به گزارش مشرق، در روزهای گذشته، خط خبری ـ رسانهای مربوط به ادعای حمله موشکی انصارالله به مکه مکرمه از سوی سعودیها به شکل گستردهای دنبال شده است؛ ادعایی که در مدت کوتاهی به محور یک موج تبلیغاتی علیه انصارالله در جهان اسلام تبدیل شد. این فضاسازی رسانهای در شرایطی شکل گرفت که تحولات میدانی هفته گذشته و تقویت موقعیت انصارالله در پرونده یمن، فضای متفاوتی را در رسانههای منطقه ایجاد کرده بود. با این حال، برجسته سازی ادعای سعودی درباره مکه، بخش قابل توجهی از این فضای رسانهای را تحت الشعاع قرار داد.
در این میان، رفتار شبکه الجزیره قطر اهمیت ویژه ای دارد. الجزیره که طی سالهای گذشته در بسیاری از مقاطع به عنوان یکی از مهمترین بازوهای رسانهای سیاست خارجی قطر عمل کرده است، در ماجرای اخیر عملا در چارچوب روایت سعودی حرکت کرد.
این شبکه در شرایطی ادعای هدف قرار گرفتن مکه توسط انصارالله را برجسته کرد که درباره صحت این روایت و هدف واقعی عملیات، تردیدها و شواهد متفاوتی مطرح شده بود. در نتیجه، روایتی که از سوی عربستان مطرح شده بود، از سطح یک ادعا در مناقشه نظامی میان ریاض و صنعا فراتر رفت و به یک مسئله مذهبی در فضای عمومی جهان اسلام تبدیل شد.
این رفتار الجزیره را نمیتوان صرفا یک انتخاب رسانهای مقطعی دانست. برای فهم جایگاه امروز این شبکه در قبال انصارالله، باید به عقب بازگشت و روند سیاست قطر در پرونده یمن را از دهه نخست قرن بیست و یکم بررسی کرد. سیاستی که در طول نزدیک به دو دهه چند بار تغییر کرده و هر بار، متناسب با تحولات یمن و مناسبات قطر با عربستان و امارات، جهت متفاوتی پیدا کرده است.
در دهه نخست قرن بیست و یکم و همزمان با جنگهای صعده، قطر تلاش کرد خود را در قامت یک میانجی میان دولت یمن و انصارالله تعریف کند. دوحه در آن مقطع وارد روندهای مربوط به آتش بس و مذاکره شد و تلاش کرد از طریق میانجیگری، برای خود جایگاهی مستقل در پرونده یمن ایجاد کند. این سیاست از یک سو به قطر امکان میداد در یکی از مهمترین بحرانهای منطقهای نقش آفرینی کند و از سوی دیگر، جایگاه این کشور را در معادلات سیاسی شورای همکاری خلیج فارس ارتقا دهد.
در آن مقطع، قطر تلاش داشت خود را نه به عنوان یکی از طرفهای منازعه، بلکه به عنوان بازیگری معرفی کند که میتواند میان طرفهای درگیر ارتباط برقرار کند. اما این رویکرد با تحولات ناشی از بهار عربی و تغییر ساختار سیاسی یمن به تدریج کنار گذاشته شد.
قدرت گرفتن همپیمانان قطر در یمن و تشدید اختلافات میان انصارالله و دولت منصور هادی، دوحه را از جایگاه میانجی دور کرد و به یکی از طرفهای سیاسی درگیر در معادله یمن نزدیک ساخت. انقلاب ۲۱ سپتامبر ۱۳۹۳ و پس از آن فرار منصور هادی از صنعا و پیشروی انصارالله به سمت جنوب، شکاف میان انصارالله و جریان اخوان المسلمین یمن را عمیقتر کرد. در این شرایط، قطر عملا در جبهه سیاسی مقابل انصارالله قرار گرفت و شبکه الجزیره نیز به رکن رسانهای این جبهه تبدیل شد.
الجزیره در این دوره با تمام ظرفیت رسانهای خود به تقویت جریانهای مخالف انصارالله پرداخت. بنابراین، نخستین تغییر مهم در سیاست قطر نسبت به پرونده یمن در همین مقطع شکل گرفت: کشوری که در جنگهای صعده تلاش کرده بود نقش میانجی را بر عهده بگیرد، در مرحله بعد به حامی سیاسی جریانهای رقیب انصارالله و شبکه رسانهای حامی آنها تبدیل شد.
اما این وضعیت نیز پایدار نماند. سال ۲۰۱۷ و اختلاف میان قطر با محور سعودی ـ اماراتی، نقطه عطف دیگری در سیاست دوحه در قبال یمن بود. اعلام محاصره قطر از سوی عربستان و امارات، مناسبات دوحه با ریاض و ابوظبی را وارد مرحلهای جدید کرد و این تقابل به پرونده یمن نیز سرایت کرد.
در این مرحله، الجزیره بار دیگر جایگاه خود را تغییر داد. شبکهای که در سالهای قبل یکی از مهمترین ابزارهای رسانهای ضد انصارالله بود، به یکی از رسانههای اصلی مقابله با سیاستهای عربستان و امارات در یمن تبدیل شد. این تغییر تنها در سطح رسانهای باقی نماند. همپیمانان قطر در یمن، به ویژه جریان اخوان المسلمین در تعز، نیز به شدت وارد انتقاد از عربستان و امارات شدند. به این ترتیب، شکاف در جبهه مخالف انصارالله به داخل همان جبهه منتقل شد و رقابت قطر، عربستان و امارات به بخشی از منازعات سیاسی و میدانی یمن تبدیل شد.
