به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
روزنامه گاردین در تحلیلی به قلم رابرت تیت نوشت که دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میان دورهای نوامبر، در باتلاق جنگ ایران «گیر افتاده» است و رهبران جمهوری اسلامی ایران نیز مصمماند تا رویاهای انتخاباتی او را نقش بر آب کنند. این تحلیل با یادآوری سرنوشت جیمی کارتر و گروگانگیری ۱۳۵۸، تصریح میکند که ترامپ اکنون با مخمصهای مشابه روبروست. نظرسنجیها نشان میدهد اکثریت رأیدهندگان آمریکایی معتقدند وضعیتشان از زمان بازگشت ترامپ بدتر شده است.
ولی نصر، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در دانشگاه جانز هاپکینز، در این گزارش تأکید میکند که ایران «مصمم است ترامپ را وادار به پرداخت هزینههای شروع این جنگ در انتخابات میاندورهای کند.» به گفته وی، «تمام هدف ایران این است که بگوید ما در این جنگ رأی داریم و قرار نیست آن را برای او راحت کنیم.» این تحلیل میافزاید که ایران به ترامپ فرصتی چهار هفتهای برای بازگشت به یادداشت تفاهم داده و در غیر این صورت، حملات خود را علیه اهداف آمریکایی و متحدانش تشدید خواهد کرد.
گاردین با اشاره به تغییرات اخیر در ساختار امنیتی ایران از جمله انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی و حسین طائب به فرماندهی بسیج، تصریح میکند که تهران استراتژی تهاجمیتری اتخاذ کرده است. آلن آیر، دیپلمات پیشین آمریکایی، نیز هشدار میدهد که با افزایش قیمت گازوئیل به ۵.۴۴ دلار در هر گالن، «یک جهش تورمی در راه است» و اقتصاد جهانی در آستانه بحران قرار دارد. لری ساباتو، مورخ سیاسی، با مقایسه ترامپ و کارتر نتیجه میگیرد: «کارتر نمیتوانست مسیر را تغییر دهد و شاید مرتبطترین نکته همین است، چون ترامپ هم نمیتواند.» وی با طعنه میافزاید که ایرانیها «تاریخ را به یاد دارند و آن زمان پیروز شدند. حالا هم میخواهند در برابر دشمنی که بیتردید از جیمی کارتر بیشتر از او متنفرند، دوباره پیروز شوند.»
پایگاه خبری هیل گزارش داد که پنتاگون اعلام کرده است شمار نظامیان آمریکایی مجروح شده در جنگ ایران از زمان آغاز آن در اواخر فوریه، به بیش از ۷۵۰ تن رسیده است. بر اساس دادههای بهروزشده سامانه تحلیل تلفات دفاعی (DCAS)، وزارت دفاع آمریکا این هفته ۵۰ مجروح دیگر را به آمار اضافه کرده است. با احتساب تلفات ثبتشده در دو بخش «عملیات خشم حماسی» و دستهبندی جدید «عملیاتهای برونمرزی»، مجموع مجروحان به ۷۵۶ تن و مجموع کشتهها و مجروحان به ۷۷۴ تن رسیده است.
این گزارش میافزاید که پنتاگون ماه گذشته بخش «عملیاتهای برونمرزی» را برای ثبت تلفات از ۷ ژوئیه ایجاد کرد؛ همان روزی که ارتش آمریکا در واکنش به اقدام ایران علیه نفتکشها در تنگه هرمز، حملات هوایی را از سر گرفت. ترامپ نیز در آن هفته کنگره را از ازسرگیری مخاصمات مطلع کرد. پیشتر، کاهش ناگهانی آمار تلفات در پایگاه داده پنتاگون با انتقاد شدید رسانهها و قانونگذاران دموکرات مواجه شده بود.
هیل تصریح میکند که این بهروزرسانی در شرایطی صورت میگیرد که ترامپ از آغاز «کوبندهترین عملیات اقتصادی تاریخ» علیه ایران خبر داده و مذاکرات میان ایران و عمان برای بازگشایی تنگه هرمز نیز ظاهراً متوقف شده است. رئیسجمهور آمریکا این اقدام را «جنگ اقتصادی و انزوای بیسابقه» خوانده است. این گزارش نشان میدهد که هزینه انسانی و اقتصادی این جنگ ششماهه همچنان رو به افزایش است و چشماندازی برای پایان آن وجود ندارد.
رسانه های عربی
المیادین در مقاله ای تأکید کرد که سیاست خارجی دونالد ترامپ، بیش از پیش به اعتبار و اعتمادپذیری دیپلماسی آمریکا آسیب زده است. نویسنده، خروج ترامپ از توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۸ را نقطهای مهم در این روند میداند؛ توافقی که پس از مذاکرات طولانی میان ایران، آمریکا و قدرتهای جهانی حاصل شده بود و ایران در ازای لغو تحریمها محدودیتهای گستردهای بر برنامه هستهای خود پذیرفته بود.
