به گزارش مشرق، این ماهواره ها میتوانند به ماهوارههای دیگر نزدیک شوند، آنها را تعقیب کنند، مأموریتشان را مختل سازند یا در شرایط خاص مستقیماً با آنها درگیر شوند. رقابت فضایی آمریکا و چین نیز به همین نقطه رسیده است. دادههای مداری، اسناد ثبت اختراع، مقالات دانشگاهی و اظهارات مقامات نظامی، از شکلگیری مجموعهای از فناوریها حکایت دارد که مرز میان ماهواره، سامانه پشتیبانی و سلاح فضایی را بهشدت باریک کردهاند.
بر اساس گزارشها، آخرین نشانه این تحول در ژوئن ۲۰۲۶ مشاهده شده است. در تاریخ مورد اشاره، یک هواپیمای فضایی بدون سرنشین و محرمانه چین در ارتفاع صدها کیلومتری زمین جسم کوچکی را در مدار رها کرد. دادههای شرکت آمریکایی «LeoLabs» نشان میدهد که این جسم پس از جداسازی، پیرامون یک ماهواره چینی دیگر مانور داده و سپس دوباره به سمت هواپیمای فضایی حرکت کرده است.
مأموریت دقیق این پرواز همچنان اعلام نشده، اما الگوی مانور آن برای تحلیلگران نظامی اهمیت ویژهای دارد. به باور متخصصان، چنین قابلیتهایی میتوانند مبنای عملیات پیچیده مجاورت مداری، بازرسی ماهوارهها، سوخترسانی و در سناریوهای نظامی، رهگیری یا از کار انداختن فضاپیمای حریف قرار گیرند. این در حالی است که آمریکا نیز هواپیمای فضایی محرمانه و بدون سرنشین خود را در اختیار دارد و نیروی فضایی این کشور مأموریت آن را انجام آزمایشها و آزمونهای مختلف اعلام کرده است.
از ماهواره پشتیبان تا سامانه رزمی
اهمیت این تحول زمانی آشکار میشود که جایگاه فضا در معماری جنگ مدرن را در نظر بگیریم. عملیات نظامی امروز از ارتباطات امن و هدایت تسلیحات دقیق تا شناسایی اهداف، هشدار موشکی و دفاع هوایی به زیرساختهای فضایی وابسته است. جنگ اوکراین و درگیریهای نظامی اخیر در منطقه خلیج فارس نیز عمق این وابستگی را آشکار کردهاند. از این منظر، حمله به زیرساخت فضایی دشمن میتواند بدون هدف قراردادن مستقیم نیروهای زمینی، بخش مهمی از توان رزمی آنها را مختل کند.
اورِت دولمن، استاد پیشین کالج جنگ هوایی آمریکا، در گفتوگو با رویترز هشدار داده است که اختلال گسترده در قابلیتهای فضایی آمریکا میتواند توان عظیم نظامی این کشور در زمین را از نظارت و شناسایی تا دفاع موشکی با اختلال جدی مواجه کند. همین وابستگی، ماهوارهها را از داراییهای پشتیبان به اهداف بالقوه مراحل آغازین یک جنگ میان قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است.
ارزیابی رسمی پنتاگون نیز نشان میدهد چین طی سالهای اخیر با سرعت در حال توسعه زیرساخت فضایی خود بوده است. گزارش سالانه وزارت دفاع آمریکا درباره توانمندیهای نظامی چین میگوید پکن در سال ۲۰۲۴ تعداد ۶۷ ماهواره دارای قابلیت اطلاعاتی، شناسایی و مراقبت را به مدار فرستاده و شمار این دسته از ماهوارههای چین به بیش از ۵۰۰ مورد رسیده است. پنتاگون ارزیابی میکند توسعه این شبکه، توان چین برای رصد داراییهای نظامی آمریکا و متحدانش در اقیانوس آرام و پشتیبانی از زنجیره کشف تا هدفگیری در فواصل طولانی را افزایش داده است.
