به گزارش مشرق، ماجرا از جایی شروع شد که یک کشتی کانتینربر در نزدیکی تنگه هرمز غرق شد و تصاویر کانتینرهای شناور روی آب دستبهدست چرخید. بعد هم ویدئوهایی آمد که میگفتند صیادان خوششانس جنوب به محمولهای از کفش و عطر و گوشیهای آیفون رسیدهاند؛ خبری که از خود کشتی زودتر به مقصد شبکههای اجتماعی رسید و آنجا حسابی پهلو گرفت.
کشتی غرق شد، بازار شایعه روی آب ماند
اسم کشتی، جیافاس پراید (GFS Pride) است؛ کشتی کانتینربری با پرچم سنگاپور که ۲۱ مهرماه، پس از حادثه و آتشسوزی، در آبهای تنگه هرمز و نزدیکی بندر خصب عمان غرق شد. خوشبختانه هر ۲۱ خدمه کشتی نجات پیدا کردند. تصاویر ماهوارهای و ویدئوهای منتشرشده هم از کانتینرهایی خبر میدادند که در آب شناور مانده بودند.
اما از اینجا به بعد، قصه وارد فصل جذابتری شد؛ فصلی که در آن هنوز کسی فهرست دقیق محموله کشتی را ندیده بود، اما در فضای مجازی همه کموبیش میدانستند داخل کانتینرها چیست! یکی از عطرها میگفت، یکی از کفشها و دیگری از آیفون ۱۸؛ آن هم نه یک گوشی معمولی، بلکه همان مدلی که اسمش بهتنهایی برای گرم کردن بازار کافی است.
از صیادی تا فروش ویژه آیفون
در ویدئوهای دستبهدستشده، تصاویری از قایقها و بستههایی منتشر شد که کاربران آنها را به محموله کشتی نسبت میدادند. بعد هم نوبت آگهیها و وعدههای فروش رسید؛ بعضیها مدعی شدند آیفون ۱۸های نجاتیافته از دریا را با قیمتهایی حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان میفروشند؛ قیمتی که برای خریدار مشتاق، وسوسهکننده بود و برای کسی که کمی به ماجرا شک داشت، دستکم یک علامت سؤال بزرگ! در بعضی از این وعدهها هم شرط خرید، پرداخت بیعانه یا ودیعه بود. یعنی مشتری باید پیش از آنکه گوشی را ببیند، پولش را به امید رسیدن یک آیفون دریایی راهی میکرد؛ آیفونی که معلوم نبود واقعاً از دریا بیرون آمده یا فقط از دل تخیل یک آگهینویس. اینجا دیگر ماجرا از شوخی با یک کشتی غرقشده فراتر میرفت. وقتی پای پول و بیعانه وسط باشد، خندههای مجازی میتواند برای بعضیها به ضرر واقعی تبدیل شود. بهخصوص وقتی فروشنده با تکیه بر یک اتفاق داغ و یک کالای پرطرفدار، فرصت را برای گرفتن پول از مشتری مناسب ببیند.
ناخداها گفتند: کدام آیفون؟
درست وقتی بعضیها داشتند حسابوکتاب میکردند که با این قیمت چطور صاحب آیفون شوند، صدای دیگری از جنوب بلند شد. شماری از کاربران و افرادی که خود را از اهالی جنوب و دریانوردان و ناخداها معرفی میکردند، با انتشار پستهایی درباره ادعای وجود آیفون در محموله هشدار دادند و گفتند مردم هر ویدئویی را سند واقعیت ندانند و مراقب وعدههای فروش و بیعانهگیری باشند. حرف حساب هم همین بود: دیدن چند کانتینر شناور، به معنی پیدا شدن آیفون نیست؛ همانطور که دیدن یک جعبه روی قایق، بهتنهایی ثابت نمیکند داخلش چیست و از کجا آمده است.
بررسی فکتنامه نیز نشان میدهد بسیاری از تصاویر و ویدئوهای منتسب به آیفونهای بیرونکشیدهشده از آب، ساختگی و تولیدشده با هوش مصنوعیاند. در عین حال، فهرست دقیق محموله کشتی هم منتشر نشده است؛ بنابراین نمیتوان با قطعیت گفت چه کالاهایی در کانتینرها بودهاند یا هیچ آیفونی در محموله وجود نداشته است. آنچه روشن است، این است که ادعای پیدا شدن آیفون ۱۸ از آب، مدرک معتبر و مستقلی ندارد.
رجیستری هم از راه رسید
در ادامه این ماجرا، اظهاراتی به محمدرضا رمضان، رئیس اتحادیه تلفن همراه و لوازم جانبی، نسبت داده شد که بر اساس آن، خبر جمعآوری آیفون ۱۸ از دریا صحت ندارد و حتی در صورت ورود چنین گوشیهایی، مسئله رجیستری آنها هم مطرح است. این بخش از داستان برای خریداران ایرانی یک نکته مهم دارد: حتی اگر روزی گوشیای با قیمت وسوسهکننده پیدا شد، صرف ادعای فروشنده درباره منشأ آن، اصالت و امکان استفاده قانونی از گوشی را تضمین نمیکند. بهویژه آنکه ادعای فروش آیفونهای نجاتیافته از کشتی، هنوز پشتوانه قابل اتکایی ندارد.
فعلاً ماهی را از آب بگیریم
ماجرای کشتی جیافاس پراید، با وجود همه شوخیها و ترانههای تازهاش، یک هشدار جدی هم دارد. خبرهای واقعی خیلی زود با تصویرهای بیسند، روایتهای هیجانانگیز و آگهیهای وسوسهکننده قاطی میشوند. در این میان، کسی که میخواهد از فرصت خرید ارزان استفاده کند، ممکن است بهجای گوشی، فقط رسید واریز پولش را به دست بیاورد. پس اگر این روزها کسی به شما وعده داد آیفون ۱۸ را با قیمت ویژه و از محل صید دریایی میفروشد، قبل از پرداخت بیعانه چند سؤال ساده بپرسید: گوشی کجاست؟ مدرک اصالتش چیست؟ امکان تحویل حضوری وجود دارد؟ وضعیت رجیستری آن روشن است؟ و مهمتر از همه، آیا اصل ماجرای این محموله تأیید شده است؟
فعلاً آنچه از هرمز به ساحل شبکههای اجتماعی رسیده، بیشتر از آنکه یک محموله تأییدشده آیفون باشد، ترکیبی از تصویرهای مشکوک، شوخیهای وایرال و وعدههای فروش است. شاید این بار بهتر باشد بهجای آنکه دلمان را به صید آیفون خوش کنیم، مراقب باشیم طعمه یک آگهی خوشآبورنگ نشویم؛ چون در این صید عجیب، ممکن است تنها چیزی که واقعاً از آب بیرون میآید، پول بیعانه ما باشد.