به گزارش مشرق؛ محمد مجاور شیخان طی یادداشتی نوشت: از مهمترین ساحتهای امنیت ملی، «امنیت گفتاری و گفتمانی» است. تجربههای تاریخی نشان دادهاند که جنگها، پیش از آن که در میدان نبرد به سرانجام برسند، در عرصه معنا، روایت و زبان آغاز میشوند. از این منظر، صیانت از انسجام ملی تنها به پاسداری از مرزهای جغرافیایی محدود نیست، بلکه حفاظت از مرزهای ادراکی، معنایی و زبانی جامعه را نیز دربرمیگیرد. هر اندازه واژگان و مفاهیم ناسازگار با منطق مقاومت و منافع ملی به ادبیات سیاسی کشور راه یابند، به همان نسبت سرمایه اجتماعی فرسوده، همبستگی ملی تضعیف و شکافهای اجتماعی و دوقطبیهای سیاسی تشدید خواهد شد.
در چنین شرایطی، صیانت از سلامت ادبیات سیاسی، مسئولیتی خطیر به عهده نخبگان، مسئولان، رسانهها و انسانرسانههاست. بهکارگیری مفاهیمی مانند «تندرو» و «میانهرو»، در بسیاری از موارد، بازتاب چارچوبهای مفهومی و عملیات روانی جریانهایی است که میکوشند نیروهای پایبند به استقلال، مصالح عمومی و منافع ملی را با برچسبهای سیاسی بازتعریف کنند. یکی از قواعد بنیادین جنگ شناختی آن است که هرگاه جامعهای زبان توصیف خود را از رقیب وام بگیرد، بهتدریج چارچوب تحلیل، داوری و حتی تصمیمگیری خود را نیز در همان قالب سامان خواهد داد.
در منظومه فکری جمهوری اسلامی، معیار ارزیابی اشخاص و جریانها، میزان پایبندی آنان به مصالح عمومی، استقلال کشور و منافع ملی است، نه برچسبهایی که در ادبیات سیاسی قدرتهای سلطهگر برای مرزبندیهای تصنعی و جهتدهی به افکار عمومی ساخته و پرداخته شدهاند. در فرهنگ اسلامی، «میانهروی» به معنای حرکت در صراط مستقیم، عدالتورزی و پرهیز از افراط و تفریط است، نه عدول از اصول یا عقبنشینی در برابر فشارهای بیرونی. ازاینرو، جایگزین ساختن دوگانه اصیل «استقامت و انحراف» با دوگانه ساختگی «تندرو و میانهرو»، تحریفی مفهومی است که میتواند به سوءبرداشت از عملکرد مسئولان و نیز نیروهای مؤمن، قانونمدار و مسئولیتپذیر بینجامد.
امروز که کشور با پیچیدهترین گونههای جنگ ترکیبی و شناختی روبهروست، پالایش فضای عمومی از ادبیات تفرقهافکنانه ضرورتی راهبردی است. «میدان» و «خیابان» تنها مفاهیمی ناظر به عرصه فیزیکی نیستند، بلکه نماد بروز سرمایه اجتماعی، همبستگی ملی و اراده جمعی ملت ایران به شمار میروند. هر واژه یا روایتی که این عرصه را به میدان برچسبزنی، مرزبندیهای کاذب و دوقطبیهای وارداتی تبدیل کند، در عمل به فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف قدرت ملی یاری رسانده است. ازاینرو، صیانت از سلامت گفتمان عمومی، بخشی جداییناپذیر از الزامات امنیت ملی است.
در این میان، مسئولیت رسانهها و انسانرسانهها دوچندان است. اقتضای شرایط جنگ شناختی، آرایشی متناسب در حوزه روایت و اطلاعرسانی است؛ آرایشی که به معنای تعطیلی نقد یا نادیده گرفتن کاستیها نیست، بلکه مستلزم آن است که نقد نیز در چارچوب تقویت منافع ملی، افزایش اعتماد عمومی و حفظ انسجام اجتماعی صورت گیرد. هرچه ادبیات رسانهای وحدتآفرینتر، امیدبخشتر و مسئولانهتر باشد، به همان میزان از بازتولید روایتهای رقیب جلوگیری خواهد کرد.
بر همین اساس، بزرگنمایی یکسویه ضعفها، القای یأس و ناامیدی، تضعیف تابآوری اجتماعی، ترسیم تصویری فاقد افق از آینده و بازتولید دوگانههای کاذبی چون «جنگطلب» و «صلحطلب»، نهتنها کمکی به حل مسائل کشور نمیکند، بلکه در مواردی اهداف طراحان جنگ شناختی علیه ملت ایران را نیز تأمین میکند. جامعهای که به آینده خود امیدوار باشد، ظرفیت بیشتری برای اصلاح، پیشرفت و مقاومت خواهد داشت؛ اما جامعهای که پیوسته در معرض روایتهای یأسآفرین و شکافساز قرار گیرد، بهتدریج سرمایه اجتماعی خود را از دست خواهد داد.
ملت ایران در طول تاریخ، بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نشان داده است که آغازگر هیچ جنگی نبوده و جنگ را نه مطلوب خود میداند و نه ابزار تحقق آرمانهایش. با این حال، هرگاه استقلال، امنیت، تمامیت ارضی یا حقوق ملت در معرض تعرض قرار گرفته، با اتکا به وحدت ملی و اقتدار مشروع، پاسخی قاطع، بازدارنده و متناسب داده است. ازاینرو، تقابلسازی میان «دفاع مقتدرانه» و «صلح»، یا برچسبزدن به مدافعان امنیت ملی با عناوین و تعابیری که در اتاقهای عملیات روانی دشمن تولید میشوند، نه با واقعیت تاریخی ملت ایران سازگار است، نه با اصول حقوق بینالملل و نه با حق دفاع مشروع.
بر این اساس، حفظ انسجام ملی، مسئولیت مشترک همه ارکان حاکمیت، نخبگان، احزاب، رسانهها، فعالان فضای مجازی و تمامی کنشگران عرصه عمومی است. هر اندازه زبان رسمی و رسانهای کشور بر مدار عقلانیت، همبستگی، مسئولیتپذیری و منافع ملی استوارتر باشد؛ توان ملی برای عبور از تهدیدها، حفظ امنیت و تداوم مسیر پیشرفت کشور نیز افزونتر خواهد شد.
امروز که کشور با پیچیدهترین گونههای جنگ ترکیبی و شناختی روبهروست، پالایش فضای عمومی از ادبیات تفرقهافکنانه ضرورتی راهبردی است.