گسترش دامنه نبرد به مدار زمین
بخش حساستر رقابت به ماهوارههای مانورپذیر مربوط میشود. بر اساس گزارشهای منتشر شده، آمریکا، چین و روسیه همگی فضاپیماهایی در اختیار دارند که قادر هستند مدار خود را تغییر دهند و به ماهوارههای دیگر نزدیک شوند. عملیات مجاورت مداری کاربردهای غیرنظامی فراوانی، از جمله بازرسی، تعمیر و انتقال ماهوارههای ازکارافتاده دارد. همین قابلیت در شرایط جنگی میتواند برای نزدیکشدن به یک ماهواره دشمن و اخلال، آسیبرسانی یا جابهجایی به کار رود.
مقامات آمریکایی برخی مانورهای هماهنگ ماهوارههای چینی را با اصطلاح «داگفایتینگ» یا نبرد نزدیک مداری توصیف کردهاند. از سوی دیگر، چین پیشتر توانایی فنی گرفتن یک ماهواره ازکارافتاده و انتقال آن به مداری دیگر را نیز نشان داده است. همچنین، برآوردهای صورت گرفته نیز از فعالیت پژوهشگران دانشگاهها و مؤسسات مرتبط با ساختار دفاعی چین بر روی ماهوارههای تعقیبکننده و حتی طرحهایی حکایت دارد که در آنها چند فضاپیما با استفاده از تور قادر به مهار یک هدف مداری خواهند بود.
عامل تعیینکننده بعدی، مسئله تأمین سوخت در فضا محسوب میشود. بر اساس براوردهای صورت گرفته، عمر عملیاتی و دامنه مانور یک ماهواره معمولاً به میزان سوختی محدود میشود که هنگام پرتاب همراه دارد. چین در سال گذشته عملیاتی انجام داد که یک مقام نیروی فضایی آمریکا آن را احتمالاً تلاشی برای سوخترسانی در مدار ارزیابی کرده است. دستیابی مطمئن به چنین قابلیتی قواعد تعقیب و گریز مداری را تغییر میدهد. ماهوارهای که امکان سوختگیری مجدد داشته باشد میتواند برای مدت طولانیتری فعال باشد، مدار عوض کند و هدفی را تعقیب یا از تعقیب آن فرار کند. به تعبیر برخی کارشناسان نظامی، سوخترسانی میتواند تعیین کند کدام فضاپیما «شکارچی» باقی میماند و کدام به «شکار» تبدیل میشود.
آمریکا ائتلاف فضایی میسازد
واشنگتن همزمان پاسخ خود را بر ترکیب فناوری و شبکه متحدان بنا کرده است. بر همین اساس، آمریکا و بریتانیا در سپتامبر ۲۰۲۵ نخستین عملیات مشترک نظامی خود در فضا را انجام دادند. در جریان این مأموریت، نیروهای آمریکایی از پایگاهی در کلرادو یک ماهواره نظامی آمریکا را به نزدیکی ماهواره بریتانیایی هدایت کردند. دادههای شرکت «Slingshot Aerospace» نشان میدهد ماهواره چینی «Shiyan ۱۲-۰۱» هنگام اجرای این عملیات با فاصله حدود ۸۳ کیلومتر از آنها عبور کرده است.
چند متخصص نظامی فضایی این آرایش را پیامی راهبردی برای پکن ارزیابی کردهاند که بر مبنای آن، آمریکا قصد دارد نشان دهد حفاظت از داراییهای فضایی متحدان میتواند از سطح تبادل اطلاعات فراتر رود و به عملیات هماهنگ در مدار برسد. فرماندهی فضایی آمریکا نیز همکاری با متحدان را بخشی از معماری قدرت فضایی خود تعریف کرده و در سال ۲۰۲۶ از اجرای عملیات مشترک مداری در چارچوب همکاریهای چندملیتی خبر داده است.
