دهم شهریور ماه نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی با تجلیل از تلاش‌های ۴۵ چهره داخلی و خارجی برگزار شد، رویدادی که آن را می‌توان بازنمایی قدرت نرم ایران دانست.

به گزارش مشرق، برگزاری نخستین دوره «جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی» جمهوری اسلامی ایران را می‌توان یکی از جلوه‌های مهم سیاست فرهنگی و دیپلماسی عمومی ایران در شرایط متأثر از جنگ اخیر و فضای پیچیده بین‌المللی ارزیابی کرد. این مراسم با حضور محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حسین سیمایی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، حجت‌الاسلام محمدمهدی ایمانی‌پور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه و جمعی از هنرمندان، اصحاب رسانه، نخبگان و کنشگران دیپلماسی عمومی برگزار شد.

برای دوره نخست جایزه، بخش ویژه‌ای به فعالیت‌های مرتبط با جنگ‌های تحمیلی، به‌ویژه جنگ اخیر، اختصاص داده شده بود. حدود ۴۵ نفر به‌عنوان برگزیده معرفی شدند که ۱۵ نفر از آنان چهره‌های خارجی و حدود ۳۰ نفر از داخل کشور بودند. افزون بر این، حدود ۲۰۰ نفر از فعالان و شخصیت‌های مؤثر خارج از کشور نیز توسط نمایندگی‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مورد تقدیر قرار گرفتند.

بنابراین، برگزاری چنین مراسمی در فضای متأثر از جنگ را می‌توان نوعی «دیپلماسی تاب‌آور فرهنگی» تلقی کرد؛ دیپلماسی‌ای که تلاش می‌کند ارتباطات فرهنگی را حتی در شرایط بحرانی حفظ کرده و از ظرفیت فرهنگ برای کاهش شکاف‌های ادراکی میان ایران و جوامع خارجی استفاده کند.

اهمیت این رویداد صرفاً در برگزاری یک مراسم تقدیر خلاصه نمی‌شود؛ بلکه می‌توان آن را تلاشی برای تقویت «قدرت نرم» ایران از مسیر فرهنگ، هنر، علم، رسانه، روایتگری و شبکه‌سازی بین‌المللی دانست. در این چارچوب، حضور هم‌زمان شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی در یک رویداد دیپلماسی فرهنگی، حامل این پیام است که فرهنگ در شرایط بحران و جنگ، نه یک حوزه حاشیه‌ای، بلکه بخشی از منظومه سیاست خارجی و امنیت ملی کشور محسوب می‌شود. سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در همین مراسم دیپلماسی عمومی را بخشی حیاتی و جدایی‌ناپذیر از سیاست خارجی توصیف کرد.

در نظام بین‌الملل معاصر، قدرت کشورها تنها بر منابع نظامی، اقتصادی و سیاسی استوار نیست. توانایی یک کشور برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، ایجاد تصویر مطلوب، شکل‌دهی به روایت‌های بین‌المللی و برقراری ارتباط پایدار با جوامع دیگر، بخش مهمی از ظرفیت قدرت ملی را تشکیل می‌دهد. از این منظر، دیپلماسی فرهنگی و عمومی را می‌توان یکی از مهم‌ترین سازوکارهای اعمال قدرت نرم دانست.

نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران در چنین بستری برگزار شد. این مراسم از یک سو با حضور عالی‌ترین سطوح سیاسی، فرهنگی و علمی کشور، جایگاه دیپلماسی فرهنگی را در ساختار رسمی سیاست خارجی برجسته کرد و از سوی دیگر، با تجلیل از ۴۵ چهره داخلی و خارجی فعال در حوزه‌های مختلف، تلاش کرد شبکه‌ای از روایتگران و کنشگران مؤثر ایران را شناسایی و تقویت کند.

از منظر تحلیلی، اهمیت این رویداد زمانی بیشتر آشکار می‌شود که آن را در شرایط متأثر از جنگ اخیر مورد توجه قرار دهیم؛ شرایطی که در آن «روایت»، «تصویر کشور» و افکار عمومی بین‌المللی به مؤلفه‌هایی با اهمیت راهبردی تبدیل می‌شوند.

