سرویس فرهنگ و هنر مشرق - در روزهایی که ملت ایران شاهد اجرای عدالت درباره قاتلان بیرحم نیروهای انتظامی در حوادث دیماه ۱۴۰۴ اصفهان و برخی شهرهای دیگر است، ناگهان فضایی در شبکههای اجتماعی و رسانههای معاند شکل گرفته که میکوشد با عنوان «نه به اعدام» و انتشار ترانهای از توماج صالحی با نام «بیدار»، احکام قصاص را زیر سؤال ببرد.
همزمان، فیلم سینمایی «بیدار» به کارگردانی و تهیهکنندگی حسین دوماری با بازی شهاب حسینی، محمدرضا فروتن و آناهیتا افشار از ۲۲ مهر ۱۴۰۵ روی پرده سینماها میرود. آیا این همزمانی اتفاقی است یا بخشی از یک طراحی هدفمند برای ایجاد هیاهوی تبلیغاتی و انحراف افکار عمومی؟
قصاص قاتلان نیروهای انتظامی؛ عدالتی که دشمن تاب نمیآورد
در جریان آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان (از جمله منطقه ملکشهر و میدان علیخانی)، گروهی از آشوبطلبان مسلح با سلاح گرم، قمه، چاقو، تبر، کوکتل مولوتوف و مواد آتشزا به نیروهای انتظامی حمله کردند.
چهار مأمور حافظ امنیت به طرز فجیعی به شهادت رسیدند و حتی پس از شهادت، پیکر آنان مورد هتک حرمت قرار گرفت. ساختمانها، کلانتریها و اموال عمومی و خصوصی تخریب و آتش زده شد. دادگاه انقلاب پس از طی مراحل قانونی و تأیید دیوان عالی کشور، حکم اعدام علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی و برخی دیگر از عوامل اصلی این جنایات را صادر و اجرا کرد. موارد مشابه در دامغان (قاتل مأمور محمدجواد رحیمی) و پروندههای مرتبط با اعتراضات دیماه نیز به مرحله اجرا رسیده است. این قصاص، پاسخ قاطع نظام به کسانی است که با خون مأموران امنیت بازی میکنند و امنیت مردم را هدف قرار میدهند.
اما همزمان با این عدالتورزی، کمپینی در فضای مجازی به راه افتاده که با شعار «نه به اعدام» میکوشد این احکام را «انتقام» و «نقض حقوق بشر» جلوه دهد.
توماج صالحی، رپر سابقهدار که بارها به دلیل ترانههای تحریکآمیز و حمایت از آشوبها بازداشت و محاکمه شده، در ۱۹ مهر ۱۴۰۵ ترانهای با عنوان «بیدار» منتشر کرد. در پست رسمی خود نوشت: «اثر “بیدار” جدالی است بین دو تفکرِ موافق و مخالفِ حُکمِ اعدام، حُکمی که در هر جای دنیا هم که باشد میتواند به اشتباه صادر شود و هرگز نمیتواند اشتباه خود را جبران کند. تقدیم به تمام کسانی که در هر نقطهای از جهان به خاطر آزادی جانشان را از دست دادند... بنویس #نه_به_اعدام» . بلافاصله لینکهای ساندکلاد و اسپاتیفای و دیگر درگاههای منتشرکننده این آهنگ نیز مهیا شد و بلافاصله حسابهایی مانند لادن بازرگان و برخی فعالان معاند خارجنشین آن را ستودند و به عنوان «گام بزرگ در دادخواهی» و «گذار از انتقام به عدالت» معرفی کردند.
همزمانی مشکوک عنوان «بیدار»
فیلم سینمایی «بیدار» به کارگردانی حسین دوماری، با حضور شهاب حسینی (نخستین همکاری سینمایی کامل با محمدرضا فروتن)، آناهیتا افشار، ناصر هاشمی، بهناز جعفری و دیگران، از ۲۲ مهر ۱۴۰۵ اکران میشود. قرارداد پخش با «خانه فیلم» بسته شده، پوستر توسط محمد روحالامین طراحی شده و خلاصه داستان آن حول محورهایی اجتماعی-معمایی میچرخد.
مهمترین حاشیه پیش از اکران، انتشار ویدیویی از آناهیتا افشار در شبکههای اجتماعی بود. او با چهرهای گریان و حالتی نگران از مخاطبان میخواست محتوایی را که بهعنوان «فیلم خصوصی» منتسب به او مطرح شده بود، بازنشر نکنند. در ابتدا توضیح روشنی داده نشد و بسیاری تصور کردند با نقض واقعی حریم خصوصی مواجهاند. اما بعدتر مشخص شد این ویدیو بخشی از کمپین تبلیغاتی فیلم «بیدار» بوده است.
این روش «شوکفروشی» موجی از واکنشها ایجاد کرد و بحث اخلاق تبلیغات سینمایی را داغ نمود. سعید خانی، مدیر پخش خانه فیلم، تأکید کرد که این کار از سمت دفتر پخش نبوده و تیم تبلیغ خود فیلم آن را انجام داده است. منتقدان آن را سوءاستفاده از ترومای جمعی و حس همدردی مردم برای جلب توجه دانستند.
