به گزارش مشرق، محمد شیخان طی یادداشتی نوشت:
در دیپلماسی بینالملل، روایت هر ملت بخشی از قدرت اوست. ملتها تنها با آنچه در میدان عمل از خود به ظهور میرسانند شناخته نمیشوند؛ تصویری که از خویش به جهان عرضه میکنند نیز در شکلگیری جایگاه آنان و ادراک دیگران از ایشان نقشی مؤثر دارد. از این منظر، سخنرانی رئیسجمهور کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل را میتوان صدای رسای ایران دانست؛ صدایی که در آن، تصویر امام شهید و شهدای مظلوم میناب و لامرد در کنار تصویری روشن از ایرانِ مقاوم و مقتدر قرار گرفت؛ ایرانی که در برابر زور سر خم نمیکند و در دفاع از عزت، استقلال و امنیت خود، محکم و استوار میایستد.
جوهره این روایت، ترکیب دو تصویر همافزا از ایران است: ایرانِ داغدار و ایرانِ مقتدر؛ ایرانِ مظلوم و ایرانِ مقاوم؛ ایرانِ اهل گفتوگو و ایرانِ تسلیمناشدنی.
این دوگانهها در حقیقت، دو جلوه از یک حقیقتاند؛ زیرا ملتی که برای جهان صلح و امنیت میخواهد، اگر در برابر متجاوز از دفاع مقتدرانه خویش چشم بپوشد، صلح را با تسلیم اشتباه گرفته است.
رئیسجمهور کوشید این پیام را به افکار عمومی جهان منتقل کند که ایران اهل زیادهخواهی نیست و برای خود و دیگر ملتها امنیت و آرامش میخواهد؛ اما صلح را به بهای قبول سلطه نمیپذیرد و گفتوگو را نیز در سایه تهدید و ارعاب برنمیتابد.
او در این سخنرانی، رنج از دست دادن امام شهید و شهدای جنگ و نیز آسیبهایی را که در جریان حملات به زیرساختهای کشور وارد شد، با صراحت و صداقت به تصویر کشید؛ اما در همان حال تأکید کرد که ایران از جنگ هراسی ندارد و برای پاسداری از سرزمین، امنیت و منافع ملی خویش، چشم به اجازه دیگران نمیدوزد.
این سخنان، بیان روشن یک اصل راهبردی است و آن این که صلح پایدار تنها بر پایه احترام متقابل، استقلال ملتها و نفی زبان سلطه و زور استوار میشود. صلحی که در آن اراده یک ملت نادیده گرفته شود، صلح نیست و گفتوگویی که از مسیر تهدید و تحمیل بگذرد، گفتوگو نخواهدبود.
جانمایه سخن رئیسجمهور آن است که ایران صلح و امنیت را میستاید، اما سلطه و تسلیم را نمیپذیرد. این گفتمان، تصویری متوازن از پیوند عقلانیت و اقتدار ایرانی به جهان عرضه میکند؛ تصویری از ملتی رشید با تمدنی اصیل، غنی و چندین هزارساله که هم اهل منطق و گفتوگوست و هم در برابر زبان زور، از خود و سرزمین خویش جانانه دفاع میکند.