به گزارش مشرق، نامه سپاه پاسداران خطاب به مردم آمریکا که۷ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد، در محافل تحلیلی، خبری آمریکا و خارج از آمریکا بازتاب قابل توجهی داشته است.
بازتاب در آمریکا
۱. رویترز و آسوشیتدپرس: «پیام مستقیم به رأیدهندگان آمریکایی»
گزارش رویترز نامه را اساساً یک مخاطبگیری مستقیم از رأیدهندگان آمریکایی پیش از انتخابات میاندورهای ارزیابی کرده است. رویترز تأکید میکند که سپاه ضمن حمله شدید به ترامپ، از امکان «همزیستی مسالمتآمیز» ایران و آمریکا در صورت تغییر سیاست خارجی واشنگتن سخن گفته است. گزارش آسوشیتدپرس نیز محور اصلی را دعوت سپاه از آمریکاییها برای اعتراض به سیاستهای ترامپ و تغییر تصمیم انتخاباتی آنها معرفی کرده است. آسوشیتدپرس در واقع نامه را بخشی از فضای سیاسی بسیار حساس چند هفته مانده به انتخابات میاندورهای دیده است.
نکته مهم: در این دو خبرگزاری بزرگ، تمرکز بیشتر روی اینکه چرا سپاه درست در آستانه انتخابات آمریکا چنین نامهای منتشر کرده است، نه اینکه نامه را صرفاً یک پیام دیپلماتیک بدانند.
۲. بلومبرگ: جالب، اما از نگاه بسیار انتقادی
یکی از صریحترین واکنشها در رسانههای تحلیلی آمریکا متعلق به بلومبرگ است.
مارک چمپیون، ستوننویس بلومبرگ، نامه ۱۴٬۳۹۰ کلمهای را کامل خوانده و مقالهای با عنوانی بسیار کنایهآمیز منتشر کرده: «نامه ایران به آمریکاییها نشاندهنده تفکر تاریک رهبران ایران است».
اما تحلیل بلومبرگ یک نکته ظریف هم دارد: نویسنده اذعان میکند که ایران در این نامه روی زمینههایی دست گذاشته که بالقوه میتوانند برای مخاطب آمریکایی جذاب باشند؛ از جمله نارضایتی از جنگ، هزینههای آن و اختلاف درباره سیاست ترامپ.
در واقع، اینکه تحلیلگران آمریکایی حاضر شدهاند متن را بهطور کامل بررسی کنند، نشان میدهد نامه صرفاً بهعنوان یک بیانیه معمول روابط عمومی نادیده گرفته نشده؛ بلکه بهعنوان بخشی از جنگ اطلاعاتی و روایتسازی پیرامون جنگ ایران و آمریکا مورد توجه قرار گرفته است.
۳. اندیشکدهها و مراکز تحلیلی: «عملیات نفوذ» مهمتر از محتوای نامه
در فضای تحلیلی، واکنش جالبتر از رسانههای خبری است. در American Center for Levant Studies-نامه را یک تلاش علنی و کمسابقه برای تأثیرگذاری بر رأیدهندگان آمریکایی دانسته است. این مرکز میگوید نامه بیش از ۳۰۰ ادعای قابل بررسی دارد و در آن، واقعیتهای قابل اثبات، ادعاهای گمراهکننده و مطالب نادرست در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
برداشت این مرکز بسیار مشخص است: سپاه صرفاً نمیخواهد موضع ایران را توضیح دهد؛ میخواهد مخاطب آمریکایی را وارد یک چارچوب سیاسی خاص کند.
این مرکز بهخصوص روی سه موضوع دست گذاشته است: ۱. بازتعریف شعار «مرگ بر آمریکا» بهعنوان مخالفت با حاکمان آمریکا، نه مردم آمریکا؛ ۲. برجستهسازی هزینهها و مشکلات جنگ برای جامعه آمریکا؛ ۳. تشویق مستقیم آمریکاییها به تغییر رفتار انتخاباتی.
۴. تحلیل جنگ شناختی و عملیات اطلاعاتی
یک تحلیل دیگر از Treadstone ۷۱ نامه را از زاویه جنگ شناختی و عملیات نفوذ بررسی کرده است. این تحلیل استدلال میکند که نامه عمداً برای چند گروه مختلف نوشته شده: دانشگاهیان، دانشجویان، خبرنگاران و مخاطبان سیاسی آمریکا.
