به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
نشریه تایم در تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ بار دیگر اعلام کرده است که حملات نظامی علیه ایران متوقف شده و مذاکرات از سر گرفته میشود، اما این الگوی تکراری «آتشبس و سپس نقض آن» در پنج ماه گذشته بارها آزموده شده و شکست خورده است. ترامپ مدعی شد که به درخواست ایران و سایر کشورهای منطقه حملات بزرگ برنامهریزیشده را لغو کرده و چارچوب توافق شامل «بازگشایی فوری، کامل و تمام عیار تنگه هرمز و پایان تهدید هستهای ایران» است. او در عین حال تهدید کرد که آمریکا «آماده و مسلح» برای حملاتی در سطحی از وحشت، قدرت و توان نظامی است که از جنگ جهانی دوم بیسابقه بوده است.
این گزارش با مرور تاریخچه پرفراز و نشیب این مناقشه تصریح میکند که جمهوری اسلامی ایران ادعای درخواست توقف حملات را رد کرده و سرپرست وزارت دفاع ایران، سرتیپ مجید ابنالرضا، عقبنشینی ترامپ را در چارچوب «عملیات روانی و جنگ محاسبات» ارزیابی کرده و تأکید نموده که ایران «نه غافلگیر میشود و نه منفعل خواهد بود.» همزمان، رسانههای ایرانی از نهایی شدن توافق با عمان بر سر مدیریت تنگه هرمز خبر دادند و اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، تأکید کرد که این آبراه هرگز به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت.
تایم همچنین به فشارهای داخلی بر ترامپ به دلیل تداوم جنگ نامحبوب، کاهش ذخایر تسلیحاتی پنتاگون، و گسترش دامنه مناقشه به کشورهای بیشتری اشاره میکند. این گزارش یادآور میشود که در هفتههای اخیر، انصارالله یمن کشتیهای سعودی را در دریای سرخ هدف قرار دادهاند و برای نخستین بار یک بندر مصر در دریای مدیترانه نیز هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. تایم نتیجه میگیرد که این چرخه بیپایان، اعتماد به وعدههای صلح ترامپ را به شدت تضعیف کرده است.
خبرگزاری آسوشیتد پرس در گزارشی به بررسی الگوی تکراری وعدههای نقضشده دونالد ترامپ پرداخت و نوشت که رئیسجمهور آمریکا بارها اعلام کرده که حملات علیه ایران را متوقف میکند، اما این حملات همچنان ادامه یافته است. بر اساس این گزارش، ترامپ شنبه شب اعلام کرد که حملات جدید برنامهریزیشده علیه ایران را در انتظار مذاکرات مجدد متوقف خواهد کرد، اما این دقیقاً همان الگویی است که در پنج ماه گذشته بارها تکرار شده و هر بار با حملات جدید در روزها یا حتی ساعات بعد نقض گردیده است.
آسوشیتد پرس با مرور سابقه این اقدامات، به اعلام آتشبس دو هفتهای در ۷ آوریل اشاره میکند که ترامپ آن را تنها دو ساعت پیش از پایان ضربالاجل خود برای نابودی زیرساختهای ایران اعلام کرد. سپس در ۲۱ آوریل، او آتشبس را به طور نامحدود تمدید کرد، اما این آتشبس شکننده تا ۸ مه دوام آورد و پس از آن آمریکا حملات خود را علیه نفتکشهای ایرانی از سر گرفت. این گزارش نشان میدهد که الگوی «تهدید به حملات عظیم و سپس عقبنشینی» به ویژگی تعیینکننده این مناقشه پنجماهه تبدیل شده که قیمت نفت و کالاهای اساسی را به شدت افزایش داده است.
شبکه پیبیاس در گزارشی به راستیآزمایی ادعاهای دونالد ترامپ درباره موفقیتآمیز بودن جنگ ایران پرداخت و نوشت که برخلاف ادعاهای رئیسجمهور آمریکا، کارشناسان سیاست خارجی به شدت نسبت به این خوشبینی تردید دارند. ترامپ مدعی شده است که آمریکا «بسیار خوب» عمل میکند و به زودی ایران را «تمام» خواهد کرد، اما واقعیتهای میدانی چیز دیگری میگوید. بر اساس این گزارش، جنگ تا اواسط ژوئیه حداقل ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم نظامی داشته و ۱۸ نظامی آمریکایی کشته و ۶۲۴ نفر زخمی شدهاند.
این گزارش به نقل از کارشناسان برجسته تصریح میکند که آمریکا در دستیابی به اهداف اصلی خود ناکام مانده است. همچنین برنامه هستهای ایران آسیب دیده اما نابود نشده است. بزرگترین نگرانی ژئوپلیتیکی، توانایی جدید ایران برای کنترل ترافیک تجاری در تنگه هرمز است و آرمان محمودیان، تحلیلگر دانشگاه فلوریدا، تأکید میکند که ایران احتمالاً ظرفیت کافی برای مختل کردن یا حتی فلج موقت ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز را حفظ کرده است.
