کد خبر 1832089
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۵

لیونل مسی ستاره فوتبال جهان، با انتشار متنی نسبت به مرگ پدرش واکنش نشان داد.

به گزارش مشرق، خورخه مسی، پدر لیونل مسی، روز ۱۷ مردادماه و پس از یک دوره طولانی بیماری، در سن ۶۸ سالگی و در کلینیکی در شهر روساریو درگذشت. او مدیربرنامه‌های کاپیتان تیم ملی آرژانتین نیز بود.

حالا مسی با انتشار پستی نسبت به مرگ پدر خود واکنش نشان داد؛ وی نوشت:

می‌خواهم از همه به خاطر تمام عشق، احترام و قدردانی بزرگی که در این دوران سخت، پس از فوت پدرم، به من و خانواده‌ام نشان دادید، صمیمانه تشکر و قدردانی کنم. از شما سپاسگزارم که در این مدت کنار ما بودید، از تمام پیام‌ها، تمام رفتارهای محبت‌آمیزتان، و از همه مهم‌تر به خاطر احترام گذاشتنتان به غم و حریم خصوصی ما تشکر می‌کنم.
نمی‌دانم بدون تو چه کار کنم و نمی‌دانم چطور باید ادامه دهم. من فقط فوتبال بازی می‌کردم و حالا تردیدهای زیادی دارم درباره اینکه آیا می‌توانم برای مدت طولانی‌تری به این کار ادامه دهم یا نه.
تو از ابتدا کنار من بودی و فقط کمی تا پایان راه باقی مانده بود. چرا آن مقدار کمی که برای پایان دادن به این مسیر با هم لازم بود، را تحمل نکردی؟
پدرم؛ هنوز هم باور نمی‌کنم که از این دنیا رفته‌ای. نمی‌توانم این موضوع را درک کنم، یا بهتر است بگویم، نمی‌خواهم آن را درک کنم. برایم بسیار دشوار است که تصور کنم دیگر شما را نخواهم دید، دیگر با شما صحبت نخواهم کرد. می‌دانم که شما درد می‌کشیدید و این برای بهتر شدن شما بود، اما شما خیلی زود رفتید. هنوز کارهای زیادی بود که می‌توانستیم با هم انجام دهیم و از آن لذت ببریم.

‏شما همیشه از من می‌خواستید که در آخرین جام جهانی شرکت کنم و چند روز قبل از شروع آن، وضعیت شما وخیم‌تر شد. این اولین باری بود که شما در یک مسابقه کنارم نبودید، اما مادرم به من می‌گفت که وضعیت شما بهتر خواهد شد و شما به اندازه کافی خوب خواهید بود که سفر کنید. من به شما می‌گفتم که ما به فینال خواهیم رسید تا بتوانید سفر کنید. هر بار که یک مسابقه را تمام می‌کردم، منتظر پیام شما بودم و دلتنگ شما بودم. طی جام جهانی متوجه شدم که وضعیت واقعاً چقدر جدی است. با این حال، از فکر رفتن به جلو و تلاش بیشتر برای اینکه به شما زمان بدهم و شما را در یک مسابقه ببینم، دست نکشیدم. به فینال رسیدیم، اما شما نتوانستید حضور داشته باشید. می‌خواستم آن جام را ببرم اما نتوانستم. پاهایم دیگر نمی‌توانستند به من کمک کنند. این بار سعی کردم در برابر آنچه که بدنم به من می‌گفت، مقاومت کنم، اما موفق نشدم. هرگز احساس راحتی نکردم.

شما پدر، دوست و وکیل من بودید. همیشه کسی بودید که در هر لحظه به او نیاز داشتم و هیچوقت اشتباه نمی‌کردید. با وجود برخی انتقادها یا اختلاف نظرها، همیشه درست می‌گفتید و در نهایت، اتفاقات همیشه همانطور پیش می‌رفت که شما پیش‌بینی می‌کردید.

خیلی دلتنگتان خواهم شد، اما شما همیشه در قلب من خواهید بود، به خصوص در تربیت فرزندانم، زیرا من آن‌ها را به همان روشی که شما مرا تربیت کردید، آموزش و بزرگ می‌کنم.

در آرامش بخوابید، و از بالا مراقب ما باشید، همانطور که اینجا انجام می‌دادید. از همه چیز سپاسگزارم.