کد خبر 1848261
تاریخ انتشار: ۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۰

جمعی از قربانیان روش غیرعلمی «شبیه‌سازی ذهن» و نمایندگان جامعه علمی و بالینی، خواستار بررسی فعالیت‌های مرتبط با این روش درمانی شده‌اند.

به گزارش مشرق، چندی قبل بود که جمعی از خانواده‌های دارای فرزند معلول از فعالیت یک مرکز درمانی غیرمجاز خبر دادند و از روشی تحت عنوان «شوک‌درمانی و شبیه‌سازی ذهن» نام برده اند.

علم پزشکی یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای بشر برای شناخت جهان، تشخیص بیماری‌ها و بهبود کیفیت زندگی است. با این‌حال، زبان علمی، اصطلاحات تخصصی، تجهیزات پیشرفته و حتی برخی روش‌های واقعی پژوهش می‌توانند در خدمت ادعاهایی قرار گیرند که از نظر علمی اثبات نشده‌اند.

این مسئله به‌ ویژه در حوزه سلامت و توانبخشی اهمیت دارد، زیرا مخاطب این ادعاها اغلب خانواده‌هایی هستند که با اختلالات پیچیده، مزمن یا مادام‌العمر فرزندان خود مواجه‌اند و طبیعی است که به دنبال بهترین راه برای بهبود وضعیت آنان باشند.

امید به بهبودی، به‌ خودی‌خود نقطه‌ ضعف خانواده نیست. مسئله زمانی آغاز می‌شود که این امید با وعده‌هایی مانند «درمان قطعی»، «کشف بی‌سابقه در جهان»، «تغییر مستقیم مغز» یا «درمان چندین بیماری با یک روش واحد» هدف قرار گیرد، بی‌آنکه شواهد لازم برای تأیید این ادعاها در دسترس باشد.

پرسش اصلی این نیست که آیا باید با نوآوری مخالفت کرد؛ بلکه این است که چگونه می‌توان میان نوآوری علمی واقعی، فرضیه‌ای که هنوز در مرحله پژوهش است و ادعایی که بدون پشتوانه کافی به‌عنوان درمان اثبات‌شده معرفی می‌شود، تفاوت گذاشت.

علم چگونه به ابزار فریب تبدیل می شود

تبدیل یک ادعای اثبات‌ نشده به روشی که ظاهر علمی دارد، لزوماً با جعل آشکار یا دروغ‌گویی مستقیم آغاز نمی‌شود. گاهی یک مفهوم واقعی، یک مشاهده محدود یا یک فرضیه اولیه به‌ تدریج از محدوده شواهد خود خارج می‌شود و به ادعایی بسیار بزرگ‌تر تبدیل می‌گردد.

اصطلاحاتی مانند شبیه‌سازی ذهن، برنامه‌ریزی ناخودآگاه، شبکه‌های عصبی، تغییر امواج مغزی، تحریک شناختی و بازآموزی مغز ممکن است در زمینه‌های علمی واقعی نیز به کار روند. اما استفاده از یک اصطلاح علمی، اعتبار علمی برای روش مورد ادعا ایجاد نمی‌کند. باید مشخص باشد این اصطلاح دقیقاً به چه فرایندی اشاره دارد، سازوکار پیشنهادی چگونه تعریف شده، چگونه اندازه‌گیری می‌شود و چه شواهدی از رابطه آن با پیامد درمانی وجود دارد. برای مثال، وجود پژوهش‌های معتبر درباره یادگیری عصبی و انعطاف‌پذیری مغز به این معنا نیست که هر روش مدعی تغییر مغز، الزاماً مؤثر است.

تعمیم یک مشاهده محدود به درمان چندین بیماری

فرض کنیم در یک بیمار پس از مداخله‌ای مشخص، تغییر کوچکی در عملکرد گفتاری مشاهده شود. این مشاهده می‌تواند ارزش پژوهشی داشته باشد، اما برای نتیجه‌گیری درباره اثربخشی روش به مطالعات دقیق‌تر نیاز است.

