به گزارش مشرق، روزنامه یسرائیل هیوم در شماره امروز دوشنبه خود اعلام کرد، صندوق پاندورای این رسوایی را گشوده و ابعادی از تعرضهای صورت گرفته از سوی خاخام های حریدی به نوجوانان دختر و پسر را به بهانه برگزاری مراسمهای مذهبی افشا میکند.
در ادامه این گزارش آمده است: پس از انتشار گزارش تحقیقی روزنامه «یسرائیل هیوم» که از آزار جنسی خاموش و سیستماتیک علیه کودکان و نوجوانان ارتدوکس دینی در حمامهای سنتی (میکوه) پرده برداشت، موجی از واکنشها و سرازیر شدن شهادتهای جدید به راه افتاد.
این شهادتها که در شبکههای اجتماعی و پستهای صریح منتشر شده، اثبات میکند که این پدیده بسیار گستردهتر از آن چیزی که سعی میشود نشان داده شود.
به روایت این رسانه عبری زبان، در یکی از دیدگاههای منتشرشده در شبکه اجتماعی X، کاربری نوشت: «میخواستم از نحوه روایت داستان عصبانی شوم، اما متأسفانه حقیقت دارد. من صدها داستان از این دست میدانم. هرگز فراموش نمیکنم که چطور یکی از دوستانم با معصومیت به من گفت: "مردی هست که به برادران کوچکترم یک شیکل میدهد تا اجازه دهند لمسشان کند." و وقتی از او پرسیدم چرا کاری در این باره انجام نمیدهد، پاسخ داد: "چون او مرد بسیار فقیری است».
شهادت آنلاین دیگری، الگوی تکرار شوندهای از قفل کردن (قفل شدن در حادثه) و احساس گناه شدید را توصیف میکند.
یکی از کاربران نوشته است: «در ۱۵ سالگی، پس از اینکه بنا به درخواست مرد مسنی وارد حمام سنتی (میکوه) شدم، مورد آزار او قرار گرفتم. نمیتوانستم حرف بزنم، سر جایم خشکم زده بود و میلرزیدم. با انگشتی لرزان به او هشدار دادم و فرار کردم. بعد از مدتی، او در چالهای منتظرم بود و من دوباره فرار کردم. البته شرم داشتم که به کسی بگویم و احساس گناه میکردم. سالها این حادثه را به یاد نمیآوردم، تا همین اواخر».
علاوه بر پستهای آنلاین، شهادتهای مستقیمی نیز به دست یسرائیل هیوم رسیده است. یکی از قربانیان حادثهای را که در میکوه منطقه زخرون موشه در قدس رخ داده بود، اینگونه روایت کرد: «حدود هفت سال پیش برای شستشو آمدم؛ حمامها از یک اتاق بزرگ و یک اتاق کوچک تشکیل شدهاند. وارد اتاق کوچک شدم و شروع به شستشو کردم. کسی وارد شد و تقاضای صابون کرد، صابون را به او دادم و در همان لحظه احساس کردم میخواهم فرار کنم، اما سر جایم خشکم زد. مشخص شد او در حالی که به من نگاه میکرده، دست به رفتارهای غیراخلاقی با خود میزده است. هنوز هم بابت این موضوع احساس بدی دارم و فکر میکنم آنچه میتوانست مانع او شود یا به دستگیریاش کمک کند، نصب دوربین در ورودی و خروجی میکوه است».
بسیاری از کاربران به گسترش اظهارنظرها درباره این موضوع که پیشتر نادیده گرفته میشد، اذعان کردند. در یکی از پیامها آمده است: «من از این پدیده آگاهم. این موضوع شبیه به جعبه پاندورایی است که کسی به آن دست نزده بود. در محلهای که من در آن بزرگ شدم - خدا آن روزها را نیاورد - چه اتفاقاتی که نمیافتاد».
به نوشته این رسانه، هر چه زمانی می گذرد شهادت های جدیدی در این رابطه به دست این روزنامه می رسد و برخی از نهادها نیز برای مشخص کردن ابعاد این رسوایی وارد عمل شدهاند.