حضور هم‌زمان شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی نشانه اهمیت راهبردی مراسم

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این رویداد، حضور هم‌زمان مقامات ارشد سیاسی، مسئولان فرهنگی و علمی، هنرمندان، رسانه‌ها و فعالان دیپلماسی عمومی بود. حضور معاون اول رئیس‌جمهور، وزرای فرهنگ و علوم، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سخنگوی وزارت امور خارجه در کنار نخبگان و فعالان فرهنگی نشان می‌دهد که موضوع دیپلماسی فرهنگی از سطح یک فعالیت صرفاً فرهنگی فراتر رفته و در پیوند با سیاست خارجی کشور تعریف شده است.

محمدرضا عارف در این مراسم بر این نکته تأکید کرد که دیپلماسی فرهنگی باید در خدمت وحدت ملت‌ها قرار گیرد و فرهنگ ابزاری قدرتمند برای ایجاد تفاهم میان ملت‌هاست. وی همچنین بر استفاده از ظرفیت اندیشمندان، هنرمندان، نخبگان و کنشگران فرهنگی برای تقویت ارتباط میان ملت‌ها تأکید کرد.

از این منظر، می‌توان حضور شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی در این مراسم را واجد یک پیام راهبردی دانست: در شرایط بحران، جنگ و فشار بین‌المللی، عرصه فرهنگ همچنان یک میدان فعال برای ارتباط، اقناع و تأثیرگذاری است.

این موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا در شرایط جنگی، میدان تقابل صرفاً به عرصه نظامی محدود نمی‌شود و افکار عمومی داخلی و خارجی، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و برداشت جوامع مختلف از طرفین درگیری نیز اهمیت پیدا می‌کنند. در چنین شرایطی، توانایی یک کشور برای ارائه روایت خود و برقراری ارتباط مستقیم با نخبگان و جوامع خارجی می‌تواند بخشی از ظرفیت تاب‌آوری ملی محسوب شود.

جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی؛ از تقدیر تا شبکه‌سازی

بررسی اهداف اعلام‌شده برای این جایزه نشان می‌دهد که هدف آن صرفاً اعطای یک عنوان یا تقدیر نمادین نیست. از میان بیش از ۳۰۰ گزینه معرفی‌شده، ۴۵ چهره داخلی و خارجی در ۱۳ حوزه انتخاب شدند؛ حوزه‌هایی از جمله «فرهنگ و هنر»، «دیپلماسی عمومی»، «دیپلماسی علمی»، «روایتگری از ایران»، «کنشگران رسانه‌ای»، «ایرانیان خارج از کشور»، «زنان»، «قرآن و تبلیغ»، «حقوق»، «ترجمه و نشر»، «سازمان‌های مردم‌نهاد»، «ادیان توحیدی» و «ورزش». این تنوع نشان می‌دهد که مفهوم قدرت نرم در این رویداد به یک حوزه خاص محدود نشده است. در واقع، تصویر بین‌المللی یک کشور حاصل برهم‌کنش مجموعه‌ای از عناصر فرهنگی، علمی، اجتماعی، رسانه‌ای و انسانی است.

حجت‌الاسلام محمدمهدی ایمانی‌پور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز تصریح کرده است که جایزه، «هدف نهایی» نیست، بلکه ابزاری برای شناسایی روایتگران مؤثر، حمایت از آنان و ایجاد شبکه‌ای فعال در عرصه دیپلماسی فرهنگی و عمومی است.

از منظر آکادمیک، این رویکرد را می‌توان حرکت از دیپلماسی «رویدادمحور» به دیپلماسی «شبکه‌محور» دانست. در مدل رویدادمحور، برگزاری یک نمایشگاه، جشنواره، همایش یا مراسم فرهنگی هدف اصلی است؛ اما در مدل شبکه‌محور، رویداد وسیله‌ای برای شناسایی افراد، ایجاد ارتباطات پایدار و شکل‌دهی به شبکه‌های انسانی در محیط بین‌المللی است.

دیپلماسی فرهنگی در شرایط متأثر از جنگ، اهمیت روایت

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدمهدی ایمانی‌پور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی، تصویری راهبردی از جایگاه فرهنگ و روایت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد. محور اصلی دیدگاه وی، گذار از تلقی سنتی دیپلماسی فرهنگی به رویکردی فعال، شبکه‌محور و اثرگذار در عرصه افکار عمومی بین‌المللی است؛ رویکردی که در شرایط پیچیده و متأثر از جنگ، تحریم و فشارهای رسانه‌ای، فرهنگ را به یکی از مؤلفه‌های مهم قدرت نرم کشور تبدیل می‌کند.

