به گزارش سرویس جهان مشرق، در ماههای اخیر، مجموعهای از هشدارهای اطلاعاتی، اظهارات مقامات نظامی و امنیتی اروپا، زمانبندیهای فشردهشده، رخدادهای مبهم و نقلقولهای پیشگویانه، روایتی را تقویت کردهاند که از وقوع جنگ مستقیم ناتو با روسیه سخن میگوید.
این روایت نه تنها در محافل رسمی و اطلاعاتی، بلکه در شبکههای اجتماعی و رسانههای جریان اصلی نیز بازتاب یافته است. در مرکز این روایت، احتمال یک عملیات پرچم دروغین قریبالوقوع از سوی اوکراین با پشتیبانی رژیم اسرائیل علیه یک یا چند کشور ناتو مطرح شده که بهدروغ به روسیه نسبت داده میشود.
هدف احتمالی چنین عملیاتی، فعالسازی ماده ۵ ناتو و هموار کردن راه برای رویارویی مستقیم است. این گزارش میکوشد تا با استناد به دادههای موجود در فایل، ابعاد مختلف این روایت را بازسازی کند و نشان دهد چگونه نشانهها به سمت یک رویارویی قریبالوقوع اشاره میکنند.
زمینه: روایتهای متقابل از منشأ تحریکها
یکی از محورهای اصلی فایل، وجود روایتهای متقابل درباره منشأ تحریکها است. در بیشتر کشورهای اروپایی، نشانههایی از مقامات دولتی و گاه حتی اپوزیسیون در حال افزایش است که جنگ با روسیه قریبالوقوع است.
رهبران و سیاستمداران اروپایی مدعیاند تحریکها از روسیه سرچشمه میگیرد، در حالی که روسیه میگوید تحریکها از اوکراین و/یا کشورهای بالتیک میآید و در قالب عملیات پرچم دروغین انجام میشود. این تنش روایی، خود به یکی از مؤلفههای اصلی جنگ روانی تبدیل شده است؛ زیرا هر طرف، دیگری را به تحریک و ایجاد بهانه برای جنگ متهم میکند.
در همین چارچوب، شایعاتی در شبکههای اجتماعی در حال چرخش است که اوکراین، با کمک رژیم اسرائیل، قصد دارد حملات پرچم دروغین علیه یک یا چند کشور ناتو انجام دهد. این شایعات اگرچه فاقد تأیید رسمی هستند، اما در فضای رسانهای و سیاسی اروپا بازتاب یافته و به تقویت روایت جنگ کمک میکنند.
فایل تأکید میکند که تجهیزاتی که اخیراً در فرودگاه بنگوریون (تلآویو، اسرائیل) روی یک هواپیمای آنتونوف An-۱۲۴ اوکراینی بارگیری شده، احتمالاً میتواند برای این منظور استفاده شود. نوع تجهیزات نظامی بارگیریشده روی کامیونها قابل شناسایی نیست، اما بهطور قابل تصور میتواند شامل ماکتهای سلاحهای روسی یا سلاحهای روسی دزدیدهشده باشد.
نقلقولهای پیشگویانه و راز نظامی
یکی از نقاط کلیدی فایل، نقلقولی از دمیترو گوردون، روزنامهنگار نزدیک به زلنسکی، در تلویزیون اوکراین است. او به شکلی پیشگویانه از یک رویداد نظامی سخن میگوید که بهزودی «به اوکراین بال میدهد» :
«نمیتوانم بگویم چیست — یک راز نظامی است. اما میدانم که در روزهای آینده، اتفاقی خواهد افتاد که به این ملت بال میدهد.»
این اظهارنظر، اگرچه جزئیات آن فاش نشده، اما به دلیل نزدیکی گوردون به زلنسکی و لحن قاطع او، به یکی از نشانههای اصلی در روایت فایل تبدیل شده است. فایل احتمالات متعددی را برای این رویداد مطرح میکند: از عملیات پرچم دروغین که ماده ۵ ناتو را فعال میکند، تا تحویلهای ویژه سلاح، یا حتی اعلام علنی جنگ توسط ناتو. هر یک از این احتمالات، بهتنهایی میتواند مسیر درگیری را بهطور بنیادین تغییر دهد.
هشدارهای اطلاعاتی و زمانبندی فشرده
فایل مجموعهای از هشدارهای اطلاعاتی را فهرست میکند که همگی به سمت یک رویارویی قریبالوقوع اشاره دارند:
گاردین دو روز پیش مقالهای منتشر کرد که به هشدارهای اطلاعاتی کشورهای ناتو استناد میکرد؛ این هشدارها اساساً به جنگ قریبالوقوع با روسیه اشاره دارند، هرچند مقیاس دقیق چنین درگیری روشن نیست.
