خیلی از کسبوکارها از یک همکاری ساده شروع میشوند؛ دو دوست ایدهای را با هم جلو میبرند، یکی سرمایه میآورد و دیگری اجرا را برعهده میگیرد، یا چند نفر تصمیم میگیرند تجربه و ارتباطاتشان را کنار هم بگذارند. در شروع کار، معمولا تمرکز روی محصول، مشتری و درآمد است و کمتر کسی به این فکر میکند که اگر چند ماه بعد درباره پول، اختیار تصمیمگیری یا خروج یکی از شرکا اختلافی ایجاد شد، تکلیف چیست.
قبل از اینکه همکاری وارد مرحله جدی شود، باید چند موضوع مشخص شود: چه کسی دقیقا چه نقشی دارد، مالکیت کسبوکار چگونه تقسیم میشود، چه تصمیمهایی نیاز به توافق دارند و اگر ساختار تیم در آینده تغییر کرد، چه مسیری باید طی شود.
این تصمیمها فقط برای جلوگیری از اختلاف نیستند؛ بلکه کمک میکنند از همان ابتدا بدانید همکاری شما قرار است در چه قالبی ادامه پیدا کند.
قبل از هر چیز مشخص کنید واقعا شریک هستید یا همکار
اولین موضوعی که باید روشن شود، نوع رابطه بین افراد است. هر همکاری مشترکی الزاما شراکت نیست.
ممکن است یک نفر فقط برای پروژهای مشخص با شما همکاری کند، حقوق یا حقالزحمه بگیرد و هیچ مالکیتی در کسبوکار نداشته باشد. در مقابل، ممکن است فردی سرمایه وارد کار کند، در سود و زیان شریک باشد و در تصمیمهای اصلی نیز نقش داشته باشد. این وضعیت به شراکت نزدیکتر است.
برای تشخیص این موضوع، باید به چند سؤال پاسخ دهید:
- آیا هر دو نفر در سرمایه کسبوکار سهم دارند؟
- آیا سود بین افراد تقسیم میشود؟
- آیا هر فرد در زیان یا بدهیهای کسبوکار نیز مسئولیت دارد؟
- آیا تصمیمهای مهم باید با نظر چند نفر گرفته شود؟
- آیا هر فرد مالک بخشی از کسبوکار محسوب میشود؟
اگر پاسخ بیشتر این سؤالها مثبت است، بهتر است رابطه را از حالت «همکاری دوستانه» خارج کنید و درباره چارچوب شراکت تصمیم جدی بگیرید.
برای تقسیم سهم، فقط پول را ملاک قرار ندهید
یکی از اولین اختلافها معمولا از همین نقطه شروع میشود: سهم هر فرد چقدر باشد؟
اشتباه رایج این است که فقط میزان پول نقدی که هر فرد وارد کرده ملاک قرار بگیرد. در حالی که در یک کسبوکار ممکن است آورده افراد شکلهای مختلفی داشته باشد.
برای مثال یک شریک ممکن است سرمایه نقدی تأمین کند، شریک دیگر تخصص فنی داشته باشد و فرد سوم شبکه مشتری یا تجهیزات موردنیاز را وارد کار کند.
برای تعیین سهم، بهتر است این موارد را کنار هم بررسی کنید:
- سرمایه نقدی
- تجهیزات یا دارایی
- تخصص و دانش فنی
- زمانی که هر فرد به کسبوکار اختصاص میدهد
- ارتباطات تجاری و مشتریان
- مسئولیت اجرایی
مهمتر از درصد نهایی، این است که مبنای تعیین آن برای همه روشن باشد. اگر سهمها بدون معیار مشخص تعیین شوند، بعداً ممکن است یکی از طرفین احساس کند آورده او نادیده گرفته شده است.
چه زمانی باید همکاری با شریک را رسمی کنیم؟ ساختار مناسب چیست؟
بعد از اینکه مشخص شد چه کسانی واقعاً شریک هستند و سهم هر فرد نیز تعیین شد، مرحله بعد انتخاب ساختار مناسب برای ادامه فعالیت است.
اگر کسبوکار قرار است فعالیت مستمر داشته باشد، قرارداد منعقد کند، حساب مالی مشخص داشته باشد و چند نفر بهصورت رسمی در مالکیت و مدیریت آن نقش داشته باشند، ثبت قانونی کسبوکار میتواند همکاری را وارد یک چارچوب مشخص کند.
یکی از قالبهایی که در بسیاری از شراکتهای کوچک و متوسط بررسی میشود، ثبت شرکت با مسئولیت محدود است. در این نوع شرکت، شرکا بر اساس سهمالشرکه خود در شرکت حضور دارند و ساختار مالکیت و مدیریت نسبت به یک همکاری غیررسمی شفافتر میشود.
با این حال، انتخاب این قالب نباید فقط به دلیل رایج بودن آن انجام شود. قبل از ثبت، باید موضوع فعالیت، تعداد شرکا، نحوه مدیریت و برنامه آینده کسبوکار بررسی شود.
در واقع ثبت شرکت زمانی معنا پیدا میکند که جواب این سؤالها را از قبل بدانید:
- چه کسانی شریک هستند؟
- سهم هر فرد چقدر است؟
- چه کسی مدیریت شرکت را برعهده میگیرد؟
- چه کسی اجازه امضای اسناد را دارد؟
- حدود اختیار مدیران تا کجاست؟
در این مرحله، شرکت باید بر اساس توافقهای واقعی شرکا شکل بگیرد، نه اینکه ابتدا شرکت ثبت شود و بعد افراد درباره جزئیات آن تصمیم بگیرند.
مدیریت روزمره را از مالکیت جدا کنید
یکی از موضوعاتی که در بسیاری از شراکتها اشتباه گرفته میشود، تفاوت «مالک بودن» و «مدیر بودن» است.
ممکن است دو نفر سهم برابری در کسبوکار داشته باشند اما فقط یکی از آنها مدیریت روزمره را برعهده بگیرد. یا فردی سهم بیشتری داشته باشد اما در عملیات روزانه حضور نداشته باشد.
بهتر است از ابتدا مشخص شود:
- چه کسی تصمیمهای اجرایی را میگیرد؟
- سقف اختیار مدیر چقدر است؟
- چه تصمیمهایی نیاز به تأیید سایر شرکا دارد؟
- خریدهای بزرگ با اجازه چه کسی انجام میشود؟
- استخدام نیرو یا انعقاد قرارداد مهم با چه تأییدی امکانپذیر است؟
این تفکیک باعث میشود هر تصمیم کوچک به جلسه شرکا تبدیل نشود و در عین حال مدیر نیز اختیار نامحدود نداشته باشد.
درباره پول شرکت، قانون داخلی داشته باشید
بسیاری از اختلافهای شراکتی نه از مالکیت، بلکه از نحوه استفاده از پول شروع میشوند.
مثلاً یکی از شرکا مبلغی از حساب کسبوکار برداشت میکند و آن را «سهم خودش» میداند، در حالی که طرف مقابل آن را برداشت بدون مجوز تلقی میکند.
برای جلوگیری از چنین مسئلهای، باید قواعد مالی از ابتدا روشن باشد:
- حقوق یا دریافتی ماهانه هر شریک
- زمان تقسیم سود
- میزان سودی که در کسبوکار باقی میماند
- سقف برداشت از حساب
- هزینههایی که نیاز به تأیید شریک دیگر دارند
- نحوه ثبت هزینههای شخصی و شرکتی
یکی از اصول مهم این است که پول کسبوکار از پول شخصی شرکا جدا باشد. حتی در یک مجموعه کوچک، اختلاط این دو میتواند بعدا حسابوکتاب را بسیار دشوار کند.
حق امضا را جدی بگیرید
حق امضا یکی از موضوعاتی است که معمولا تا زمان بروز مشکل به آن توجه نمیشود.
اینکه چه کسی میتواند قرارداد امضا کند، از حساب شرکت برداشت کند یا اسناد تعهدآور را تأیید کند، باید کاملا مشخص باشد.
حق امضا میتواند به یک نفر داده شود یا برای برخی اسناد به امضای مشترک چند نفر نیاز باشد. انتخاب این ساختار به میزان اعتماد، نوع فعالیت و ارزش قراردادهای شرکت بستگی دارد.
اگر یکی از شرکا بخواهد خارج شود، از قبل تکلیف را مشخص کنید
یکی از موضوعاتی که معمولا در شروع همکاری نادیده گرفته میشود، پایان شراکت است.
ممکن است یکی از افراد بعد از مدتی بخواهد کسبوکار را ترک کند، مهاجرت کند، سرمایه خود را خارج کند یا وارد فعالیت دیگری شود. اگر برای این شرایط راهکاری وجود نداشته باشد، خروج یک شریک میتواند کل کسبوکار را با مشکل روبهرو کند. بهتر است از ابتدا مشخص شود:
- شریک چگونه میتواند درخواست خروج بدهد؟
- ارزش سهم او چگونه محاسبه میشود؟
- آیا سایر شرکا برای خرید سهم اولویت دارند؟
- آیا شریک میتواند سهم خود را به هر شخصی منتقل کند؟
- خروج او چه اثری بر مدیریت شرکت دارد؟
پیشبینی این شرایط به معنی بیاعتمادی نیست؛ بلکه بخشی از طراحی یک شراکت قابل دوام است. بهتر است ثبت تغییرات شرکت در هر مرحله به صورت قانونی در شرکتهای ثبتی انجام شود.
برای حل اختلاف از قبل مسیر تعیین کنید
حتی اگر همه چیز از ابتدا دقیق مشخص شده باشد، باز هم احتمال اختلاف وجود دارد. تفاوت اصلی یک شراکت حرفهای این است که برای زمان اختلاف نیز راهکار دارد.
مثلاً میتوانید از قبل مشخص کنید که اختلافها ابتدا در جلسه شرکا بررسی شوند و اگر نتیجه نداد، از مشاور حقوقی یا داوری استفاده شود.
شراکت موفق فقط با اعتماد پیش نمیرود
اعتماد نقطه شروع خوبی برای شراکت است، اما برای مدیریت یک کسبوکار کافی نیست. هرچه فعالیت گستردهتر شود، تصمیمهای مالی، قراردادها و مسئولیتها نیز بیشتر میشوند.
بهترین زمان برای مشخص کردن قواعد شراکت، زمانی است که هنوز اختلافی وجود ندارد. اگر نقشها، سهمها، اختیارات و مسیر تغییرات آینده از ابتدا روشن باشند، هم مدیریت کسبوکار سادهتر میشود و هم روابط بین شرکا کمتر تحت فشار قرار میگیرد.
این محتوا تبلیغاتی است