از نگاه مقاله، مشکل اصلی فقط خروج از توافق نیست، بلکه استفاده از مذاکره بهعنوان پوششی برای عملیات نظامی است. نویسنده تأکید می کند که دولت ترامپ در جریان مذاکرات با ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، بهجای ادامه گفتوگوها، به حملات نظامی روی آورد. چنین رفتاری این پیام را به سایر کشورها میدهد که توافق با واشنگتن ممکن است در هر لحظه نقض شود.
مقاله هشدار میدهد که پیامد این رویکرد فراتر از دوره ریاستجمهوری ترامپ خواهد بود و میتواند اعتماد بلندمدت کشورها به تعهدات و مذاکرات آمریکا را تضعیف کند.
رأی الیوم در مقاله ای بررسی کرد که آیا تشدید تحریمهای آمریکا علیه ایران، پس از حدود شش ماه جنگ و فشارهای سیاسی و اقتصادی، میتواند تهران را به تسلیم وادار کند یا خیر. نویسنده معتقد است هدف واشنگتن از تحریمهای جدید صرفاً کاهش صادرات نفت و محدود کردن منابع مالی ایران نیست، بلکه واداشتن تهران به پذیرش شروطی مانند گشایش بدون قیدوشرط تنگه هرمز، کاهش توان نظامی و منطقهای و تضعیف سپاه پاسداران است.
مقاله می افزاید: با این حال، ایران نزدیک به پنج دهه تجربه مقابله با تحریمها دارد و از طریق روابط اقتصادی با چین و روسیه و شبکههای مالی و تجاری جایگزین میتواند بخشی از فشارها را خنثی کند. در این میان سه سناریو را مطرح میکند: مذاکره و امتیازدهی محدود ایران، مقاومت در برابر تحریمها و تبدیل بحران به جنگ فرسایشی، یا تشدید مجدد درگیری نظامی.
نویسنده هشدار میدهد تحریمها ممکن است هزینههای جهانی، بهویژه در بازار انرژی و تنگه هرمز، را افزایش دهند. در نهایت، فشار اقتصادی میتواند ایران را به مذاکره وادارد، اما الزاماً به تسلیم سیاسی آن منجر نخواهد شد.
الشرق الاوسط در مقاله ای نوشت: علی رغم گذشت شش ماه از آغاز جنگها و درگیریهای دونالد ترامپ، هنوز هیچ نتیجه روشنی بدست نیامده و بحرانها تداوم دارد.
نویسنده میگوید جهان هر روز در انتظار پایان یک جنگ است، اما با جنگی دیگر روبهرو میشود؛ از ونزوئلا و غزه گرفته تا اوکراین و دیگر بحرانها. به باور او، ترامپ با تغییر قواعد بازی، نقش دیپلماسی و سیاست را کمرنگ کرده و وزارت خارجه آمریکا را به نهادی واکنشی تبدیل کرده است که پیوسته از تهدید، هشدار و وعده اقدام در آینده سخن میگوید.
نویسنده معتقد است هشدار زمانی مؤثر است که یکبار و قاطعانه مطرح شود، نه اینکه دائماً تکرار شود. ترامپ همزمان درگیر جنگ تعرفهها، مهاجرت، اوکراین و خاورمیانه شده و تصور میکرد میتواند از این بحرانها به جایزه صلح نوبل برسد. اما واقعیت جهان پیچیدهتر است و نشان داده که حتی در میان جنگ و بحران، مشکلات اساسی مردم مانند نان همچنان فراموش شدهاند.
رسانه های چین و روسیه
وبسایت شبکه سیجیتیان چین در گزارشی با عنوان «چگونه بدهی آمریکا به یک بار جهانی تبدیل شده است؟» نوشت بدهی فدرال آمریکا در اواسط اوت از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده؛ رقمی که حدود ۱۰ تریلیون دلار بیشتر از تولید ناخالص داخلی سالانه این کشور است و سهم هر آمریکایی از آن حدود ۱۱۶ هزار دلار برآورد میشود.
بدهی عمومی آمریکا نیز از ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رفته و دفتر بودجه کنگره پیشبینی کرده این نسبت تا سال ۲۰۳۶ به ۱۲۰ درصد برسد.
