کد خبر 1847237
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۱

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه‌های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

مجله «فوربس» در گزارشی نوشت بر پایه نظرسنجی تازه «رویترز/ایپسوس» که دوشنبه منتشر شد، محبوبیت دونالد ترامپ به رکورد پایین ۳۱ درصد رسیده است، در حالی که جمهوری‌خواهان پیش‌بینی‌های نگران‌کننده‌ای درباره عملکردشان در انتخابات میان‌دوره‌ای می‌شنوند. به نوشته فوربس، این نظرسنجی از ۱۶۷۹ بزرگسال آمریکایی با حاشیه خطای ۲ درصد نشان می‌دهد محبوبیت ترامپ یک درصد از رکورد پایین پیشین یعنی ۳۲ درصد کاهش یافته و نارضایتی از او یک درصد افزایش یافته و به ۶۶ درصد رسیده است.

در پاسخ به این پرسش که در انتخابات میان‌دوره‌ای به کدام حزب رأی می‌دهند، ۴۷ درصد دموکرات و ۳۵ درصد جمهوری‌خواه را انتخاب کردند. فوربس در جدول زمانی نظرسنجی‌های اخیر آورده است که در نظرسنجی پنج اکتبر رویترز/ایپسوس محبوبیت ترامپ ۳۲ درصد بود و ۴۴ درصد رأی‌دهندگان ثبت‌شده قصد داشتند به دموکرات‌ها و ۳۷ درصد به جمهوری‌خواهان رأی دهند. ۵۲ درصد هزینه زندگی را مهم‌ترین مسئله پیش از انتخابات نوامبر دانستند.

در نظرسنجی چهار اکتبر «سی‌بی‌اس/یوگاو» محبوبیت ترامپ ۳۹ درصد و نارضایتی ۶۱ درصد بود. در نظرسنجی اول اکتبر «اسوشیتدپرس-نورک» محبوبیت اقتصادی ترامپ ۲۶ درصد و محبوبیت کلی او ۳۱ درصد بود و ۶۵ درصد هزینه‌های بالای زندگی را گردن ترامپ انداختند. در نظرسنجی ۲۹ سپتامبر «کوئینیپیاک» محبوبیت ترامپ ۳۴ درصد و نارضایتی ۶۱ درصد بود؛ محبوبیت ۳۱ درصدی او در اقتصاد پایین‌ترین در دو دوره ریاست‌جمهوری و محبوبیت ۲۸ درصدی او در مدیریت وضعیت ایران برابر با پایین‌ترین رکورد او بود.

فوربس می‌افزاید نظرسنجی‌های دیگر نیز روند نزولی مشابهی نشان می‌دهند: «سی‌ان‌ان/اس‌اس‌آراس» ۳۳ درصد، «پی‌بی‌اس/ان‌پی‌آر/ماریست» ۳۹ درصد، «فایننشال تایمز/فوکال‌دیتا» ۳۳ درصد، «ان‌بی‌سی نیوز» ۳۶ درصد و «دانشگاه ماساچوست آمهرست» ۳۲ درصد. در نظرسنجی اخیر، تنها ۲۵ درصد گفتند ترامپ جنگ ایران را خوب مدیریت می‌کند و ۶۸ درصد گفتند خوب مدیریت نمی‌کند. ۸۳ درصد آمریکایی‌ها معتقدند جنگ ایران «مدت طولانی» ادامه می‌یابد.

فوربس می‌نویسد ترامپ دوره دوم را با محبوبیت ۵۲ درصد آغاز کرد، اما پس از تعرفه‌های «روز آزادی» در آوریل سال قبل و سپس با آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه، محبوبیتش به‌شدت کاهش یافت. بر پایه گزارش «کوک پولیتیکال ریپورت»، دموکرات‌ها شانس بازپس‌گیری کنترل مجلس نمایندگان را دارند و ممکن است در سنا نیز کرسی‌هایی به دست آورند.

مجله «آتلانتیک» در گزارشی اختصاصی به قلم ویویان سالاما و اشلی پارکر نوشت دونالد ترامپ جونیور در گفت‌وگوهای خصوصی از جمله با پدرش، نگرانی‌هایی درباره جنگ ایران مطرح کرده و با آن مخالفت کرده است. به نوشته این گزارش، او در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ تصویری ساده از سیاست خارجی پدرش داشت: اگر ترامپ انتخاب شود، آمریکا را از جنگ تازه در خاورمیانه دور نگه می‌دارد. او در آوریل همان سال در شبکه ایکس نوشته بود: «یادتان هست وقتی می‌گفتند ترامپ ما را درگیر جنگ تمام‌عیار با ایران می‌کند؟

