به گزارش مشرق، این توصیفی است که روزنامه زیمان یسرائیل در توصیف رفتارهای نتانیاهوی جنایتکار در طول جنگ نسل کشی در نوار غزه به کار گرفت.
در این مقاله آمده است: چرا دولت متعهد به نابودی حماس شد، اما تعهدی درباره آزادی اسرا اعلام نکرد و تنها به «تلاش برای بازگرداندن آنها» بسنده کرد؟ چه تعداد از گروگانها به دلیل اولویتهای دولت نتانیاهو کشته شدند؟
در نظرسنجی انجامشده توسط موسسه ادعایی دموکراسی اسرائیل در نوامبر ۲۰۲۳، اندکی پس از ۷ اکتبر(عملیات طوفان الاقصی) و ورود زمینی ارتش اسرائیل به غزه، از افکار عمومی یهودی در اسرائیل درباره اهداف جنگ نظرسنجی شد. بیشتر شرکتکنندگان پاسخ دادند که آزادی همه گروگانها مهمترین هدف جنگ بوده است.
در نظرسنجی دیگری در سپتامبر ۲۰۲۴، بیش از ۶۲ درصد از شرکتکنندگان بازگشت گروگانها را مهمترین هدف جنگ دانستند، در حالی که ۲۹ درصد، از بین بردن حماس را هدف اصلی اعلام کردند.
سند اهداف جنگ که در هفته دوم نبرد میان وزرا توزیع شد، از ادبیات کاملاً متفاوتی استفاده کرده بود. بازگشت اسرا در این سند به عنوان یکی از اهداف جنگ ذکر شده بود، اما دولت آن را محدود کرد و تنها متعهد به مبذول داشتن «حداکثر تلاش» برای آزادی آنها شد، بدون آنکه نتیجهای تعیین کند. این در حالی است که سایر اهداف جنگ به صورتی الزامآور تعریف شده بودند.
در هفتم اکتبر، حماس ۲۵۱ نفر(صهیونیست) را اسیر کرد، در همین حال، دولت اسرائیل مسئولیت دو سال گرفتاری بسیاری از آنان و مسئولیت تداوم رنجهایشان برای اهداف دیگر را بر عهده دارد.
آزاد کردن گروگانها اولویت نخست دولت نتانیاهو نبود، در کابینه مورد بحث قرار نگرفت و وزرا علیه آن سخن گفتند – در نتیجه دهها نفر از گروگانها کشته شدند و در غزه متحمل رنجهای غیرقابل توصیفی گردیدند.
در بخش دیگری از این مقاله آمده است در آغاز جنگ «شمشیرهای آهنین»، کابینه جنگ چهار هدف را به تصویب رساند. سند اهدافی که در ۱۵ اکتبر ۲۰۲۳ ـ یک هفته پس از عملیات (طوفان الاقصی) و حدود دو هفته پیش از آغاز عملیات زمینی در نوار غزه ـ منتشر شد، چهار هدف را مشخص کرد: «سرنگونی حکومت حماس و نابودی توانمندیهای نظامی آن»، «برطرف کردن تهدید تروریستی از نوار غزه علیه اسرائیل»، «مبذول داشتن حداکثر تلاش برای حل مسئله گروگانها» و «محافظت از مرزها و شهروندان آن».
تفاوت محسوسی میان بند سوم و سه بند دیگر وجود دارد. سه هدف دیگر به صورت نتیجهمحور صیاغت شدهاند: نابودی، برطرف کردن، محو و محافظت. اما بند سوم تنها بندی است که به صورت «تلاش» صیاغت یافته است.
این طرز تدوین نوشتار در عمل پیامدهایی داشت: در آن قید نشده بود که جنگ باید به بازگشت همه اسرا منجر شود، و مشخص نکرده بود در صورتی که تلاش برای بازگرداندن آنها با هدف دیگری تعارض پیدا کند ـ درست همان اتفاقی که در عمل رخ داد ـ چه اقدامی باید صورت گیرد.
