کد خبر 1802695
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۷

به گزارش مشرق، مسعود پیرهادی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

جنگی که با طراحی آمریکا و رژیم صهیونیستی و با خیال «ضربه نهایی» به جمهوری اسلامی آغاز شد، در واقع به صحنه‌ای برای آشکار شدن یک حقیقت قدیمی تبدیل شد که اینجا صرفا یک جغرافیا نیست؛ یک ملتِ صاحب‌باور و یک نظامِ ریشه‌دار در دل مردم ایستاده است.

آن‌ها آمده بودند تا «سریع تمام کنند»، اما درگیر واقعیتی شدند که نه در اتاق‌های فکرشان دیده بودند و نه در محاسباتشان جا می‌شد.

معیار موفقیت چیست؟

در جنگ‌ها، آن‌چه تعیین‌کننده است، نه حجم خرابی‌ها، بلکه نسبتِ «هدف» و «دستاورد» است. از این منظر، ماجرا روشن است:

• تغییر نظام سیاسی ایران، نه‌تنها محقق نشد، بلکه انسجام درونی کشور را افزایش داد.

• مهار ایران در تنگه هرمز، به ضد خود تبدیل شد و این گذرگاه به یک اهرم فعال در معادلات تبدیل گردید.

• وادارسازی ایران به عقب‌نشینی، جای خود را به پذیرش واقعیت قدرت ایران داد.

این یعنی شکست، نه در میدان، بلکه در «تصمیم و طراحی».

اما این توفیق چگونه حاصل شد؟

این نقطه‌ای است که تحلیل‌های سطحی از آن عبور می‌کنند.

۱. نقش رهبر شهید؛ طراحی یک افق، نه صرفا اداره یک بحران

رهبر شهید ما، پیش از آن‌که این جنگ آغاز شود، مسیر را روشن کرده بود. تأکید او بر «ایستادگی فعال»، «تکیه بر توان داخلی» و «بی‌اعتمادی به وعده‌های دشمن» فقط توصیه نبود، نقشه راه بود.

او جنگ را صرفا در میدان نظامی نمی‌دید؛ آن را یک نبرد اراده‌ها می‌دانست. به همین دلیل، به‌جای واکنش‌های مقطعی، بر ساخت قدرت درونی، پیوند مردم با نظام و تبدیل تهدید به فرصت تأکید داشت.

در واقع، آنچه امروز به‌عنوان پیروزی دیده می‌شود، ثمره همان «نگاه بلند» است؛ نگاهی که قبل از شروع درگیری، پایان آن را دیده بود.

۲. مردم؛ ستون پنهانی که همه‌چیز بر آن ایستاده است

هیچ‌یک از این دستاوردها بدون مردم ممکن نبود.

مردمی که:

• در سختی‌های اقتصادی ایستادند

• در جنگ روانی عقب ننشستند

• در بزنگاه‌ها، پشت نظام را خالی نکردند

این همان نقطه‌ای است که دشمن بارها روی آن حساب کرد و هر بار خطا رفت. تصورشان این بود که فشار، شکاف ایجاد می‌کند؛ اما نتیجه، همبستگی بیشتر شد.

در واقع، اگر بخواهیم صادق باشیم، پیروزی در این جنگ، پیش از آن‌که در میدان رقم بخورد، در «اعتماد متقابل مردم و نظام» تثبیت شد.

۳. شهدا؛ پیشران و ضامن جهت

این مسیر، بدون خون طی نمی‌شود.

از شهید لاریجانی تا امیر موسوی، از پاکپور تا خطیب و خادمی و دیگرانی که امروز در میان ما نیستند، هرکدام بخشی از این پیروزی را با جان خود نوشتند.

شهدا فقط تلفات جنگ نیستند؛ آن‌ها «ضامن جهت» هستند. اگر این مسیر منحرف نشد، اگر در لحظات سخت تصمیم غلط گرفته نشد، اگر ایستادگی به سازش تبدیل نشد، بخش مهمی از آن به برکت همان خون‌هاست.

آن‌ها رفتند، اما معادله را به نفع ما تثبیت کردند.

۴. نتیجه راهبردی؛ جابه‌جایی واقعی موازنه قدرت

آنچه رخ داد، صرفا یک پیروزی نظامی یا سیاسی نیست؛ یک تغییر در سطح نظم منطقه‌ای است:

• هژمونی آمریکا در غرب آسیا ترک برداشت

• ایران به‌عنوان یک بازیگر تعیین‌کننده تثبیت شد

• پروژه فشار حداکثری بی‌اعتبار شد

• محور مقاومت، از یک بازیگر مزاحم، به یک واقعیت غیرقابل حذف تبدیل شد

اگر بخواهیم این ماجرا را در یک جمله خلاصه کنیم:

این توفیق بزرگ، محصول «طراحی یک رهبر»، «ایستادگی یک ملت» و «خون یک نسل از شهدا»ست.

دقیقا به همین دلیل است که دشمن، با وجود همه ابزارهایش، باز هم در فهم این پدیده دچار خطاست.

چون هنوز نفهمیده با یک کشور طرف نیست؛ با یک «جریان زنده» مواجه است.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.