به گزارش مشرق، در آخرین نظرسنجیهای انجام شده در سرزمینهای اشغالی در هفتههای اخیر، در خصوص کرسیهایی که هر یک از احزاب حاضر در رژیم صهیونیستی در انتخابات پیشِ رو به دست خواهند آورد، «گادی آیزنکوت» از «بنیامین نتانیاهو» به طور معنی داری پیشی گرفته است؛ به گونهای که در فضای سیاسی این رژیم، این قطعیت نسبی در میان محافل سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی به وجود آمده است که آیزنکوت، پیروز انتخابات خواهد شد.
فارغ از اینکه او بتواند ائتلافی برای کابینه تشکیل دهد یا نه تا بتواند نخستوزیر رژیم صهیونیستی شود، این مسئله موجب خرسندی جریانهای مخالف «نتانیاهو»، چه در داخل سرزمینهای اشغالی و چه در داخل کشورهای منطقه شده است.
اما نگاهی به گذشتۀ آیزنکوت و رویکردهای او نشان میدهد، حتی اگر تغییر مورد انتظار، شکل بگیرد و «نتانیاهو» از قدرت کنار رفته و «آیزنکوت» به جای او نخست وزیر رژیم صهیونیستی شود، نه تنها تغییری در راهبردهای کلان رژیم صهیونیستی رخ نخواهد داد بلکه حتی ممکن است نوع اقدامات این رژیم، شکل افراطیتر و خشونت بارتری به خود بگیرد. برای درک این مسئله نیاز است تا کمی با گذشته و رویکردهای «گادی آیزنکوت»، گزینه محتمل جایگزین «نتانیاهو» آشنا شویم.
گادی آیزنکوت، واضع «دکترین ضاحیه» و راهبرد «جنگ بین جنگ ها»
«آیزنکوت» طی دو دهۀ نخست قرن جدید میلادی دو دکترین نظامی را در ارتش رژیم صهیونیستی به اجرا رسانده که در مقام عمل خونبارترین اقدامات این رژیم در سایۀ این دو دکترین به مرحله اجرا درآمده است. این علاوه بر آن است که او نخستین دکترین نظامی رژیم صهیونیستی را- که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد- ارائه کرده است.
دکترین ضاحیه
عنوان این دکترین از منطقۀ «ضاحیه» در جنوب لبنان اخذ شده است. در جریان جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶، رژیم صهیونیستی دست به یک اقدام جنایتکارانه زد. این رژیم، با فرو ریختن صدها بمب دو هزار پوندی و تسلیحات نامتناسب با منطقه، اقدام به ویران کردن کامل منطقۀ ضاحیه در جنوب شهر بیروت کرد. بعدها در سال ۲۰۰۸، آیزنکوت از این دکترین پرده برداشت و اعلام کرد، این دکترین مبنایش این است که، هر منطقه ای که از آنجا به سمت رژیم صهیونیستی موشکی شلیک شود به شکل نامتناسب با جغرافیای آن منطقه توسط رژیم صهیونیستی ویران خواهد شد.
این دکترین در جنگ سال ۲۰۱۴ رژیم صهیونیستی، مشهور به جنگ ۵۱ روزه و حملۀ رژیم صهیونیستی به نوار غزه در سال ۲۰۲۳ تا کنون نیز اجرا شد.
راهبرد جنگ بین جنگ ها
در جریان بحران سوریه که از سال ۲۰۱۱ به وجود آمد، رژیم صهیونیستی براساس راهبردی به نام جنگ بین جنگها (war between wars) اقدام به ضربه زدن به گروههای مقاومت در کل منطقه، به ویژه در سوریه کرد. این راهبرد مبنایش این است که رژیم صهیونیستی در جنگی که جنگ بین او و یک طرف دیگر نیست باید به همۀ جریانها یا طرفهایی که برای این رژیم دشمن محسوب میشوند، ضربه بزند.
براساس این راهبرد، رژیم صهیونیستی از سال ۲۰۱۱، حملات بیشماری را در سوریه علیه جبهۀ مقاومت صورت داد. حملاتی که منجر به جنایتهای متعدد علیه رزمندگان مقاومت در سوریه و عراق شد.
جنایت در میدان جنگ
در کنار آنچه در ایجاد دو دکترین جنایت بار آیزنکوت به وجود آورد، خود او نیز در میدان جنگ حاضر شده، سابقهای خونین در کشتار فلسطینیها و شیعیان لبنان دارد.
در سال ۲۰۰۶، در جریان جنگ ۳۳ روزه، آنگاه که دکترین ضاحیه در حال اجرا بود، «آیزنکوت»، فرمانده منطقۀ شمالی ارتش صهیونیستی را بر عهده داشت و خود او مجری دکترین خونباری بود که ارائه کرده بود.
در سال ۲۰۱۴، در جریان کشتار ۱۱ هزار فلسطینی در جنگ ۵۱ روزه در غزه، او جانشین، رئیس ستاد کل ارتش صهیونیستی بود و سال ۲۰۱۵ به ریاست ستاد ارتش رسید. در همین دورۀ ریاست وی بر ستاد کل ارتش صهیونیستی بود که کشتار خاموش مردم غزه در جریان راهپیماییهای بازگشت در سال ۲۰۱۸ اتفاق افتاد و تک تیراندازان ارتش صهیونیستی با دستور او قریب به ۲۰۰ نفر بیگناه را که اقدام به راهپیمایی بدون سلاح میکردند به شهادت رساندند.
علاوه بر این، در نخستین ماههای حملۀ رژیم صهیونیستی به نوار غزه، پس از عملیات طوفان الاقصی، او به عنوان وزیر مشاور، عضو کابینۀ جنگ رژیم صهیونیستی بود و در طراحیها و اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی در نوار غزه به طور مستقیم دست داشت.
رویکردهای افراطی
علاوه بر دو دکترین مخربی که در بالا به آن اشاره شد، «آیزنکوت» رویکردهای خسارت باری در ذهن دارد که هنوز آنها را پیاده نکرده که به قدرت رسیدن او میتواند فرصتی برای اجرای آنها به وجود آورد.
اعتقاد به شهرکسازی در کرانۀ باختری
آیزنکوت از نظر فکری و اعتقادی یک فرد مذهبی افراطی محسوب میشود. براساس همین رویکرد افراطی مذهبی، او به شدت به دنبال شهرکسازی در کرانۀ باختری است. اعتقادی که در نخست وزیران گذشتۀ رژیم صهیونیستی حتی اگر وجود هم داشت، امکان ابراز علنی و اجرایی کردن آن را نداشتند. اما او از همین ابتدای کار با اعلام موافقت با شهرکسازی در کرانۀ باختری، علناً وارد فضای الحاق کرانۀ باختری شده است.
اگر چه این مسئله، به دلیل تضادی که با دیدگاه کشورهای اتحادیه اروپا و حزب دموکرات ایالات متحده داشته، در عمل برای او مشکل ایجاد خواهد کرد، اما همین که او با عبور از تمامی ملاحظات گذشته، به یکباره به این سمت حرکت کرده است، نشان از افراطیگری و خوی افراطی او در مقابله با مقاومت و مسئلۀ فلسطین دارد.
مخالفت با تشکیل کشور مستقل فلسطین
رویکردهای افراطی آیزنکوت فقط به مخالفت با مقاومت ختم نمی شود. آیزنکوت حتی با راه حل سازشکارانه دو دولتی و تشکیل کشور مستقل فلسطین نیز مخالف است. آیزنکوت در مصاحبهای در ژوئن ۲۰۲۶ رسماً اعلام کرد مخالف این مسئله است. این بدان معنا است که آیزنکوت به دنبال اخراج فلسطینیها و تشکیل یک کشور یهودی در سرزمینی است که از چند قرن قبل از میلاد مسیح، فلسطین بوده است.
تأکید بر آپارتاید صهیونیستی
رهبر حزب یاشار علاوه بر همۀ اینها خواستار اجرای طرحهایی است که مبتنی بر جدایی بین فلسطینیهای حاضر در سرزمین فلسطین و صهیونیستها است. این همان پروژهای است که در دهههای گذشته با طرحهایی چون دیوار حائل و ایجاد ایست بازرسی در کرانۀ باختری اجرایی شده، فلسطینیها را به شدت محدود کرد.
مجموع دیدگاهها، رویکردها و گذشتۀ «آیزنکوت» نشان از آن دارد که او فردی افراطی با دیدگاههای مذهبی تندرو است که از تمام مرزهایی که نخستوزیران گذشتۀ رژیم صهیونیستی جرأت عبور از آنها را نداشتند، عبور خواهد کرد. لذا جابه جا شدن آیزنکوت با نتانیاهو این ضربالمثل قدیمی فارسی را به ذهن متبادر میکند که او در مقایسه با نتانیاهو، عذر بدتر از گناه است.