به گزارش مشرق، دیدار با مراجع و بزرگان حوزه، بیش از آنکه مجموعهای از تبریکها و توصیهها باشد، یادآور یک حقیقت مشترک بود؛ بسیج برای انقلاب اسلامی صرفاً یک سازمان نیست، بلکه یک سرمایه اجتماعی است.
آیتالله مکارم شیرازی، بسیج را «شجره طیبه»ای توصیف کرد که مردم و کشور در طول سالها از ثمرات آن بهرهمند شدهاند؛ تعبیری که شاید بیش از هر چیز، مسئولیت امروز بسیج را سنگینتر میکند: شجرهای که باید همچنان ثمر بدهد و خود را با نیازهای روز جامعه هماهنگ کند.
«هر ایرانی؛ یک بسیجی»
در دیدار با آیتالله سبحانی مرجع عالی قدر تقلید جهان اسلام، سخن به نقطهای رسید که شاید بتوان آن را افق مشترک همه این دیدارها دانست.
ایشان بسیج را لطف خداوند به مردم و انقلاب دانست و بر تربیت انسانهایی با تواناییها و کمالات متنوع تأکید کرد. از طرفی پاسخ بسیج نیز تصویری از همین افق بود: ثبتنام دهها میلیونی «جانفدا» تنها یک عدد نیست؛ نشانهای از ظرفیتی عظیم است که میتواند بسیج را از یک تشکیلات به یک فرهنگ فراگیر ملی تبدیل کند و شاید «هر ایرانی، یک بسیجی» دقیقاً همین معنا را داشته باشد؛ اینکه بسیجی بودن، پیش از آنکه یک عنوان سازمانی باشد، یک سبک زندگی و یک مسئولیت اجتماعی است؛ هرکس هرجا که هست، سهمی در دفاع، تبیین، خدمت و ساختن ایران داشته باشد
وقتی مسجد، دوباره میدانِ مردم میشود/ شادابی جامعه، نشانه زنده بودن یک تفکر
دیدار با آیتالله سعیدی، از یک نکته مهم آغاز شد: بسیج فقط برای روزهای سخت و میدانهای بحران نیست؛ باید زندگی را هم بهتر کند. تأکید تولیت حرم مطهر حضرت معصومه(س) بر اینکه بسیج باید کاری کند تا شادابی و نشاط در جامعه بیشتر دیده شود، در واقع یادآور یک مأموریت عمیقتر است؛ تفکر بسیجی اگر در متن زندگی مردم حضور دارد، باید بتواند امید، نشاط، همدلی و حرکت ایجاد کند.
مسجد؛ جایی که مردم دوباره همدیگر را پیدا میکنند
در این نگاه، بازگشت مسجد به مرکز برنامههای بسیج، صرفاً یک تصمیم تشکیلاتی نیست؛ بازگشت به ریشه قدرت اجتماعی بسیج است. مسجد جایی است که آدمها پیش از آنکه عضو یک تشکل باشند، «هممحله»، «همسایه» و «همسرنوشت» هستند. اگر بسیج بتواند مسجد را دوباره به محل گردهمآیی مردم، گفتوگو، حل مسئله، خدمت و کنش اجتماعی تبدیل کند، در حقیقت یک شبکه بزرگ اجتماعی را فعال کرده است؛ شبکهای که سرمایه اصلی آن نه ساختمان و امکانات، بلکه اعتماد مردم به یکدیگر است.
بسیجِ جدید؛ جمع کردن همه، نه شبیه کردن همه
طائب در این دیدار بر گرد هم آوردن سلایق و گروههای مختلف در بسیج تأکید کرد؛ حرفی که معنای آن را باید فراتر از توسعه یک تشکیلات دید. قدرت اجتماعی از تکثر نیروها ساخته میشود، نه از یکشکل کردن آنها.
بسیجِ آینده میتواند جایی باشد که جوان و پیشکسوت، مسجدی و دانشگاهی، کارآفرین و جهادگر، هنرمند و معلم، متخصص و کاسب، هرکدام با توان و سلیقه خود، در یک نقطه مشترک به هم برسند: ایران قوی، جامعه امیدوار و مردم پای کار.
تشکل برای مردم، نه مردم برای تشکل
شاید تفاوت مهم «تفکر بسیجی» با یک تشکل معمولی همینجا آشکار شود. تشکل بسیجی قرار نیست مردم را برای بزرگتر شدن خودش جمع کند؛ باید خودش را برای حل مسئله مردم بزرگ کند.
از مسجد شروع میکند، اما در مسجد متوقف نمیشود؛ به محله میرسد، به مدرسه، دانشگاه، بازار، رسانه، فضای مجازی، محیط کار و هرجایی که یک مسئله عمومی وجود دارد. هرجا مردم بتوانند برای یک مسئله کنار هم قرار بگیرند و بخشی از آن را خودشان حل کنند، یک هسته از قدرت اجتماعی شکل گرفته است.
