شاید حملات ایران به اردن، فراتر از ملاحظات نظامی صرف، با هدف بهره‌برداری از شکاف‌های ساختاری، جمعیتی و سیاسی در این کشور طراحی شده‌اند.

به گزارش سرویس جهان مشرق، در ساعات نخستین بامداد چهارشنبه(هجده شهریور)، نیروهای مسلح دلاور کشورمان، در پاسخ به شرارت بزدلانه‌ی ارتش تروریستی آمریکا در هدف قراردادن نفتکش‌های متعلق به ملت ایران، پاسخی کوبنده، چندبرابری و شگفت‌آور برای دشمن را به اجرا گذاشت. نقطه‌ی ثقل این پاسخ قاطع، پایگاه‌های آمریکا در اردن بود.

انتخاب اردن به عنوان هدف اصلی حملات موشکی و پهپادی ایران به تأسیسات آمریکایی، پرسش‌هایی را درباره ابعاد این راهبرد مطرح کرده است.در این مجال به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که شاید حملات ایران به اردن، فراتر از ملاحظات نظامی صرف، با هدف بهره‌برداری از شکاف‌های ساختاری، جمعیتی و سیاسی در این کشور طراحی شده‌اند. اردن به دلیل ترکیب جمعیتی دارای اکثریت فلسطینی، ریشه‌های تحمیلی استعماری، وابستگی شدید به کمک‌های آمریکا و تضاد میان سیاست‌های دولتی و افکار عمومی، به عنوان آسیب‌پذیرترین حلقه در زنجیره امنیتی آمریکا در منطقه شناخته می‌شود. ایران با هدف قرار دادن این حلقه ضعیف، ضمن آشکارسازی هزینه‌های همکاری با واشنگتن برای دولت اردن، به دنبال تضعیف مشروعیت داخلی این همکاری و اعمال فشار غیرمستقیم بر امان برای محدود کردن تعاملات نظامی با آمریکا است.

مقدمه

حمله موشکی ایران به پایگاه‌های هوایی «ازرق» و «شاه حسن» در اردن در بامداد نهم سپتامبر ۲۰۲۶، که در واکنش به حمله آمریکا به نفتکش‌های ایرانی انجام شد، ابعاد تازه‌ای از تقابل تهران و واشنگتن را آشکار ساخت . آنچه این حمله را از عملیات‌های پیشین متمایز می‌سازد، نه صرفاً حجم گسترده موشک‌ها و پهپادها، بلکه بازتاب اجتماعی آن در میان شهروندان اردنی است. فیلم‌های منتشرشده از خوشحالی بخشی از مردم اردن در پی اصابت موشک‌های ایران به اهداف آمریکایی، نشان‌دهنده پیچیدگی معادلاتی است که فراتر از محاسبات نظامی قرار دارند.

تحلیل راهبردی: چرا اردن؟

ایران با انتخاب اردن به عنوان هدف، پیامی روشن به آمریکا ارسال می‌کند: حتی متحدان راهبردی و نزدیک شما نیز در برابر حملات انتقامی ما آسیب‌پذیرند. اردن به عنوان کشوری که سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار کمک نظامی و اقتصادی از آمریکا دریافت می‌کند، نماد وابستگی امنیتی به واشنگتن محسوب می‌شود. با این حال، همین وابستگی، اردن را به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل کرده است، زیرا برخلاف متحدان خلیج‌فارسی که از منابع انرژی و توان مالی بیشتری برخوردارند، اردن کشوری فاقد منابع قابل‌توجه و محصور در میان قدرت‌های منطقه‌ای است که بقای آن به طور کامل به حمایت خارجی گره خورده است.

حملات مکرر ایران که به گفته مقامات اردنی در دوره اخیر به بیش از ۶۰ موشک و پهپاد رسیده، نشان می‌دهد که تهران توانسته است هزینه حضور آمریکا در اردن را به طور قابل‌توجهی افزایش دهد . این حملات، که به کشته شدن چندین سرباز آمریکایی در ماه ژوئیه انجامید، نشان داد که اردن نمی‌تواند سپر امنیتی مطمئنی برای منافع آمریکا فراهم کند.