چنین روزهایی باید به همه ما یادآوری کند چقدر خوش‌شانس بودیم که ترامپ، قدرت و اراده او را داشتیم.» اما دو سال و نیم بعد، رئیس‌جمهور آمریکا را درگیر جنگ تمام‌عیار با ایران کرده و ترامپ جونیور از این وضع راضی نیست. بر پایه این گزارش، دو نفر که مستقیماً درباره جنگ با او صحبت کرده‌اند گفتند ترامپ جونیور در گفت‌وگوهای خصوصی بارها مخالفت خود را با جنگ جاری ایران بیان کرده است. او از همان آغاز مخالف جنگ بود و مخالفتش را به پدرش گفت. این منابع گفتند او مدت‌ها به مداخله خارجی بدگمان بوده و معتقد بود آمریکا نباید در جنگ تازه‌ای در خاورمیانه وارد شود.

رسانه های عربی

الجزیره در مقاله ای نوشت: دریای سرخ به‌دلیل موقعیت راهبردی خود، نقشی تعیین‌کننده در ظهور و افول قدرت‌های جهانی دارد. پرتغال در قرن شانزدهم نتوانست بر این منطقه مسلط شود، اما بریتانیا با کنترل عدن و کانال سوئز، آن را به ستون امپراتوری خود تبدیل کرد. بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ و عقب‌نشینی بریتانیا، زمینه‌ساز ظهور آمریکا شد.

امروزه، هم‌زمان با جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز، دریای سرخ به مسیری حیاتی برای انتقال انرژی و تجارت جهانی تبدیل شده است. حملات پهپادی و موشکی ارزان‌قیمت، هزینه حفاظت از این مسیر را افزایش داده و آسیب‌پذیری قدرت‌های فرامنطقه‌ای را آشکار کرده‌اند.

عربستان سعودی با تأسیس شورای کشورهای عربی و آفریقایی ساحلی و تشکیل ائتلاف دفاع دریایی ۱۴ کشوری، درصدد تقویت امنیت منطقه‌ای است. همچنین خط لوله شرق به غرب، انتقال نفت به ینبع را امکان‌پذیر می‌کند. نویسنده معتقد است ریاض می‌کوشد با تبدیل موقعیت جغرافیایی خود به قدرت عملیاتی، رهبری امنیت دریای سرخ را به دست گیرد.

رأی الیوم در مقاله ای نوشت: رویارویی آمریکا و ایران به مرحله سرنوشت‌سازی رسیده و دو گزینه پیش روی طرفین قرار دارد: توافق سیاسی یا جنگی فراگیر. تفاهمات اخیر آمریکا با چین و روسیه درباره پرونده‌های مختلف، به‌ویژه ایران، احتمال دستیابی به توافق را افزایش داده است. به باور او، کاهش حمایت اطلاعاتی و لجستیکی پکن و مسکو می‌تواند تهران را به پذیرش امتیازاتی در زمینه برنامه هسته‌ای، موشکی، گروه‌های متحد منطقه‌ای و امنیت تنگه هرمز سوق دهد.

ایران همچنین با مشکلات اقتصادی و فشارهای داخلی روبه‌روست و بازگشت به جنگی گسترده ممکن است بقای نظام را تهدید کند. نویسنده توافقی متوازن را فرصتی برای ادغام مجدد ایران در منطقه، تقویت همکاری با کشورهای عربی و کاهش تنش‌ها می‌داند. در مقابل، اسرائیل ممکن است بزرگ‌ترین بازنده چنین توافقی باشد؛ زیرا توافق می‌تواند به تضعیف برتری نظامی و سیاست توسعه‌طلبانه آن منجر شود. از نگاه نویسنده، حل‌وفصل سیاسی بحران ایران می‌تواند زمینه را برای تمرکز دوباره منطقه بر مسئله فلسطین و مهار اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل فراهم کند.

المیادین در مقاله ای نوشت: رقابت انتخاباتی میان بنیامین نتانیاهو و گادی آیزنکوت، بیش از آنکه بر سر انتخاب میان جنگ و صلح باشد، درباره توانایی مدیریت مؤثرتر درگیری‌های منطقه‌ای است. جامعه اسرائیل به‌تدریج از دیدگاه دیوید بن‌گوریون، که قدرت نظامی را ابزاری برای تأمین امنیت و بازگشت به توسعه می‌دانست، به نگرشی نزدیک شده که جنگ و خشونت را بخشی از هویت ملی تلقی می‌کند.

شوک هفتم اکتبر نیز این تحول را تسریع کرده است. پیامدهای این تغییر برای منطقه عبارت‌اند از:

کاهش فرصت‌های سازش: هنگامی که منازعه بخشی از هویت ملی شود، توافق‌های سیاسی به‌جای فرصت، نوعی عقب‌نشینی تلقی می‌شوند.

