به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران با انتشار گزارشی نوشت:
جنگ ایران با آمریکا، از ابتدا یک نبرد نامتقارن بوده است. توانمندی نظامی متعارف ایران فاصله زیادی با توانمندی آمریکا دارد. به همین خاطر، ایران در شش ماه گذشته از ابزارهای نامتقارن برای ایجاد بازدارندگی و تغییر اراده سیاسی رهبران آمریکا بهره برده است. میتوان گفت تاکنون مهمترین ابزار بازدارندگی نامتقارن ایران، انسداد تنگه هرمز بوده است که بر وضعیت اقتصادی آمریکا اثر منفی میگذارد. آیا ایران در شش ماه گذشته توانسته هزینه اقتصادی بالایی بر طرف آمریکایی تحمیل کند؟
رشد اقتصادی
رشد اقتصادی آمریکا در شش ماه گذشته باثبات بوده است. آمریکا در سهماهه نخست ۲۰۲۶ (ژانویه، فوریه و مارس)، رشد اقتصادی ۲.۱% را تجربه کرد که اندکی پایینتر از تخمین اقتصاددانان (۲.۲% و ۲.۳%) بود. رشد بخش فناوری اقتصاد و بازگشت مخارج دولتی پس از تعطیلی دولت در سهماهه پایانی سال میلادی گذشته علت اصلی این رشد بود.
رشد اقتصادی آمریکا در سهماهه دوم افت قابل توجهی را تجربه کرد و به ۱.۶% رسید. عوامل متعددی را میتوان در این افت مشاهده کرد که یکی از آنها اثر جنگ با ایران بر قیمت بنزین و گازوئیل بود. افزایش قیمت سوخت و بهتبع آن افزایش قیمت برخی محصولات غذایی، قدرت خرید بخشی از جامعه آمریکا را کاهش داد و به افت رشد منجر شد. هرچند، تخمینها، حاکی از افزایش مجدد نرخ رشد در سهماهه سوم دارند.
تورم
بررسی نرخ تورم ماهانه از فوریه ۲۰۲۶ تا اوت ۲۰۲۶ نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه (مقایسه با فوریه تا اوت ۲۰۲۵) افزایش یافته است. با این وجود، دولت آمریکا تاکنون توانسته تا حدی روند افزایشی نرخ تورم در شش ماه گذشته را مدیریت کند. نرخ تورم از ماه فوریه (ماه آغاز جنگ) تا ماه مه روند صعودی نسبتاً شدیدی داشت و از ۲.۴% به ۴.۲% رسید. دولت ترامپ در ماههای ژوئن (امضای تفاهمنامه) و ژوئیه توانست این افزایش را کنترل کند و به ۳.۴% در انتهای ژوئیه برساند. این رقم در ماه اوت نیز ثابت ماند.
بخش عمده افزایش نرخ تورم ناشی از تورم حوزه انرژی و غذا بوده است، نه سایر کالا و خدمات. طبق آمارهای رسمی، تورم در اقتصاد به غیر از بخش غذا و انرژی در شش ماه گذشته حتی به %۰.۵ هم نرسید. در بخش غذا، تورم شش ماه گذشته ۲.۷% (به دلیل افزایش قیمت گازوئیل و اختلال در تأمین محصولاتی نظیر کود کشاورزی در نتیجه انسداد تنگه هرمز) و در بخش کامودیتی انرژی (بنزین و انواع گازوئیل) رقم بسیار بالای %۲۸ بوده است.
اثر افزایش نرخ بهره فدرال
برای کنترل تورم، فدرال رزرو نرخ بهره را ۰.۲۵ واحد درصد افزایش داد و به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند و احتمال افزایش مجدد آن تا پایان ۲۰۲۶ وجود دارد. این سیاست اگرچه میتواند به مهار تورم کمک کند، با افزایش هزینه تأمین مالی، استقراض و سرمایهگذاری در بخش هوش مصنوعی و فناوری را کاهش داده و رشد اقتصادی را محدود میکند. همچنین، با توجه به نقش این بخشها در رشد اخیر بازار سهام، افزایش نرخ بهره میتواند به افت سهام، بهویژه شرکتهای فناوری، منجر شود.
وضعیت بحرانی ذخایر نفت
ذخایر راهبردی نفت آمریکا در حال حاضر در سطح ۲۸۵ میلیون بشکه قرار دارد و به حداقل ظرفیت قانونی برداشت، ۲۵۲ میلیون بشکه نزدیک میشود. اگرچه حداقل ظرفیت واقعی در سطح ۷۰ میلیون بشکه است؛ اما باید توجه کرد برداشت در این سطوح میتواند آسیب جدی به سازوکار آن وارد کند. البته رسیدن به کمبود واقعی نفت در آمریکا با توجه به میانگین نرخ روزانه برداشت از ذخایر به میزان ۷۰۰ هزار بشکه، حدود ۳۰۰ روز به طول میانجامد تا آمریکا به کف واقعی ذخایر نفتی خود برسد. اگر معیار را حداکثر برداشت آمریکا از ذخایر (حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز) در نظر بگیریم، این ذخایر با نرخ کنونی برداشت ظرف ۱۹۰ روز به کف واقعی خود میرسد.
جنگ با ایران تاکنون هزینههایی برای اقتصاد آمریکا ایجاد کرده، اما اقتصاد آمریکا همچنان وضعیت باثباتی دارد. رشد اقتصادی در سهماهه اول افزایش و در سهماهه دوم کاهش یافت و بالارفتن قیمت انرژی و غذا به تورم دامن زد. واکنش فدرال رزرو از طریق افزایش نرخ بهره نیز میتواند سرمایهگذاری و بازار سهام را تحت فشار قرار دهد. با این وجود، تداوم وضعیت فعلی اقتصادی فشار چندانی به ترامپ وارد نمیکند. اگر ایران میخواهد در نهایت به یک توافق با آمریکا برسد، باید ترامپ را به آستانه یک بحران اقتصادی برساند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.