در این دوره، الجزیره در بسیاری از موارد رویکردی متفاوت از سالهای نخست جنگ یمن در قبال انصارالله اتخاذ کرد. دشمنی با سیاستهای سعودی و اماراتی، به شکل طبیعی باعث شد مواضع و اقدامات انصارالله نیز با چارچوب متفاوتی در این شبکه بازتاب پیدا کند. این روند در مقطع دیگری به اوج رسید.
نقطه عطف این تغییر را باید در تحولات پس از طوفانالاقصی جستجو کرد. حمایت انصارالله و دولت صنعا از مقاومت فلسطین، اعلام محاصره دریایی علیه رژیم صهیونیستی و انجام حملات علیه این رژیم، موجب شد لحن الجزیره نسبت به انصارالله به بیشترین سطح همراهی خود برسد. در این مقطع، عملکرد انصارالله در حمایت از فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی با خط رسانهای الجزیره همپوشانی قابل توجهی پیدا کرد و این شبکه برخلاف دورههای قبلی، در بسیاری از موارد به بازتاب مواضع و اقدامات انصارالله پرداخت.
اما تحولات بعدی بار دیگر این روند را تغییر داد. حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و پاسخهای ایران به مواضع ارتش آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، موجب تغییر لحن الجزیره نسبت به ایران و همپیمانان آن شد. در این مرحله، ادبیات اختلافات مذهبی بار دیگر در پوشش رسانهای شبکه پررنگ شد و نشانههای فاصله گرفتن از رویکرد دوره طوفان الاقصی آشکارتر شد.
ادعای سعودی درباره حمله انصارالله به مکه مکرمه را میتوان در ادامه همین تغییر رویکرد بررسی کرد. در این پرونده، الجزیره نه تنها روایت سعودی را بازتاب داد، بلکه آن را در قالبی برجسته در اختیار مخاطبان قرار داد. نتیجه چنین رویکردی، انتقال یک مناقشه نظامی از سطح اختلاف میان انصارالله و عربستان به سطحی مذهبی و عاطفی بود؛ سطحی که ظرفیت ایجاد موج گسترده تری علیه انصارالله در جهان اسلام را دارد.
این در حالی است که حتی ارزیابی برخی مراکز آمریکایی درباره این حادثه، روایت «هدف قرار دادن مکه» را با همان قطعیتی که در روایت سعودی و پوشش رسانهای آن مطرح شد، تایید نکرده است. در نتیجه، رفتار الجزیره در این پرونده بیش از آنکه صرفا یک پوشش خبری عادی باشد، در امتداد تغییراتی قابل بررسی است که طی سالهای گذشته در موضع این شبکه نسبت به انصارالله رخ داده است.
از سوی دیگر، تقویت موقعیت میدانی انصارالله در پرونده یمن، مستقیما بر وزن سیاسی و میدانی همپیمانان قطر در این کشور اثر میگذارد. هرچه جایگاه انصارالله تقویت شود، وزن جریانهایی که قطر در مراحل مختلف بحران یمن بر روی آنها سرمایهگذاری سیاسی کرده است، کاهش پیدا میکند. از این منظر، بازگشت الجزیره به ادبیات اختلاف افکنانه علیه انصارالله را نمیتوان جدا از تحولات جدید میدان یمن بررسی کرد.
مرور نزدیک به دو دهه سیاست قطر در پرونده یمن نشان میدهد که رویکرد دوحه و شبکه الجزیره نسبت به انصارالله هیچگاه ثابت نبوده است. قطر در دوره جنگهای صعده تلاش کرد میانجی باشد؛ پس از تحولات ۲۰۱۱ و ۲۰۱۴ به جریانهای مخالف انصارالله نزدیک شد؛ پس از بحران ۲۰۱۷ و شکاف با عربستان و امارات، موضع خود را در برابر سیاستهای سعودی و اماراتی تغییر داد؛ در دوره طوفان الاقصی بیشترین سطح همراهی رسانهای را با انصارالله نشان داد و اکنون بار دیگر نشانههای بازگشت به صفبندی ضد انصارالله در رفتار این شبکه دیده میشود.
از این منظر، مسئله امروز فقط یک عنوان خبری درباره مکه نیست. آنچه اهمیت دارد، تغییر دوباره جایگاه قطر و ابزار رسانهای آن در معادله یمن است؛ تغییری که در صورت تداوم، میتواند نشان دهنده فاصله گرفتن مجدد دوحه از موضعی باشد که در دوره طوفان الاقصی نسبت به انصارالله اتخاذ کرده بود. به بیان دیگر، الجزیره در پرونده مکه بار دیگر به نقطهای نزدیک شده است که پیش از بحران ۲۰۱۷ در آن قرار داشت؛ نقطهای که در آن، رسانه قطر در صفبندی سیاسی و رسانهای مقابل انصارالله قرار میگرفت و ظرفیت رسانهای خود را برای تقویت جبهه مخالف این جنبش به کار میگرفت.
نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن