به گزارش مشرق، تریتا پارسی، معاون مدیر مؤسسه کشورداری مسئولانه کویینسی و از مهمترین کارشناسان حوزه روابط ایران و آمریکا و ژئوپلیتیک خاورمیانه در گفتوگو با قاضی بازنشسته اندرو ناپولیتانو، تحلیلگر فاکس نیوز درباره رویارویی آمریکا و ایران، بر یک نکته اصلی تأکید کرد و گفت: دولت دونالد ترامپ پویایی قدرت واقعی را اشتباه تفسیر میکند و پیشرفت تاکتیکی را با پیروزی استراتژیک اشتباه میگیرد و دو کشور را به سمت دورهای جدید جنگ سوق میدهد و شانس یک راه حل دیپلماتیک را کاهش میدهد.
پارسی تاکید کرد: دولت ترامپ تصور میکند پس از فرسوده شدن گزینههای نظامی مستقیم، «معادلات را علیه تهران تغییر داده است.» واشنگتن در حال حاضر به راهبرد «خفه کردن اقتصادی و محاصره دریایی» متکی است و بر این باور است که تغییر مسیر کشتیها به بخش عمانی آبراه و رویگردانی جهانی از نفت خلیج فارس، از کارآمدی برگهای قدرت ایران، از جمله بستن تنگه هرمز، کاسته است. پارسی با تاکید بر استحکام موضع ایران و حرکت آن به سمت حمله گفت تهران به فشارهای کنونی آمریکا بیاعتناست و بر توانایی خود برای مقاومت و تشدید تنش تکیه میکند.
وی همچنین به یک تغییر خطرناک در دکترین نظامی ایران اشاره کرد و گفت: تهران به این باور رسیده است که در میدان از برتری نظامی برخوردار است؛ موضوعی که آن را به اندیشیدن علنی درباره انتقال از مرحله واکنش به در دست گرفتن ابتکار عمل تهاجمی برای کنترل جغرافیا، زمانبندی و دامنه نبرد، به دور از خواسته آمریکا، سوق داده است.
وی گفت: واکنشهای ایران و متحدانش، از جمله انصارالله، فشار مستقیمی ایجاد میکند که مانع از توقف درگیری یا مدیریت بیسروصدای آن توسط ترامپ میشود.
پارسی در بررسی عملکرد و رفتار ترامپ گفت: رئیسجمهور آمریکا خواهان تشدید تنش فراگیر و دراماتیکی نیست که به جنگی آشکار و خارج از کنترل با پیامدهای نامعلوم منجر شود، بلکه تلاش میکند درگیری را در سطحی پایین نگه دارد. وی هشدار داد این روند با خطر فروپاشی کامل مواجه است، زیرا حملات اخیر آمریکا، از جمله هدف قرار دادن سکوهای جزیره لارک و پاسخهای متقابل ایران، احتمال سوق دادن دو طرف به سمت تصمیمهای ناگهانی و بزرگ برای تشدید تنش را افزایش میدهد.
او گفت: «ارائه توافق هستهای از سوی واشنگتن به طرف سعودی، ضربهای راهبردی به تلاشهای دیپلماتیک با تهران است، زیرا واشنگتن چیزی را به ریاض اعطا میکند که ایران طی ۴۰ سال از آن محروم بوده است؛ موضوعی که انگیزه بیشتری به ایرانیها برای ادامه رویارویی و ناکام گذاشتن ترتیبات آمریکا میدهد.»
وی معتقد است اگر حمایت و تأیید مداوم رژیم صهیونیستی وجود نداشت، این رویارویی به چنین سطحی نمیرسید؛ اسرائیلی که همواره تلاش کرده ایران را به تهدید نخست امنیتی برای آمریکا تبدیل کند. واشنگتن در این جنگ بهصورت بداهه عمل میکند و فقدان یک چشمانداز دیپلماتیک واقعی و اتکای بیش از حد به تحریمها و محاصره، تنها به ازسرگیری درگیری نظامی فراگیر منجر خواهد شد.
پارسی در مقالات و تحلیلهای خود در مؤسسه «کوئینسی» و همچنین در گفتوگوهایش با قاضی ناپولیتانو، تصریح کرد که جنگ اخیر این باور را در پایتختهای حاشیه خلیج فارس تقویت کرده است که واشنگتن آماده است برای حفاظت از رژیم صهیونیستی و حمایت از تصمیمهای نظامی آن، امنیت پایگاهها و متحدان خود در خلیج فارس را قربانی کند. این برداشت، کشورهای بزرگی مانند عربستان را به مخالفت با تبدیل سرزمین یا حریم هوایی خود به سکوی آغاز «جنگ دیگران» علیه ایران سوق داده و آنها ترجیح دادهاند از این رویارویی فاصله بگیرند و به خویشتنداری و تنشزدایی منطقهای پایبند باشند.
پارسی گفت نگاه کشورهای حاشیه خلیج فارس به این درگیری دیگر یکپارچه نیست و شکافهای دیپلماتیک در شورای همکاری خلیج فارس پدیدار شده است.
وی موضع امارات را اینگونه تحلیل کرد که این کشور به دلیل ائتلافهای امنیتی نزدیک خود با رژیم صهیونیستی از طریق «توافقهای ابراهیم»، بیشتر در معرض خطر قرار گرفته است. ایران اکنون امارات را بهعنوان یک نقطه ضعف و شریک اصلی تلآویو میبیند و همین امر موجب شده است تاکتیکهای ابوظبی با احتیاط و نگرانی بیشتری نسبت به هدف قرار گرفتن همراه باشد.
پارسی در مورد عربستان نیز تأکید کرد که این کشور با استقلال و توازن بیشتری حرکت میکند و نمیخواهد تحت تأثیر «پروژه امنیتی اسرائیلی-اماراتی» در آبراهها، مانند بابالمندب و دریای سرخ قرار گیرد و ترجیح میدهد برای حفاظت از رشد اقتصادی خود، تنشزدایی منطقهای و میانجیگری را تقویت کند.
وی خاطرنشان کرد کشورهای حاشیه خلیج فارس دریافتهاند که حضور دائمی نیروهای آمریکایی به تحقق ثبات منجر نخواهد شد، بلکه ممکن است منطقه را به جنگهای بیپایان بکشاند؛ در نتیجه، این کشورها گفتوگو درباره تدوین یک «ساختار امنیتی منطقهای جامع و مستقل» با مشارکت ایران و مبتنی بر گفتوگوی مستقیم منطقهای را آغاز کردهاند؛ ساختاری که ایده ائتلافهای نظامی ثابت و قیمومیت کامل آمریکا را کنار میگذارد.
نویسنده کتاب «ائتلاف خائنانه» که مدال نقره جایزه کتاب آرتور از شورای روابط خارجی در واشنگتن را دریافت کرده، معتقد است راهبردهای آمریکا مبتنی بر تحریمهای شدید اقتصادی، مانند کارزار «طرد اقتصادی» یا تحریمهای اعمالشده از سوی دولت ترامپ، دولت ایران را به تسلیم یا فروپاشی وادار نخواهد کرد. وی بر یک معادله تاریخی درباره تهران تأکید کرد: هنگامی که ایران میان تسلیم یا تشدید تنش در دوراهی بماند، همواره گزینه تشدید تنش را انتخاب میکند.
پارسی دورهای تبادل بمباران و حملات نظامی، از جمله حملات آمریکا به جزیره لارک ایران و تلاشها برای کنترل تنگه هرمز، را تحولات فاجعهباری دانست که تهدید میکند منطقه را به جنگی فراگیر و ویرانگر بکشاند.
پارسی از دولتهای آمریکا به دلیل طرح شروط غیرممکن انتقاد کرده و معتقد است هدف از مطرح کردن این شروط، ایجاد مانع بر سر هر مسیر موفق دیپلماتیک به جای یافتن راهحلهای واقعی است. ایران تنها زمانی انعطاف سیاسی نشان میدهد که واشنگتن مشوقهای ملموسی، مانند رفع تحریمها و به رسمیت شناختن برخی حقوق مشروع، از جمله غنیسازی صلحآمیز محدود، ارائه دهد؛ همانگونه که در توافق هستهای سال ۲۰۱۵ رخ داد.
پارسی که از مکتب واقعگرایی در سیاست خارجی پیروی میکند و از سرسختترین مدافعان گزینه دیپلماسی و گفتوگو به شمار میرود و قاطعانه راهحلهای نظامی، سیاست فشار حداکثری و انزوای تهران را رد میکند، معتقد است: ثبات خاورمیانه از طریق تلاش برای محو نفوذ ایران محقق نمیشود، بلکه از طریق تدوین یک نظام امنیتی منطقهای جامع امکانپذیر است که به جای تسلیم شدن در برابر فشار متحدان واشنگتن در منطقه که به سمت رویارویی نظامی حرکت میکنند، ایران را بهعنوان یک کشور طبیعی در خود ادغام کند . وی همچنین خواستار مداخله قدرتهای بینالمللی مانند چین برای پایان دادن به این مناقشه شد.