به گزارش سرویس جهان مشرق، در روزهای واپسین ژوئیه ۲۰۲۶، مرزهای دو جبههی جنگ، یکی در شرق اروپا و دیگری در خلیج فارس، با سرعتی بیسابقه در حال محو شدن است. حملهی اوکراین به یک کشتی تجاری ایران در دریای مازندران، همراه با توقف عملیات هوایی آمریکا علیه ایران پس از ۱۳ شب پیاپی، نشانهی آشکاری از بنبست راهبردی واشنگتن و تلاش آن برای برونرفت از این بنبست از طریق «نیابتی کردن» اوکراین است.
این گزارش به بررسی ابعاد این بنبست، نقشآفرینی تروئیکای اروپایی (انگلیس، فرانسه، آلمان) و سناریوهای پیشروی ایران برای مقابله با گسترش نقش اوکراین در این منازعه میپردازد.
باند گنگستری کییف و جنگ مزدوری-نیابتی
به نظر می رسد که اوکراین تحت رهبری زلنسکی تبدیل به یک باند گانگستری شده که بدون توجه به منافع اوکراین، نقش عامل نیابتی برای هر کارفرمایی ایفا می کند که حکومت زلنسکی را تامین مالی کند. طبق قراین آشکار و پنهان، سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان، به ترتیب اهمیت، گردانندگان اصلی سیاست خارجی و نظامی اوکراین هستند. به ویژه در این میان نقش انگلیس بسیار قوی است.
ورود اوکراین به جنگ آمریکا-اسراییل علیه ایران با هدف قرار دادن یک کشتی متعلق به ایران در دریای خزر، قرینه ای است بر این که حتی سیا و موساد هم در فاز جدید اقدامات ضدایرانی خود، با واسطه گری اروپا، برای ادامه جنگ خود علیه ایران، گوشه چشمی به اوکراین دارند. علاوه، بر این، هدف قرار دادن کشتی ایران در دریای خزر، شاید پیامی به ایران است که در صورتی که برای دور زدن محاصره دریایی در جنوب، از مسیر شمال برای مراوده با روسیه استفاده کند، توان اخلال در آن وجود دارد.
از سوی دیگر، به نظر می رسد که جبهه های متقابل محور غربی(آمریکا، ناتو، اسراییل، شیخ نشین های عرب) در مقابل جبهه شرقی(ایران، چین، روسیه و محور مقاومت وابسته به ایران)، در حال یکپارچه شدن هستند و طرفین از هر کجای جبهه متقابل که بتوانند، به منافع و داراییهای هم ضربه خواهند زد.
بنبست راهبردی آمریکا در عملیات نظامی علیه ایران
بازده نزولی ابزار نظامی
۱۳ شب حملهی هوایی پیاپی آمریکا به اهداف درون ایران، نتوانسته است تغییر محسوسی در موضع تهران ایجاد کند. ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا به صراحت اذعان دارد که این حملات «به احتمال زیاد قادر به تغییر موضع مذاکراتی ایران نخواهند بود». دینگ لونگ، استاد دانشگاه شانگهای، معتقد است که «بازده نهایی حملات نظامی به شدت کاهش یافته و ادامهی آنها نه تنها نتیجهی مطلوب را در پی ندارد، بلکه تلفات و هزینههای انسانی و مالی بیشتری را تحمیل خواهد کرد».
هشدار فرماندهان ارشد نظامی
تا تاریخ ۲۶ ژوئیه، از زمان ازسرگیری حملات آمریکا به ایران، طبق اعلام رسمی پنتاگون که قطعا دروغ و بسیار پایینتر از آمار واقعی است، دستکم ۴ نظامی آمریکایی کشته و ۲۰۷ نفر دیگر زخمی شدهاند. فرمانده قرارگاه تروریستی مرکزی آمریکا(سنتکام)، ژنرال کورپر، شخصاً به ترامپ توصیه کرده است که حملات هوایی را متوقف کند، چرا که ادامهی آنها با این شدت «کارایی لازم را ندارد».
بحران فرسایش مهمات راهبردی
نیروهای نظامی آمریکا در جریان جنگ تروریستی علیه کشورمان، بیش از ۱۲۰۰ موشک رهگیر «پاتریوت» شلیک کردهاند و سطح ذخایر این موشکها به «مرز هشداردهنده» کاهش یافته است. رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز در یک گفتگوی محرمانه به ترامپ هشدار داده که کمبود موشکهای رهگیر، توانایی آمریکا را برای حفاظت از نیروها و متحدانش در کل منطقهی غرب آسیا را به مخاطره خواهد انداخت.
