به گزارش مشرق، رضا صارمی راد فعال رسانه در تلگرام نوشت:

تولسی گابارد (Tulsi Gabbard) مدیر اطلاعات ملی کابینه دوم دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده، از مقام خود استعفا داد. او دلیل این استعفا را بیماری سرطان استخوان همسرش عنوان کرد. دونالد ترامپ هم در قالب پستی در شبکه‌های اجتماعی درباره این اتفاق نوشت: «او کار فوق‌العاده‌ای کرد، و ما برای او دلتنگ می‌شویم». استعفای او در ۳۰ ژوئن اجرایی خواهد شد و پس از آن آرون لوکاس (Aaron Lukas) سرپرستی این سازمان را به عهده خواهد گرفت.

پس از اعلام این خبر رسانه‌ها گمانه‌زنی‌های بسیاری را درباره واقعیت این استعفا شروع کردند. بسیاری از کارشناسان معتقداند که سرطان همسر گبرد صرفاً بهانه‌ای بود برای جدایی بدون حاشیه از دولت ترامپ. رویترز به نقل از منبعی آگاه در کاخ سفید اعلام کرد که گبرد خود شخصاً علاقه‌ای به استعفا نداشته است و کاخ سفید او را مجبور به این تصمیم کرده است. در واقع دولت می‌خواست این جدایی بدون حاشیه باشد؛ حواشی که کمتر از دو ماه قبل با استعفای یکی دیگر از مدیران ارشد سازمان اطلاعات ملی آمریکا یعنی جو کنت (Joe Kent) ریاست مرکز ملی ضد تروریسم ایالات متحده صورت گرفت، استعفایی که برای دولت ترامپ در رسانه‌ها بسیار گران تمام شد. استعفایی که بر اساس اظهارات خود جو کنت به دلیل مخالفت با جنگ بر علیه ایران صورت گرفته است.

اما اینها تنها دلایلی نیست که بسیاری استعفای گبرد را سیاسی توصیف می‌کنند. تولسی گبرد در طول حیات سیاسی خود همیشه به عنوان سیاست‌مدار ضد مداخلات نظامی شناخته می‌شد. تولسی گبرد متولد ساموآ و بزرگ‌شدهٔ ایالت هاوایی است و در سن ۲۱ سالگی توانست وارد مجلس نمایندگان ایالت هاوایی شود. او پس از یک دوره مجلس را ترک کرد و در قالب گارد ملی به عراق اعزام شد. او سپس به عنوان یک کهنه‌سرباز به ایالات متحده برگشت. تجربهٔ عراق عمیقاً او را تحت تأثیر قرار داده بود به شکلی که او کار سیاسی خود را مجدداً به عنوان یک دموکرات و یک مخالف دخالت نظامی از سر گرفت. او سپس از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ به عنوان اولین نمایندهٔ هندو، ایالات خود یعنی هاوایی را در مجلس نمایندگان ایالات متحده نمایندگی کرد.

گبرد در سال ۲۰۲۲ به فعالیت خود در حزب دموکرات پایان داد و در کمپین دوم ترامپ شرکت و از او حمایت کرد. او به عنوان یک فعال ضدجنگ سیاست‌های خود را با دونالد ترامپ همسو می‌دید. او معتقد بود که سیاست «اول آمریکا»‌ی ترامپ و ضدیت ترامپ با جنگ‌های طولانی و بیهوده در خاورمیانه تا حدود زیادی با مسیر شخصی او همراه است و به همین سبب با او همراه شد. پس از برگزیده شدن ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور، گبرد به عنوان مدیر اطلاعات ملی انتخاب شد. این جایگاه به طور مشخص بخشی از کابینهٔ ریاست‌جمهوری است و ریاست آن مسئول مستقیم جامعهٔ اطلاعاتی ایالات متحده متشکل از ۱۸ سرویس اطلاعاتی و جاسوسی این کشور از جمله آژانس اطلاعات مرکزی (CIA)، آژانس ملی امنیت (NSA) و آژانس اطلاعات دفاعی (DIA) است. ریاست این سازمان مسئول نظارت و ایجاد هماهنگی با تمامی این سازمان‌های زیرمجموعه است. این سازمان‌ها موظف‌اند به شخص وی گزارش دهند. همچنین ریاست این مجموعه به عنوان یکی از مشاوران امنیتی و اطلاعاتی کاخ سفید و رئیس‌جمهور محسوب می‌شود.