یکی از مهم‌ترین محورهای این مراسم، مفهوم «روایت» بود. ایمانی‌پور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تأکید کرده است که روایتگری درباره ایران نباید به یک مقطع کوتاه محدود شود و روایت صحیح می‌تواند هم نقش «دافع» و هم نقش «رافع» داشته باشد؛ یعنی از شکل‌گیری تصویرهای نادرست جلوگیری کند و برداشت‌های منفی شکل‌گرفته درباره ایران را اصلاح نماید. در این چارچوب، روایت صرفاً یک فعالیت رسانه‌ای نیست؛ بلکه سازوکاری برای تولید معنا، ایجاد فهم متقابل و شکل‌دهی به ادراک بین‌المللی از ایران است.

نکته برجسته دیگر در سخنان ایمانی‌پور، نگاه پیشگیرانه و ترمیمی به قدرت نرم است.

از دیدگاه سکاندار دیپلماسی عمومی و راهبرد روایت ایران، روایت صحیح می‌تواند از شکل‌گیری تصویرهای منفی و سوءبرداشت‌ها پیشگیری کند و هم‌زمان در اصلاح ذهنیت‌های موجود درباره ایران مؤثر باشد. از این منظر، دیپلماسی عمومی نه صرفاً واکنشی به بحران‌ها، بلکه یک فرایند مستمر و بلندمدت برای ایجاد شناخت، اعتماد و ارتباط میان ایران و جوامع جهانی است.

در همین راستا، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بر شبکه‌سازی و شناسایی کنشگران مؤثر تأکید ویژه دارد. جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی از نگاه وی هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای شناسایی روایتگران مؤثر ایران، قدردانی از آنان، ایجاد ارتباط میان آنها و شکل‌دهی به یک شبکه پایدار از فعالان دیپلماسی فرهنگی و عمومی است. این رویکرد را می‌توان حرکت از «دیپلماسی مبتنی بر رویداد» به سوی دیپلماسی مبتنی بر شبکه و سرمایه اجتماعی دانست.

در این چارچوب، ایمانی‌پور نقش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را نیز فراتر از اجرای برنامه‌های فرهنگی تعریف می‌کند. سازمان، علاوه بر فعالیت مستقیم در عرصه بین‌المللی، مأموریت حمایت، پشتیبانی و تقویت مجموعه‌ای از کنشگران داخلی و خارجی را بر عهده دارد؛ رویکردی که می‌تواند ظرفیت‌های پراکنده فرهنگی، علمی، هنری و رسانه‌ای کشور را در قالب یک منظومه منسجم از قدرت نرم به یکدیگر متصل کند.

از منظر مثبت و راهبردی، می‌توان ایمانی‌پور را در این رویداد سکاندار رویکرد جدید دیپلماسی عمومی ایران توصیف کرد؛ رویکردی که در آن «روایت ایران»، «شبکه‌سازی جهانی»، «حمایت از روایتگران»، «حضور فعال در افکار عمومی» و «تبدیل سرمایه فرهنگی به سرمایه ارتباطی» در کانون سیاست فرهنگی خارجی قرار گرفته‌اند. تأکید وی بر استمرار سالانه جایزه و ایجاد دبیرخانه دائمی نیز نشان می‌دهد که این سیاست با نگاه مقطعی طراحی نشده، بلکه در پی ایجاد یک سازوکار نهادی و پایدار برای تقویت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است.

در مجموع، می‌توان رویکرد ایمانی‌پور را تلاشی برای ارتقای دیپلماسی فرهنگی از سطح معرفی داشته‌های ایران به سطح مدیریت هوشمند تصویر، روایت و روابط بین‌المللی ایران دانست. این رویکرد، با تکیه بر ظرفیت‌های فرهنگی، علمی، هنری و انسانی کشور، در پی آن است که قدرت نرم ایران را از یک ظرفیت بالقوه به شبکه‌ای فعال از ارتباطات و اعتماد در محیط بین‌المللی تبدیل کند؛ رویکردی که در شرایط بحرانی و پساجنگ، می‌تواند نقشی مهم در حفظ ارتباطات بین‌المللی، کاهش سوءبرداشت‌ها و تقویت جایگاه ایران در افکار عمومی جهان ایفا کند.