کاوو دراگونه، ژنرال ایتالیایی که ریاست دفاتر کلیدی ناتو را بر عهده دارد و قرار است در کمتر از یک سال از وظایف خود کنار برود، اعلام کرد ناتو دستکم ۴۰۰۰ صفحه طرح دفاعی درباره روسیه تهیه کرده است.
میخال کودلکا، مدیر سرویس امنیت داخلی جمهوری چک، اظهارات بسیار وخیمی بیان کرد و استدلال کرد که رویارویی با روسیه دیگر مسئله سالها نیست — از پیشبینیهای قبلی ۲۰۳۰ به ۲۰۲۹، سپس ۲۰۲۸، و اکنون به هشدارهایی تغییر کرده که این رویارویی قریبالوقوع ممکن است در اوایل ۲۰۲۷ رخ دهد. کودلکا اکنون میگوید مسئله چند ماه است.
کودلکا بهطور خاص به فعالیتهای «جنگ ترکیبی» اشاره میکند — مانند استفاده از پهپاد، تهاجمهای کوچکمقیاس به قلمرو ناتو در امتداد مرز روسیه، و نفوذهای محدود. او همچنین از تحریکهای پرچم دروغین و کمپینهای تأثیرگذاری گسترده سخن میگوید.
گرهارد شینلر، رئیس پیشین سرویس اطلاعات فدرال آلمان (BND)، اطمینان خود را اعلام کرد که درگیری به مرحله «داغ» تشدید خواهد شد — برای مثال، از طریق حملات در جناح شرقی، شاید با هدف قرار دادن پاسگاههای مرزی یا یک پل.
این زمانبندیهای فشردهشونده — از ۲۰۳۰ به ۲۰۲۹، سپس ۲۰۲۸، و اکنون به اوایل ۲۰۲۷ و حتی چند ماه — نشاندهنده تشدید احساس خطر در محافل اطلاعاتی اروپا است. با این حال، در نقطهی مقابل، رئیس سرویس امنیتی لتونی وضعیت را کماهمیت جلوه میدهد و تأکید میکند که در حال حاضر هیچ نشانهای از حمله قریبالوقوع وجود ندارد و فعالیت مسکو ممکن است عمدتاً با هدف گسترش ترس و عدم اطمینان باشد.
رخدادهای مبهم و اثباتنشده
یکی از محورهای مهم فایل، تأکید بر رخدادهای مبهمی است که هرگز واقعاً بررسی نشدهاند، اما بهعنوان نقطه عطف در روایت جنگ مورد استفاده قرار میگیرند:
حادثه پهپاد لایپزیگ بارها بهعنوان نقطه عطف ذکر میشود، اما هیچ یافته تحقیق رسمی وجود ندارد.
مقامات آلمانی ظاهراً آن را به اطلاعات روسیه نسبت میدهند، اما این تنها بر پایه فرضها است. به نوشته یک روزنامهنگار روس، «هیچ واقعیت واقعیای گزارش نمیشود — بهجز مواردی که توسط مطبوعات ساخته میشوند، نه دادگاهها.»
این نکته به پرسش مهمی اشاره دارد: اگر رخدادهای کلیدی که بهعنوان شواهد تهدید روسیه ارائه میشوند، فاقد تحقیق رسمی و اثبات قضایی هستند، آنگاه چه کسی روایت را کنترل میکند؟ فایل پاسخ میدهد که «کسانی که روایت را کنترل میکنند — یعنی رسانههای خبری بزرگ، که آشکارا با انگیزههای سیاسی و مالی هدایت میشوند.»
نقش کشورهای کوچک و بالتیک
بسیاری از ناظران در این زمینه به نقش کشورهای کوچک، بهویژه کشورهای بالتیک، تأکید ویژهای دارند. مارتین هرم، وزیر دفاع استونی، اعلام کرده است:
«استونی توانایی جنگیدن با روسیه را بهتنهایی دارد. ما زیرساختهای روسیه را نابود خواهیم کرد.»
و علاوه بر آن: «ارتش استونی توانایی مقاومت در برابر روسیه را بهتنهایی دارد. اگر از مرز عبور کنید، همه شما را خواهیم کشت. روسیه باید به کشورهای مستقل متعدد تجزیه شود.»
البته در شبکههای اجتماعی و رسانههای روسی و حتی غیرروسی این اظهارات را «یاوهگوییهای این افراد دیوانه» در نظر گرفتند، اما شماری از ناظران معتقدند که نباید آنها را دستکم گرفت، زیرا دقیقاً از همین کشورهای کوچک ممکن است یک عملیات «پرچم دروغین» سرچشمه بگیرد — عملیاتی که اتحادیه اروپا از آن استفاده کند تا مدعی شود روسیه به ما حمله کرده است. این نکته به اهمیت استراتژیک کشورهای بالتیک در هرگونه سناریوی درگیری اشاره دارد؛ کشورهایی که به دلیل عضویت در ناتو، هر حادثه در قلمرو آنها میتواند بهسرعت به یک بحران تمامعیار تبدیل شود.
