کد خبر 1809104
تاریخ انتشار: ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۹

در جنگ ۴۰ روزه، ایران به تسلیحاتی از آمریکا دست یافت که مهندسی معکوس آن‌ها مشتریان زیادی دارد.

به گزارش مشرق، دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه برای موازنه‌های جهانی آمریکا زیان‌بار بوده‌اند. واشنگتن گمان می‌برد با حملات به ایران و تحمیل اراده خود باعث بهبود اوضاع خود در سراسر جهان خواهد شد؛ اما ناکامی‌اش باعث جسور شدن رقبا و حتی متحدانش شده‌اند. فردریش مرتس صدراعظم آلمان که با حضور در قدرت مواضعی محافظه‌کارانه در برابر آمریکا داشت حالا در برابر این کشور ایستاده و ضمن جلوگیری از حضور کشورش در جنگ گفته ایران توانست آمریکا را تحقیر کند.

چارلز سوم، پادشاه انگلیس که کشورش هدف اصلی تحقیرهای آمریکا بوده در دیدار اخیر خود با دونالد ترامپ رئیس‌جمهور این کشور، پاسخ گزنده‌ای به وی داد. ترامپ بارها ادعا کرده اگر آمریکا نبود، با پیروزی هیتلر و آلمان تازی در جنگ جهانی دوم کشورهای اروپایی امروزه باید آلمانی صحبت می‌کردند. چارلز به ترامپ یادآوری کرده اگر انگلیس نبود، مردم آمریکا امروز باید فرانسوی صحبت می‌کردند.

محاسبات قدرت‌های جهانی ساده نیست و آن‌ها موارد مهمی و قطعی را در نظر می‌گیرند. آمریکا با صفی از رقبا روبه‌روست اما با گرفتاری در جنگ با ایران تنها در ۴۰ روز یک‌سوم ذخایر موشک‌های کروز تاماهاک و یک‌چهارم ذخایر کروزهای پنهان‌کار خود را مصرف کرده و بر باد داد. این نسبت در موشک‌های رهگیر تاد و پاتریوت به نیمی از ذخایر می‌رسد.

ازسوی‌دیگر آمریکا به دلیل سیاست خود در حملات کوبنده اولیه، گرفتاری و شتاب زندگی در جنگ با ایران و ساخت تصویر فوری پیروزی از بهترین سلاح‌ها و تاکتیک‌های رزمی خود بهره گرفت که همه افشا شده و البته در تأمین نتایج مدنظر واشنگتن ناکام ماندند. بدتر آنکه تعدادی از این سلاح‌ها به طور کامل یا نسبی در اختیار ایران قرار گرفته‌اند.

آمریکا خاطره خوبی از ایران در این باره ندارد. تقریباً دو دهه قبل پهپاد پیشرفته و رادارگریز ‌ار کیو-۱۷۰ در اختیار ایران قرار گرفت که منجر به مهندسی معکوس و ساخت پهپادهای سری سیمرغ در ایران شد.

نکات

درباره افشای قابلیت‌های تسلیحاتی و رزمی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران نکات ذیل حائز اهمیت‌اند:

۱- روس‌ها، چین و ایران در دهه‌های اخیر نمونه‌های موفقی از مهندسی معکوس و الگوگیری از فناوری‌های غربی داشته‌اند. برای چین و ایران صحنه وسیع‌تر بوده و علاوه بر غرب شامل فناوری‌های شوروی یا روسیه نیز می‌شود. ازاین‌رو توانمندی مهندسی معکوس و کارآمدی در سمت قدرت‌های شرقی وجود دارد.

بخشی از این مهندسی معکوس ناشی از برتری غرب در فناوری است و شرق با این اقدام مانع از گسترش شکاف می‌شود.

بااین‌حال آمریکا خود نیز دست به مهندسی معکوس می‌زند که یکی از موارد نادر، مهم و جدید آن ساخت پهپاد انتحاری لوکاس از روی پهپاد ایرانی شاهد-۱۳۶ است. اقبال جهانی به این پهپاد باعث ساخت نمونه‌های مشابه در تعداد زیادی از دولت‌ها شده که شامل چین، ترکیه و مصر می‌شود.

۲- مهندسی معکوس سلاح‌های آمریکایی به طور کامل شاید نه به‌صرفه و نه امکان‌پذیر باشد، اما هر سلاح دارای فناوری و بخش‌های مختلفی است که بازیابی و الگوگیری از آن می‌تواند به ارتقای توان ایران منجر شود.

فهم قسمتی از این فناوری‌ها فوری به دست آمده و قسمتی دیگر نیازمند زمان طولانی‌تر و یا همکاری‌های بین‌المللی‌اند.

۳- آشکارشدن عملکرد سلاح‌های آمریکایی زیانی جبران‌ناپذیر برای آن‌هاست زیرا امکان غافلگیری اولیه را رفع کرده و زمان تطبیق‌پذیری رقبای این کشور را کاهش می‌دهد.

سطح مقطع راداری، ارتفاع و سرعت پرواز، زوایای برخورد، قدرت انفجار کلاهک، نرخ سقوط در طول مسیر و همچنین نقاط ضعف و آسیب‌پذیری که در جنگ رمضان تا حدودی مشخص شده‌اند، کمک خوبی به رقبا برای آمادگی‌های آتی است.