اکنون با انتشار ترانه «بیدار» توماج صالحی درست در آستانه اکران فیلم، این سؤال مطرح میشود: آیا انتخاب عنوان یکسان تصادفی است یا طراحی شده تا همزمان با اکران فیلم، هیاهوی مجازی گستردهای در توییتر و اینستاگرام ایجاد کند و هر دو (ترانه و فیلم) از دیدهشدن یکدیگر بهرهمند شوند؟ اگر ترانه بخشی از کمپین تبلیغاتی ماجرا باشد، باید به کمپین اول (ویدیوی اشکآلود آناهیتا افشار) توجه کرد. آن کمپین نشان داد تیم تبلیغاتی فیلم «بیدار» از روشهای مرزشکن و فریبنده برای ایجاد شوک روانی ابایی ندارد. استفاده از احساسات مردم درباره حریم خصوصی زنان برای تبلیغ یک فیلم سینمایی، دقیقاً همان الگویی است که اکنون در بهرهبرداری از فضای احساسی ضد اعدام دیده میشود.
آیا این یک پروژه ضد امنیتی - تبلیغاتی است؟
چنین همزمانیهایی در فضای جنگ نرم دشمن، تصادفی نیست. توماج صالحی که پیشتر با ترانههایی مانند «سوراخ موش»، «فال»، «ترکمنچای» و «ما هنوز زندهایم» به تحریک افکار عمومی به آشوب پرداخته و حتی حکم اعدام او در گذشته مطرح شده بود (هرچند بعداً تغییر یافت)، اکنون با ترانهای درباره اعدام، دقیقاً در زمانی ظاهر میشود که نظام در حال اجرای قصاص قاتلان نیروهای انتظامی است. رسانههای معاند و حسابهای خارجنشین بلافاصله آن را بزرگ میکنند و هشتگ #نه_به_اعدام را داغ میکنند. این در حالی است که قاتلان نیروهای انتظامی نه زندانی سیاسی بودند و نه قربانی «دادگاههای فرمایشی»؛ بلکه بر اساس مستندات پرونده، با سلاح به مأموران حمله کرده و آنان را به شهادت رساندهاند.
اگر فرض کنیم ترانه «بیدار» بخشی از یک طراحی گستردهتر باشد، چند سناریو قابل بررسی است:
۱. بهرهبرداری تبلیغاتی متقابل فیلم و موسیقی «بیدار» - عنوان مشترک باعث میشود جستجوی «بیدار» در فضای مجازی هم فیلم و هم ترانه را بالا بیاورد. فیلم که با حاشیه ویدیوی آناهیتا افشار از قبل جلب توجه کرده، اکنون از موج ضد اعدام نیز استفاده میکند. برعکس، ترانه توماج از نام فیلم سینمایی که بازیگران شناختهشدهای دارد، اعتبار و دیدهشدن بیشتری کسب میکند.
۲. عملیات انحرافی؛ دشمنان خارجی که نمیتوانند جلوی اجرای عدالت را بگیرند، با ایجاد هیاهوی فرهنگی-هنری میکوشند افکار عمومی را از جنایت مردم و قاتلان نیروهای انتظامی منحرف کنند و قصاص را «خشونت دولتی» جلوه دهند. استفاده از رپرهایی مانند توماج که سابقه زندان دارند و از حمایت رسانههای غربی برخوردارند، بخشی از این جنگ نرم است.
حقیقت این است که اعدام قاتلان مردم و نیروهای انتظامی، نه انتقام شخصی، بلکه اجرای قانون قصاص است که ریشه در شریعت و حمایت از امنیت عمومی دارد. کسانی که با ترانه و هشتگ علیه این قصاص موضع میگیرند، در واقع از کسانی حمایت میکنند که خون مأموران را ریختهاند. توماج صالحی که خود زمانی با اتهامات سنگین روبهرو بود، اکنون در نقش مدافع «حق حیات» ظاهر میشود، در حالی که در گذشته با ترانههایش به آتش آشوبها دامن زده بود.
درس کمپین اول فیلم «بیدار»
کمپین ویدیوی آناهیتا افشار یک هشدار بود؛ وقتی مرز بین واقعیت و تبلیغات شکسته میشود و از احساسات مردم برای اهداف تجاری یا سیاسی سوءاستفاده میگردد، اعتماد عمومی آسیب میبیند. همان الگو اکنون در بهرهبرداری از فضای احساسی پیرامون اعدامها دیده میشود. اگر ترانه «بیدار» واقعاً بخشی از یک کمپین هماهنگ باشد، باید به طراحان آن هشدار داد که مردم ایران دیگر فریب شوکفروشی و عنوانهای مشترک را نمیخورند.
نظام اسلامی در برابر قاتلان نیروهای انتظامی کوتاه نخواهد آمد. عدالت اجرا میشود و هیاهوی مجازی و ترانههای تحریکآمیز نمیتواند جلوی آن را بگیرد. مردم هوشیار هستند و تفاوت بین قصاص عادلانه و بازیهای رسانهای را تشخیص میدهند. «بیدار» واقعی، بیداری ملت در برابر فریبکاریهای دشمن است، نه عنوان یک ترانه یا فیلم.