به نوشته سیجیتیان، رشد بدهی آمریکا ریشه در عوامل ساختاری دارد؛ از جمله پیامدهای هزینههای دوران همهگیری کرونا، افزایش هزینههای تأمین اجتماعی و خدمات درمانی سالمندان و سیاست کاهش مالیات بدون کاهش متناسب هزینههای دولت. کسری بودجه آمریکا در سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۱.۹ تریلیون دلار پیشبینی شده و بدهی ملی با سرعتی نزدیک به دو برابر رشد اقتصاد افزایش مییابد.
این گزارش هشدار میدهد هزینه بهره بدهی نیز به فشار سنگینی بر بودجه آمریکا تبدیل شده است. در ۹ ماه نخست سال مالی ۲۰۲۶، هزینه خالص بهره به ۸۲۷ میلیارد دلار رسید و از کل هزینههای دفاعی در همین دوره فراتر رفت. بازده اوراق خزانه ۳۰ ساله نیز به ۵.۳۲۷ درصد رسیده که بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ است.
سیجیتیان تأکید میکند پیامدهای بحران بدهی آمریکا به داخل این کشور محدود نیست. افزایش بازده اوراق خزانه، هزینه استقراض دولتها، شرکتها و خانوارهای سایر کشورها را بالا میبرد و سرمایه را به سمت بازار آمریکا جذب میکند؛ روندی که فشار بیشتری بر اقتصادهای نوظهور وارد خواهد کرد.
در این گزارش آمده است سهم دلار از ذخایر ارزی جهان طی یک دهه از حدود ۷۰ درصد به ۵۷ درصد کاهش یافته، در حالی که سهم طلا به ۲۷ درصد رسیده است.
به نوشته سیجیتیان، جهان شاید با یک بحران ناگهانی بدهی روبهرو نشود، اما با فرسایش مالی طولانیمدتی مواجه است که از طریق نظام مالی مبتنی بر دلار، بخشی از هزینه کسری بودجه آمریکا را به اقتصادهای دیگر منتقل میکند.
راشاتودی در گزارشی با عنوان «آیا اسرائیل به دنبال آغاز جنگ نیابتی در سوریه است؟» نوشت حملات هوایی اسرائیل به پایگاه ابوظهور سوریه در ۱۸ اوت، نشانهای از تشدید تنش میان اسرائیل و ترکیه بر سر آینده سوریه است. در این حمله، هشت موشک به باندها و زیرساختهای نظامی پایگاه اصابت کرد؛ پایگاهی که حدود ۷۰ کیلومتر با مرز ترکیه فاصله دارد. اسرائیل هدف حمله را جلوگیری از ایجاد حضور نظامی ترکیه در سوریه و انتقال تجهیزات پیشرفته نظامی ترکیه به این کشور اعلام کرده است.
به نوشته راشاتودی، آنکارا پس از سقوط بشار اسد به یکی از اصلیترین حامیان سیاسی و نظامی دولت جدید دمشق تبدیل شده و از سال ۲۰۲۵ همکاری برای بازسازی ارتش سوریه، آموزش نیروها و تأمین تجهیزات نظامی را گسترش داده است.
اسرائیل نگران است این همکاری به ایجاد زیرساخت نظامی دائمی ترکیه در سوریه، از جمله پهپادها، رادارها، سامانههای جنگ الکترونیک و در نهایت پدافند هوایی پیشرفته منجر شود؛ تحولاتی که میتواند آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل را محدود کند.
این گزارش تأکید میکند که سوریه پس از اسد دیگر صرفاً عرصه مقابله اسرائیل با نفوذ ایران نیست و میتواند به میدان رقابت مستقیم میان آنکارا و تلآویو تبدیل شود. آمریکا نیز از احتمال تشدید این رویارویی نگران است و برای ایجاد سازوکار کاهش تنش میان اسرائیل، ترکیه و سوریه تلاش میکند.
راشاتودی انگیزههای داخلی بنیامین نتانیاهو و رجب طیب اردوغان را نیز در تشدید این تقابل مؤثر میداند. انتخابات پارلمانی اسرائیل ۲۷ اکتبر برگزار میشود و نتانیاهو با برجستهکردن تهدیدهای خارجی میتواند بخشی از فشارهای سیاسی داخلی را کاهش دهد. در ترکیه نیز تقابل با اسرائیل میتواند جایگاه اردوغان را در میان جریانهای ملیگرا و محافظهکار تقویت کند.
این رسانه در ادامه به توافق دفاعی ترکیه، عربستان و پاکستان در مکه اشاره کرده و آن را عاملی برای نگرانی اسرائیل از شکلگیری یک ساختار امنیتی جدید در منطقه میداند.
به نوشته راشاتودی، ادامه حمایت نظامی ترکیه از سوریه و حملات اسرائیل به زیرساختهای مرتبط با آن میتواند سوریه را به صحنه یک جنگ نیابتی میان دو قدرت منطقهای تبدیل کند