فشار داخلی و صعود قیمت انرژی
درگیریهای ۱۳ روزه میان آمریکا و ایران، همراه با تهدید انصارالله یمن به محاصره دریایی علیه عربستان، به «بحران دوگانهی تنگه» انجامیده و قیمت نفت را به شدت افزایش داده است. میانگین قیمت بنزین معمولی در آمریکا دوباره از مرز ۴ دلار در هر گالن عبور کرده است. با نزدیک شدن به انتخابات میان دورهای، کاخ سفید نگران است که گسترش دامنهی عملیات نظامی، قیمت انرژی را بیشتر افزایش داده و به معیشت مردم لطمه بزند. تازهترین نظرسنجیها نشان میدهد که تنها ۴۰٪ از آمریکاییها معتقدند کشورشان در این منازعه برتر است و ۷۶٪ نیز جنگ با ایران را «دشوارتر از پیشبینیها» ارزیابی کردهاند.
شبکهی سیانان در تحلیلی جمعبندی کرده است: «همهی شواهد حاکی از یک بنبست تمامعیار است.»
سناریوی «نیابتی کردن اوکراین» برای جنگ با ایران
حمله به دریای خزر؛ شلیک نخستین گلولهی جنگ نیابتی
در ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۶، ارتش اوکراین با انجام یک عملیات دوربرد، یک فروند کشتی تجاری ایران را در دریای خزر هدف قرار داد. بر اثر این حمله، یک خدمهی ایرانی به شهادت رسید و چندین تن دیگر مجروح شدند. ولودیمیر زلنسکی، رئیس رژیم اوکراین، آشکارا اعلام کرد که این عملیات توسط نیروهای اوکراینی انجام شده و هدف آن «ناوهای جنگی روسی و کشتیهای حامل کالاهای نظامی مرتبط با ایران» بوده است.
اهمیت این رویداد فراتر از یک تاکتیک نظامی است؛ دریای خزر بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر با خط مقدم جنگ روسیه و اوکراین فاصله دارد و انتخاب چنین هدف دوری نشان میدهد که کییف قصد دارد میدان نبرد را به کریدور راهبردی روسیه و ایران گسترانده و به تهران پیام دهد که اگر با واشنگتن به توافق نرسد، حتی پشت جبههی شمالیِ به ظاهر امن آن نیز در امان نخواهد بود.
انگیزههای دوگانهی اوکراین
کارشناسان معتقدند این اقدام کییف دو هدف راهبردی را دنبال میکند:
نخست، قطع مسیر تأمین تسلیحات ایران برای روسیه. دریای خزر، یکی از مسیرهای اصلی انتقال کالاهای نظامی و سوخت بین ایران و روسیه به شمار میرود. ضربه به کشتیهای ایرانی در این پهنه، هزینهی حمایت ایران از روسیه را افزایش داده و روسیه را نیز ناچار خواهد کرد تا بخشی از توان نظامی خود را برای حفاظت از خطوط مواصلاتی خزر اختصاص دهد.
دوم، نشان دادن «ارزش راهبردی» به آمریکا. از زمان آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، کاخ سفید برای پایان دادن به جنگ اوکراین، فشارهای فزایندهای بر زلنسکی وارد کرده است. کییف با این اقدام کوشیده است به واشنگتن ثابت کند که نهتنها یک متحد مصرفکننده، بلکه یک بازیگر کارآمد در صحنهی منازعه با محور ایران-روسیه است.
نقش پنهان آمریکا و رژیم صهیونی
بر اساس تحلیل مؤسسهی SWP آلمان، «چنین عملیاتی بدون تأیید و پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا و متحدان غربیاش قابل اجرا نیست». یک تحلیل دیگر نیز حاکی از آن است که آمریکا و اسرائیل، اوکراین را تشویق به افزایش فشار بر ایران کردهاند، چرا که خود آنها از حملهی مستقیم به زیرساختهای ایران واهمه دارند و نمیخواهند مستقیماً در معرض انتقامگیری گستردهی ایران قرار گیرند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، در یک اظهارنظر صریح عنوان کرد که این حمله «با هماهنگی و دستور مستقیم اسرائیل» انجام شده و هدف اصلی آن، «کشاندن اروپا به معرکهی جنگ» بوده است. فارغ از جزییات، نقش «نیابتی» اوکراین در این معادله کاملاً مشهود است.
