به گزارش مشرق؛ تابستان ۱۴۰۵ در تاریخ نیم قرن حیات صنعت پتروشیمی ایران یک دوره فراموش نشدنی است، فصلی که پیش از شروعش با وقوع بی تدبیری مدیریتی در بزرگترین هلدینگ پتروشیمی ایران، جریان برق با محدودیت شدید همراه شد و در نهایت بخشی از ظرفیت این صنعت به دلیل نرسیدن برق از نفس افتاد.
آتش جنگ ۴۰ روزه و حمله دشمن به ایران عزیز، هنوز به پایان نرسیده بود اما مشخص بود که بعد از حملات سنگین دشمن به تاسیسات یوتیلیتی در عسلویه و ماهشهر بخشی از توان تامین برق این صنعت با بحران مواجه است.
اولین جلسات بررسی چشم انداز این صنعت پیش از آتش بس میان دو وزارتخانه مهم نفت و نیرو با هدف یافتن راه حلی برای تامین برق واحدهای عملیاتی صنعت پتروشیمی شروع شد. به دلیل تخریب بخش هایی از تاسیسات تولید برق فجر انرژی، مبین و دماوند به ترتیب در ماهشهر و عسلویه توانائی تولید برق مستقل (بدون وابستگی به شبکه سراسری) در پتروشیمی این مناطق به میزان حدود ۳۸۰۰ مگاوات که رقمی در حدود ۲ هزار مگاوات آن برق مصرفی پتروشیمی ها بود عملا از بین رفته و تنها راه حل ممکن استفاده از برق شبکه سراسری برای ادامه تولید بود. با این حال شرایط زمانی و نزدیک شدن به فصل تابستان، بحرانی دیگر بود چرا که با افزایش تقاضا در بخش خانگی اولویت تامین برق کشور روی شبکه خانگی تنظیم می شود و امکان تامین برق صنایع بزرگ به اولویت های بعدی نزول می کند.
راه حلی که در همفکری و همکاری وزارت خانه های نفت و نیرو حاصل شد استفاده از برق نیروگاه های تازه تاسیس با قراردادهای مستقیم، خرید برق سبز از طریق بورس و همیاری میان مجتمعی برای توزیع مناسب برق در واحدهای عملیاتی بود.
تعدادی از نیروگاه های تازه تاسیس که طی سال اخیر به مدار آمده بودند قانونا این امکان را داشتند که طی قراردادهایی برق تولیدی خود را به مشتریان بزرگ بفروشند، این راه حل و خرید حدود ۵۰۰ مگاوات برق از نیروگاه های تازه تاسیس به هلدینگ خلیج فارس به عنوان بزرگترین ذینفع صنعت پتروشیمی و مالک دو مجتمع بزرگ تولید برق آسیب دیده (فجر انرژی و مبین) پیشنهاد شد.
بر اساس پیش بینی های صورت گرفته، اگر نیروگاه های تازه تاسیس و برق سبز عرضه شده در بورس تا سطح ۵۰۰ مگاوات تامین می شد امکان تداوم عملیات زنجیره تولید واحدهای موردنیاز صنایع با «مصرف اصلی داخلی» تضمین می شد و چنانچه رقم خرید برق به یک هزار مگاوات می رسید تولید در واحدهای دارای «تولید صادراتی» هم راه می افتاد.
اینجا دقیقا کانون شکل گیری بحران تابستان ۱۴۰۵ است. جائی که اگر مدیر و هیات مدیره حرفه ای و متخصص در صنعت پتروشیمی وجود داشت بلافاصله و بدون تاخیر و تردید نسبت به قرارداد و خرید برق برای تضمین تولید واحدهای عملیاتی اقدام میکرد اما فقدان تجربه و عدم شناخت از زنجیره تولید، باعث شد تا هلدینگ خلیج فارس این پیشنهاد را رد کرده و به «احتمال» تامین برق از راههای دیگر (برق مازاد نیروگاه غرب کارون و برق مازاد شبکه در استان خوزستان) دلخوش کردند.
قواقعیت روی میدان اما به گونه دیگری رقم خورد. با بالارفتن تقاضای شبکه و در حالی که هیچ قرارداد تضمینی خرید برقی امضا نشده بود، نفس برق در واحدهای پتروشیمی عسلویه و ماهشهر به شماره افتاد و در یک روز خاص، برق ده ها مجتمع در حال کار قطع شد.
در کنار همه اینها باید به گرانی سرسام آور برخی کالاها و محصولات پتروشیمی در بازار داخلی که ناشی از تاخیر در تولید واحدها به دلیل مشکلات تامین برق است اشاره کرد. هلدینگ خلیج فارس با یک بی تدبیری بزرگ، عملا به عامل برهم ریختن توازن بازار محصولات پتروشیمی کشور تبدیل شد تا در نهایت تابستان جهنمی صنعت پتروشیمی برای سالیان طولانی از یادها نرود.
بازی رسانه ای برای مقصر جلوه دادن وزارت خانه های نیرو و نفت در مساله عدم تامین برق پتروشیمی مرحله بعدی سیاست فرافکنی برای فرار از بحران آفرینی هلدینگ بود. تابستان سخت ۱۴۰۵ در حالی وارد آخرین ماه خود شده است که یکی از تلخ ترین دوران های صنعت پتروشیمی کشور ثبت شد و خسارت های سنگینی را بر صنعت نفت کشور تحمیل کرد اما در نهایت تدابیر وزارتخانه های نفت و نیرو توانست بخشی از این خسارت ها را جبران و مانع تداوم آن شود.
هرچند در نهایت با تلاش وزارت نفت و نیرو بخشی از برق مورد نیاز این واحدها با زحمت بسیار و در فرآیند اولویت بندی و توزیعی سخت و دشوار، تامین و بخشی از ظرفیت تولید صنعت پتروشیمی وارد مدار شده است. این همکاری میان دو وزارتخانه، اگرچه در بستری از بحران و با فشار مضاعف شکل گرفت، اما نشان داد که ظرفیت های مدیریتی و فنی کشور برای عبور از پیچیده ترین شرایط همچنان پویا و قابل اتکاست.
بی تردید این تجربه تلخ، پُرشتاب ترین دوره یادگیری برای همه ارکان صنعت پتروشیمی به ویژه هلدینگ های بزرگ خواهد بود و ضرورت بازنگری در ساختار مدیریتی، تقویت دانش زنجیره تولید و انعطاف پذیری در تصمیم گیری های راهبردی را بیش از پیش عیان ساخت. با اصلاح روندها و به کارگیری مدیران متخصص و آشنا با گلوگاه های حیاتی تولید، می توان از تکرار چنین چالش هایی جلوگیری کرد و صنعت پتروشیمی را به جایگاه واقعی خود در اقتصاد مقاومتی بازگرداند. تابستان ۱۴۰۵ اگرچه فصل اندوهی برای این صنعت بود، اما می تواند آغازی برای تحولی بنیادین در شیوه های مدیریت انرژی و هماهنگی میان بخش های کلیدی کشور باشد تا در افق پیش رو، نه تنها تامین برق پایدار، بلکه جهشی تازه در تولید و اشتغال رقم بخورد.