انتخاب گبرد برای این جایگاه از همان ابتدا با انتقادات زیادی به خصوص از طرف متحدین ترامپ مواجه بود. اول اینکه او یک دموکرات است که مدت زمان زیادی نیست تغییر حزب داده است و نکتهٔ دیگر آن بود که هرچند گبرد یک کهنه‌سرباز بود، اما وی هیچ سابقه‌ای در زمینهٔ کارهای اطلاعاتی و امنیتی نداشت. اما به هرحال او توانست این جایگاه را تصاحب کند. فقط چند ماه از کار او در کابینه گذشته بود که مشکلات از راه رسید. تنش‌های ایالات متحده و ایران به شدت بالا گرفت. ترامپ هر روز ایران را تهدید به حملهٔ نظامی کرد و مدیر اطلاعاتی او گبرد به عنوان یک فرد ضد مداخلهٔ نظامی خود را در تنگنای سختی می‌دید که می‌توانست بر روی تمامی آیندهٔ سیاسی‌اش تأثیر بگذارد. اما نقطهٔ اوج مشکلات ترامپ و گبرد سال گذشته پس از بالا گرفتن تنش‌ها مابین ایران و ایالات متحده بود. دقیقاً قبل از حملهٔ آمریکا به فردو، گبرد برای جلسهٔ استماع در کنگره حاضر شد و در مقابل نمایندگان تحت سوگند ابراز داشت که هیچ اطلاعاتی مبنی بر اینکه ایران به دنبال ساخت بمب اتم است وجود ندارد. پس از حملهٔ آمریکا به ایران در عملیات «چکش نیمه‌شب»، ترامپ در مقابل خبرنگاران حاضر شد و گفت: «گبرد اشتباه می‌کند و برایش اهمیتی ندارد که گبرد چه گفته است. به نظر من ایرانی‌ها به داشتن بمب اتم خیلی نزدیک بودند».

صحبت گبرد واضح بود: جمع‌بندی او از گزارش‌های ۱۸ سازمان اطلاعاتی آن بود که ایران به هیچ عنوان یک تهدید قریب‌الوقوع برای ایالات متحده نیست. اما مشخص بود که اطلاعات او با اطلاعاتی که به ترامپ می‌رسد متفاوت بوده است. پس از این اتفاق بود که بسیاری معتقد بودند گبرد و ترامپ بیش از این نمی‌توانند با هم کار کنند. از اینجا به بعد حضور و نقش گبرد تا حدودی به حاشیه کشیده می‌شود، تا اینکه در اوایل سال میلادی جاری ایالات متحده و رژیم صهیونیستی حملهٔ دوباره‌ای را به ایران آغاز می‌کنند. گبرد سعی می‌کند که خود و سازمانش را از تصمیمات ترامپ کنار بکشد و مسئولیت جنگ اخیر را به گردن ترامپ بیندازد. گبرد در جلسهٔ استماع کنگره در ماه مارس به این سؤال که آیا سازمان اطلاعاتی او درباره نتایج مخرب شروع جنگ و بسته شدن تنگهٔ هرمز و بهم ریختن اقتصاد جهانی به دولت هشدار داده بود، طفره رفت و سعی کرد این سؤال‌ها را بی‌جواب بگذارد.