نکته جالب این تحلیل این است که میگوید نامه الزاماً بر «دروغ محض» متکی نیست؛ بلکه واقعیتها، گلایههای واقعی و ادعاهای قابل مناقشه را در یک روایت واحد ترکیب میکند.
از دید نظریه عملیات نفوذ، این روش میتواند مؤثرتر از تبلیغات کاملاً غیرواقعی باشد، زیرا مخاطب ممکن است با چند گزاره درست ارتباط برقرار کند و سپس سایر گزارههای متن را نیز معتبر تلقی کند.
۵. رسانههای محافظهکار آمریکا: واکنش بسیار تندتر
در رسانههای محافظهکار، لحن تقریباً کاملاً متفاوت است. برای مثال، وبسایت خبری Breitbart نامه را شدیداً تبلیغاتی و ایدئولوژیک توصیف کرده و به بخشهایی مانند تفسیر «مرگ بر آمریکا»، ادعاهای مربوط به ۱۱ سپتامبر و دعوت آمریکاییها به سفر به ایران حمله کرده است و نامه را تلاش سپاه برای اثرگذاری بر رأیدهندگان آمریکایی علیه ترامپ دانسته است.
حتی در رسانههای نزدیک به جریان راست، این برداشت مطرح شده که پیام سپاه عملاً شبیه دخالت یک قدرت خارجی در انتخابات آمریکا است.
۶. واکنش رسمی دولت آمریکا
مهمترین پاسخ رسمی آمریکا از وزارت خارجه آمد. وزارت خارجه دولت ترامپ نامه را «smokescreen» یا پرده دود توصیف کرد و گفت سپاه با این اقدام تلاش دارد واقعیتهای مربوط به عملکرد حکومت ایران را پنهان کند.
این واکنش از نظر سیاسی مهم است، چون نشان میدهد واشنگتن نامه را یک ابتکار دیپلماتیک برای مذاکره تلقی نکرده، بلکه آن را بخشی از جنگ تبلیغاتی تهران علیه دولت آمریکا میداند.
۷. رسانههای خارجی چه برداشتی دارند؟
در خارج از آمریکا، تصویر کمی متفاوت است. الجزیره تأکید بیشتری بر این گذاشته که سپاه مستقیماً آمریکاییها را خطاب قرار داده و از آنها خواسته «کنترل را از سیاستمداران فاسد پس بگیرند». در گزارش الجزیره، مسئله انتخابات و تغییر دولت آمریکا محور اصلی است.
وبسایت Dawn پاکستان نیز عمدتاً روایت رویترز را بازنشر کرده و نامه را تلاش سپاه برای تأثیرگذاری بر رأیدهندگان آمریکایی توصیف کرده است.
خارج از آمریکا: بازتاب بیشتر بر «دیپلماسی مستقیم با مردم»
در خارج از آمریکا نیز موضوع اصلی تحلیلها این بوده که سپاه عمداً دولت آمریکا را دور زده و مستقیماً رأیدهندگان و نخبگان فکری آمریکا را مخاطب قرار داده است.
در رسانههای منطقهای، بنابراین، دو برداشت همزمان دیده میشود:
۱. پیام سیاسی ایران درباره جنگ و امکان همزیستی؛
۲. تلاش تهران برای تأثیرگذاری بر سیاست داخلی آمریکا.
به بیان برخی از تحلیلگران محافل خبری، نامه دیده شده، اما هنوز نمیتوان گفت اثر گذاشته است یا خیر.
این تمایز مهم است. خود سخنگوی سپاه نیز طبق گزارش رویترز گفته بود انتظار ندارد نامه رفتار دولت آمریکا را تغییر دهد، بلکه امیدوار است مردم آمریکا پیام را بشنوند و درباره تصمیمات خود تجدیدنظر کنند.
بازتاب اولیه نشان میدهد که رسانهها و مراکز تحلیلی آمریکایی نامه را جدیتر از یک بیانیه تبلیغاتی معمولی گرفتهاند؛ اما نه به این معنا که محتوای آن را پذیرفتهاند.