از «عضویت» به «مشارکت»
این شاید جهت جدید تفکر بسیجی باشد: عبور از اینکه «چه تعداد عضو داریم؟» به اینکه «چه تعداد انسان توانستهایم برای ساختن، حل کردن و امیدآفرینی به میدان بیاوریم؟»
در این معنا، بسیج نه فقط یک سازمان، بلکه معماری حضور مردم است؛ معماریای که مسجد را نقطه اتصال، مردم را سرمایه، تنوع را فرصت و خدمت را زبان مشترک خود قرار میدهد.
و آنوقت «هر ایرانی، یک بسیجی» فقط یک شعار نیست؛ یعنی هر ایرانی بتواند در جایی از این میدان، نقشی برای رسیدن به قله پیدا کند.
«نفس دشمن را باید گرفت»
در دیدار با آیتالله خاتمی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری، سخن از تغییر آرایش میدان و تحولات جدید منطقه و جهان بود. انتصابات اخیر فرماندهی معظم کل قوا، از نگاه او نشانهای از شکلگیری یک آرایش تازه برای مقابله با دشمن است؛ آرایشی که باید امید دشمن را به یأس تبدیل کند.
اما در سوی دیگر این میدان، طائب از تصویری سخن گفت که پس از جنگ رمضان و تحولات اخیر در جهان شکل گرفته است: امروز ملت ایران در نگاه بسیاری از مردم دنیا، ملتی است که همزمان مظلوم و مقتدر دیده میشود؛ ملتی که در سختترین میدانها ایستاد و روایت قدرتش را با ایستادگی خود تثبیت کرد.
قدرتی که از «روحیه» آغاز شد
دیدار با آیتالله حسینی بوشهری، روایت دیگری از همین قدرت بود. رئیس جامعه مدرسین حوزههای علمیه، ریشه بخشی از پیشرفت ایران را در همان روحیهای دانست که نامش «بسیجی» است؛ روحیهای که از جهاد، مسئولیتپذیری و حضور فعال مردم شکل گرفته است. سخن او در واقع یادآوری یک فرمول روشن بود: بسیاری از قدرتهای بزرگ با سرمایه و تجهیزات ساخته میشوند، اما قدرت ایران بخش مهمی از خود را از انسانهایی گرفته است که برای انجام کار سخت، منتظر دیگری نمیمانند.
از مسجد جمکران تا میدان ظهور؛ وقتی مسجد، مردم را برای نقشآفرینی آماده میکند
دیدار با حجتالاسلام والمسلمین اجاقنژاد، تولیت مسجد مقدس جمکران، بیش از یک دیدار رسمی بود؛ گفتوگویی درباره مسجدی که قرار است مردم را برای یک آینده بزرگ آماده کند. مسجد جمکران تنها یک مکان مقدس برای زیارت نیست؛ میتواند نقطهای برای پیوند ایمان، امید، تربیت و کنش اجتماعی باشد؛ جایی که «انتظار» از یک مفهوم ذهنی، به سبک زندگی و مسئولیت اجتماعی تبدیل شود.
در این نگاه، زمینهسازی برای ظهور فقط با سخن گفتن از ظهور محقق نمیشود؛ جامعه منتظر، جامعهای است که انسانهایش آماده، مسئول، امیدوار، توانمند و اهل نقشآفرینی باشند. هر قشر و هر فرد، متناسب با توانایی خود، بتواند در ساختن جامعهای که شایسته عصر ظهور است سهمی داشته باشد؛ از خدمت و سازندگی تا علم، فرهنگ، تبیین، دفاع و حل مسائل مردم.
از همینرو، تأکید بر نقش کلیدی مسجد در برنامههای بسیج، معنایی فراتر از یک همکاری سازمانی پیدا میکند. مسجد میتواند حلقه اتصال مردم و میدان نقشآفرینی آنان باشد؛ و جمکران میتواند در این میان، یک الگوی ملی برای تبدیل «مهدیباوری» به «مهدییاوری» ارائه کند.
در این مسیر، بسیج نیز ظرفیت گستردهای برای به میدان آوردن اقشار مختلف مردم دارد؛ ظرفیتی که اگر در کنار جایگاه معنوی و تربیتی مسجد مقدس جمکران قرار گیرد، میتواند شبکهای از انسانهای آماده و نقشآفرین شکل دهد؛ انسانهایی که انتظار را نه در نشستن، بلکه در ساختن، خدمت کردن و آماده کردن جامعه برای آینده موعود معنا میکنند.
این دیدار میتواند آغاز یک افق مشترک باشد؛ افقی که در آن مسجد جمکران و بسیج، ظرفیتهای خود را برای تربیت و سازماندهی مهدییاوران، فعالسازی اقشار مختلف مردم، ترویج فرهنگ انتظار و تبدیل آن به کنش اجتماعی در کنار یکدیگر قرار دهند.
آمادگی برای همکاری و ارتقای همه فعالیتهای مشترک، در حقیقت اعلام آمادگی برای یک هدف بزرگتر است: ساختن جامعهای که مردم آن فقط منتظر ظهور نیستند؛ برای ظهور آمادهاند و برای تحقق آرمانهای آن، نقشآفریناند.
اگر قرار است «هر ایرانی، یک بسیجی» باشد، میتوان افق بلندتری را نیز دید: هر ایرانی، یک مهدییار؛ هر مسجد، یک کانون نقشآفرینی؛ و هر انسان، سهمی در ساختن جامعه منتظر.