به گزارش مشرق، جنگ برای نیروهای مسلح در خط مقدم تعریف میشود، اما دفاع از یک کشور تنها در میدان نبرد اتفاق نمیافتد. پشت هر عملیات نظامی، مجموعهای از تصمیمهای سیاسی، اقتصادی، پشتیبانی و اجرایی قرار دارد که اگر هماهنگ نباشند، حتی قدرتمندترین ساختار دفاعی نیز با مشکل مواجه خواهد شد.
دولت چهاردهم در شرایطی وارد یکی از سختترین مقاطع امنیتی و نظامی تاریخ کشور شد که تنها یک جنگ را تجربه نکرد؛ جنگ ۱۲روزه و سپس جنگ ۴۰روزه، کشور را در معرض فشارهای همزمان نظامی، اقتصادی و سیاسی قرار داد. در این میان، یکی از مهمترین ویژگیهای عملکرد دولت، قرار گرفتن ظرفیتهای اجرایی کشور در کنار نیروهای مسلح و تلاش برای حفظ انسجام حاکمیت در شرایط جنگی بود.
این هماهنگی بهگونهای بود که حتی در ارزیابیهای بعدی نیز از آن به عنوان یکی از عوامل عبور کشور از بحران یاد شد.
پزشکیان: دفاع از نیروهای مسلح، وظیفه من است
مسعود پزشکیان از همان روزهای نخست جنگ ۱۲ روزه، تلاش کرد مرز میان دولت و نیروهای مسلح را در شرایط دفاعی کشور کمرنگ کند. نگاه رئیسجمهور این بود که دفاع از کشور یک مسئولیت جمعی است و دولت نمیتواند خود را از میدان دفاع ملی جدا بداند.
پزشکیان در یکی از صریحترین اظهارات خود پس از جنگ ۱۲ روزه گفت: دفاع از نیروهای مسلح کشور وظیفه من است. این موضع، تصویری روشن از جایگاه نیروهای مسلح در نگاه دولت چهاردهم ارائه کرد. نیروهایی که در خط مقدم دفاع قرار داشتند و دولت نیز وظیفه خود را حمایت از آنان میدانست.
رئیسجمهور در ادامه نیز بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام تاکید کرد؛ همان مولفهای که در جریان جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه به یکی از نقاط قوت کشور تبدیل شد.
پزشکیان در سالگرد جنگ ۱۲روزه نیز با اشاره به ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای و حمله به زیرساختهای کشور گفت دشمن در تحقق اهداف خود ناکام ماند و ملت ایران با انسجام و مقاومت، دشمن را به پذیرش آتشبس وادار کرد.
در روایت رئیسجمهور، این مقاومت تنها محصول عملکرد یک دستگاه نبود. مردم، نیروهای مسلح و دولت در کنار یکدیگر قرار گرفتند و مجموعه حاکمیت تلاش کرد کشور را از یک بحران چندلایه عبور دهد.
عارف: تقویت نیروهای مسلح دغدغه جدی دولت است
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور نیز از جمله دولتمردانی بود که بعد از جنگ ۱۲روزه، نقش نیروهای مسلح و وزارت دفاع را مورد تاکید قرار داد.
عارف با اشاره به عملکرد وزارت دفاع و بخش دفاعی کشور در جنگ ۱۲روزه گفت: این بخشها نقش ویژهای در جنگ داشتند و ظرفیتهای دفاعی کشور از ظرفیتهای بسیار بالایی برخوردارند. او همچنین تاکید کرد که باید کاستیهای موجود در حوزه پدافندی، بهویژه امنیت سایبری، جبران شود.
این اظهارات نشان میدهد که حمایت دولت از نیروهای مسلح به پشتیبانی در روزهای جنگ محدود نبوده بلکه تقویت توان دفاعی و رفع نقاط ضعف نیز در دستور کار دولت قرار داشته است.
عارف در روایت دیگری از جنگ ۱۲روزه نیز تاکید کرد که جبهه اقتصادی کشور در طول جنگ بدون وقفه فعال بوده و دستگاههای مختلف تلاش کردند امور کشور را با وجود شرایط جنگی پیش ببرند.
به بیان دیگر، دولت تلاش کرد در کنار میدان نظامی، جبهه پشتیبانی از تامین نیازهای اساسی مردم گرفته تا حفظ فعالیت دستگاههای اقتصادی و خدماتی را نیز فعال نگه دارد.
هماهنگی ساختاری، ضرورت امنیت ملی
جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه نشان داد که دفاع ملی فقط ابعاد نظامی ندارد. اگر شبکه بانکی، حملونقل، انرژی، بهداشت، ارتباطات، تامین کالا و مدیریت استانها از کار بیفتد، فشار نظامی میتواند به بحران داخلی تبدیل شود.
دولت چهاردهم در این مقطع تلاش کرد همین حلقه را حفظ کند؛ یعنی در حالی که نیروهای مسلح در میدان دفاع نظامی قرار داشتند، دولت نیز شبکه خدمات و اداره کشور را فعال نگه دارد.
گزارشهای مربوط به عملکرد دولت در این دو جنگ نیز بر همین مسئله تاکید دارد و از تداوم خدماترسانی در شرایط جنگی به عنوان یکی از نقاط مهم عملکرد دولت یاد کردهاند.
این رویکرد در جنگ ۴۰ روزه اهمیت بیشتری پیدا کرد چرا که تجربه جنگ نخست نشان داده بود دشمن فقط به دنبال ضربه نظامی نیست و میتواند همزمان فشار اقتصادی، روانی، امنیتی و زیرساختی را نیز دنبال کند.
