به گزارش مشرق، حامد موفق بهروزی، فعال رسانه در تلگرام نوشت:
اولاً اگر یک ضعف و نقصی واقعیت داشته باشد، مردم بهتر از هر کسی این ضعفها را با پوست و گوشت و استخوان خود لمس میکنند و اتفاقاً نهتنها لازم نیست بیان آنها تکرار شود بلکه هنر آنجاست که کسی بتواند برای این مشکلات راهکار ارائه دهد وگرنه این تکرار مصائب چیزی جز غرزدنهای بیهوده معنایی نخواهد داشت.
دوماً حداقلیترین کار زمانی که راهکاری برای مشکلات نداریم عدم تکرار مشکلات (شما بخوانید غرنزدن) است. فرض کنید فردی از اعضای خانواده خودتان دچار مشکلی شده است که شما هیچ کمکی نمیتوانید انجام دهید. اگر مدام در گوش او مشکلاتش را تکرار کنید چه میشود؟ همان روحیهای هم که برای حل مشکلش داشت را شما از بین میبرید. حالا کلان کشور هم همین است. اگر راهکاری دارید بسمالله و اگر ندارید حداقل با بیان صادقانهتان (شما بخوانید غرزدن بیهوده) انگیزهها برای حل مشکل را از بین نبرید.
سوم اینکه اگر راهکاری نداریم ممنوعیت بیان صادقانه (همان غرزدن بیهوده) حداقل اقدام است اما اقدام بهتر چیست؟ بیان نقاط قوت!
امید از توجه انسان به داشتههایش به وجود میآید، از بُردهایی که کرده، از قلههایی که قبلاً فتح کرده، از سختیهایی که به آسایش رسیده، از رنجهایی که تحمل و از آنها عبور کرده، از فشارهای روزگار که بر پیکر زندگی انسان خورده و حالا از یک انسان ضعیف به انسان قویتر تبدیل شده؛ اساساً از بزرگترین دارایی هر انسان یعنی ایمان به خدای متعال. هر زمان که توجه به سرمایههای انسان کمرنگ شود و توجه به نداشتهها افزایش یابد امید هم از زندگی انسانها کوچ میکند.
چهارم؛ حالا که روشن است صداقت در بیان ضعفها بدون آنکه راهکاری ارائه دهیم قاتل امیدها است معلوم میشود که حنجرههای دشمن چگونه با ژست صادقانه میتوانند خشونتبار ترین تجاوز به قلبها و عقلها را پیش ببرند و انسانها را در سختترین آزمونهای الهی در چاه ویل ناامیدی بیندازند. بله مرام رسانههای دشمن اینگونه است که از قضا صادقانه حرف میزنند تا نتوانیم به آنها اتهام دروغگویی هم بزنیم که اتفاقاً سروقت خود دروغگوهای حرفهای هم هستند اما در این فقره نهتنها نیازی نیست دروغ بگویند بلکه میتوانند ظاهرسازی هم بکنند و مدعی راستگویی هم باشند اما هدف از این راستگویی چیست؟ گرفتار کردن ذهن جامعه ایران در مشکلات آنهم بدون آنکه ایرانی جماعت به سرمایهها و داشتههایش فکر کند و راهکاری به دست آورد!
پنجم؛ مشکل بدتر این است که این رویه غلط را مسئول جامعه در پیش بگیرد. یعنی کسی که مردم به او اعتماد کردند و فرصت خدمت دادند تا مشکلاتشان را حل کند حالا بیاید و بگوید مردم پول نداریم، مردم تحریم هستیم، مردم ...
انگار پدر خانواده سر سفره شام بگوید این آخرین شام شما است و دیگر پول نداریم! باید چرخه طرفدار جمعکردن با بیان صادقانه مشکلات -بدون ارائه راهکار- هم ریشهکن بشود. اینکه یک نامزد انتخاباتی بگوید «مردم گوشت چند بود و چند شد؟» نباید معیار رای آوری بشود. کسی که با این سبک و سیاق مسئول بشود یک عارضه هم پیدا میکند و آن اینکه بدعادت میشود! تا آخر دوره مسئولیت همین خط ادامه خواهد داشت. مردم از او انتظار حل مشکل خواهند داشت اما او فکر میکند اگر صادقانه فقط از مشکلات مردم بگوید طرفدارانش را حفظ خواهد کرد.
ششم و مهمترین نکته همان مسئلهای است که رهبر انقلاب فرمودند یعنی بیان صادقانه مشکلات آنهم در زمانی که دشمن جنگ را باخته و روحیه خود را ازدستداده است. اصل و اساس شروع و ادامه جنگ بر پایه محاسبه دشمن از وضعیت ما است. رهبر شهید انقلاب یک دیدگاهی داشتند و آن این بود که هر زمان دشمن به این نتیجه برسد که میتواند ضربهای بزند حتماً این کار را خواهد کرد. حالا این ضعیف نماییها چه چیزی را در ذهن دشمن پر رنگ خواهد کرد؟ آنهم در زمانی که دشمن در بدترین شرایط بعد از جنگ است. معلوم است که این دست اقدامات به معنای روحیه دادن به دشمن خواهد بود تا دوباره علیه ایران اقدام کند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.