تحلیل انگیزهها: جنگ روانی یا واقعیت؟
پرسش اصلی فایل این است: آیا پیشبینی جنگ ترکیبی روسیه ممکن است خودِ جنگ ترکیبی باشد — جنگی که نه روسها، بلکه آژانسهای اطلاعاتی ناتو آن را به راه انداختهاند تا راه را برای جنگ علیه روسیه هموار کنند؟
پاسخ : بله. استدلالها از این قرار است:
ناتو از دیدگاه صرفاً نظامی در موقعیتی نیست که با روسیه وارد درگیری شود — نه در دو یا سه سال آینده، و قطعاً نه سال آینده.
هدف احتمالی، تحریک سیاستهای تسلیح مجدد است که بیش از یک سال است در رکود ماندهاند.
زلنسکی اعلام کرده فوراً به ۲۷ میلیارد نیاز دارد، اما اروپاییها پاسخ دادهاند فقط میتوانند ۹ میلیارد ارائه دهند.
فشار بر دولت رفاه و هزینههای اجتماعی، همراه با بیثباتی داخلی پس از انتخابات اخیر آلمان، تأمین مالی اوکراین و تسلیح مجدد را دشوار کرده است.
روسیه هنوز بهطور فعال در اوکراین درگیر است و منطقا هیچ دلیل قابل تصوری ندارد که ظرف چند ماه خط مقدم را بهطور گسترده گسترش دهد؛ این کار «دیوانگی محض» است.
احتمالا تنها توضیح قابل قبول این است که این مانوری است طراحیشده برای تحریک سیاستهای تسلیح مجدد، که بهطور عینی در رکود است. به عبارت دیگر، آنچه بهعنوان «تهدید روسیه» ارائه میشود، میتواند در واقع ابزاری برای توجیه هزینههای نظامی و تقویت فشار بر دولتهای اروپایی باشد تا بودجه بیشتری به بخش دفاعی اختصاص دهند.
ابعاد اقتصادی و سیاسی
می توان چنین برآورد کرد که بخشی از دلیل رکود تسلیح مجدد، کمبود بودجه است: «اوکراین مثل نوزادی که از مادرش شیر میخواهد، مدام پول میطلبد.» چنان که گفته شد، چند هفته پیش، زلنسکی اعلام کرد فوراً به ۲۷ میلیارد نیاز دارد، اما اروپاییها پاسخ دادند که فقط میتوانند ۹ میلیارد ارائه دهند. این شکاف میان درخواست و تعهد، نشاندهنده محدودیتهای واقعی اقتصادی اروپا است.
علاوه بر این، با توجه به انتخابات اخیر آلمان، ثبات داخلی در میان کشورهای اروپایی کاملاً متزلزل به نظر میرسد. وقتی باید همچنان اوکراین را تأمین مالی کرد. چه رسد به تأمین مالی این تسلیح مجدد ادعایی اروپا، تحت فشار گذاشتن بیشتر دولت رفاه و هزینههای اجتماعی دشوار است. این تنش میان نیازهای امنیتی و محدودیتهای اقتصادی، یکی از محورهای اصلی تنش در اروپا است.
نتیجهگیری
بر پایه دادههای فایل، نشانههای متعددی از وقوع جنگ مستقیم ناتو با روسیه سخن میگویند: هشدارهای اطلاعاتی، زمانبندیهای فشردهشده، رخدادهای مبهم، نقلقولهای پیشگویانه، تحرکات لجستیکی مشکوک و اظهارات جنگطلبانه. این نشانهها در مجموع تصویری از یک بحران در حال تشدید ارائه میدهند که میتواند در هر لحظه به یک رویارویی تمامعیار تبدیل شود.
با این حال، نمی توان انکار کرد که این نشانهها بیشتر از آژانسهای اطلاعاتی و رسانهها میآیند تا از دادگاهها و شواهد رسمی. نتیجه این که این وضعیت میتواند یک عملیات جنگ روانی برای هموار کردن راه جنگ و تقویت فشار برای تسلیح مجدد باشد — نه لزوماً بازتاب یک تهدید واقعی و قریبالوقوع نظامی. به بیان دیگر، موضع رهبری سیاسی و نظامی اروپا و ناتو بهطور فزایندهای شبیه هذیانی جدا از واقعیت است؛ آنها به نظر میرسد در سیارهای موازی زندگی میکنند — نوعی «ماتریکس» خصوصی — بدون هیچ ارتباطی با جهان واقعی.
در نهایت، پرسشی که باقی میماند این است: آیا جنگ مستقیم ناتو با روسیه یک واقعیت قریبالوقوع است، یا یک روایت ساختهشده که خود به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است؟ پاسخ به این پرسش، به میزان اعتماد به منابع اطلاعاتی و رسانهای بستگی دارد — منابعی که فایل، خود آنها بخشی از مسئله هستند، نه راهحل آن.