به گزارش مشرق، آوی اشکنازی خبرنگار مسائل نظامی و امنیتی روزنامه عبری زبان معاریو از هرج و مرج گسترده در ساختار داخلی موساد بعد از برکناری مدیران عالیرتبه آن به خاطر شکست طرح سازمان در ایران خبر داد و نوشت: برکنار دو مدیر برجسته موساد توسط رومان جوفمان رئیس این سازمان تنش و ناآرامیهای گستردهای داخلی برایش به همراه داشته است، منابعی در سازمان فاش کردند که این اقدام به روحیه سازمان و رویکرد عملیاتی آن آسیب جدی وارد کرده و سبب شده است موساد دچار رکودی شدید شود.
در ادامه این نوشتار آمده است: هر روز صبح روزهای کاری هفته، یکی از بزرگراههای اصلی در مرکز (فلسطین اشغالی) شاهد ترافیک سنگینی است.
این راهبندان درست در پیچ مسیر اصلی منتهی به مقر موساد رخ میدهد. با این حال، صبح امروز (یکشنبه)، صف خودروها در ورودی مقر موساد چندان طولانی نبود و رفتوآمد در مسیر به روانی انجام میشد.
یک منبع امنیتی گفت: «از آخر هفته، جوی از التهاب و فشار بر موساد سایه افکنده است. امروز کارمندان با دلی پر و در میان بهت و ناراحتی وارد مقر شدند. حس عمومی اصلاً مساعد نیست. رومان جوفمان، رئیس موساد، موفق شده به جوهره و روح این سازمان ضربه بزند؛ وقتی افرادی که طرحی عملیاتی ارائه دادهاند — طرحی که تمام مجوزها را از جمله از سوی سطح سیاسی دریافت کرده بود اما اجرا نشد — کنار گذاشته میشوند و این فرماندهان برکنار میگردند، دیگر هیچکس در سازمان جرأت نخواهد کرد دست به اقدام بزند یا چنین طرحهای ارائه دهد».
یک منبع مطلع از مسائل درون موساد اظهار داشت: «رومان جوفمان افراد قدرتمند و صاحبنفوذ در موساد را برنمیتابد. او سازمانی با منش و رویکرد دیپلماتیک میخواهد و تحمل حضور کسانی را در اطراف خود ندارد که توانایی برتری یافتن بر او را داشته باشند.
به همین دلیل بود که (الف)، قائممقام موساد را برکنار کرد. این در حالی است که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، پس از انتصاب جوفمان از (الف) خواسته بود در سمت خود باقی بماند. جوفمان نیز سه بار با (الف) گفتگو کرده و از او خواسته بود بماند، اما تنها چند روز پس از تکیه زدن بر این مسند، (الف) را کنار گذاشت. چرا؟ چون دریافت که نفوذ و قدرت او در سازمان از خودش بیشتر است.
دو مقام ارشدی که جوفمان برکنار کرده، حرفهایترین نیروها بودند. یکی از این دو مقام زن برکنارشده، مسئول خنثیسازی دهها و شاید صدها عملیات ایران، (مسئول مستقیم پرونده ایران) بود».
اقدام رئیس موساد رفتاری بزدلانه است. چه چیز دیگری میتواند شبیه انتصاب معاون او باشد؛ فردی که طبق تمام گزارشهای درون موساد، فاقد صلاحیت برای این سمت است؟ فردی که تجربه عملیاتی و فرماندهی ندارد، نفر سوم سازمان محسوب میشد، از ساختار نظامی (شاباک) آمده و با زوایای پنهان این سازمان بیگانه است. اکنون نیز جوفمان دو نفر از اصلیترین ستونهای عملیاتی و فعالیتهای سازمان را بدون تعیین جانشین و بدون هیچ منطق مشخصی برکنار میکند.
این رسانه عبری زبان به نقل از این مقام امنیتی مطلع از امور داخلی موساد اعتراف کرد: آنچه جوفمان در پی انجام آن است، چند هدف را دنبال میکند: نخست، شانه خالی کردن از بار مسئولیت شکست در ایران و منتقل کردن آن از سطح سیاسی به سطح حرفهای و بدنه کارشناسی، تا بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر را از ناکامیاش در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای موافقت با عملیات کردی در ایران تبرئه کند.
