود تا برای «حمله گسترده جدید» به ایران برنامهریزی کند، اما این طرح به دلیل مخالفت ترامپ با آغاز جنگ پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا متوقف شد.
این «وسوسه حمله سوم» را باید در چارچوب بحران داخلی نتانیاهو تحلیل کرد. او در شرایطی که در بنبست سیاسی گرفتار شده، پروندههای قضاییاش بهطور فزایندهای سنگینتر میشود و سلامت جسمانیاش زیر ذرهبین است، به «خروج از بحران از طریق بحرانآفرینی امنیتی» روی آورده است.
تاریخ معاصر اسرائیل نشان میدهد که رهبران در معرض خطر، گاهی با ایجاد یک «جنگ محدود اما پرسر و صدا» تلاش کردهاند افکار عمومی را از بحرانهای داخلی منحرف کنند. با این حال، افکار عمومی اسرائیل پس از دو جنگ فرسایشی با ایران و یک جنگ طولانی در غزه، بهشدت نسبت به «ماجراجویی نظامی جدید» حساس شده است. حتی در داخل ارتش نیز گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد فرماندهان ارشد نسبت به توان ارتش برای یک جنگ همزمان در سه جبهه (غزه، لبنان و ایران) تردید جدی دارند.
نشانههای پایان «عصر نتانیاهو»
ترکیب این بحرانها، تصویری از یک رهبر سیاسی ترسیم میکند که در «پایان خط» قرار گرفته است. روزنامه هاآرتص در آستانه انتخابات هشدار داد که نتانیاهو «به روزهای پایانی دوران خود نزدیک میشود» و «موقعیت بینالمللی رژیم در پایینترین سطح خود قرار دارد.» گادی آیزنکوت، رقیب اصلی او، صریحتر از همه گفت: «نتانیاهو دیگر شایسته حضور در سمت خود نیست» و سیاستهای اقتصادی او را «تهدیدی برای امنیت رژیم» خواند.
نشانههای پایان عصر نتانیاهو را میتوان در چند سطح مشاهده کرد:
سطح انتخاباتی: بلوک نتانیاهو از ۶۸ کرسی به ۵۳ کرسی سقوط کرده و حتی بزرگترین حزب کنست بودن، برای او اکثریت پارلمانی ایجاد نمیکند.
سطح حقوقی: محاکمه فساد او پس از کنار رفتن از قدرت، بهسرعت به مرحله اجرای حکم احتمالی نزدیک میشود و تعقیب بینالمللی از سوی دیوان کیفری بینالمللی، آزادی تحرک بینالمللی او را محدود کرده است.
سطح سلامت: بیماری پنهانشده سرطان پروستات و سابقه چندین عمل جراحی، پرسشهای جدی درباره توانایی او برای ادارهی رژیم در شرایط بحرانی ایجاد کرده است.
سطح راهبردی: هیچیک از جبهههای غزه، لبنان و ایران به «پیروزی» وعدهدادهشده نرسیده و هزینههای انسانی، اقتصادی و دیپلماتیک این جنگها، مشروعیت او را در داخل و خارج بهشدت کاهش داده است.
سطح اقتصادی: سیاستهای نتانیاهو و اظهاراتش درباره احتمال جدا شدن اقتصاد اسرائیل از نظام مالی جهانی، موجب «وحشت بانکهای اسرائیلی» شده و هاآرتص نوشته است که او «عقل خود را از دست داده است.»
در مجموع، نتانیاهو در وضعیتی قرار گرفته که در آن «پیروزی انتخاباتی» به «شکست سیاسی» تبدیل شده است. او نمیتواند با متحدان سنتی خود دولت تشکیل دهد، نمیتواند بدون نقض وعدههای انتخاباتی متحدانش ائتلاف بسازد، و نمیتواند از سایه سنگین پروندههای قضایی و بیماری خود فرار کند. وسوسه حمله نظامی جدید به ایران، اگرچه برای او بهعنوان «راه فرار» از بحران داخلی عمل میکند، اما در شرایطی که ارتش و افکار عمومی اسرائیل از جنگ خسته شدهاند، احتمالاً به «حماقت سوم» تبدیل خواهد شد که پایان سیاسی او را تسریع میکند. آنچه اکنون روشن است این است که «عصر نتانیاهو» — دورانی که او بهعنوان «جادوگر بقا» در سیاست اسرائیل شناخته میشد — بهوضوح رو به افول است و همه قرائن نشان میدهد که این بار، «جادو» کارساز نخواهد بود.