پیبیاس میافزاید که ذخایر تسلیحاتی آمریکا به سرعت در حال کاهش است و تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی نشان میدهد که جایگزینی مهمات کلیدی سه تا چهار سال زمان نیاز دارد. مارک زندی، اقتصاددان ارشد مودیز نیز هزینه کلی جنگ شامل تأثیرات مصرفکننده را ۱۰۰ میلیارد دلار در چهار ماه اول برآورد کرده است. این گزارش همچنین به تضعیف بازدارندگی آمریکا، تیرگی روابط با متحدان، و تقویت موقعیت چین به عنوان ذینفع اصلی این مناقشه اشاره میکند. آرون دیوید میلر از مؤسسه کارنگی نیز این جنگ را «یک شکست بزرگ راهبردی» ارزیابی کرده است.
رسانه های عربی
الشرق الاوسط در مقاله ای نوشت: بحران امروز منطقه را نمیتوان صرفاً اختلافی میان ایران و آمریکا دانست؛ زیرا ایران قدرتی بزرگ، تاریخی و جغرافیایی در خاورمیانه است و حق دارد در منطقه نقش داشته باشد، اما این نقش باید بر پایه همزیستی و احترام به حاکمیت دیگر کشورها باشد.
نویسنده مدعی است کشورهای عربی، بهویژه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، طی سالهای گذشته بارها برای حفظ گفتوگو و برقراری روابط عادی با ایران تلاش کردهاند؛ توافق پکن میان ایران و عربستان نمونهای از این رویکرد است. با این حال، از نگاه نویسنده، سیاستهای منطقهای ایران، حمایت از حوثیها و گروههای مسلح در عراق و حمله به کشورهای خلیج فارس، نگرانیهای قدیمی را دوباره زنده کرده است.
مقاله می گوید که کشورهای عربی، بهویژه عربستان، در جریان درگیری ایران و آمریکا بر دیپلماسی تأکید و از گسترش جنگ جلوگیری کردند. نویسنده در پایان خواستار کنار گذاشتن زبان تهدید، سیاست مداخلهجویانه و ادبیات برتریطلبانه و بازگشت ایران به اصول حسن همجواری و حقوق بینالملل است.
المیادین در مقاله ای تأکید کرد که رویکرد دونالد ترامپ در قبال ایران بار دیگر الگویی از «تهدید شدید، افزایش فشار و سپس عقبنشینی از سناریوی افراطی و بازگشت به دیپلماسی» را نشان داده است. نویسنده معتقد است هدف اصلی این تهدیدها بیشتر اعمال فشار روانی و سیاسی برای وادار کردن ایران به امتیازدهی است تا آغاز جنگی تمامعیار.
به باور نویسنده، اختلاف اصلی واشنگتن و تهران در برداشت آنها از «بازدارندگی، قدرت و زمان» است. آمریکا تصور میکند تشدید فشار موجب عقبنشینی ایران میشود، در حالی که تهران عقبنشینی در برابر فشار را تضعیفکننده بازدارندگی خود میداند و با «تشدید افقی» و گسترش هزینههای درگیری به مناطق و بازیگران دیگر میکوشد موازنه را تغییر دهد. ایران همچنین بر «توانایی مقاومت در بلندمدت»: تکیه دارد، در حالی که آمریکا با محدودیتهای سیاسی، اقتصادی و انتخاباتی مواجه است. در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که تفاوت در برداشت دو طرف از موفقیت و بازدارندگی، دستیابی به پایان پایدار جنگ و ترتیبات امنیتی منطقهای را دشوار کرده است.
رأی الیوم در مقاله ای نوشت: خاورمیانه در حال تجربه تحولی راهبردی در موازنه قدرت است و نظام امنیتی تحت رهبری آمریکا با چالشهای فزایندهای روبهرو شده است. تغییر ماهیت درگیریها و گسترش استفاده از پهپادها، موشکهای دقیق و جنگ الکترونیک، معادلات بازدارندگی را دگرگون کرده و فشارهای امنیتی بر پایگاههای نظامی آمریکا را افزایش داده است. در نتیجه، واشنگتن بیش از گذشته به دنبال مهار بحرانها و پرهیز از جنگهای گسترده است؛ زیرا یک درگیری منطقهای میتواند امنیت انرژی و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
همزمان، همکاری ایران با روسیه و چین، از نظر سیاسی، اقتصادی، فنی و نظامی، فضای بیشتری برای مقابله با فشارهای غربی ایجاد کرده است. در این شرایط، بازدارندگی دیگر تنها به برتری نظامی وابسته نیست، بلکه توانایی فرسوده کردن دشمن و افزایش هزینههای درگیری نیز اهمیت دارد.
مقاله تأکید میکند کشورهای عربی باید سیاستها و ائتلافهای خود را بر اساس منافع ملی و منطقهای بازنگری کرده و با گفتوگو و همکاری منطقهای، بهویژه با ایران، برای ایجاد امنیتی پایدارتر تلاش کنند.