نقشآفرینی تروئیکای اروپا؛ از نظارهگر تا شریک غیرمستقیم درگیری
تغییر موضع تدریجی اروپا
پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، مواضع سه کشور اروپایی انگلستان، فرانسه و آلمان از «اظهار شوک و نگرانی» به «مشارکت محدود» تغییر یافت. این سه کشور در اول مارس بیانیهای مشترک صادر کردند و اعلام داشتند که «در کنار آمریکا و متحدان منطقهای، اقدامات لازم برای دفاع از منافع خود و متحدان را به کار خواهند بست».
با این حال، اختلافاتی میان آنها وجود دارد: انگلستان به آمریکا اجازهی استفاده از پایگاههای نظامی خود را داده است. فرانسه اعلام کرده که از کشورهای حاشیهی جنوبی خلیج فارس و اردن دفاع خواهد کرد. اما آلمان مدعی شده که صرفاً در چارچوب حق دفاع مشروع عمل کرده و دست به حملهی پیشدستانه علیه ایران نخواهد زد.
منافع و محاسبات اروپا
وزارت امور خارجه ایران در اواسط ژوئیه، سفیران خود را از لندن، پاریس و برلین فراخواند و فهرستی از رهبران اروپایی (از جمله نخستوزیر بریتانیا، رئیسجمهور فرانسه، صدراعظم آلمان و نخستوزیر ایتالیا) را به عنوان «اهداف احتمالی تلافیجویانه» منتشر کرد. این اقدام نشان داد که تهران، اروپا را بخشی از محور متخاصم میداند.
انگیزهی اصلی اروپا برای حمایت از ورود نیابتی اوکراین به معادلهی ایران را میتوان در سه محور تحلیل کرد:
وابستگی به تنگهی هرمز: اتحادیهی اروپا به شدت به عبور انرژی از تنگهی هرمز وابسته است. ایران پیشتر تهدید به مسدود کردن این آبراه کرده بود. اروپا در گذشته وعدهی اعزام نیروی دریایی به منطقه را داده بود، اما هرگز عملی نشد؛ بنابراین، حمایت از اوکراین برای ضربه زدن به منافع ایران، نوعی جایگزین کمهزینه به شمار میرود.
سهمخواهی از روند توافق هستهای: چهار کشور اروپایی در بیانیهای اعلام کرده بودند که پس از توافق احتمالی واشنگتن-تهران، آمادهی لغو تحریمهای ایران هستند. آنها میکوشند با ایفای نقش فعال در فشار به ایران، جایگاه خود را در میز مذاکره حفظ کنند.
کاهش هزینهی مشارکت مستقیم: ورود مستقیم نظامی به جنگ با ایران برای اروپا بسیار پرهزینه و پرمخاطره است. از این رو، هدایت اوکراین به عنوان یک «سپاه نیابتی»، راهی برای اعمال فشار بر ایران بدون پذیرش هزینههای سنگین سیاسی و نظامی است.
سناریوهای احتمالی ایران برای مقابله با نقشآفرینی اوکراین
موضع رسمی و خط قرمز ایران
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده است که هرگز در جنگ اوکراین دخالت نداشته و سلاحی به روسیه نفرستاده است. عراقچی نیز به صراحت گفت که این حمله «بیپاسخ نخواهد ماند». ایران کاردار اوکراین در تهران را احضار و اعتراض رسمی خود را ابلاغ کرده است.
سناریوهای پیش رو
بر اساس شواهد موجود، واکنش ایران میتواند در چهار سطح متفاوت باشد:
سناریوی نخست: تلافی متقارن و نمادین
کارشناسان ایرانی معتقدند که پاسخ تهران «نمادین، اما پرمعنا و بازدارنده» خواهد بود. از جملهی این اقدامات میتوان به حملهی موشکی به یک کشتی اوکراینی یا یک محمولهی باری که به بندری در اوکراین تردد دارد، در آبهای خلیج فارس یا دریای سرخ اشاره کرد.