در واقع سه روایت رقیب شکل گرفته است:
روایت سپاه:
«ما با مردم آمریکا دشمن نیستیم؛ مشکل ما حکومت و سیاست خارجی آمریکاست و مردم آمریکا باید درباره آن تصمیم بگیرند.»
روایت رسانههای جریان اصلی:
«سپاه در آستانه انتخابات آمریکا مستقیماً در حال مخاطبگیری از رأیدهندگان است.»
روایت جریان محافظهکار و برخی مراکز امنیتی:
«این یک عملیات نفوذ و پروپاگاندا از سوی یک دشمن خارجی برای تأثیرگذاری بر انتخابات آمریکاست.»
و یک نکته ظریفتر هم وجود دارد: برخی تحلیلگران، ضمن رد بسیاری از ادعاهای سپاه، اذعان دارند که نامه روی شکافهای واقعی جامعه آمریکا—هزینه جنگ، تلفات، قیمت انرژی، سیاست اسرائیل و نارضایتی از دولت—دست گذاشته است. همین موضوع است که از نظر جنگ شناختی، نامه را قابل توجه میکند.
جمع بندی:
بازتاب خارجی نامه سپاه به مردم آمریکا، نسبتاً گسترده بوده و بیشتر رسانهها آن را نه یک نامه عادی، بلکه تلاش مستقیم سپاه برای اثرگذاری بر افکار عمومی و انتخابات میاندورهای آمریکا ارزیابی کردهاند و از نظر حجم رسانهای قابل توجه بوده ، اما شواهدی از اثرگذاری سیاسی واقعی نامه بر افکار عمومی آمریکا در دست بررسی می باشد و همچنین از نظر محتوایی، یک ترکیب نسبتاً غیرمعمول داشت: از یکسو حمله شدید به دولت آمریکا و اسرائیل، و از سوی دیگر تأکید بر دشمنی سپاه با حکومت آمریکا است نه مردم آمریکا و اینکه امکان همزیستی ایران و آمریکا وجود دارد.
نقطه قوت:
-منافع مردم آمریکا قربانی سیاست خارجی است .
- مردم ایران دشمن مردم آمریکا نیستند.
- دولت آمریکا مردم خودش را فریب میدهد.
-جنگ هزینهای برای آمریکاییها دارد.
-مردم آمریکا میتوانند مسیر سیاست کشورشان را تغییر دهند
-اثرگذاری بر مخاطب آمریکایی و بهویژه رأیدهندگان
-جدا کردن مردم آمریکا از سیاست دولت آمریکا
-ارائه روایت جمهوری اسلامی ایران از جنگ و ادعای پیروزی
- پیام حاوی "ایستادگی،پیروزی و شکست آمریکا "
موارد منفی ذکر شده در رسانه ها:
مخاطب آمریکایی ممکن است با یک تناقض مواجه شود،سپاه خطاب به مردم آمریکا میگوید که دولت آمریکا را تغییر دهند و از سیاستهای آن فاصله بگیرند؛ اما فرستنده پیام خود یک نهاد نظامی جمهوری اسلامی است که در آمریکا و برخی کشورهای دیگر تحت تحریم یا در چارچوبهای حقوقی خاص قرار دارد." «چرا باید روایت یک نیروی نظامی خارجی درباره سیاست داخلی کشور من را بپذیرم؟»
واکنش سردبیر نیوزویک به نامه سپاه:
این نامه که ۲۶ صفحه و بیش از ۱۴۰۰۰ کلمه دارد، بیشتر شبیه پایاننامهای است که با تردید و با استناد به منابع نامشخص، توسط یک دانشجوی دیوانه نوشته شده است.
در پایان:
بنابراین اهمیت نامه الزاماً در این نیست که چند آمریکایی متن ۲۵ صفحهای آن را میخوانند. اهمیت اصلی آن در این است که چه مقدار از چارچوب روایی آن وارد رسانههای آمریکایی، شبکههای اجتماعی و گفتوگوی سیاسی آمریکا شود.
اما به ضرورت استمرار این روند برای تثبیت عملیات روانی در مخاطب آمریکایی باید پیام های سپاه استمرار داشته باشد.