به گزارش مشرق، شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، خاورمیانه تغییر کرده است، اما نه به شکلی که طراحان این جنگ انتظار داشتند.
به گزارش آسوشیتدپرس، آمریکا و اسرائیل در 28 فوریه حمله به ایران را با هدف دیرینه تغییر موازنه منطقه و سرنگونی رهبری جمهوری اسلامی آغاز کردند، اما جمهوری اسلامی پس از ترور رهبران ارشد خود و هفتهها بمباران سنگین همچنان پابرجا مانده و در مقابل، با تکیه بر تنگه هرمز اهرم فشار قدرتمندی به دست آورده است.
بر اساس این گزارش، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز نسبت به شکافهای ایجادشده در چتر امنیتی آمریکا که دههها به آن متکی بودهاند، نگران شدهاند و برخی از آنها به دنبال گزینههای امنیتی جایگزین هستند.
اسرائیل نیز با وجود وارد کردن ضربات سنگین به دشمنان خود، نتوانسته آنها را شکست دهد و در حالی که جنگ در غزه وارد سومین سال خود شده و اسرائیل به تصرف مناطق بیشتری در منطقه ادامه داده، خطر ایجاد شکافی نسلی در روابط این رژیم با آمریکا، نزدیکترین متحدش، افزایش یافته است. همزمان، چشمانداز عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان سعودی نیز بیش از گذشته تضعیف شده است.
آسوشیتدپرس به نقل از باربارا لیف، سفیر پیشین آمریکا و معاون سابق وزیر خارجه این کشور در امور خاورمیانه، مینویسد آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ امیدوار بودند رهبری جمهوری اسلامی را سرنگون و حکومتی طرفدار غرب را جایگزین آن کنند، اما در نهایت با «رژیمی سختتر و بسیار رادیکالتر» روبهرو شدهاند.
ایران پیش از آغاز جنگ در یکی از آسیبپذیرترین شرایط خود از زمان حمله عراق به این کشور در سال 1980 قرار داشت؛ سقوط ارزش پول ملی به اعتراضات گستردهای منجر شده بود که بهشدت سرکوب شد و آمریکا و اسرائیل نیز در جنگ 12 روزه سال گذشته به مراکز نظامی و هستهای ایران حمله کرده بودند.
با این حال، روند جنگ پس از حملات اولیه تغییر کرد. رهبران ایران به سرعت جایگزین شدند و مردم، برخلاف انتظار مهاجمان، به درخواستها برای قیام علیه حکومت پاسخ ندادند. ایران همچنین عملاً تنگه هرمز را بست و با حمله به کشورهای حوزه خلیج فارس که میزبان نیروهای آمریکایی بودند، بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داد.
دونالد ترامپ در آوریل با آتشبس موافقت کرد و در ژوئن توافقی با ایران امضا شد؛ توافقی که چند هفته بعد فروپاشید. اکنون ایران مصمم است کنترل دائمی خود بر تنگه هرمز را حفظ کند تا از آن بهعنوان اهرمی برای جلوگیری از حملات آینده و گرفتن امتیازات بیشتر استفاده کند، در حالی که درباره برنامه هستهای خود نیز عقبنشینی نکرده است.
در همین حال، کشورهای عربی خلیج فارس نسبت به تضمینهای امنیتی آمریکا بیش از گذشته تردید دارند. حملات ایران به پایگاههای آمریکا و زیرساختهای انرژی در منطقه، سامانههای پدافندی را تحت فشار قرار داد و ذخایر موشکهای رهگیر پیشرفته آمریکا را کاهش داد.
کریستیان اولریشسن، کارشناس مسائل خلیج فارس در مؤسسه بیکر دانشگاه رایس، گفت آغاز جنگ بدون یک هدف سیاسی روشن و برخلاف توصیه شرکای کلیدی منطقه، همراه با نبود شواهد روشن از وجود «طرح B» پس از شکست حملات اولیه در کنار زدن حکومت ایران، احتمالاً اعتماد به آمریکا در منطقه را تضعیف خواهد کرد.
در همین راستا، عربستان سعودی ماه گذشته یک پیمان دفاعی جدید با پاکستان و ترکیه امضا کرد؛ اقدامی که به نوشته آسوشیتدپرس میتواند نشانهای اولیه از تلاش متحدان دیرینه آمریکا برای یافتن ترتیبات امنیتی جدید باشد.
از سوی دیگر، اسرائیل نیز با وجود پیروزیهای تاکتیکی متعدد، با هزینه فزاینده انزوای بینالمللی مواجه شده است. جنگ غزه، اشغال بخشهایی از جنوب لبنان و ادامه تصرف سرزمینها پس از حمله 7 اکتبر، انتقادات از اسرائیل را افزایش داده است.
آسوشیتدپرس همچنین از کاهش بیسابقه حمایت از اسرائیل در آمریکا خبر میدهد. این روند در ماههای اخیر تشدید شده و در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات، برخی منتقدان سرسخت اسرائیل پیروزیهایی به دست آوردهاند. بیش از نیمی از نمایندگان دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا نیز به کاهش کمکها به اسرائیل رأی دادهاند.
در نهایت، جنگی که قرار بود با تغییر حکومت ایران نظم جدیدی در خاورمیانه ایجاد کند، به نوشته آسوشیتدپرس، منطقهای را بر جای گذاشته که در آن ایران همچنان پابرجاست، کشورهای عربی نسبت به تعهدات امنیتی آمریکا نگرانتر شدهاند و چشمانداز عادیسازی روابط اسرائیل با عربستان سعودی نیز بیش از گذشته دور از دسترس به نظر میرسد.