شبکه رایزنی‌های فرهنگی، زیرساخت قدرت نرم ایران

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های جمهوری اسلامی ایران برای اعمال قدرت نرم، شبکه رایزنی‌ها و نمایندگی‌های فرهنگی در خارج از کشور است. این شبکه را می‌توان یک زیرساخت نهادی برای برقراری ارتباط مستمر میان ایران و جوامع مختلف جهان دانست. اهمیت این شبکه در شرایط بحران دوچندان می‌شود؛ زیرا رایزن فرهنگی صرفاً برگزارکننده برنامه‌های فرهنگی نیست، بلکه می‌تواند به‌عنوان واسطه‌ای میان دانشگاهیان، هنرمندان، رسانه‌ها، نخبگان، جوانان و نهادهای اجتماعی ایران و کشورهای میزبان عمل کند.

در همین راستا، وزیر علوم در مراسم جایزه تأکید کرد که مأموریت رایزن فرهنگی نباید صرفاً «معرفی ایران» باشد، بلکه باید به «ساختن رابطه» میان ایران و جوامع دیگر تغییر کند. وی سه سرمایه اصلی رایزنان فرهنگی را «شناخت، اعتماد و رابطه» دانست.

این برداشت از مأموریت رایزنی‌های فرهنگی، با ادبیات جدید دیپلماسی عمومی نیز سازگار است: قدرت نرم زمانی پایدار می‌شود که مخاطب خارجی صرفاً دریافت‌کننده پیام نباشد، بلکه وارد یک رابطه متقابل و بلندمدت شود.

گذار از معرفی ایران به ایجاد رابطه با ایران

یکی از نکات قابل توجه در سخنان وزیر علوم، تأکید بر تغییر رویکرد از معرفی یک‌سویه ایران به ایجاد روابط پایدار بود. وی اظهار کرد که برگزاری هفته‌های فرهنگی، نمایشگاه‌ها، نشست‌ها، ترجمه کتاب و معرفی هنر و تمدن ایرانی ضروری است، اما اثر پایدارتر زمانی ایجاد می‌شود که میان افراد و نهادهای دو جامعه رابطه و اعتماد شکل گیرد.

بر اساس این دیدگاه، می‌توان سه مرحله برای تکامل دیپلماسی فرهنگی ایران در نظر گرفت:

معرفی: معرفی تاریخ، تمدن، هنر، ادبیات، علم و فرهنگ ایران؛

تعامل: ایجاد ارتباط میان دانشگاه‌ها، هنرمندان، رسانه‌ها و نخبگان؛

شبکه‌سازی: تبدیل روابط موردی به همکاری‌های مستمر و چندلایه.

مرحله سوم از منظر قدرت نرم اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا شبکه‌های انسانی در زمان بحران می‌توانند به‌عنوان کانال‌های ارتباطی مستقل از مناسبات رسمی دولت‌ها عمل کنند.

ظرفیت‌های فرهنگی ایران به‌عنوان منابع قدرت نرم

در این مراسم، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طیف گسترده‌ای از ظرفیت‌های ایران را برای روایتگری بین‌المللی برشمرد: تمدن تاریخی، میراث فرهنگی، میراث ناملموس، تنوع اقلیمی، گردشگری، علم و فناوری، فلسفه، عرفان، شعر، موسیقی، هنر، اسلام و تجربه تاریخی مقاومت.

این مجموعه را می‌توان در قالب یک «سبد قدرت نرم» طبقه‌بندی کرد:

این تنوع نشان می‌دهد که قدرت نرم ایران را نباید صرفاً در حوزه فرهنگ سنتی یا میراث تاریخی جست‌وجو کرد؛ بلکه ترکیبی از فرهنگ، علم، هنر، جامعه، رسانه و سرمایه انسانی می‌تواند مبنای سیاست قدرت نرم قرار گیرد.

دیپلماسی فرهنگی به‌مثابه بخشی از سیاست خارجی

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در این مراسم تصریح کرد که دیپلماسی عمومی دیگر فعالیتی حاشیه‌ای یا تکمیلی نیست، بلکه به بخشی حیاتی از سیاست خارجی تبدیل شده است. وی همچنین بر ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی، فرهنگی، علمی، هنری، رسانه‌ای و اجتماعی ایران تأکید کرد.