زرادخانهای که از زمین تا مدار امتداد دارد
مسابقه تسلیحاتی فضایی در مقطع کنونی شکل واحدی ندارد. از همین روی، لیزرهای زمینی برای ایجاد اختلال در حسگرهای ماهواره، سامانههای جنگ الکترونیک، حملات سایبری، موشکهای ضدماهواره و فضاپیماهای مانورپذیر، طیفی از ابزارهای موجود یا در حال توسعه در این حوزه را تشکیل میدهند. به عنوان مثال، نیروی فضایی آمریکا در ژوئن ۲۰۲۶ از ورود یک سامانه الکترومغناطیسی زمینی ساخت شرکت «L۳Harris» به سازمان رزم خود خبر داد که برای اختلال یا از کار انداختن ارتباط ماهوارههای دشمن طراحی شده است.
استیون وایتینگ، رئیس فرماندهی فضایی آمریکا، این تغییر را آشکارا در قالب یک دکترین رزمی صورتبندی کرده است. از دید او، معماری فضایی آمریکا باید توان حفاظت از داراییهای خودی، مختلکردن عملیات دشمن و در صورت وقوع جنگ، شکست تهدیدهای فضایی را داشته باشد. فرماندهی فضایی آمریکا نیز مأموریت رسمی خود را ادغام قدرت فضایی در عملیات چندحوزهای جهانی برای بازدارندگی و در صورت ضرورت شکست تهدیدها تعریف میکند.
تبدیل مدار زمین به میدان تازه رقابت قدرتهای بزرگ
آن چه در مدار در حال شکلگیری است، از مسابقه افزایش تعداد ماهوارهها فراتر رفته و به رقابت بر سر قدرت نظامی رسیده است. در چنین شرایطی، برتری آینده احتمالاً به بازیگری تعلق خواهد داشت که بتواند داراییهای فضایی خود را پراکنده و مقاوم نگه دارد، ماهوارههایش را جابهجا و سوخترسانی کند، رفتار مداری حریف را با دقت رصد نماید و در صورت لزوم دسترسی او به خدمات فضایی را مختل سازد.
انبوهشدن تعداد ماهوارههای فعال در مدار نیز این رقابت را پیچیدهتر کرده است. هزاران ماهواره تجاری در کنار شبکههای نظامی فعالیت میکنند و پروژههایی مانند استارلینک، منظومههای رقیب چینی و طرح دفاع موشکی «گنبد طلایی» آمریکا، مرز میان زیرساخت تجاری، دارایی راهبردی و ظرفیت نظامی را به تدریج محو میکنند. همین وضعیت مسئله انتساب رفتار خصمانه و تشخیص قصد یک ماهواره مانورپذیر را نیز دشوارتر خواهد کرد.
نتیجه راهبردی تحول مذکور این است که جنگ فضایی آینده احتمالاً با تصویر متعارف انفجار ماهوارهها آغاز نخواهد شد. نخستین مراحل میتواند بسیار مبهمتر و شامل نزدیکشدن یک فضاپیما، تغییر غیرمنتظره مدار، ایجاد اختلال الکترونیکی، کورشدن موقت حسگر، حمله سایبری به بخش زمینی یا تعقیب ماهوارهای باشد. از سوی دیگر، فناوریهای دوکاربردی نیز فاصله میان عملیات عادی و رفتار خصمانه را کاهش میدهند.
آمریکا و چین اکنون خود را برای همین فضای پر ابهام آماده میکنند. رقابت اصلی بر سر توانایی دیدن، نزدیکشدن، مانورکردن، دوامآوردن و در نهایت محروم نمودن دشمن از مزیت فضایی است. با چنین تحولی، مدار زمین به یکی از تعیینکنندهترین عرصههای رقابت نظامی قرن بیستویکم تبدیل شده است که برتری یا شکست در آن میتواند نتیجه نبردی را تعیین کند که هزاران کیلومتر پایینتر، روی زمین و دریا جریان دارد.