در چنین شرایطی، هماهنگی میان دولت و نیروهای مسلح از یک انتخاب سیاسی به یک ضرورت امنیت ملی تبدیل شد.
روایت پزشکیان از اتحاد مردم، دولت و نیروهای مسلح
رئیسجمهور پس از جنگ ۴۰ روزه نیز بر همین اتحاد تاکید کرد. پزشکیان در توصیف شرایط جنگ، آنچه شکل گرفت را نمادی از اتحاد مردم، رزمندگان، نیروهای مسلح و مجموعه دولت دانست و گفت که این همدلی تصویر مقتدری از ایران به نمایش گذاشت.
این گزاره اهمیت زیادی دارد زیرا نیروهای مسلح و دولت دو مجموعه جدا از هم در مواجهه با بحران نبودند بلکه دو بخش از یک منظومه دفاع ملی تلقی شدند.
در روایت دیگری از عملکرد دولت در دو جنگ نیز دولت، مدیران، استانداران، فرمانداران، کارکنان و نیروهای مسلح در کنار یکدیگر کشور را از شرایط دشوار عبور دادند.
تشکر رهبر شهید از دولت؛ تایید نقش دستگاه اجرایی در جنگ
شاید مهمترین شاهد برای سنجش عملکرد دولت در جنگ ۱۲روزه، سخنان رهبر شهید در دیدار با رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت باشد.
حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای در دیدار شهریور ۱۴۰۴ با رئیسجمهور و اعضای دولت، از رئیسجمهور، مسئولان، مدیران و کارکنان فعال مجموعه دولت تشکر کردند و بهطور ویژه از دستگاههایی یاد کردند که در آزمون ۱۲روزه جنگ، به معنای حقیقی کلمه فداکاری کردند. همچنین انگیزه، روحیه و پرکاری رئیسجمهور را مورد تقدیر قرار دادند.
این تشکر را نمیتوان یک تقدیر معمول اداری دانست. در شرایط جنگی، دستگاه اجرایی کشور بخشی از زنجیره دفاع ملی است چرا که حفظ خدمات عمومی، تامین نیازهای مردم، اداره اقتصاد، پشتیبانی لجستیکی و جلوگیری از ایجاد خلا مدیریتی، مستقیما بر توان کشور برای ادامه مقاومت اثر میگذارد.
رهبر انقلاب همچنین در همان دیدار، تقویت مولفههای قدرت و عزت ملی را از وظایف دولتها دانستند و بر اهمیت انسجام و هماهنگی در ساختار حاکمیت تاکید کردند. در همین چارچوب، ایشان همدلی و همکاری سران سه قوه را تحسینبرانگیز خواندند.
بنابراین، اگر بخواهیم حمایت دولت چهاردهم از نیروهای مسلح را نه با شعار، بلکه بر اساس مواضع رسمی مقامات بررسی کنیم، یک زنجیره روشن شکل میگیرد. رئیسجمهور دفاع از نیروهای مسلح را وظیفه خود اعلام میکند. معاون اول، تقویت نیروهای مسلح را دغدغه دولت میخواند. دولت در شرایط جنگی شبکه خدمات و پشتیبانی کشور را فعال نگه میدارد و رهبر شهید انقلاب نیز از عملکرد دستگاههایی که در جنگ ۱۲روزه فداکاری کردند و از شخص رئیسجمهور و دولت قدردانی میکند.
از حمایت سیاسی تا پشتیبانی عملیاتی
حمایت دولت از نیروهای مسلح را البته نباید فقط در موضعگیریهای سیاسی خلاصه کرد.
در جنگ، مهمترین وظیفه دولت آن است که کشور را پشت جبهه پایدار نگه دارد. یعنی زمانی که نیروهای مسلح درگیر عملیات و دفاع هستند، مردم نباید با فروپاشی خدمات عمومی، کمبود کالا، اختلال در حملونقل، بحران سوخت، تعطیلی مراکز درمانی یا توقف فعالیت اقتصادی مواجه شوند.
از این منظر، عملکرد دولت چهاردهم در دو جنگ را میتوان در قالب یک مفهوم توضیح داد: پشتیبانی ملی از دفاع.
در حالی که نیروهای مسلح وظیفه دفاع نظامی را برعهده داشتند و دولت تلاش کرد ظرفیتهای اجرایی، اقتصادی و خدماتی کشور را در خدمت حفظ تابآوری ملی قرار دهد.
تبدیل موضع سیاسی به وظیفه حکمرانی
جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰ روزه برای دولت چهاردهم تنها دو بحران امنیتی نبودند بلکه آزمونی برای میزان هماهنگی ساختار حکمرانی کشور بودند.
در این آزمون، نیروهای مسلح در خط مقدم قرار داشتند و دولت در پشت جبهه تلاش کرد چرخه اداره کشور متوقف نشود.
در نهایت، مهمترین دستاورد این هماهنگی را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد. در دو جنگ، میدان دفاع و میدان اداره کشور از یکدیگر جدا نشدند.
نیروهای مسلح در خط مقدم ایستادند و دولت تلاش کرد پشت این خط مقدم از تأمین نیازهای مردم و حفظ خدمات عمومی گرفته تا پشتیبانی اقتصادی و سیاسی خالی نماند.
این همان نقطهای است که حمایت از نیروهای مسلح را از یک موضع سیاسی به یک وظیفه حکمرانی تبدیل میکند. وظیفهای که دولت چهاردهم در دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه تلاش کرد تمامقد آن را برعهده بگیرد.