چنین اقدامی ضمن نمایش توانایی ایران، از گسترش دامنهی تقابل به جنگی تمامعیار جلوگیری میکند.
سناریوی دوم: استفاده از محور مقاومت برای فشار غیرمستقیم
ایران میتواند از طریق متحدان خود در منطقه، نظیر انصارالله یمن (در دریای سرخ و بابالمندب) یا گروههای مقاومت در عراق و سوریه، فشار بیشتری بر منافع آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقهای آنان وارد آورد.
جالب توجه است که عراق چندی پیش اعلام کرد چندین گروه وابسته به اوکراین را در خاک خود بازداشت کرده است این خود نشانهای از حضور و نفوذ جبههی مقابل در پشت پرده است.
سناریوی سوم: پیوندزدن اوکراین با روسیه در یک جبههی واحد
در صورت تشدید تنش، ایران ممکن است اوکراین را نه یک کشور مستقل، بلکه بخشی از «محور غربی» قلمداد کرده و هماهنگیهای نظامی و اطلاعاتی خود با روسیه را افزایش دهد.
با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ایران به خوبی میداند اوکراین دشمن اصلی آن نیست؛ از این رو، بهکارگیری موشکهای دوربرد گرانقیمت علیه اهدافی دور از دسترس در اوکراین، صرفهی راهبردی چندانی برای تهران نخواهد داشت.
جمعبندی؛ هشدار دربارهی تشدید جنگ نیابتی
وضعیت کنونی، به وضوح نشان میدهد که ایالات متحده در رویارویی نظامی با ایران به یک بنبست راهبردی دچار شده است. فشار افکار عمومی، کمبود مهمات و هزینههای صعودی اقتصادی، کارگزاران کاخ سفید را به سمت راهکاری کمهزینهتر و کمریسکتر سوق داده است: «اوکراینیسازی» جبههی مقابله با ایران.
اما این استراتژی، سه خطر بزرگ را به همراه دارد:
۱. ادغام دو جبههی جنگ: حمله به دریای مازندران، نخستین حلقهی اتصال جنگ روسیه و اوکراین با منازعهی ایران و آمریکا است. این همگرایی میتواند تمامی بازیگران اصلی—از روسیه و ایران تا آمریکا، اسرائیل و اروپا را در یک منازعهی گسترده و کنترلناپذیر گرفتار کند.
۲. اروپا در تیررس انتقام: اگرچه حمایت اروپا از نقشآفرینی اوکراین، «ارزان» به نظر میرسد، اما ایران با انتشار فهرست «اهداف تلافیجویانه» نشان داده که این بازی را درک کرده و ممکن است منافع اروپا در خلیج فارس، یا تأسیسات انرژی آن در منطقه را هدف قرار دهد.
۳. غیرقابل پیشبینی بودن واکنش ایران: تهران به صراحت وعده «پاسخ» داده است. حتی اگر سناریوی تقابل مستقیم ایران و اوکراین دور از ذهن باشد، ابزارهای فشار متعددی در اختیار ایران است؛ از اختلال در ترانزیت انرژی تا حملات سایبری و اقدامات نامتقارن از طریق شبکهی محور مقاومت ذیل راهبرد «یکپارچگی میدانها». زمان و مکان این واکنش، از هماکنون به یک عامل بیثباتی کلیدی تبدیل شده است که قیمت انرژی و اقتصاد جهانی را بیش از پیش متاثر از خود خواهد ساخت.
سخن پایانی
آنچه امروز در صحنه بینالملل رخ میدهد، فراتر از یک منازعه دوجانبه است. آمریکا میکوشد با «نیابتی کردن» اوکراین، از بحران خود در برابر ایران بگریزد، اما این راهحل، خود میتواند آتش دو جبهه جنگی را به یکدیگر پیوند زده و پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی را به سطحی بیسابقه ارتقا دهد.
اروپا نیز اگرچه به دنبال سهمخواهی از این معرکه است، اما باید بپذیرد که با حمایت غیرمستقیم از یک بازیگر نیابتی، ممکن است در نهایت، خود را در مرکز طوفان بیابد. در چنین شرایطی، تنها دیپلماسی هوشمندانه و پرهیز از ماجراجویی نظامی از سوی «روباه»های پیر، میتواند مانع از شعلهور شدن جنگی تمامعیار با ابعاد جهانی شود.