این دیدگاه از نظر سیاست‌گذاری اهمیت زیادی دارد. بر اساس آن، وزارت امور خارجه، دانشگاه‌ها، مراکز علمی، رسانه‌ها، هنرمندان، ورزشکاران، سازمان‌های مردم‌نهاد و ایرانیان خارج از کشور می‌توانند اجزای یک منظومه واحد قدرت نرم باشند.

در همین چارچوب، بقایی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را یکی از شرکای مهم دستگاه دیپلماسی و «یکی از بازوان ارزشمند فرهنگی کشور» معرفی کرد.

اهمیت ظرفیت های رایزنی‌های فرهنگی ایران

گستره جغرافیایی رایزنی‌های فرهنگی، یک مزیت راهبردی برای ایران ایجاد می‌کند. گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد که شبکه نمایندگی‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشورها فعال بوده و برنامه‌های فرهنگی، علمی، هنری، رسانه‌ای و اجتماعی متعددی را در این کشورها دنبال کرده است.

از این منظر، شبکه رایزنی های فرهنگی را می‌توان نه صرفاً مجموعه‌ای از دفاتر اداری، بلکه شبکه‌ای از نقاط تماس قدرت نرم ایران با محیط بین‌المللی تلقی کرد. ارزش راهبردی این شبکه در سه ویژگی نهفته است:

حضور مستمر: ارتباط فرهنگی صرفاً به مقاطع بحران محدود نمی‌شود.

شناخت محلی: رایزن فرهنگی با ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه میزبان آشنایی دارد.

شبکه‌سازی: امکان اتصال دانشگاهیان، هنرمندان، رسانه‌ها و نخبگان دو کشور فراهم می‌شود.

در نتیجه، سرمایه‌گذاری بر این شبکه می‌تواند ظرفیت ایران برای انتقال پیام، اصلاح برداشت‌های نادرست، ایجاد اعتماد و توسعه همکاری‌های علمی و فرهنگی را افزایش دهد.

بنابراین نخستین دوره «جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی» را می‌توان فراتر از یک مراسم تقدیر فرهنگی ارزیابی کرد. این رویداد در شرایط متأثر از جنگ اخیر و در فضایی برگزار شد که مسئله تصویر ایران، روایت جنگ، افکار عمومی جهانی و مقابله با برداشت‌های نادرست از کشور اهمیت مضاعفی یافته است. حضور هم‌زمان مقامات ارشد سیاسی، فرهنگی و علمی، هنرمندان، رسانه‌ها و کنشگران بین‌المللی نیز نشان‌دهنده جایگاه رو به رشد دیپلماسی فرهنگی در منظومه سیاست خارجی ایران است.

از منظر قدرت نرم، مهم‌ترین نقطه قوت این رویداد، تأکید بر روایتگری، شبکه‌سازی و ایجاد رابطه بود. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اعلام کرده است که هدف جایزه، شناسایی روایتگران مؤثر، حمایت از آنان و ایجاد شبکه‌ای فعال در عرصه دیپلماسی فرهنگی و عمومی است.

در این میان، شبکه گسترده رایزنی‌های فرهنگی ایران در کشورها، یک زیرساخت مهم برای تحقق این سیاست محسوب می‌شود. این شبکه می‌تواند از طریق ارتباط با نخبگان، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، هنرمندان، جوانان و نهادهای اجتماعی کشورهای میزبان، ظرفیت‌های تمدنی، علمی و فرهنگی ایران را به سرمایه ارتباطی تبدیل کند.

در نهایت، می‌توان استدلال کرد که قدرت نرم ایران در شرایط جنگی یا پساجنگی زمانی بیشترین اثربخشی را خواهد داشت که از سطح نمایش دستاوردها فراتر رفته و به ایجاد اعتماد، رابطه و شبکه‌های پایدار انسانی در کشورهای جهان منجر شود. همان‌گونه که در این مراسم نیز تأکید شد، مأموریت نسل جدید رایزنان فرهنگی صرفاً معرفی ایران نیست؛ بلکه ایجاد پل میان ایران و جهان است.

از این منظر، برگزاری چنین مراسمی را می‌توان یک اقدام مؤثر در جهت تثبیت دیپلماسی فرهنگی به‌عنوان یکی از ابزارهای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای حفظ و تقویت ارتباطات بین‌المللی در شرایط بحران ارزیابی کرد.

منبع: مهر