در بررسی انجامشده توسط موسسه تحقیقات امنیت اسرائیل (INSS)، ادیت شفران گیتلمن پژوهشگر این موسسه اشاره کرد: «تعریف اهداف جنگ به عنوان سرنگونی حماس و بازگرداندن گروگانها، فرمولی است که در افکار عمومی جا افتاده است، اما این فرمول دقیق اهدافی نیست که توسط دولت تعیین شده است... با گذشت زمان، این درک شکل گرفت که این اهداف ممکن است یکدیگر را نقض کنند»، به عبارت دیگر، مردم بر این باور بودند که تعهدی کامل برای آزادی اسرا وجود دارد، اما در واقع چنین چیزی نوشته نشده بود.
از سوی دیگر روزنامه عبری زبان یدیعوت آحارانوت هم در گزارشی اعلام کرد که بنیامین نتانیاهو تمام تلاش خود را به کار بسته است تا از زیر بار مسئولیت بررسی تحقیقات ۷ اکتبر شانه خالی کند.
ناداف ایال نویسنده این گزارش که در ویژه نامه آخر هفته این رسانه منتشر شد، نوشت: پس از گذشت یک سال و نیم از تکمیل تحقیقات ۷ اکتبر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، با وجود پیشنهادهای ارتش اسرائیل، از دریافت گزارشهای دورهای ارتش درباره این تحقیقات خودداری کرده است.
وی هیچ بحث و بررسی درباره نتایج این تحقیقات با رئیس کنونی یا سابق ستاد کل نیروهای مسلح انجام نداده است. یک منبع امنیتی به من گفت: «هیچ دلیلی نداریم که باور کنیم او این تحقیقات را خوانده است؛ چرا که اصولاً این اسناد هرگز از سوی ارتش به دست او نرسیده است».
در بخش دیگری از این گزارش تاکید شده است: ارتش اسرائیل در حین انجام تحقیقات و پیش از انتشار عمومی آنها، به نتانیاهو پیشنهاد داد نشستی ویژه برای ارائه نتایج ناکامیهای عملیاتی به او برگزار شود. به گفته یک منبع عالیرتبه امنیتی، نتانیاهو پاسخی نداد و «هیچ ابراز علاقهای نشان نداد».
پس از ارائه عمومی تحقیقات، رئیس دفتر نخستوزیر، نامهای ارسال و در آن شکایت کرد که چرا نخستوزیر پیش از انتشار عمومی تحقیقات به مردم، در جریان آنها قرار نگرفته است.
در پی این نامه، دفتر رئیس سابق ستاد کل مجدداً تماس گرفت و خواستار هماهنگی نشستی منظم درباره این موضوع شد تا همه جزئیات ارائه شود، اما دفتر نخستوزیر به این درخواست نیز پاسخی نداد.
یک هفته بعد، ژنرال زامیر فرماندهی ستاد کل ارتش را بر عهده گرفت. دفتر او هیچ استعلامی درباره تحقیقات دریافت نکرد و این موضوع را هرگز با دفتر نخستوزیر به بحث نگذاشت.
دستیار دبیر نظامی نخستوزیر هنگام ارائه تحقیقات به کاتس، وزیر جنگ، حضور داشت و این احتمال وجود دارد که خلاصه تحقیقات یا بخشی از ارائهها از طریق گوفمان، دبیر نظامی سابق، به دست نتانیاهو رسیده باشد.
به اعتراف یدیعوت آحارانوت: با این حال، این تحقیقات شامل مؤلفههای فوقالعاده محرمانه و جزئیات حساسی درباره نبردها و تلفات انسانی است.
حجم این تحقیقات بسیار سنگین است و تمام محلهای کشتار، ناکامیهای اطلاعاتی، حوادث شب پیش از حمله حماس، عملکرد فرماندهی جنوبی، عملکرد گردان عملیات و موارد دیگر را در بر میگیرد.
این مسئله بسیار شگفتانگیز است: ممکن است این تحقیقات کامل و بینقص نباشند، اما تنها تحقیق روشمند و سیستماتیکی هستند که پس از شکست هفتم اکتبر انجام شده است.
اگر نتانیاهو این تحقیقات را با جزئیات نخوانده و آنها را با ارتش به بحث نگذاشته باشد، چه دلیلی وجود دارد که باور کنیم او جوهر و ماهیت این شکست را درک کرده و قادر است اقداماتی برای جلوگیری از تکرار آن انجام دهد؟