به گزارش مشرق، قاسم غفوری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در شرایطی که ادعاهای کمکهای بشر دوستانه ترامپ برای اهدای آزادی به فجایعی همچون شهادت ۱۶۸ کودک مدرسه میناب و هدف قرار گرفتن بیمارستانها ختم شده است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مدعی شده است که واشنگتن کشتیهای طرف ثالث را از تنگه هرمز عبور خواهد داد و این اقدام را یک تلاش بشردوستانه برای کمک به خدمه سرگردان توصیف کرد. ترامپ در پستی در تروث سوشال ادعا کرد که این ابتکار عمل که پروژه آزادی نام دارد و قرار است از روز دوشنبه آغاز شود، با هدف کمک به کشورهایی است که «تماشاگران بیطرف و بیگناه» در این درگیری هستند. او ادعا کرد که حرکت کشتیها صرفاً برای آزاد کردن افراد، شرکتها و کشورهایی است که مطلقاً هیچ کار اشتباهی انجام ندادهاند و فقط قربانی شرایط هستند.
دزد دریایی بشر دوست میشود
پیش از هر چیز این ادعای به ظاهر بشر دوستانه از سوی ترامپ در حالی مطرح می شود که پیش از این او رسماً اذعان می کند که آمریکا دزد دریایی است که با ربایش کشتیها منافع بسیاری کسب میکند. با توجه به اعتراف ترامپ می توان به صراحت گفت که واژگان بشر دوستانه و خدمت رسانی در کلام او صرفاً فریبی برای افکار عمومی و توجیهی برای تحرکات نظامی بویژه در عرصه دریا میباشد. واژه سازیهایی که عمر آن چندان دوام نخواهد داشت، چرا که جهانیان با ماهیت تروریستی و جنایت کار او بویژه در طول جنگ رمضان آشنا شدهاند. جنایتکاری که دستش به خون کودکان مینابی آغشته است و همین جرم برای مجازات او کفایت میکند. با توجه به اینکه اعتراف به دزدی دریایی مشروعیت بخش اقدامات ایران و هر کشور دیگری برای مقابله با آمریکا بوده و بار حقوقی جهانی داشته، لذا ترامپ با واژه سازی جدید به دنبال پنهان سازی ماهیت تروریستی و ضد بشری خویش را دارد. دوگانگی رفتاری که خود سندی بر بی ثباتی ذهنی و پراکندگی تصمیم گیری در ساختار آمریکاست که به صورت هیجانی مواضعی را بدون در نظر گرفتن پیامدهای حقوقی آن مطرح و سپس تغییر موضع اجباری را در پیش میگیرند.
بشر دوستی که دوام ندارد
ادعای طرح جدید ترامپ در حالی که هیچ کشوری حتی متحدان اروپایی آن حاضر به همکاری با طرح ائتلاف سازی آن با ادعای بازگشایی تنگه هرمز نشدهاند و توئیتهای آن برای مدیریت بازار مالی آمریکا و جهان نیز ناتوان شده است، بگونهای که ترامپ برای کاهش فشارها و اعتراضات داخلی از یک سو به سرکیسه کردن اروپا با تعرفههای ۲۵ درصدی برای واردات خودرو پرداخته و مدعی شده که این کار صدها میلیارد دلار برای آمریکا سود دارد و از سوی دیگر نیز میلیاردها دلار فروش تسلیحات به کشورهای عربی را مصوب کرده تا به زعم خویش نشان دهد که اقتصاد آمریکا با جنگ رونق خواهد گرفت. نکته آمریکا اکنون بالاجبار با واژگانی که رنگ و بوی بشری دارد به دنبال دور زدن افکار عمومی آمریکا و حتی کنگره است، چرا که مخالفت با ادعای او برابر با مخالفت با آزادی تعبیر شده و این برای ترامپ جهت بازی در جنگ روایتها و سوق دادن حداقل جامعه و ساختار آمریکا به همراهی با جنگ افروزیاش دارای اهمیت است.