عادی‌سازی جنگ‌های طولانی: جنگ‌های چندجبهه‌ای و مستمر ممکن است به واقعیتی معمول تبدیل شوند و فشار داخلی برای پایان دادن به آن‌ها کاهش یابد.

بازتعریف امنیت منطقه‌ای: کشورهای منطقه ناچار خواهند شد راهبردهای دفاعی خود را با احتمال تداوم جنگ و گسترش نظامی‌گری اسرائیل تطبیق دهند.

افول فرضیه صلح اقتصادی: عادی‌سازی روابط، سرمایه‌گذاری و همکاری‌های فناوری به‌تنهایی نمی‌توانند ثبات ایجاد کنند.

نویسنده نتیجه می‌گیرد که خطر اصلی، نه صرفاً وقوع جنگی تازه، بلکه تبدیل جنگ به وضعیتی دائمی و پذیرفته‌شده در جامعه اسرائیل است؛ تحولی که می‌تواند خاورمیانه را با دهه‌ها درگیری بی‌پایان مواجه کند.

رسانه های روسیه و چین

شبکه آر تی در گزارشی نوشت که واشنگتن فروش تسلیحات و مهمات به متحدان خود را با هدف تأمین نیازهای زرادخانه‌های آمریکا به حالت تعلیق درآورده است؛ اقدامی که به گفته تحلیلگران، پیامدهای جنگ آمریکا علیه ایران و اولویت‌های دولت دونالد ترامپ را آشکار می‌کند.

کامران گاسانوف، استاد علوم سیاسی دانشگاه سالزبورگ و مدرس دانشگاه دوستی خلق روسیه و دانشگاه مالی روسیه، گفت آمریکا پس از جنگ با ایران با کمبود مهمات روبه‌رو شده و حتی در صورت خودداری از آغاز جنگی جدید، برای احتمال درگیری دوباره با تهران آماده می‌شود.

این تحلیلگر تأکید کرد که تصمیم واشنگتن بار دیگر سیاست «اول آمریکا» را نشان می‌دهد؛ سیاستی که بر اساس آن، منافع ایالات متحده بر تعهداتش در قبال متحدان اولویت دارد. به گفته او، روابط واشنگتن با اروپا پس از دوره‌ای از توافق بر سر حمایت از اوکراین و اعمال تحریم علیه روسیه، بار دیگر با اختلاف روبه‌رو شده است.

گاسانوف افزود که پیامدهای جنگ ایران و انتقادهای ترامپ از کشورهای اروپایی، شکاف میان دو سوی آتلانتیک را تشدید کرده است. نگرانی اروپا از کاهش حمایت آمریکا از اوکراین و تلاش رهبران اروپایی برای نشان دادن تداوم پشتیبانی از کی‌یف نیز بر پیچیدگی این روابط افزوده است.

روزنامه گلوبال تایمز در گزارشی نوشت که اعتراض‌های گسترده در فرانسه به افزایش هزینه‌های زندگی، فشار بر خدمات عمومی و کاهش قدرت خرید، نشانه تشدید بحران‌های اقتصادی و اجتماعی در اروپا است؛ بحران‌هایی که افزایش قیمت انرژی در پی جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران می‌تواند ابعاد گسترده‌تری به آن ببخشد.

بر اساس این گزارش، اعتراض‌های ۱۷ اکتبر در پاریس و چند شهر دیگر فرانسه با درگیری، غارت و آتش‌سوزی همراه بود. وزیر کشور فرانسه از بازداشت حدود ۱۲۰۰ نفر و مجروح شدن ۱۵۰ مأمور پلیس و ژاندارمری خبر داد. شمار شرکت‌کنندگان نیز بنا بر آمار رسمی حدود ۵۵۰ هزار نفر و به گفته برگزارکنندگان ۸۰۰ هزار نفر برآورد شد. کارشناسان چینی ریشه ناآرامی‌ها را در رشد اقتصادی ضعیف، کسری بودجه، بدهی دولت و نارضایتی از وضعیت آموزش و خدمات درمانی می‌دانند. با این حال، افزایش قیمت انرژی و اختلال احتمالی در بازارهای جهانی نفت در پی جنگ علیه ایران، فشار مضاعفی بر اقتصادهای اروپایی وارد می‌کند و می‌تواند نارضایتی عمومی را تشدید کند.

گزارش گلوبال تایمز تأکید می‌کند که اعتراض‌های مشابه در ایتالیا و بلژیک نیز جریان دارد؛ نشانه‌ای از فشارهای مشترک بر دولت‌های اروپایی. هرچند این اعتراض‌ها سازمان‌دهی واحدی ندارند، تداوم بحران انرژی و هزینه‌های زندگی می‌تواند پیامدهای اقتصادی و سیاسی جنگ را به داخل اروپا گسترش دهد.