فشار بر دولت اردن از طریق افکار عمومی

راهبرد ایران در هدف قرار دادن اردن، صرفاً به ضربه نظامی محدود نمی‌شود. هدف اصلی، تشدید فشار داخلی بر دولت «عبدالله دوم» برای محدود کردن همکاری‌های نظامی و دیپلماتیک با آمریکا است . همان‌طور که کارشناسان اشاره کرده‌اند، ایران برای ضربه‌زدن به موقعیت آمریکا در اردن الزاماً نیازی به تضعیف نظامی یا سرنگونی حکومت ندارد؛ کافی است هزینه داخلی همراهی امان با واشنگتن را بالا ببرد.

شواهد نشان می‌دهد که این راهبرد تا حدی موفق بوده است. امضای نامه‌ای سرگشاده توسط بیش از ۳۰۰ تن از نمایندگان پیشین مجلس، رهبران عشایر و فعالان مدنی اردن که خواستار خروج نیروهای آمریکایی و پایان توافقنامه نظامی با واشنگتن هستند، گویای تأثیر این فشارهاست.

شکاف راهبردی میان دولت اردن و افکار عمومی

شکاف اصلی میان دولت اردن و مردم آن، در مسئله فلسطین ریشه دارد. با توجه به این‌که اکثریت جمعیت اردن (بیش از ۶۰ درصد) را فلسطینی‌های آواره تشکیل می‌دهند، مسئله فلسطین نه یک موضوع سیاست خارجی، بلکه یک بحران هویتی و شخصی برای این بخش از جامعه محسوب می‌شود. در حالی که دولت اردن با امضای پیمان صلح با رژیم صهیونی در سال ۱۹۹۴ و همکاری امنیتی با آمریکا، موضعی آشتی‌جویانه در قبال تل‌آویو اتخاذ کرده، افکار عمومی به شدت از سیاست‌های اسرائیل در غزه و کرانه باختری خشمگین است.

جنگ غزه و حمایت نظامی و دیپلماتیک آمریکا از اسرائیل، این شکاف را عمیق‌تر کرده است. بسیاری از اردنی‌ها حضور نظامی آمریکا را نه سپری در برابر بحران‌های منطقه، بلکه عاملی می‌بینند که کشورشان را به بخشی از جنگ واشنگتن با تهران و در نهایت به حامی اسرائیل تبدیل کرده است . در این چارچوب، حملات ایران به پایگاه‌های آمریکایی در خاک اردن، در افکار عمومی نه به عنوان تهدید خارجی، بلکه به عنوان پیامد طبیعی همکاری نظامی اردن با آمریکا تفسیر می‌شود.

همدلی مشروط با ایران

در حالی که شاید میزان همدلی تمام طیف‌های اردن با برنامه‌های منطقه‌ای ایران و مقاومت در یک سطح نباشد، حمایت ایدئولوژیک، لفظی و مالی تهران از آرمان فلسطین، همدلی نسبی با ایران را در بخش‌های قابل‌ملاحظه‌ای از جامعه ایجاد کرده است . نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که حمایت از گروه‌های مقاومت فلسطینی در اردن افزایش یافته و حتی گروه‌های اسلام‌گرا که پیش‌تر مواضع انتقادی نسبت به ایران داشتند، اکنون رویکردی تعدیل‌یافته در پیش گرفته‌اند.

این همدلی، فضای سیاسی را برای دولت اردن دشوار کرده است، زیرا هرگونه اقدام نظامی علیه ایران یا حتی همکاری با آمریکا در دفاع از حریم هوایی، با واکنش منفی افکار عمومی مواجه می‌شود. شرکت اردن در رهگیری موشک‌های ایرانی در حمله آوریل ۲۰۲۴ به رژیم صهیونی، با انتقاد شدید در شبکه‌های اجتماعی و اتهام «خیانت» به فلسطین روبرو شد.

شکنندگی ساختاری و هویتی پادشاهی اردن

اردن که بر پایه تصمیمات استعماری بریتانیا و با جابه‌جایی سلسله هاشمی از حجاز شکل گرفته، فاقد ریشه‌های ملی و جنبش‌های مردمی است که بتواند مشروعیت داخلی قوی برای آن فراهم کند. این واقعیت تاریخی، بقای این کشور را به شدت به حمایت خارجی وابسته کرده است. از ابتدای تأسیس، اردن متکی به حمایت بریتانیا و سپس آمریکا بوده و این وابستگی در قالب دریافت میلیاردها دلار کمک نظامی و اقتصادی تداوم یافته است.