رویکردی از روی اجبار نه قدرت
هر چند که آمریکاییها برآنند تا این طراحی را نوعی ابراز قدرت نشان داده و حتی ترامپ همزمان بار دیگر ادعای محو ایران را مطرح و سنتکام ادعای بازگشایی معبری در تنگه هرمز را فریاد میزند، اما شواهد نشان میدهد ترامپ پس از ناکامی در سه فرآیند اصلی شامل جنگ، مذاکره و محاصره دریایی حال آغاز یک بازی چندسطحی برای خروج از بحران خود ساخته در منطقه و در سطح سیاسی در آمریکا است. او تلاش میکند با ترکیب قدرت نظامی و روایتسازی از موضع انفعال خارج شود و ابتکار عمل را به دست گیرد. به عبارتی دیگر طرح ترامپ با رنگ و بوی بشر دوستی نه یک اقدام از روی قدرت، بلکه نشأت گرفته از شکستهای و ضعفهای درونی و بیرونی است در عین آنکه او برای ورود به عرصه جنگی گسترده همچنان با چالشی به نام مهلت شصت روزه کنگره مواجه است در عین آنکه اگر به دنبال دیپلماسی نیز باشد، اجباراً باید امتیازات بسیاری برای ایران در نظر گیرد. به عبارتی دیگر ترامپ به دنبال باز تعریف تنش در منطقه و گرفتن ابتکار عمل از ایران است تا به زعم خویش با مدیریت جدید روایتها بتواند بر شکستها سرپوش و تهران را در مسیر بازی در زمین خود سوق دهد. طراحی که بخشی از آن را گرفتار سازی ایران در جنگی جدید برای توجیه داخلی و جهانی جنگ افروزی آمریکا تشکیل می دهد و بخشی از آن نیز تضعیف موقعیت ایران و اشتباه محاسباتی آن در هر گونه مذاکره برای افزایش توان چانه زنی آمریکاست.به نظر می رسد ترامپ که تاکنون در ائتلاف سازی ناتوان بوده با ژست بشر دوستی به دنبال فریب ناتو و اروپا برای ورود به جنگ باشد درحالی که نخ نما شدن این ادعاها چنان است که توان تحقق چنین طرحی را نخواهد داشت.
معادلهای که برهم میخورد
آنچه در این فرایند باید در نظر داشت آن است که آمریکا رویکرد تقابلی نوینی را در قبال ایران در پیش گرفته که بخشی از آن جنبه روانی برای تأثیرگذاری بر اقتصاد ایران و در نهایت تغییر رویکرد تصمیم سازان و تصمیمگیران از مقاومت به تسلیم شدن دارد. در این شرایط نگاه ایران باید همچنان بر اساس اصل مقاومت و تاب آوری شرایط جنگی باشد که اساس آن را نیز میدان، خیابان و دیپلماسی تشکیل میدهد. در همین حال طرف آمریکایی باید به این مهم برسد که هرگونه تحرکی با پاسخی سخت و غیر قابل پیش بینی از سوی ایران مواجه خواهد شد. پاسخی که نه صرفاً در چارچوب هدف قرار دادن ناوهای متجاوز و یا کشتیهای متخلف، بلکه باید در قالب تاثیرگداری بر تمام اقتصاد آمریکا و جهان و نیز رژیم صهیونیستی به عنوان محرک اصلی جنگ افروزی آمریکایی باشد. چاههای نفت و گاز منطقه در کنار سختتر کردن عبور و مرورهای از تنگه هرمز به صورت پیش دستانه مولفهای بازدارنده در برابر سطح جدید جنگ افروزی آمریکا خواهد بود. هشدارهای مطرح شده از سوی قرارگاه خاتم و نیروی دریایی سپاه و ارتش در باب پیامدهای هرگونه تهدید علیه ایران گواهی بر این رویکرد مقتدرانه است که می تواند معادلات آمریکا در بازی بشر دوستانه را بر هم زدند. بیداری افکار عمومی در برابر ماهیت ضد بشری آمریکا بویژه پس از جنایت میناب کاهش قدرت ماندگاری سناریوی جدید ترامپ را به همراه دارد بویژه آنکه جامعه جهانی نیز تحت تاثیر بحران اقتصادی و اقتدار نظامی ایران حاضر به مشارکت در این طراحی نمیباشد. وضعیت شکننده آمریکا چنان است که حتی اندیشمندانی همچون مرشایمر تاکید میکنند که تنها راه پیش روی ترامپ اذعان به شکست و خروج از منطقه است و استمرار تنش آفرینی جز هزینه برای آمریکا نتیجهای ندارد بویژه اینکه ایرانیها تسلیم ناپذیر بوده و حاضر به گذشتن از حقوق خود از جمله در تنگه هرمز نمیباشند.بر این اساس طرح ترامپ نه طرح ازادی بلکه طرح بن بستی است که می تواند زمینه ساز شکستهای تازهای برای آمریکا و تسریع کننده افول هژمونی ادعایی آن باشد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.