سطح مقطع راداری، ارتفاع و سرعت پرواز به تنظیم سامانه‌های پدافندی و یا ساخت نمونه‌های تخصصی کمک می‌کنند. ازسوی‌دیگر در طول نبردها مشخص می‌شود کدام سامانه‌های پدافندی قادر به شناسایی و درگیری با آن سلاحند.

زوایای برخورد و قدرت انفجار برای دشمنان آمریکا جهت ساخت سازه‌های مستحکم فرماندهی و انبارها اهمیت دارد.

نرخ سقوط به همراه دلایل سقوط یکی دیگر از ویژگی‌های افشا شده است. دلایل سقوط در طول مسیر می‌تواند به مسائلی مانند تأثیر منفی هوای گرم بر موتور، دشواری حرکت در مسیرهای کوهستانی و یا اشکال در مسافت‌های طولانی مربوط باشد.

۴- سلاح‌های آمریکایی به‌دست‌آمده دارایی دوگانه ایران‌اند؛ در وهله اول آن‌ها برای مهندسی معکوس در ایران مورداستفاده قرار می‌گیرند. در وهله دوم، مزیت‌های ناشی از همکاری‌های بین‌المللی وجود دارد. ایران در قالب همکاری‌های بین‌المللی ضمن فهم اجزای بیشتری از سلاح به‌دست‌آمده، می‌تواند در ازای فراهم‌آوردن امکان بررسی سلاح برای دولت‌ها، از آن‌ها فناوری‌های دیگری نیز دریافت کند.

شاید برخی از فناوری‌های سلاح آمریکایی فعلاً به کار ایران نیایند؛ اما به طور فوری دولت رقیب واشنگتن به آن‌ها نیاز داشته باشد؛ در چنین شرایطی درخواست حتمی تهران، دریافت فناوری‌هایی در ازای همکاری دوجانبه است که هم‌اکنون به‌شدت ضروری باشند.

۵- بررسی قطعات برجای‌مانده از سلاح‌های آمریکایی می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره هزینه واقعی، نرخ تولید و گلوگاه ساخت را در اختیار ایران بگذارد. بررسی هزینه تمام‌شده سلاح می‌تواند نشان دهد آیا اطلاعاتی که آمریکا درباره این سلاح‌ها به اشتراک گذاشته واقعی‌اند یا برای فریب منتشر شده‌اند. کشف نرخ تولید با جمع‌آوری اطلاعات مرتبط با هزینه تولید کمی آسان‌تر می‌شود. با کشف حدودی نرخ تولید می‌توان سطح ذخایر دشمن و توانایی‌اش برای تداوم جنگ را ارزیابی کرد. ارزیابی قطعات و مشخص‌شدن شرکت‌های دخیل در تولید می‌تواند ضرباتی دوگانه برای آمریکا در پی داشته باشد؛ دولت‌های رقیب برای تولید نمونه‌های مشابه باید زنجیره قطعات را تکمیل کنند و در این راه با جاسوسی و هک اطلاعات شرکت‌های دخیل در تولید آسان‌تر به هدف خود می‌رسند. ضربه دوم حملات سایبری و خرابکاری در خطوط تولید و مراکز تحقیقاتی این شرکت‌ها برای تضعیف و کاهش ظرفیت تولید سلاح در آمریکاست.

۶- افشای اطلاعات سلاح‌های آمریکایی بر مشتریان اثرگذار است؛ تعدادی از مشتریان با مشخص‌شدن اطلاعات شاید تمایل خود به خرید را از دست بدهند. آن‌ها می‌توانند با جمع‌آوری و دریافت اطلاعاتی درباره نقاط ضعف سلاح، آن را با قیمت کمتر و شرایط بهتری به آمریکا سفارش دهند.

۷- بمب‌های سنگرشکن عمل‌نکرده آمریکا پایه‌ای برای ارتقای توان موشکی ایرانند. موشک‌های بالستیک ایران با سرعت اصابت بالا در صورت مسلح شدن به پیشرفته‌ترین کلاهک‌های سنگرشکن، ویرانگرتر از گذشته عمل می‌کنند.

۸- تمام ویژگی‌های یک سلاح با اجرای فیزیکی آن مشخص نمی‌شود. بخش مهمی از درک یک سلاح با فهم مفهوم آن مرتبط است.

به‌عنوان نمونه، دشمن که در دهه‌ها قبل سلاح‌های نقطه‌زن و با هدایت دقیق را برای هدف‌گیری اهداف ثابت، ارزشمند و حیاتی مانند رادارها و مراکز فرماندهی توسعه داد؛ اما در سال‌های اخیر روی قابلیت هدف‌گیری اهداف متعدد متمرکز شده است.

در این مفهوم، سلاح‌های کوچک دور ایستایی ساخته می‌شوند تا بتوان تعداد زیادی از آن‌ها را روی جنگنده‌ها نصب کرد.

با بررسی سلاح‌ها و نوع تاکتیک‌های دشمن می‌توان سهم این مفهوم را در سیاست تهاجمی دشمن حدس زده و راه‌های مقابله با آن را طراحی کرد.

به طور مثال، پرتاب این مهمات کوچک و دقیق به‌شدت وابسته به پهپادهای شناسایی -رزمی پیشتاز است که برای شناسایی اهداف متحرک وارد محدوده خطر شده‌اند. یک راه مهم در ناکارآمد ساختن مفهوم رزمی دشمن، تمرکز بر هدف‌گیری پهپادهای شناسایی دشمن است.

منبع: روزنامه فرهیختگان