این وابستگی شدید، دولت اردن را در موقعیتی قرار داده که عملاً چاره‌ای جز همکاری با آمریکا ندارد، حتی اگر این همکاری به بهای تبدیل شدن به هدف حملات ایران و افزایش نارضایتی داخلی تمام شود. همان‌گونه که یک تحلیل‌گر مسائل امنیتی اشاره کرده، «اردن آنقدر به آمریکا وابسته است که نمی‌تواند به آمریکا برای حمله از خاک خود نه بگوید».

نفوذ جریان‌های اسلام‌گرا

با وجود سرکوب‌های دولتی، جریان‌های اسلام‌گرا، به ویژه «جبهه عمل اسلامی» (شاخه سیاسی اخوان‌المسلمین در اردن)، به دلیل فعالیت‌های خیریه و شبکه‌های اجتماعی گسترده، پایگاه مردمی قابل‌توجهی دارند . این جریان‌ها که پیش‌تر مواضعی انتقادی نسبت به ایران به دلیل حمایت از نظام سوریه داشتند، در سال‌های اخیر رویکرد خود را تعدیل کرده و حتی در مراسم تشییع شهید «اسماعیل هنیه» رهبر حماس در تهران شرکت کردند.

تداوم روایت‌های اسلام‌گرا علیه نفوذ غرب و اسرائیل، به افزایش فشار بر دولت اردن برای تغییر سیاست‌های خود کمک کرده و این کشور را به حلقه‌ای شکننده در زنجیره امنیتی آمریکا تبدیل ساخته است.

معمای خودساخته‌ی آمریکا و پیامدهای آن

سیاست‌های نظامی و امنیتی آمریکا که برای تقویت اردن طراحی شده‌اند، عملاً به تضعیف مشروعیت داخلی این همکاری انجامیده‌اند. هرچه آمریکا حضور نظامی خود را در اردن گسترش می‌دهد، دولت اردن بیشتر در معرض اتهام «همدستی با دشمن فلسطین» قرار می‌گیرد و مشروعیت خود را در چشم مردم از دست می‌دهد.

باند حاکم بر اردن این کشور را عملا به خط دفاعی عمده برای محور آمریکایی-صهیونی در برابر حملات مقاومت تبدیل کرده است.

درگیری واشنگتن و تهران، صرفاً نظامی نیست، بلکه بر سر روایت‌ها و مشروعیت‌سازی در افکار عمومی است. ایران با موفقیت توانسته است روایت خود را به عنوان «حامی آرمان فلسطین» در افکار عمومی اردن تثبیت کند، در حالی که آمریکا به عنوان «شریک اصلی جنایات اسرائیل» معرفی می‌شود.

نتیجه‌گیری

انتخاب اردن به عنوان هدف اصلی حملات انتقامی ایران، محاسباتی فراتر از ملاحظات نظامی محض را نشان می‌دهد. تهران با هدف قرار دادن این کشور، از شکاف‌های عمیق ساختاری، جمعیتی و سیاسی موجود در اردن بهره‌برداری می‌کند تا هم هزینه همکاری با آمریکا را برای دولت اردن افزایش دهد و هم مشروعیت داخلی این همکاری را تخریب کند.

اردن با ترکیب جمعیتی دارای اکثریت فلسطینی، ریشه‌های استعماری تحمیلی، وابستگی شدید به کمک‌های آمریکا و تضاد آشکار میان سیاست‌های دولتی و افکار عمومی، به عنوان «آسیب‌پذیرترین حلقه» زنجیره امنیتی آمریکا در منطقه شناخته می‌شود. ایران با هدف قرار دادن این حلقه ضعیف، نه تنها به دنبال آشکارسازی آسیب‌پذیری آمریکا، بلکه به دنبال ایجاد زنجیره‌ای از پیامدهای استراتژیک برای ایالات متحده است، به‌گونه‌ای که تضعیف مشروعیت دولت‌های متحد آمریکا در منطقه، در نهایت به کاهش نفوذ واشنگتن در غرب آسیا منجر خواهد شد.

همان‌گونه که حملات اخیر نشان داد، راهبرد ایران مبتنی بر «هزینه‌سازی بدون تأثیرگذاری» است؛ یعنی دولت اردن هزینه‌های سیاسی همراهی با آمریکا را متقبل می‌شود، اما هیچ ظرفیتی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات کلان واشنگتن در قبال اسرائیل و ایران ندارد. در این شرایط، ادامه وضع موجود می‌تواند ثبات شکننده پادشاهی اردن را با تهدیدی جدی مواجه سازد و آمریکا را با بحرانی جدی در یکی از کلیدی‌ترین متحدان عرب خود روبرو کند.