به گزارش مشرق،حضور مردم در آیینهای سوگواری شخصیتهای مشهور برای دیدن چهرهها و عکاسی از آنها اگرچه یک پدیده جهانی است اما در ایران گاه آش چنان شور میشود که آیین خاکسپاری و سوگواری به جای اینکه سوژه اصلی باشد، خودش به تماشاگر کارزاری عجیب تبدیل میشود.مرور خاطرات و تصاویر ثبتشده از مراسم تشییع چهرههایی همچون خسرو شکیبایی، مرتضی پاشایی، ناصر ملکمطیعی، عباس کیارستمی، عزتالله انتظامی، داریوش مهرجویی، کیومرث پوراحمد و رضا داوودنژاد نشان میدهد این آیینهای بدرقه، به جای آنکه بیشتر کارکرد سوگوارانه و ادای احترام داشته باشند به فرصتی برای دیدن چهرهها، گرفتن عکس یادگاری، تفریح و اخیراً تولید محتوا برای فضای مجازی تبدیل شدهاند.
خاکسپاری داریوش مهرجویی
حضور مردم در مراسم وداع با هنرمندان یا ورزشکاران محبوبشان اگرچه قابل تقدیر است اما این حضور، اغلب مرزهایی را رد کرده، به هجوم تبدیل شده و چنان مشکلاتی را پدید آورده که برخی چهرهها عطای شرکت در مراسم را به لقایش میبخشند.
مهران مدیری چند سال قبل در مصاحبهای با یادآوری اتفاقهایی که در مراسم تشییع زنده یاد خسرو شکیبایی رخ داد، گفته بود وقتی هزاران نفر را دیده که از سراسر ایران با دوربینهای عکاسی و لوازم تفریح آمده بودند و انگار جسد شکیبایی دلیلی برای گذران یک روز متفاوت و خوش برایشان بوده است بنابراین تصمیم گرفته که دیگر هیچ گاه در هیچ مراسم خاکسپاری شرکت نکند.
تشییع خسرو شکیبایی در تالار وحدت
خاکسپاری خسرو شکیبایی
آنچه دو روز قبل (چهارم مرداد) در مراسم تشییع و خاکسپاری زندهیاد اکبر عبدی در قطعه هنرمندان نیز رخ داد، اگرچه نشان از جایگاه این هنرمند در میان مردم بود اما در لحظههایی دردسرساز و تأسفبرانگیز شد. در آن روز با توجه به اینکه گفته میشد مراسم بهشت زهرا توسط خانواده عبدی برگزار شده، جایگاهی برای مدعوین و مهمانان خانواده در نظر گرفته شده بود که البته پیش از رسیدن آنها جای خالی نداشت و بعضی از بازیگران با فشار از لابلای جمعیت خود را به جایگاه رساندند. این در حالی بود که به دلیل ازدحام جمعیت مجری مراسم چند بار از مردم خواست هنگام تردد، سیمهای روی زمین را لگد نکنند تا صدا قطع نشود!
از اینها عجیبتر لحظه تدفین متوفی بود که در چند مراسم دیگر هم مشابه آن تکرار شده بود؛ اینکه روحانی مجلس بارها با صدای بلند از برخی حاضران میخواست از چهره متوفی در مزار عکس گرفته نشود و به خانواده صاحب عزا اجازه وداع در لحظههای آخر را بدهند اما در خیلی از این موارد هجوم جمعیت چنان بوده که فقط صدای فریاد و شیون شنیده شده یا مثل مراسم عبدی تابوت پس از درآوردن پیکر، شکسته است.
این اشتیاق به تماشای چنین لحظاتی تلخ که عدهای را به بالا رفتن از درخت و نردههای آهنیِ تعبیهشده وامیدارد، قطعاً از دیدگاه اخلاق، جامعهشناختی و همچنین روانشناسی قابل تفسیر و تحلیل است اما مشکل آنجاست که این نوع رفتارهای نامتناسب با موقعیت، اختلال در نظم و پریشانی به وجود میآورند. اهمیت این موضوع جایی بیشتر میشود که به یاد آوریم چنین اتفاقهایی فقط به مراسم تشییع و خاکسپاری چهرهها ختم نمیشود بلکه شکل دردسرساز دیگری از آن زمانی رخ میدهد که مجلس ترحیم آنها در مسجد برگزار شود؛ جایی که دسترسی و ورود برای خیلیها راحتتر است و کار به جایی میرسد که کنترل همه چیز حتی ترافیک خیابانهای اطراف هم سخت میشود.
مراسم ختم زندهیاد ناصر ملکمطیعی در مسجد
البته حواشی مراسم خاکسپاری اکبر عبدی فقط به آنچه اشاره شد محدود نیست. قضیه آنجایی جالبتر میشود که ببینیم در گوشهای از قطعه هنرمندان و در میان جمعیت داستانهای دیگری شکل میگیرد؛ مثلا برخی بیتوجه به آنچه در مراسم میگذرد، با دوربین موبایل و میکروفنی کوچک مشغول مصاحبه با مردم هستند و برای صفحات مجازی خود به قول مهران مدیری با «جسد» اکبر عبدی محتوا تولید میکنند یا گروهی هم خانوادگی و دستهجمعی به دنبال هنرمندان میگردند تا «سلفی» را از دست ندهند.
علاوه براینها، صحنههایی که پس از مراسم خاکسپاری اکبر عبدی از گیر افتادن برخی چهرهها مثل رضا عطاران، مجید صالحی، احمدرضا عابدزاده و حتی بازیگران نه چندان معروفِ تلویزیون زیر فشار جمعیتی -که به دنبال عکس گرفتن بودند - پخش شده، در فضای مجازی با واکنشهایی در مذمت این نوع برخوردها روبرو شده است.
با این حال اگرچه این اتفاق بارها باعث ناراحتیهای زیادی شده و تصاویر به جا مانده تأسفبرانگیز جلوه میکند، اما شاید به جای سرزنش صِرف علاقهمندانی که به هر دلیلی در چنین گردهماییهایی شرکت میکنند و سبب برهم خوردن نظم و بروز مشکل میشوند، موضوع را باید از منظر یک پدیده اجتماعی هم بررسی کرد.
در جامعهای که چهرههایی همچون اکبر عبدی بخشی از حافظه جمعی مردم هستند این طبیعی است که افراد زیادی حتی از شهرهای دورتر برای بدرقه و وداع در مراسمش شرکت کنند هرچند این دلیلی نیست بر اینکه آداب چنین مراسمی تا جای ممکن رعایت نشود. این وضعیت در عصر شبکههای اجتماعی که نمایش دادن لحظات مختلف زندگی با عکس و تصویر به یک فعالیت روزانه تبدیل شده قابل درک است اما اگر این رفتارها وجاهت مراسم و نظم آن را بر هم زند و سبب ناراحتی صاحب عزا شود باید چه کرد؟ پرسش اساسی این است که مرز اخلاقی این ماجرا برای ثبت یک لحظه تاریخی یا یادگاری و احترام به شأن مراسم یک چهره ماندگار