حال اگر همین مشاهده به ادعای درمان قطعی لکنت، اتیسم، فلج مغزی، پارکینسون، ام‌اس و آسیب‌های نخاعی تعمیم داده شود، فاصله‌ای بزرگ میان داده و نتیجه‌گیری ایجاد شده است.

هر یک از این اختلالات، ماهیت و پیامدهای متفاوتی دارند. بنابراین، اثربخشی یک مداخله برای یک پیامد در یک گروه خاص، اثربخشی آن برای بیماری‌های دیگر را اثبات نمی‌کند.

جایگزین کردن رضایت بیمار با شواهد درمانی

تصاویر بیماران خوشحال، اظهارات خانواده‌ها، ویدئوهای قبل و بعد و گزارش‌های شخصی می‌توانند تجربه‌های واقعی افراد را منعکس کنند؛ اما به‌تنهایی نمی‌توانند مشخص کنند که بهبود مشاهده‌شده ناشی از مداخله بوده است یا از عوامل دیگری مانند نوسان طبیعی علائم، تمرین، تغییر شرایط محیطی، درمان هم‌زمان یا انتظار بهبودی تأثیر گرفته است.

در پژوهش بالینی، این عوامل باید تا حد امکان کنترل شوند.

استفاده از فناوری برای ایجاد اعتبار ظاهری

دستگاه‌های ثبت EEG، نقشه‌های رنگی مغز، تصاویر پزشکی و نمودارهای پیچیده ممکن است برای مخاطب نشانه‌ای از دقت علمی باشند. بااین‌حال، اعتبار ابزار اندازه‌گیری با اعتبار نتیجه‌گیری درمانی یکسان نیست.

یک ابزار ممکن است فعالیتی واقعی را اندازه بگیرد، اما تفسیر آن فعالیت یا ارتباط دادن آن با درمان یک بیماری مشخص همچنان نیازمند شواهد مستقل باشد.

تبدیل نبود شواهد به ادعای اثبات‌ناپذیر

یکی از ویژگی‌های مهم روش علمی، امکان آزمودن فرضیه و بررسی نتایج مخالف است.

اگر مدعی یک روش، هر نتیجه مثبت را نشانه موفقیت بداند، اما هر نتیجه منفی را به همکاری ناکافی بیمار، مقاومت ذهنی، باور نداشتن خانواده یا شرایط نامشخص نسبت دهد، ادعا عملاً از آزمون‌پذیری فاصله می‌گیرد.

روش علمی باید اجازه دهد که فرضیه نادرست از فرضیه درست تفکیک شود؛ نه اینکه برای هر نتیجه‌ای توضیحی ارائه کند که ادعا را از نقد مصون نگه دارد.

آیا چیزی به نام شبیه‌سازی ذهن در علم وجود دارد

پاسخ دقیق این است که اصطلاح «شبیه‌سازی ذهن» می‌تواند به مفاهیم مختلفی اشاره کند؛ اما وجود این اصطلاحات در علم، اعتبار یک روش درمانی مشخص با همین نام را اثبات نمی‌کند.

درخواست از روسای قوای سه گانه

جمعی از قربانیان روش غیرعلمی «شبیه‌سازی ذهن» و نمایندگان جامعه علمی و بالینی، از روسای قوای سه گانه خواستار بررسی فوری و مستقل فعالیت‌های مجازی مرتبط با این روش شده‌اند. آنها به تبلیغات گمراه‌کننده‌ای که ادعاهای درمانی برای اختلالات عصبی بدون شواهد علمی معتبر ارائه می‌دهند، اعتراض کرده و خواستار توقف این فعالیت‌ها و بررسی شکایات مربوط به آسیب‌های جسمی و مالی هستند.

این گروه تأکید دارد که سلامت کودکان و افراد دارای معلولیت نباید به میدان آزمون ادعاهای اثبات‌نشده تبدیل شود و از متخصصان و انجمن‌های علمی دعوت به حمایت از این مطالبه کرده‌اند.

منبع: مهر