او همچنین دربارهٔ اینکه آیا واقعاً ایران برای ما تهدید بود گفت که این که چیزی برای ایالات متحده تهدید است یا نه، فقط در اختیارات ریاست‌جمهوری است و ترامپ تشخیص داده که ایران یک تهدید قطعی است. هرچند او ترجیح داد در جلسه سکوت کند و مستقیماً با ترامپ درگیر نشود، اما او در گزارش مکتوب خود به کمیتهٔ اطلاعاتی کنگره نوشت ایران هیچ تلاشی برای بازسازی توان هسته‌ای خود که در جنگ گذشته توسط آمریکا تخریب شده بود، نکرده است؛ که این نظر هم دقیقاً با اظهارات ترامپ در تناقض بود. اما این تناقض‌ها از کجا حاصل می‌شود؟ هرچند گبرد سکوت می‌کند، اما کسانی هم بودند که درست مواضعی مانند گبرد داشتند، اما ترجیح دادند که مستقیماً آن را بیان کنند. جو کنت همکار تولسی گبرد و رئیس مرکز ملی ضد تروریسم دقیقاً همان شخص است. او که درست مانند گبرد خود را در تنگنایی میان شرافت کاری و حرفه‌ای خود می‌دید، دو ماه قبل از گبرد استعفا داد. او در نامهٔ استعفای خود به دونالد ترامپ هرآنچه گبرد در طی این ماه‌ها نگفته بود را برملا کرد. او در نامهٔ خود نوشت که وجدان او نمی‌گذارد از این جنگ حمایت کند. او نوشت ایران به هیچ عنوان یک تهدید به حساب نمی‌آمد و این مقامات اسرائیلی بودند که با رسانه‌ها و لابی‌های خود توانستند ترامپ را با اطلاعات نادرست فریب دهند و آمریکا را به همان وضعی دچار کنند که در عراق برای آمریکا ایجاد کرده‌اند. جو کنت صراحتاً گفت که این جنگ فقط و فقط بر اساس منافع اسرائیل بود و نه ایالات متحده.

اما گبرد این مسیر را نرفت. گبرد سیاست‌مدار نسبتاً جوانی است که بلندپروازی‌های زیادی برای آینده‌اش دارد. او یک بار در سال ۲۰۱۹ کاندید ریاست‌جمهوری از طرف دموکرات‌ها شد که در انتخابات درون‌حزبی نتوانست بالا بیاید. او قطعاً فرصت‌های زیادی را برای آیندهٔ خودش در حزب جمهوری‌خواه می‌بیند. به همین دلیل هم ترجیح داد که آرام و بی‌سر و صدا پستش را ترک کند تا به آیندهٔ کاری‌اش در حزب ضربه نخورد. او می‌داند که اگر بخواهد با ترامپ مستقیماً دربیفتد، دیر یا زود مانند بسیاری مانند توماس مسی، یا مارجری تیلور گرین و یا دیگران با فشار لابی صهیونیستی و خود ترامپ از حزب کنار گذاشته می‌شود و، چون گبرد یک بار حزبش را تغییر داده است، این دقیقاً به معنی آن است که عمر سیاسی‌اش به پایان می‌رسد.

ترامپ بلافاصله پس از استعفای گبرد آرون لوکاس را برای جایگزینی معرفی کرد. ترامپ این بار اشتباهش را تکرار نکرد و کسی را به این جایگاه رساند که دارای وجه سیاسی و بلندپروازی چندانی نباشد، تا مبادا بخواهد بر خلاف سیاست‌های او موضعی بگیرد؛ روندی که وی در بسیاری از جایگاه‌های دیگر دولتش انجام داده است. لوکاس فردی اطلاعاتی و امنیتی است؛ نه بسیار بزرگ، اما او یک مدیر میانی در سیا بوده است و تجربهٔ ۲۰ ساله در فعالیت در جامعهٔ امنیتی آمریکا دارد. او همچنین سابقهٔ طولانی در همکاری با اندیشکدهٔ کیتو (Cato) دارد و با همسرش نیز در همین مؤسسه آشنا شده است. مؤسسهٔ کیتو یک نهاد علمی غیرانتفاعی است که در راستای حفظ و گسترش ارزش‌های لیبرترین، اقتصاد کاپیتالیستی و بازار آزاد فعالیت می‌کند. هرچند این مؤسسه مستقیماً از نهادهای فدرال پولی دریافت نمی‌کند، اما حمایت‌های مالی آنها عموماً از گروه‌های محافظه‌کار به علاوهٔ شرکت‌های بزرگی مانند گوگل، فیسبوک و والتون تأمین می‌شود. باید دید که لوکاس و تیم جدید اطلاعاتی او تا چه میزان می‌توانند در برابر لابی صهیونیستی مستقل بمانند و آیا اصلاً علاقه‌ای به این کار دارند یا مانند بسیاری دیگر در کاخ سفید قرار است چشم خود را بر روی اشتباهات و سیاست‌های تحمیل‌شده بر ترامپ ببندند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.