این منبع آگاه افزود: «دومین هدفی که رئیس موساد از این جابهجاییها دنبال میکند، گماشتن مدیرانی کمنفوذتر از خود در سطوح مدیریتی است تا از سلطه مطلق خود بر سازمان اطمینان حاصل کند. اما موساد در ماهیت خود از افرادی تشکیل شده که همواره جاهطلبی ترقّی دارند و اکنون به نظر میرسد دچار سرخوردگی و افسردگی شدهاند؛ این در حالی است که سازمانی مانند موساد تنها با وجود انگیزه و روحیه بالا میتواند به حیات و اجرای عملیاتهایش ادامه دهد.
در پایان هم آمده است؛ فضای فعلی در موساد فوقالعاده متشنج و دشوار است و این سازمان در یکی از بدترین دورانهای خود به سر میبرد.
در نوشتار دوم معاریو بن کاسپیت تحلیلگر معروف صهیونیست در یادداشتی تاکید، شکست در مقابل ایران سایه خود را بر موساد انداخته است.
او در مقدمه نوشتار خود تاکید کرد: اگر رئیس موساد وظیفه خود را به درستی انجام میداد نتانیاهو فضاحت کشاندن پای ترامپ به رسوایی را مرتکب نمیشد.
به اعتقاد این تحلیلگر صهیونیست: ماموریت جوفمان (رئیس موساد) از تمام پیشینیانش خطیرتر و گستردهتر است. او عرصه ایران را در شرایطی نامساعد تحویل میگیرد: حکومت ایران همچنان پابرجاست و خطری سقوطش را تهدید نمیکند. حکومت ایران هراس از هجوم را از دست داده است... افزون بر این، دستیابی به اورانیوم، دانش فنی ساخت آن و تسلط بر تنگه هرمز — که منابع اقتصادیشان را جهش میدهد — بر ابعاد این وضعیت بحرانی میافزاید.
او نوشت: از یاد نبریم که آمریکاییها (بعد از ناکام ماندن نقشه هایشان) نیز دیگر برای حمله مجدد به ایران شتاب نخواهند کرد و پس از ترامپ، وقوع چنین امری محل تردید است. ما تنها هستیم و بار سنگین این پرونده بر دوش جوفمان است.
و بعد از آن به مسئله تبعات شکست طرحهای اسرائیل در ایران اشاره و تاکید کرد؛ مسئله دیگری در میان است: زمینهای که این برکناریها در آن رخ داده، ناکامی در پرونده ایران است. دو فرد برکنارشده (یک زن و یک مرد)، رئیس بخش اطلاعات موساد و مسئول پرونده ایران بودند. قاعدتاً اگر یک تحقیق و تفحص منصفانه در موساد درباره ناکامی در سرنگونی حکومت ایران صورت میگرفت، انتظار میرفت نام این دو در صدر فهرست مسئولان باشد؛ زیرا آنها کسانی بودند که در اقناع برنیاع (رئیس سابق موساد) و نتانیاهو نقش داشتند و آنها نیز متعاقباً ترامپ را متقاعد کردند — این بود زنجیره جلب موافقت (برای شکل گیری این رسوایی).
و سپس نوشت: طبق روایت دفتر جوفمان، روند برکناری کاملاً بر اساس ضوابط سازمانی، همراه با مصاحبه، جلسات کاری و بررسیهای عمیق پیش از اتخاذ تصمیم انجام شده است.
اما همه قانع نشدهاند. یکی از مقامات سابق موساد میگوید: «جوفمان اصل بنیادی مفهوم "فرمانده" و حیاتیترین اصلِ مدیریت در یک سازمان امنیتی هرمی را زیر پا گذاشته است؛ اصلی که به قدمت ارتش و موساد است و تداوم کارکرد آنها به آن بستگی دارد. قاعده ساده است: کسی که خطمشی و طرح عملیاتی را تایید کرده، مسئولیت کامل آن را بر عهده دارد و نمیتواند بعداً این مسئولیت را به دوش زیردستانش بیندازد».
فرماندهی که طرحی را تایید کرده، نمیتواند پس از شکست، پشت زیردستانش پنهان شود. در چنین فضایی، هیچ نیرویی جرات ارائه طرح و ایدهای جدید را نخواهد داشت، چرا که میداند در نهایت تاوان آن را خواهد داد. مسئولیت همواره بر عهده فرمانده ارشد، یعنی رئیس موساد و در سطحی بالاتر، نخستوزیر است. اگر نیروهای عملیاتی بدانند که در هنگام سوءپیشامد قربانی خواهند شد، چه روحیهای برایشان میماند؟ این رفتار رویکردی مخرب برای بافت شکننده سازمانهای اطلاعاتی است.